جستجو
آرشیو

You are currently browsing the پایگاه اطلاع رسانی دکتر محمدصادق کوشکی blog archives for اکتبر, 2015.

Archive for اکتبر, 2015

ایفانقش سفارت انگلیس به جای آمریکا/لندن به واشنگتن هم رحم نمی کند

دکتر محمد صادق کوشکی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد سابقه حضور استعمار پیر انگلیس در ایران گفت: شاید اولین ارتباط کشورمان با استعمار انگلیس به دوران صفویه و شاه عباس برگردد که انگلیسی ها تعدادی از مأمورین شان مانند برادران شرلی را به عنوان تاجر و بازرگان در بخش های مختلف سیاسی و حتی به نوعی جاسوس در کسوت بازرگان به ایران فرستادند.

وی افزود: می دانید برادران شرلی در مسائل داخلی ایران البته به اسم مشاوره و پیشنهاد، دخالتشان را آغاز کردند تا زمان قاجار که این دخالت ها به اوج خود رسید. معمولاً سفارت انگلیس برای خودش به نوعی شأن حاکم در برقراری رابطه با ایران پیدا می کند. در دوران پهلوی و روی کار آمدن سلسله پهلوی چنانکه خود محمدرضا پهلوی در کتابش اشاره می کند که پدرم را انگلیسی ها آوردند و همان ها او را از سلطنت کنار گذاشتند؛ یعنی به اعتراف صریح محمدرضا پهلوی، انگلیسی ها در تأسیس سلسله پهلوی و در طی دوران حکومت آنها و همچنین در تحویل قدرت از رضاخان به فرزندش محمدرضا، نقشی مستقیم داشتند و شاید دیگر آخرین دخالت رسمی آنها به عنوان یک ابر قدرت در ایران بحث کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ باشد که با همکاری آمریکایی ها، سرنوشت کشورمان را به نفع خود رقم زدند. ادامه مطلب »

ارزیابی آخرین وضعیت سیاسی- نظامی یمن/ چرا تجزیه طلب‌ها دست همکاری به انصارالله دادند؟ +نقشه

برای اطلاع دقیق از صحنه میدانی در یمن و همچنین آرایش نظامی در این منطقه با دکتر محمدصادق کوشکی عضو هیات علمی دانشگاه مصاحبه‌ای ترتیب دادیم و به  این موضوع پرداختیم.

اوضاع فعلی یمن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

برای فهم تحولات یمن باید در ابتدا نیروهایی که در فضای سیاسی – نظامی یمن موثرند، شناخت. اگر بخواهیم همین الان در یمن تعداد نیروها و جریاناتی که به صورت نظامی – سیاسی فعال هستند را بشماریم باید به این فهرست اشاره کنیم:

یک عده حراک جنوبی هستند، حراک جنوبی یا فعالین جنوبی که به دنبال خودمختاری و تجزیه‌  یمن جنوبی هستند. می‌دانید که تا سال ۱۹۹۰ میلادی، یمن دو کشور بود. یمن جنوبی با گرایشات مارکسیستی مثل جمهوری دموکراتیک خلق یمن به پایتختی عدن و یمن شمالی.

یمن جنوبی در بلوک شرق قرار داشت و جزء جبهه پایداری عراق در برابر اسرائیل بود که مرکب از یمن جنوبی، الجزایر، لیبی و کشورهایی که هوادار بلوک شرق در دهه هشتاد میلادی بودند. یمن جنوبی گرایشات مارکسیستی در آن قوی است و دولت مارکسیستی داشته است. بعد از اتحاد ۱۹۹۰ تا به امروز، این نیروها از روند اتحاد، ناراضی هستند و احساس می‌کنند که اتحاد نه‌تنها به نفع مردم یمن جنوبی نشده بلکه دردسرها و مشکلات و در واقع مصائب آن‌ها را اضافه کرده است. واقعاً هم این‌گونه بوده است. یعنی حاکمان یمن متحد همه‌شان از شمال بوده‌اند و هیچ توجهی به یمن جنوبی، خواسته‌ها و مشکلاتش نداشته‌اند. ادامه مطلب »

پاتک حقوق بشری به غرب

محمدصادق کوشکی» در روزنامه «حمایت» نوشت:

دانشمندان اسلامی و متفکران غربی در مسئله حقوق بشر، دارای اختلافات مبنایی و بنیادی هستند. اساسی‌ترین اختلاف به تعریف قانون معتبر و صحیح مربوط است زیرا دانشمندان غربی، قانون موافق با خواسته‌ها و امیال انسانی را محور اعتبار قوانین می‌دانند. بررسی اعلامیه جهانی حقوق بشر نشانگر این حقیقت است که از منظر غرب، مدار تمام تصمیم‌گیری‌ها، امیال انسانی بوده و اومانیسم، جزء لاینفکّ قوانین حقوقی بشری آنان است. اما از نگاه اسلام، قانونی معتبر و دارای اعتبار است که از جانب خداوند و از طریق وحی به دست بشر رسیده و با مصالح انسانی مطابقت داشته باشد. از این رو، ارزش قانون، به تطبیق آن با مصالح مادی و معنوی انسان‌ها باز می‌گردد. بر اساس این دیدگاه، بشر تشریعاً و تکویناً بنده خداست و بر خلاف متفکران غربی که انسان را آزاد از هر قید و بندی می‌دانند، اسلام بر تسلیم و انقیاد انسان در برابر خداوند تاکید می‌ورزد.

در اعلامیه حقوق بشر که اکنون به عنوان ابزاری سیاسی برای سرکوب کشورهای مخالف با سیاست‌های غرب مورد استفاده قرار می‌گیرد، دین و مذهب آشکارا مورد بی‌اعتنایی قرار دارد. در مادّه یک این اعلامیه جهانی آمده است: «تمام افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند …» کلمه «به دنیا آمدن» اشاره‌ای به خالق انسان ندارد و چنانچه با رویکردی الهی و دینی به نگارش درآمده بود از واژه «آفریده شدن» استفاده می‌گردید؛ بدین صورت که «تمام افراد بشر آزاد آفریده می‌شوند ….» این اعلامیه، نه تنها نسبت به آموزه‌های الهی بی‌تفاوت است، بلکه درباره احکام صادره در ادیان آسمانی صریحاً موضعی منفی اتخاذ نموده است. به عنوان مثال در ماده ۵ آن آمده است: «احدی را نمی‌توان تحت مجازات قرار داد …» این ماده، اشاره‌ای کنایه‌آمیز به مجازات‌هایی دارد که در کشورهای اسلامی بر اساس دین مبین اسلام برای بزهکاران و مجرمان در نظر گرفته شده است. سوال اینجاست بر چه اساسی و بر اساس کدام معیار و ملاکی می‌توان مجازات‌هایی که به وسیله قانونگذاران جوامع اسلامی تدوین گردیده است، تماماً مردود شمرد و بر خلاف مرام انسانیت تلقی کرد! ادامه مطلب »