جستجو
آرشیو

جمهوری اسلامی دارای یک پایگاه مردمی است

فرق «انقلاب مخملی» و «کودتای مخملی» از دیدگاه شما چیست؟

واژه «انقلاب» در علوم سیاسی معنای یک حرکت همه جانبه مردمی با اهداف مشخص و رهبری مشخص را می‌رساند که به دنبال تغییر ارزش‌ها و هنجارها در یک جامعه باشد. انقلاب قاعده‌اش این است که به دنبال مردمی بودن و فراگیر بودن و تغییر در ارزش‌ها باشد، اما کودتا در واقع حرکتی است از سوی عده محدودی که می‌توانند نظامی باشند و یا در ابعاد کودتای سیاسی فعالیت می‌کنند و بیشتر به دنبال جابه‌جایی در ساختار قدرت باشند و نه جابه‌جایی در ساختار ارزش‌ها.

معمولا کودتاها با نگاه کسب قدرت اتفاق می‌افتد. ما نمونه قابل ذکری تاکنون نداشته‌ایم که کودتایی منجر به تغییر ناگهانی در هنجارها و ارزش‌های یک جامعه شده باشد. البته استثنائا کودتاهایی داشته‌ایم که ممکن است مورد حمایت بخش اعظم مردم واقع شود، مثل کودتای افسران آزاد، اما کودتا عموما حرکتی است که از پشتوانه مردم برخوردار نیست، کودتا در واقع حرکتی برای دزدیدن قدرت است. درست است که هدف اصلی کودتا کسب قدرت است، اما گاهی کودتایی با اهداف ایدئولوژیک نیز اتفاق می‌افتد. می‌دانیم که بحث کودتای مخملی یا امثال و واژه‌های مشابه، جزو واژه‌هایی هستند که در علوم سیاسی زیاد خط‌کشی نشده‌اند.

به هر حال انقلاب مخملی کنایه از این است که بخش خاصی از جامعه، و نه همه جامعه، تلاش می‌کنند با استفاده از ابزارهایی که عمدتا فرهنگی است، تسلط خود را بر ساختار قدرت به دست بیاورند و به تغییر در هنجارها و ارزش‌ها مبادرت کنند. این مبادرت از طریق ابزارهای فرهنگی، رسانه‌ای و در .واقع فشارهای روانی صورت می‌گیرد.

برخی این حرکت را انقلاب مخملی و برخی دیگر کودتای مخملی می‌داند که در واقع خیلی تفاوت بین آنها نیست.

علت این که تفاوت زیادی بین این دو نیست، چیست؟

علت این است که بخش محدودی از جامعه قصد دارد افکار و عقیده خود را به کل جامعه سیطره بدهد. از این نظر شاید به عنوان کودتا بتوان از آن یاد کرد، اما این که از نوع ابزارهای مسلحانه استفاده نمی‌کنند و از ابزارهای فرهنگی و نرم استفاده می‌کند، ممکن است بعضی‌ها از آن به عنوان یک انقلاب یاد کنند.

آیا تاکنون در ایران سابقه کودتای مخملی داشته‌ایم؟

مشخص‌ترین حادثه‌ای که بتوانیم از آن نام ببریم، کودتای بیست و هشتم مرداد است. چون کودتای بیست و هشتم مرداد قبل از این که نظامی باشد، با استفاده از جنگ‌های روانی و رسانه‌ای و تبلیغاتی آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها اتفاق افتاد. از این نظر می‌توانیم از آن تا حدودی به عنوان کودتای مخملی نام ببریم و نه عین کودتای مخملی.

بعد از کودتای بیست و هشتم مرداد چطور؟

نه، بعد از کودتای بیست و هشتم مرداد ما در داخل ایران کودتایی که بتوان آن را کودتای مخملی نامید نداشتیم.

موقعیتی و نظامی که ما اکنون در آن زندگی می‌کنیم فرصت چنین کودتاهایی را به قدرت‌طلبان نخواهد داد.

هرم قدرت در نظام ما به گونه‌ای است که اجازه چنین حرکتی را نخواهد داد.

