جستجو
آرشیو

نقد منصفانه

محمد صادق کوشکی در گفت و گو با باشگه اندیشه در پاسخ به این پرسش که فرهنگ سازنده و منصقانه نقد در کشور را چگونه ارزیاب می کنید، تصریح می‌کند: نقد یک استاندارد و تعریفی دارد که اگر ان را بلد باشیم تعابیر غلط نقد سازنده و منصفانه را دیگر به کار نمی بریم لذا مثل این است که بگویم شکر شیرین است چرا که شیرین نباشد دیگر شکر نیست، پس اصالتا نقد سازنده و منصفانه است.وی معقتد است چیزی که منصفانه وسازنده نباشد نقد نیست؛تهمت وفحش است. بنابراین استفاده از تعبیر نقد سازنده ومنصفانه بیانگر این است که می توان نقد غیر سازنده و غیر منصفانه هم کرد پس با این تعابیر نمی توان اسم آن را نقد گذاشت وکسانی که این مسائل را مطرح می‌ کنید تعاریف نقد را نمی شناسند، نقد یعنی بازنمایی آنچه که هست. نقد همانند آینه است؛ کا آینه نشان دادن حقایق ظاهری است  و جزء نشان دادن تصویر عین واقع کا نم تواند بکند دران میان اگر فرد نقطه مثبتی یا منفی داشت اینه آن را نمایان می کند تعبیر دینی در این خصوص ، حدیث شریفه «المومن مراتل مومن» مومن آینه مومن است زمانی دو مومن به هم برسند همدیگر با بازنمایی می کنند. و هر آنچه که طرف مقابل دارد آن را نشان می دهد.

در فرهنگ گذشته ما، نقد یعنی وزن چیزی را مشخص کردن؛ به عنوان مثال در گذشته برای محک زدن عیار طلا آن را نزد زرگر می برند و واقعیت طلا را نشان می داد و لیکن منتقد کسی است که سعی در بازنمایی واقعیت است و هر چه که هست‌ آن را نشان دهد.

«مومن مرات مومن است»؛ مومن سعی می کند تا آینه مومن باشد، آینه که نمی‌تواند بی انصافی کند و مخرب باشد و هر آن کسی که جلوی آینه ایستاد و تصویر وحشتناکی دید باید خود را اصلاح کند، «اینه چون نقش تو بنمود راست خود شکن آینه شکستن خطاست» پس در فرهنگ دینی ما نقد به این معناست و ساز و کار نقد درنگاه دین ما امر به معرف و نهی از منکر است. اما هدف از نقد، رشد و کمک به رشد است.

وی به تعبیری از امام صادق(ع) ادامه داد؛ ایشان فرمودند:«احب اخوانی الیهه من اهداءعیوبی الی» (بهترین برادران من کسانی هستند که عیبهای من را به خودم هدیه بدهند.) به عبارت دیگر اگر کسی عیبهای من را تک تک شمرد وگفت چه عیوبی دارم و باید برطرف کنم باید به عنوان هدیه از فرد قبول کنم از طرفی فردی که اقدام به عیبت یابی، عیوب من می کند با این امید این کار را انجام می دهد که دیگر من این عیتهای را نداشتهی باشم و رشد کنم.

اندیشه: از نظر جنابعالی چه ارتباط ونسبتی بین نقد با فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر است؟

بنابراین مکانیزم نقد در نگاه دینی ما امر به معروف و نهی از منکر است که با قصد قربت، با هدف اصلاح، با افزودن خیرها در دنیا و کاستن از بدی‌ها انجام می شود. پس هر انفاقی به غیر از نیت الهی رخ دهد نقد نیست.  با هدفی غیر از اصلاح گری، غیر از رشد و با هدفی غیر از دست داشتن؛ به عبارت دیگر نقد دوست داشتن است و کسی هم که نقد می کند فرد را دوست دارد و به دنبال رشد و تعالی او است تا عیبهای خود را برطرف کند قران کریم در این خصوص اشاره دارد که«مومنین بعضهم اولیاء بعض»، مومنین ولی هم هستند و به معنی دوست داشتن است. و چون همدیگر را دوست دارند اشکالات را به هم می گویند و از باب این است که قران می فرماید:«فذکرواناء ذکراء تنفعل المومنین» به همدیگر برای رفع عیبهای خود تذکر دهید تا موجب رشد شود. لذا در فرهنگ دینی ما نقد به جزء این، نیست.

