جستجو
آرشیو

قدس

وقایع اخیر قدس به دلایلی در ایران بازتاب نیافت. شاید باورتان نشود، ولی امروز برای خود من اتفاقی افتاد که شرمنده شدم. سر کلاسی که دانشجوهای گرایش خاورمیانه ی دانشگاه تهران بودند که این وقایع در حوزه ی تخصصشان اتفاق افتاده است وقتی از وقایع اخیر قدس پرسیدم هیچ کس خبر نداشت. ببینید این روند بی‌خبری تا کجا پیش رفته است. صدا و سیما هم که به بهانه ی خراب نکردن شیرینی عید مردم اخبار را چندان بازتاب نداد. ابتدا که تصادفات جاده ها را می گفت و سپس هم که خبرهای دیگر و بعد هم که نوبت معرفی دیدنی های فلان استان بود و در آخر خبر می داد چند فلسطینی هم کشته شده اند… در نشستی با دکتر رمضان عبدا… ایشان نکاتی را مطرح کردند که ابتدا آن‌ها را ذکر می کنم. در برخی از رسانه ها روند چند ماه اخیر به عنوان فلسطین در آستانه ی انتفاضه ی شوم معرفی شده است. اسراییل در هفته ی آخر شب عید (گل خرید ایرانیان) کنیسه ای را در بیت المقدس افتتاح کرد. قبلا شهر بیت المقدس را هم پایتخت اسلام کرده اند و حتی سفارت چند کشور هم به این شهر رفته است. این کنیسه در ۴۵۰ متری سایت مسجدالاقص(۱۵-۱۶ مکان مقدس برای مسلمانان مسیحیان) بنا شده است و ادعا می‌کنند که تا وقتی این کنیسه و معبد هیکل بازسازی نشده است ما محراب نداریم، سرگشته ایم و باید جلوی دیوار ندبه- که احتمالا رییس جمهورهای امریکا را جلوی آن دیده اید- عبادت کنیم. این کنیسه ی خراب نماد مظلوم نمایی آن ها هم شده است. با معماری تاریخی ساخته شده است تا نمادی باشد از این که این بنا در تاریخ بوده است و خراب شده است. با نام «خراب» هم که این مظلوم نمایی کامل می‌شود.حال هرکس وارد این شهر می شود، دیگر گل سرسبد شهر را قبه الصخره نمی بیند، چرا که دیگر بلند ترین بنای مذهبی شهر کنیسه است و نه قبه الصخره، و این گردشگران را هم به کنیسه ی خراب جذب می کند و این هم مایه ی تبلیغ است. صهیونیست ها از تمامی جهان هنرمندانشان را جمع کرده اند و هیکل سلیمان را روی همه جای این کنیسه حک کرده اند. سه روز افتتاح این کنیسه اوج دعوای کرانه ی باختری با ارتش اسراییل بود(هفته ی آخر اسفند). پس متأسفانه باید بگویم گام اول یهودی سازی قدس برداشته شده است. این تستی برای سنجش حساسیت جهان اسلام بود که جهان اسلام در آن مردود شد و حساسیتی نشان نداد و بدون واکنش چندانی این کنیسه افتتاح شد. این کنیسه ۱۲ پنجره به عنوان نماد ۱۲ سبط دارد، و گنبدش هم ۲۵ متر – وبالاتر از گنبد قبه الصخره- ارتفاع دارد. افتتاح آن هم با حمل تورات سوخته و دیگر تشریفات از این دست انجام شد که احساس یهودیان سراسر جهان را برانگیزد. من به سهم خودم احساس رفوزگی کردم که صهیونیست ها پرچم یهودی سازی را بالا برده اند و امید تازه ای درونشان دمیده است و باانگیزه تر شده اند و من هم هیچ غلطی نتوانسته ام بکنم. این واقعه در مقام مثال برای آن ها مثل فتح خرمشهر برای ما بود که پس از رجز خواندن های صدام که کلید بصره را به ایران می دهم اگر خرمشهر را بگیرد این کار را انجام دادیم و این برای ما یک واقعه ی بسیار روحیه بخش و امیدوار