معمولا در کدام نظام و چه مشخصه‌ای کودتای مخملی می‌تواند نمود پیدا کند و موفق هم باشد؟

در نظام‌هایی این حرکت رخ می‌دهد، و موفق می‌شود ه اولا مردم نباشند و ثانیا ساختار قدرت به گونه‌ای باشد که ریاست جمهوری در راس آن باشد و نیروهای مسلح و همه ارکان عمدتا در اختیار ی باشد.

در جمهوری اسلامی به واسطه وجود رهبری که مسلط بر سه قوه است و به واسطه این که نیروهای مسلح در اختیار رهبری است و هم‌چنین به واسطه این که نظام ما یک نظام مردمی و متکی بر حمایت اکثریت مردم است، اگر کسی هم بخواهد حرکتی بکند نتیجه‌ای در پی نخواهد داشت.

در انتخابات ریاست جمهوری، اتفاقی به معنای «کودتای مخملی» رخ داد؟

من تصور نمی‌کنم که در انتخابت ریاست جمهوری عده‌ای و برخی از احزاب و گروه‌ها قصد اعمال یک کودتای مخملی در داخل کشور را داشتند. البته این را قبول دارم که برخی از دشمنان خارجی و قسم‌خورده ما با هم‌فکران و کج‌اندیشان داخلی‌شان به دنبال این بودند که نظام جمهوری اسلامی را به هر ابزاری تضعیف کنند و برای رسیدن به این هدف از ابزارهای رسانه‌ای و … استفاده کنند. اما آنها هم این را به خوبی می‌دانستند و بر آن واقف بودند که نظام جمهوری اسلامی خیلی قدرتمند‌تر از آن است که بخواهد با حرکت‌های این‌چنینی پاشیده شود، لذا آنها بیشتر به دنبال ضربه زدن و تضعیف نظام بودند و هستند.

اما ما شاهد شباهت‌هایی در وقایع بعد از انقلاب با کودتاهای کشورهای دیگر بودیم.

بله، البته مکانیزم‌ها شبیه کودتای مخملی بود، اما خود آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها و حتی عوامل داخلی به خوبی آگاه هستند که نظام جمهوری اسلامی ایران دارای قدرت بسیاری است و هم‌چنین نظام به واسطه چنین قدرت و ارتباط مردم احتمال هرگونه کودتایی را خنثی می‌کند و بهتر است بگوییم چنین اتفاقی هرگز رخ نخواهد داد.

عوامل و پیش‌نیازهای «کودتای مخملی» چیست؟

اگر بخواهیم از عوامل و پیش‌نیازهای یک کودتای مخملی نام ببریم، اولین مورد آن ایجاد فاصله بین اکثریت جامعه و حاکمیت است. دومین مورد، تسلط بخشی از افراد نخبه و روشن‌فکر در قالب فرهنگ و رسانه و از طریق ارتباط با قدرت‌های بیگانه به شمار می‌رود.

سومین مورد تمرکز قدرت در شخص رییس جمهور به عنوان نفر اول کشور است. لذا تفکیک قوا اگر به صورت جدی رعایت نشود خود از عوامل و پیش‌نیازهای یک کودتای مخملی در کشور است. مواردی که برای زمینه‌های کودتای مخملی ذکر کرده‌ایم بیشتر در کشورهای اروپای شرقی دیده شد و این کشورها هیچ شباهتی به جمهوری اسلامی ایران ندارد.

اگر کسی معتقد باشد که ایران ظرفیت اجرای انقلاب مخملی را دارد، جمهوری اسلامی و ساختار قدرت و ولایت و حمایت‌های مردمی را نشناخته.

نظام جمهوری اسلامی ثابت کرده است که چنین امکانی وجود ندارد، البته برای آن دلایل زیادی وجود دارد.

حتی رهبری نظام خودشان بر این امر تاکید فرموده‌اند که ایران مانند گرجستان نیست که انقلاب مخملی در آن صورت بگیرد. ممکن است از ابزارهای انقلاب مخملی در داخل کشور استفاده شده باشد، (که شده) اما استفاده از ابزارها به معنای انقلاب مخملی نیست.

