جستجو
آرشیو

You are currently browsing the archives for the هنر دینی category.

آرشیو مطالب در دسته بندی ‘هنر دینی’

در سینمای ایران نسبت دین و سینما خیلی بالا نیست

کوشکی

از انتشار کتاب «آفتاب و آینه» محمدصادق کوشکی بیش از یک سال می‌گذرد. کتاب در بازار یافت نمی‌شود. با وجود آنکه در مخازن کتابخانه ملی وجود دارد، امکان امانت گرفتنش نیست و البته شخص صادق کوشکی نیز معتقد است در این بازه زمانی مورد نقد قرار نگرفته است. از همین رو فرصت را مغتنم شمرده و در گفتگویی با او از بابت کتابی باب سخن را باز کردیم که قصدش ایجاد رابطه میان سینما و شریعت است. صادق کوشکی، استاد دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران چند سالی در برنامه‌های مختلف از نگاه شریعت‌مدارانه خود دفاع می‌کند و البته معتقد است کسی کتاب او را که شاکله نگاه اوست را نقد نکرده است. آنچه می‌خوانید گفتگوی تفضیلی  با این نویسنده و اندیشمند حوزه فرهنگ و تمدن اسلامی است:

***

* جناب کوشکی کتاب شما در کتابخانه ملی قابل امانت نیست.

کوشکی: این هم خودش یک ماجراست، خودش یک خبر فرهنگی است. من نمی­‌دانم چرا این‌طوری شده است!

ادامه مطلب »

مثلث معرفت، هنر و دین

سوال این است که آیا میان دو مقوله معرفت و هنر با دین ارتباطی هست یا نه؟ اگر هست چگونه توجیه می گردد؟ به عبارت دیگر آیا یک اثر هنری مثلانقاشی یک گل، دینی و غیر دینی دارد؟ همان طوری که می توان پرسید آیا فیزیک دینی و غیر دینی وجود دارد یا نه؟ انسان دیندار دنیا را در یک چارچوب تعریف می کند. یعنی دنیا را در ارتباط با معنایی می بیند که از آسمان آمده و بشر در خلق آن نقش ندارد. در حالی که انسان غیر دیندار دنیا را صرفا یک پدیده می بیند که اگر من آن را نفهمم ممکن است اصلانمود خارجی و حتی وجود نداشته باشد. بنابراین انسان دیندار هر امری را از زاویه و عینک دیانت خود می بیند. لازم به تذکر است که این بحث هرچند انتزاعی، به نظر می رسد اما بسیار کاربردی است به طوری که انسان دیندار هر هنر و معرفتی را به این شرط می پذیرد که با آن مقیاس و چارچوب دینی سازگار باشد و اگر از آن خارج باشد حتی اگر به ظاهر هنرمندانه باشد آن را اصلاهنر نمی داند. لذا امکان ندارد انسان دیندار محصول غیردینی تولید کند و یا حتی ورودی غیردینی داشته باشد.

من از آن روز که در بند توام آزادم

شادمانم که به دست تو اسیر افتادم

از طرفی انسان غیردینی تنها قید و بندش خودش است پس خودش هنر را تعریف می کند و شاخص می گذارد و هرگاه خواست به میل خود آنها را عوض می کند. نتیجه ا ین روند هم آن می شود که ممکن است در تعریف هنر، انسان تا آنجا پیش رود که بگوید: اصلاانسان خودش نباید در هنر دخالت کند و به طور ناخودآگاه هرچیز از او به وجود آمد هنر است و یا بالعکس به گونه ای مضیق و با صدها شرط به تعریف هنر بپردازد.

همان طور که می بینید به این ترتیب هنر غیردینی بسته به آنکه چه کسی آن را تعریف کند به تعداد آدم های روی زمین متفاوت خواهد بود همان طور که امروزه در مباحث پست مدرنیسم معرفت نیز مثل هنر به گونه ای افراطی نسبی شده است.

معرفت و هنر دینی کاملا استاندارد است و چارچوب دارد. که این چارچوب هم به سلیقه آدم ها نیست بلکه آدم عالم یا هنرمند می تواند آن را بپذیرد یا نه؟

آیین کلیسایی هیچ نسبتی با هنر نداشته است یعنی از ابتدای ترویج مسیحیت تا پایان قرون وسطی چنین تصور می کرده اند که هنر سمبل تجمل است در حالی که انسان برای رنج کشیدن به این دنیا آمده یعنی برای جبران گناه نخستین آدم. بدین ترتیب کلیساها همگی مکان هایی سرد و خشن و زمخت بودند و هیچ تزئینی به جز یک صلیب در آنها نبود اما با ورود اروپا به دوران رنسانس و بعد از آنکه بورژوازی هنر را در خدمت اشرافیت گرفت و کلیساها خلوت شدند، متولیان کلیسا برای جذب دوباره مردم به کلیسا به هنرمندان سفارش دادند که کلیساها را تزئین کنند. به طوری که بزرگترین آثار هنرمندانی چون میکل آنژ در این وضعیت به وجود آمد. لذا واضح است که آیین مسیحیت هیچ داعیه ای در هنر ندارد و از بحث ما خارج است. انسان هنرمند در فضای زیبایی شناسی دینی و معرفت دینی این پیش فرض را دارد که:الله جمیل و یحب الجمال.