کننده بود. همین اتفاق هم باعث شد تا آن ها مستی پیدا کنند و حرکت های بعدی را در مقابل بی حساسیتی مسلمانان با سرعت هرچه بیشتر ادامه دهند. یک قلمش هم که احداث ۱۶۰۰ واحد مسکونی یهودی در بیت المقدس است که حتی در مقابل فشار ظاهری امریکا و مذاکره نکردن ابومازن هم دیگر تسلیم نمی شود. الآن بافت بیت المقدس پیچیده شده و محله به محله صهیونیست ها دارند می گیرند و پیش می‌روند. اسراییل از سال ۱۹۶۷ تاکنون مشغول ساختن شهرک های کوچک یهودی در این شهر است که به دلیل حساسیت بسیار بالای این شهر، این کار کم کم پیش می رفت. مسلمانان در این شهر پراکنده اند، ولی هنوز هستند. اگر مثلا تا حالا این روند ۵۰ واحد ۵۰ واحد پیش می رود، حالا که اسراییل حساسیتی ندیده است ۱۶۰۰ واحدی پیش می رود که این بی سابقه است. اسراییل اعلام کرده است که من این کار را انجام می دهم، همزمان اگر کسی می خواهد مذاکره کند بیاید، ولی به عنوان پیش شرط قطع ساخت را نمی پذیرد. موضوع بعدی حملات مجدد به غزه است. یک هفته است که این حملات بسیار شدید شده است. شدیدترین حملات به غزه پس از جنگ ۲۲ روزه هم اکنون در حال رخ دادن است. با موشک و هواپیما و هر چه بشود دارند می زنند. اکنون حداقل شریان های زندگی غزه هم با دیوار فولادی مصر از بین رفته است. اسراییل معتقد است که عامل اصلی شکست قبلی همین تونل ها بود که ارتباط غزه را با دنیای خارج حفظ می کرد، و حالا با از بین رفتن این تونل ها می توان در یک حمله ی اعلام نشده و به دور از فشار رسانه ها و افکار عمومی کار حماس را یکسره کرد. در واقع یکی از عوامل شکست اسراییل هم این بود که جنگ قبلا اعلام شد و هدف هم برای آن مشخص شد، ولی الآن بدون اعلام جنگ و تعیین هدف دارند حمله می کنند. اگر موفقیت آمیز بود که حماس سرنگون می شود و اگر هم نبود، این فقط یک دعوای مرزی است که هر روز بوده است، ولی با قدرتی مثلا ۵۰ برابر قبل. این اجازه را سکوت جهان اسلام و جهان عرب به آن ها داده است. در همین رابطه در خط تماس لبنان با رژیم صهیونیستی، اسراییل در وضعیت جنگی ۱۰۰% در سه هفته ی اخیر قرار دارد. به طوری که این آرایش پس از جنگ ۳۳ روزه بی سابقه است و در مقابل هم حزب ا… آرایش کاملا جنگی گرفته است و خود را برای حمله ی اسراییل آماده کرده است. این گارد جنگی اسراییل نکته ایست… . اما اگر کسی واقعیت سرزمین های اشغالی را مطالعه کند می فهمد که اسراییل علی رغم این گاردها، در درون خودش از لحاظ هویت اجتماعی و ساختارهای درونی گرفتار یک کشمکش میان مرگ و زندگی است. شاخصه های زیادی این را نشان می دهد. یکی این است که میزان جوانانی که حاضرند در سربازی برای اسراییل داوطلبانه شرکت کنند به حداقل میزان خود در ۵۰-۶۰ سال گذشته رسیده است. اسراییل کلا کشوری است کاملا نظامی. ۳سال سربازی برای همه اجباری است و تا ۵۰ سالگی هم همه ی مردم سالی یک ماه جزو یگان احتیاطند. اما با این حال استقبال جوانان از ارتش به حداقل رسیده است. بیکاری، بحران های اجتماعی، خشونت، قتل و … هم به حداکثر میزان خود رسیده اند. مهاجرت معکوس دارد جدی می شود و افزایش می یابد. سرمایه