علت این امر آن است که جمهوری اسلامی با گرجستان و اوکراین بسیار متفاوت است.

جمهوری اسلامی دارای یک پایگاه مردمی است، و قدرت واقعی در اختیار ولی فقیه است و ولی فقیه هم با پشتیبانی مردم است که اعمال قدرت می‌کند.

از این لحاظ طبیعی است که با نظامی مثل گرجستان فاصله زیادی داشته باشیم.

مسئولین از هر دو جناح آن چنان سرگرم رقابت و کسب قدرت شدند که فراموش کردند که جمهوری اسلامی نظامی است که در بیرون هزارن دشمن منتظر نابودی آن هستند

از عوامل موثر در موفقیت « کودتای مخملی» در نظامی مانند اوکراین چه بود؟

در اوکراین بین مردم و حاکمیت فاصله بسیای بود.

در اوکراین قدرت منحصرا در دست شخص رییس جمهور است و تفکیک قوا در آن به صورت جدی مراعات نمی‌شود.

هم‌چنین اوکراین را می‌توان یک کشور سکولار دانست و به همین دلیل شباهتی با جمهوری اسلامی ندارد.

آن چه در ایران اتفاق افتاد چگونه می‌توان مورد تحلیل و بررسی قرار داد؟

با توجه به مسایلی که عنوان شد، این که یک جریان بیاید با استفاده از فضای رسانه‌ای و بخش محدودی از مردم و البته حمایت بیگانگان ساختار قدرت را به دست گیرد، و هم‌چنین به دلایلی که عنوان کردم، امکان‌پذیر نیست.

در کشورمان شاهد آن بودیم که بخشی از جامعه در واقع با لیدرهای این حرکت موسوم به مخملی همراه شد.

اما این همراهی به معنای اعتراض به کلیت نظام نبود، بلکه برنامه اعتراض تنها به روند انتخابات و در نهایت به شخص خود احمدی نژاد باز می‌گشت.

عده بسیار قلیلی نیز در جیان خط آشوب قرار داشتند؛ عده‌ای که شعار براندازی سر می‌دادند و در مقابل هسته معترض اولیه تعداد کمی بودند.

فرمودید اعتراض‌ها به معنای براندازی کلیت نظام نبود، پس چه هدفی دنبال می‌شده است؟

اصلا غرض، به دست گرفتن قدرت نبود. در روز بیست پنجم خرداد در تهران شاهد یک تظاهرات به وسعت بیش از دو میلیون نفر بودیم. حتی ما شاهد بودیم که کسانی که در این تظاهرات شرکت کردند به هیچ عنوان نکته‌ای در خصوص نظام نداشتند و تنها به نتیجه انتخابات و نحوه برگزاری انتخابات معترض بودند. بعد از این اعتراض که اصولا به نتیجه انتخابات بود، در عرصه آشوب شاهد آن جمعیت عظیم نبودیم.

البته آن‌هایی هم که در آشوب‌ها شرکت کردند باز هم به انتخابات معترض بودند و نه به کلیت نظام. در پاسخ این که چند درصد از معترضین به کلیت نظام معترض بودند و اعتراض‌شان مبنای فکری و تئوریک داشت، باید گفت این افراد تعداد بسیار محدودی بودند. البته ممکن است برخی به خاطر ماجراجویی‌ها در این آشوب‌ها شرکت کرده باشند. وقتی هم‌پای صحبت این افراد می‌نشینیم می‌بینیم که اصلا بحث نظام و اختلاف برای آنها مطرح نبوده است.

هم‌چنین برخی از این افراد انتقادشان به رییس جمهور فعلی و یا عمل‌کرد شورای نگهبان بوده است. کسانی که هرم قدرت جمهوری اسلامی و ساختار آن را قبول ندارند، تعداد بسیار کمی هستند. هدف آنها در حمایت از آشوب‌طلبان ضربه زدن به منافع جمهوری اسلامی بود، اما دیدند که جمهوری اسلامی به سرعت به موضع ثبات خود بازگشت.