خداوند زیبایی را تعریف کرده و اگر مثلا من (هنرمند) هم بخواهم بفهمم زیبایی چیست باید از خود خداوند بپرسم. این معنا افقی وسیع را نزد دیدگان هنرمند و عالم دینی باز می کند که اگر چه به ظاهر محدود ا ست اما این محدودیت باعث می شود ذهن او نظام مند شود و دنیا را کاملامنظم و با حکمت و زیبا ببیند. ادامه مطلب »

کشورهایی که محتوا ندارند از افسانه استفاده می‌کنند / انسان‌های خداگونه می‌توانند هر هنری را بارور کنند

به گزارش گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، محمدصادق کوشکی، کارشناس مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری با بیان اینکه هنر وقتی می‌خواهد زایندگی داشته باشد و محتوا پیدا کند باید از جایی ایده و الهام بگیرد، اظهار کرد: هنر در بهترین حالت قالب است و محتوا و مضامین هستند که هنر را از آنچه که هست متعالی‌ می‌کنند و ارتقا می‌دهند. به همین خاطر است که خیلی از ملت‌ها که مضمون و محتوا ندارند، هنر خود را در قالب اسطوره و افسانه می سازند و آن اسطوره و افسانه درون‌مایه هنرشان می ‌شود.

وی ادامه داد: فردوسی برای نگارش شاهنامه، رستم را خلق می‌کند، او باید رستمی داشته باشد تا بتواند شاهنامه را ایجاد کند و معتقد است بدون رستم، شاهنامه ناقص است. امروز نیز به لطف خدا، هنرمندان و فرهنگیان ما در دورانی به سر می برند که اگر چشم خود را به درستی بگشایند، غنی‌ترین مضامین انسانی و بشری که رویکرد الهی پیدا کرده‌اند و خدایی شده‌اند در دسترس شان قرار دارند.

کوشکی با تاکید بر اینکه انسان‌هایی که به مرز خداگونگی رسیده‌اند می توانند هر هنری را غنی و بارور کنند، گفت: بهترین جا و مکان برای ودیعه گذاشتن یاد و پیکرهای شهدا مکان‌های هنری است. اگر هنر از این مضامین عالی جدا شود، دیگر چیزی برای عرضه ندارد. به همین خاطر تشییع و خاک‌سپاری شهدا در حوزه هنری ابتکار خوبی است و هم بانیان این حرکت را باید تقدیر کرد و هم اینکه امیدوار باشیم که حضور پیکرهای شهدا در این مکان فرهنگی و هنری منبع الهام و خلاقیت باشد برای همه هنرمندانی که در این عرصه فعالیت می کنند. ادامه مطلب »

مناظره کوشکی و کرم‌پور درباره اخلاق در سینما و ژانر خیانت

*کوشکی: برخی هنرمندان تعریف شخصی خود از اخلاق را اعمال می کنند

در ابتدای این بحث کوشکی درباره بحث کلی اخلاق گفت: اخلاق در سینما را از دو زاویه می توان دید؛ نگاه اول این است که خود هنرمند اخلاق را براساس ضوابط شخصی و چارچوبهایی که خود به آن معتقد است تعریف کند و نگاه دوم این است که مبنای اخلاق طبق ضوابط حاکمیت و هنجارها و باورها و دین مردم باشد.

وی افزود: یک اثر هنری محصول این دو دیدگاه است و هنرمند چون اثرش قرار است برای عموم پخش شود باید از نگاه دوم پیروی کند.

کوشکی ادامه داد: متاسفانه هم اکنون در سینمای ما بخشی از سینماگران برای خودشان تعریفی از اخلاق دارند و در این حوزه مرزهای بازی را در نظر می‌گیرند و البته آن را هم اعمال می‌کنند در نتیجه بخشی از این هنرمندان از خط قرمزها عبور می‌کنند.

وی افزود: باید بگوییم که بخشی از حاکمیت(وزارت ارشاد) که وظیفه ایجاد ضوابط اخلاقی در این حوزه را برعهده دارد وظیفه خود را درست انجام نداده است. ادامه مطلب »

ارزش مستندسازی در بین مدیران فرهنگی ناشناخته است

علی رغم استعدادهایی که در زمینه مستندسازی وجود دارد، متاسفانه ارزش پدیده ای با نام مستند در بین مسئولان و مدیران فرهنگی شناخته شده نیست.

محمد صادق کوشکی»؛ استاد دانشگاه و مستندساز در گفت وگو با خبرنگار سرویس هنری برنا ضمن بیان مطلب فوق افزود: علت های زیادی وجود دارد که نتوانیم در عرصه مستندسازی حق مطلب را ادا کرده و تصاویر جدیدی به مخاطبان ارائه دهیم. ادامه مطلب »

از معرفت دینی تا هنر دینی

در این جلسه استاد محمد صادق کوشکی ابتدا به تبیین کلیات بحث مورد نظر پرداخت و در این زمینه دو وجهه نظر کلی را بیان داشت به طوری که اگر دو دیدگاه کلی دین مدار و غیردینی رادر نظر بگیریم یک طرف فرض خود را بر این می گذارد که معرفت و هنر با دین نسبتی وجود دارد و اینها باهم مرتبط هستند.

  سپس وی به تعریف و تبیین اجزای موضوع یعنی “چیستی معرفت و چیستی هنر” پرداخت ادامه مطلب »