هایی که روزگاری موتور محرکه ی اسراییل بود در حال خارج شدن است. این ها نقاط ضعف اسراییل است که باید روی آن کار کرد. اما بحران سیاسی هم قسمت دیگری از بحران فراگیر اسراییل است. در دو جنگ گذشته و شکست اسراییل دعوای جناحی در این کشور بالا گرفته است. در اسراییل طیفی از احزاب داریم. احزاب تندرو مانند «اسراییل خانه ی ما» که در مقابل احزاب دیگر مدعی اند و معتقدند که تنها راه اسراییل جنگ با اعراب و کشتن و خارج کردن آن ها از سرزمین های موعود است. اکنون هم رهبری اسراییل در دست این هاست. بخش دیگر میانه روها هستند که معتقد به مذاکره با ابومازن برای سرکوب حماس هستند به این صورت که نیروهای خود ابومازن را برای سرکوب حماس بفرستند.مثل حزب کارگر. احزاب دیگر مثل حزب لیکود، ویا حزب تازه تأسیس کادیما در طیفی میان این دو اند. در دوره‌ی اخیر هر حزبی تقصیر شکست ها را گردن دیگری می اندازد و بحران سیاسی بی سابقه ای در دولت رخ داده است. به طوری که بعضا تحلیل هایی می شود مبنی براین که شکل نظامی گرفتن و ایجاد جنگ و … هم توسط اسراییل برای فرافکنی این بحران هاست. در مقابل اعتقاد این است که – به اعتقاد من و شما کاری ندارد، این اعتقاد آنهایی است که خداوند در زمان کنونی وظیفه ی دفاع در خط مقدم را بر عهده‌شان گذاشته است- ما می توانیم و یقین داریم که می توانیم اسراییل را شکست دهیم. این اعتقاد را بچه های حزب ا… و جهاد اسلامی و حماس و … دارند و برای جنگ آخر لحظه شماری می‌کنند، و این اعتقاد همان چیزی است که سید حسن اعلام کرد که جنگ بعدی جنگ آخر است. او که حداقل در میان جبهه ی دشمن به صادق بودن و بلوف نزدن مشهور است. از این نظر افق روشن است، اما این افق روشن وقتی به دست می‌آید که پشت سر آن عمل باشد. ما چه می توانیم بکنیم؟ مطمئنا یکی از وظایف ما مطالبه گری است که باید باشد و در جای خودش هم محفوظ است. اما کارهای اجرایی هم می توان انجام داد. چند کار در این زمینه به عهده‌ی من و شماست و کارهای مهمی هم هست. قرآن بسیاری از جاها وقتی از جهاد ذکر می کند، اول جهاد بِاَموال می گوید و سپس بِاَنفس.پس حداقل ما جاهدوا بِاَموالهم را عمل کنیم. خدا ما را حداقل از جهاد مالی بازخواست می کند. ما هنوز شبکه ی مالی برای کمک به فلسطین نداریم، در حالی که اسراییل سال‌هاست که این شبکه را دارد. این هم ارزش روانی دارد، هم ارزش مالی. ارزش روانی آن را هم نباید دست کم گرفت. ما خودمان در جنگ این را امتحان کرده‌ایم، که وقتی غذایی مثلا با دستنوشته ی یک بچه همراه بود، یا با حرفی از مردم، یا می دانستیم که این ها را مردم دانه دانه پول روی هم گذاشته اند و فراهم کرده اند، تأثیرش اصلا شبیه جیره ی هرروزه ی تدارکات نبود. حداقل همین پیام را دارد که شما تنها نیستید و مردمی پشتتان هستند که پولشان را روی هم می گذارند و برایتان می فرستند. واقعیت این است که اوضاع مالی حماس، جهاد اسلامی و حزب ا… هم خوب نیست. چون در تحریم ها راه‌های تنفسی این‌ها از شبکه های بانکی قطع شده است. در امریکا، اروپا، افریقا و… افراد محدود، بازداشت یا مصادره ی اموال شده