البته ما دلایل بسیار دیگری هم داریم که ثابت می‌کند پدیده انقلاب مخملی در ایران کارگر نیست.

آن چه در ایران کارگر است، حرکت براندازی فرهنگی در بازه زمانی دراز مدت است؛ یعنی جدا کردن مردم از نظام و هم‌چنین جدا کردن مردم از اعتقادات دینی خودشان. در حکومت‌های غربی و دشمنان جدی نظام، این حرکت به صورت خاموش دنبال می‌شود.

با این تفاسیر، به عقیده شما آیا ما باز هم شاهد چنین وقایعی در جمهوری اسلامی خواهیم بود؟

دشمنان نظام جمهوری اسلامی در طول سی سال گذشته، حتی یک لحظه را هم برای دشمنی از دست نداده‌اند.

هر وقت که زمینه آماده شده و بهانه دستشان آمده، دشمنی‌شان را ابزار کرده‌اند.

به همین خاطر، ما باید همیشه هوشیار باشیم. ما باید حرکات دشمن را رصد کنیم و بهانه به دست آن‌ها ندهیم.

نقش احزاب و نخبگان جامعه برای آگاه‌سازی مردم در این زمینه و پیش‌گیری از وقایع بعدی چیست؟

به عقیده من مردم در این مورد به صورت آگاهانه عمل کردند و این مسئولین بودند که دچار غفلت شدند.

در این مسئله مسئولین و نخبگان کشور و در واقع خواص دچار غفلت شده‌اند. دشمن خارجی را فراموش کردند، قدرت طلبی و رقابت‌های جناحی و گروهی را اصل قرار دادند و دچار چنین معضلی شدند.

آیا معتقدید که غفلت مسئولین چنین وقایعی را به بار آورد؟

مسئولین از هر دو جناح آن چنان سرگرم رقابت و کسب قدرت شدند که فراموش کردند که جمهوری اسلامی نظامی است که در بیرون هزارن دشمن منتظر نابودی آن هستند. یک جمله حضرت امام دارند، که می‌فرمایند: «انتخابات ریاست جمهوری و مانند آن، اصل و حفظ اسلام است و فرع آن شخصی است که به قدرت می‌رسد.» این هشدار جدی حضرت امام(ره) را جناح‌ها و گروه‌ها و رقبا فراموش کرده‌اند؛ به طوری که یک عده منتظر این بودند که چه کسی به قدرت می‌رسد. اسلام و نظام دیگر در اولویت نبود.

راه‌کار شما برای برون رفت از وضعیت فعلی چیست؟

راه برون رفت این است که تلاش کنیم تا بصیرت و آگاهی در جامعه گسترش پیدا کند مسئولین بیشتر باید آگاه شوند. بصیرت نخبگان و خواص باید به مسئولین ارایه شود تا مسئولین هم از این جنس باشند.

۷پاسخ به “جمهوری اسلامی دارای یک پایگاه مردمی است”

  • با عرض سلام
    دوست عزیزوبلاگ رسمی عمار نامه منتشر شد.
    بسته فرهنگی عمار روزانه برای هزاران نفر فرستاده میشود.
    شما نیز می توانید با عضویت در این وبلاگ از بسته فرهنگی عمار بهرمند شوید.
    یا علی

  • ودود:

    آقای دکتر وقایع اخیر فقط وفقط با فاکتور نفوذ قابل تحلیل است.
    در مورد اکبر گودرزی چقدر اطلاعات داریم ؟
    آیا میدانید او را بطور اتفاقی کمیته محل در درگیری با یک خانه تیمی در خیابان جمالزاده دستگیر کردند.وبطور طبیعی در اخیتار بازجو گروهک فرقان آقای “عطریانفر ” که طبق منطق شما نباید بگویم ماسون است ،قرار گرفت.
    در مورد انفجار حرم رضوی در روز عاشورای سال ۷۳ چه میدانید؟
    امروز دیگر یک نیروی ساده انتظامی هم میداند که شخصی که بعنوان عامل انفجار (مهدی نحوی)توسط سعید امامی معرفی شد از مدتها قبل از حادثه در زندان سعید امامی بسر میبرد.
    در حادثه ۸ شهریور ۱۳۶۰ جنازه قلابی کشمیری بعنوان شهید تشیع شد .
    فاجعه عظیم ۷ تیر به یک جوانک منافق فراری(کلاهی) محدود شد .
    وقتی که محسن سازگارا(سازنده جنازه قلابی کشمیری)و خسرو تهرانی و…توسط شهید لاجوردی دستگیر شدند ،دهها نفر از خواص با همین منطق شما به صحنه آمدند وباعث رهایی همه آنها وبالطبع بهزاد نبوی وحجاریان و… از اتهام انفجار نخست وزیری شدند.
    پس از عملیات مرصاد حضرت امام حتی منافقین سر موضع زندانی را محارب ومستوجب اعدام دانستند اما سعید شاهسوندی مرکزیت منافقین که بدلیل مجروح شدن اسیر شده بود. بدون توبه آزاد شد و با امکانات اهدائی سعید امامی به امریکا رفت .توصیه میکنم مصاحبه اورا با رادیو امریکا در مورد ارتباطش با کشمیری وکلاهی در استانبول ترکیه را از طریق گوگل مطالعه نمائید.

  • ودود:

    آقای دکتر آیا دقت کرده اید که در این سی سال حتی یک پرونده مهم امنیتی به نتیجه نرسیده است ؟!!!

  • ودود:

    آقای دکتر چرا باید همسر موسوی ۳۰ سال با نام مستعار در این مملکت زندگی کند؟؟!!!

  • شما اگرطراح باشید و دوست داشته باشید طرح شما تو همه کشورها مطرح بشه و روی همه چیز اعم از وسایل بسته بندی ؛ کارتن های حمل کالا ؛ و وسایل مختلف باشه و حتی تو پارکها روی تبلیغات عمومی و حتی روی سطل آشغالیها و خلاصه در تمامی خانه ها و در تمامی زندگی ها باشه وتو چشم باشه چی کار می کردید ما یه طراح بزرگ رو می شناسیم که بهترین کار رو کرده و اونهم تعبیه آرم صهیونیستی ستاره اسراییل وآرم پرچم اسراییل روی آرم بازیافت هست

    راستی تا حالا فکر کردید چرا آرم بازیافت یا مدیریت پسماند سه وجهی هست جرا مربع نیست یا چرا دایره نیست

  • ناشناس:

    دکتر چرا توی برنامه ی یامین پور شرکت کردید ؟

  • ناشناس:

    با سلام سعی کنید لااقل از مسیری که حضرت آقا مشخص نمودند خارج نشوید شما فکر کرده اید که برای خود کسی شده اید و حتی می توانید جلوتر از آقا بروید وقتی آقا به آشوبگران می گویند فتنه گر شما چرا عنوان معترض را می آورید حیف شما نبود که از این وحشیهای قرون وسطایی طرفداری می کنید از آنها که می گویند قانون و قانونشان را بی بی سی می نویسد و تل آویو طرراحی می کند مگر آقا نفرمودند که که طراحان اصلی اغتشاشات بیرون مملکت و هدف آنها براندازی نظام بود پیشنهاد می کنم مردک علوم سیاسی تان را بگذارید لب کوزه و آبش را بخورید و به جای اینکه از فتنه گران حمایت کنید مروری بر مبانی ولایت پذیری تان داشته باشد مثل اینکه یادتان رفته که طبق صحبت امام : حفظ نظام اوجب واجبات است شاید ندیدید که نظام را به خیال خامشان می خواستند براندازی کنند بهتر است از خواب خرگوشی بیرون بیایید………. واقعا برایتان متاسفم در ولایت مداری خود تجدید نظر کنید حیف شما نیست که فتنه گران از حرفها و صحبتهای شما استفاده می کنند و نظام را تضعیف می کنند یاللعجب از وارونگی انسانها

یک نظر بگذارید