اند، کاملا هم بی سروصدا. یک شبکه ی مالی می تواند ایجاد دغدغه در داخل هم بکند، چون کسی که پول میدهد، آنچه را برایش پول داده دنبال هم می کند. در جنگ ۳۳ روزه حزب ا… صندوق هایی را برای جمع کردن پول موشک کاتیوشا در مناطق مسیحی نشین لبنان گذاشت. این بار دیگر مسئله به عرق وطن پرستی مربوط شد و حتی مسیحیان دغدغه پیدا کردند. پس می توان شبکه ای ایجاد کرد که هر خانواده‌ای هر چقدر که می تواند ثابت کمک کند به رابط خودش تحویل دهد و این در دانشگاه های کشور جمع شود. خود این قضیه توجهات را جلب می کند و چه بسا همین مشکل یک مجاهد را حل می کند. من رزمنده ای را دیدم که ذهنش مشغول مریضی دخترش بود و می گفت یک آرزو قبل از شهادت دارم و آن خوب شدن دخترم است. او که به ما نیاز ندارد و ۲۱ سال است دارد می جنگد، اما خداوند ما را در آن دنیا بازخواست می کند. این شبکه را فعال کنید، همین شبکه ی در وهله ی اول دانشجویی چه بسا افزایش پیدا کند. علاوه بر بحث مالی، فرض کنید خبر اعلام موجودیت شبکه ی مالی در ایران درز کند، بسیار می‌تواند خبرساز باشد. این تأثیرات و برکات مثلا ۱۰۰ دلار به اندازه ی تأثیر همین پول نیست، بلکه بسیار بیشتر تأثیر روانی دارد. این آدم می گوید احساس می کنم پشتیبان دارم. اگر دیر بجنبید مسئولید. حالا به هر صورت که جمع می کنید، ماه اول که جمع شد، شیوه ی ارسال پول هست. فقط باید جمع آوری به صورت تعهد کمک ماهانه باشد تا قدرت پیش بینی و اعتماد به جمع شدن پول باشد. بعضی موارد را نمی شود علنی گفت، اما همین را بگویم آن‌قدر این قضیه ی دغدغه سازی و ایجاد شبکه های اطلاع رسانی برای حزب ا… مهم است که بعضی از نیروهای خوبشان را از جبهه برداشته و پشت این کار گذاشته است. یکی از راه های دیگر خبررسانی است. این که جنایات اسراییل را هرروز به زبان انگلیسی روان برای مردم جهان آپ دیت ارائه کنیم، و سپس از این راه ایجاد شبکه های اطلاع رسانی اتفاق بیافتد. مثلا کسی که یک کامنت می گذارد را هدایت کنیم که احساساتت جریحه دار شد؟ خوب تو هم یک وبلاگ بزن. مهم ایجاد این شبکه ی اطلاع رسانی در سطح جهان و از همه جور آدمی است. پس همین گسترش شبکه های اطلاع رسانی بسیار مهم است که حزب ا… چند تن از نیروهای زبده اش را برای این کار گذاشته است. زبان هم باید بلد باشیم، وگرنه به چه دردی می خوریم؟ حداقل از اسراییلی ها یاد بگیریم که میزان زیادی آموزش فارسی دارند و سرکرده هایشان هم فارسی بلدند. ما تا حالا چند کامنت گذاشته ایم برای تخریب روحیه ی اسراییلی ها؟ با وعده ی مرگ و تهدید و …؟ تو را خواهیم کشت. مجارستانی به خانه ات برگرد. انگلیسی به خانه ات برگرد. از خانه ی ما بیرون برو. این جا خانه ی ماست… بحث دیگر ایجاد حساسیت جدی در این زمینه اولا برای ایران، و ثانیا برای جهان اسلام است. مثلا در آسیای میانه ما مسلمانان خوبی داریم. اما در مورد فلسطین اصلا اطلاعشان زیر صفر است. همین طور در ایران. من در لبنان با این سؤال مواجه شدم که تکلیفتان را با کالاهای اسراییلی چرا مشخص نمی کنید؟ چه باید بگویم؟ چیزی نداشتم جز این که سرافکنده‌‌ایم و دروغگو. این فقط به خاطر کم بودن حساسیت است. تیم شنای ما با اسراییل مسابقه داده. بازیکن ما گردن یک اسراییلی در المپیک مدال انداخته. چرا؟ چون حساسیت کم است. انقلاب قرار بود پشتیبانی باشد برای جهان اسلام. اما آن‌قدر به فکر خود و آماده کردن خود افتاده که هدف یادش رفته. آن‌قدر یادمان رفته است که رسانه های ما از الجزایر منافق دروغگو هم بدتر عمل کرد. این به علت نبود حساسیت است. تعداد نخبگانی که ربط فلسطین و کرانه باختری و نوار غزه را می دانند در بین نخبگان خوب و حزب‌ا…ی ما هم ۱/۰ نیست. وقتی اطلاعات نداریم، حساسیت هم نداریم. هم اطلاعات کامل و دقیق کسب کنید و هم منتقل کنید. این جبهه سرباز ندارد، و بسیاری از سربازان آن هم خوابند. کارهای دیگری هم می شود کرد که نمی توان علنی گفت. کار عملیاتی باید انجام شود، و بسیار هم می توان انجام داد. در جنگ ۳۳ روزه بسیاری از امدادگری های حزب ا… را دختران راهب مسیحی انجام دادند، آن هم به خاطر حفظ حقوق بشر. خاک بر سر ما!! یکی از افراد حزب ا… یک بار به من گفت: “ما آنقدر مشغولیم که نمی توانیم تقسیم وظیفه کنیم. ما از امریکای لاتین تا ژاپن داریم با اسراییل می جنگیم. باید هر کسی ببیند کجا خلأ است، همان جا مشغول شود. ما اصلا وقت و هزینه ی شبکه سازی نداریم.” اگر منتظر این هستیم که یکی بیاید و تقسیم وظیفه کند و جای ما را مشخص کند و وظیفه محول کند سر کاریم. یک چیز را بگویم و آن این که اگر منتظرید تا جنگ شود و بعد شروع کنید به کار، حداکثر کاری که می توانید بکنید این است که بروید فرودگاه. البته آن کار هم در جای خود خوب بود،‌ ولی بدانید که قبل از جنگ باید همه ی شبکه سازی ها و برنامه ریزی ها را کرده باشید و کارها و راه ها مشخص باشد تا بتوانید کاری بکنید و در صورت نیاز حتی در جبهه بجنگید. اگر قبل از جنگ کاری نمی کنید بدانید که بعد از آن هم کاری نمی توانید بکنید. اگر آن دختران راهب توانستند خودشان را برسانند، ما هم می توانیم. الآن حزب ا… و جهاد اسلامی مثل کسی است که ۲۰ هندوانه را با یک دست برداشته است. اگر بگوید کجا ضعف دارد که دشمن نقطه ی ضعف را می فهمد. مثل کسی است که در این میان مرتب با ایما و اشاره می گوید فلان جا خلأ است،‌ خودت باید شعورت برسد که کجا کمک کنی. چند بار ما با یک جوان اسراییلی رابطه گرفته ایم و دلش را نسبت به اسراییل خالی کرده ایم؟ چند بار در حرکتی هماهنگ سایت های اسراییلی را از نظرات انبوه خودمان پر کرده ایم؟ فکر می کنم خدا هم در مقابل این کار نکردن ها بهانه جویی های ما را قبول نمی کند. یک چیز هم خدا وکیلی هر جوری که عمل می کنید نمی دانم، اما فشار بیاورید که بعد از ۳۰ سال این جمهوری اسلامی دیگر کالاهای صهیونیستی وارد نکند. چه می دانم، مثلا۲۰۰۰ کامنت بگذارید روی سایت رییس جمهور که این کار را شروع کن. اگر آرمان گرایی دروغ نگو، دروغ گو نباش، جلوی ورود کالاهای صهیونیستی را بگیر. باید یک جمعی داد بزنند. مثلا فرض کنید تحت این خبر که “نمایندگان ۵۰ دانشگاه مطالبه کردند از دولت که این کار را پیگیری کن” به مسئولان فشار می آورید.

یک نظر بگذارید