 

سوال) نقدی که شما توصیف کدرید عم کردن به آن خیلی ظرافت می خواهد؛ پس چگونه باید بدان عمل کرد یا به عبارت دیگر اخلاق نقد باید چه مولفه‌ای داشته باشد؟

کسی که می خواهد آینه باشد باید صاف باشد؛ یعنی اگر کسی خلوص نداشته باشد اصلا نمی تواند منتقد باشد. کسی که خوی عاطفی و اصلاح گری نداشته باشد و دوستار طرف مقابل خود نباشد و با دید برادر به آن نگاه نکند، نمی تواند منتقد باشد.

وی معتقد است؛ منتقد کس است که دل سوز نقایص بقیه و به دنبال برطرف کردن آن است. ولیکن در این خصوص طبیعی است که باید استاندارد هم داشته باشیم.

وقتی ما اقدام به ریشه‌یابی نقایص یک پدیده و نقایص یک جریان سیاسی و حرکت اقتصادی می کنیم به غیر از کارشناسی، خلوص، صاف بودن، مودت و محبت باید استاندارد هم داشته باشیم. یعنی باید آن پدیده را با یک چیزی بسنجیم  به نسبت شکل مطلوب نقایص، پس باید شکل مطلوب را هم بشناسیم، به عبارت دیگر در سیاست، اقتصاد، هنر و در هر زمینه‌ای که فرد منتقد است باید شکل مطلوب را بشناسد و وضع موجود را با مطلوب مقایسه کند و کاستی‌ها را گزارش دهد تا این کاستی ها کاهش یابد تا رشد اتفاق بیفتد.

 

سوال) در این میان دو شکل و جود دارد؟ یک، اساسا کسانی نقد نمی‌کنند و دو، اگر هم نقد می کنند متخصص نیست؛ پس تکلیف چیست؟ 

نقد زمانی اتفاق می افتد که در آن خلوص و حالت انجام تکلیف باشد که این تعریف دینی‌آن است و باید همه این پارامترها در نقد باشد که اگر در حوزه دینی نباشد، نقد نیست.

وی با ذکر مثالی در خصوص شروط واجب بودن نهی از منکر در دین می‌گوید: وقتی که یقین پیدا کنیم که آن فعل منکر است وکسی که آن را انجام می دهد قصد تکرار آن را دارد و احتمال تاثیر هم می دهید پس در واقع اگر شروط منکر محقق نشود نهی از منکر وجود ندارد.

 

سوال)  اگر وارد بحث مصداقی بشویم در حال حاضر هر کسی که از اطراف صحبت می‌کند خو را منتقد خطاب می‌کند و مدعی نقد سازنده است؛ سوالی که مطرح می‌شود این است که چکونه می‌توان فرد منتقد را که از روی دلسوزی و رشد نقد می‌کند با کسی که نقد را نمی‌شناسد و معیارهای‌ که جنابعالی به ‌‌آن اشاره کردید را بلد نیست تفکیک کرد؟

ما روی ادعاهای افراد قضاوت نمی‌کنیم؛ به عنوان مثال اگر شخصی مثلث به دست گیرد و ادعای دایره بودن آن را داشته باشد ما براساس علم هندسه قضاوت می کنیم. لذا ما براساس عقلی که خدا به ما عطا کرده اتفاقات پیرامون خود و جامعه را با دین مقایسه می‌کنیم اگر سازکار بود می گوییم نقد دینی و در فضای دینی است اما اگر این چنین نبود چیز دیگری است، نقد نیست.

 

سوال) شناخت افق مطلوب؛ در جامعه بعضی نقدها که صورت‌ می‌گیرد عملا فردی که اقدام به نقادی می‌کند با داشتن تمام معیارهای که شما کفتید باز هم آن مطلوب را نمی‌داند  نظر جنابعالی در این خصوص چیست؟

اگر کس آن معیارها را داشته باشد مطلوب را هم خواهد شناخت به همین خاطر است که فرد را متخصص می نامیم چرا که متخصص کسی است که آن مطلوب را می شناسد؛ پس کسی که مطلوب را نمی شناسد چکونه می‌تواند متخصص باشد.

 

سوال) به نظر شما جامعه ما الان چه حالتی دارد و برای رسیدن به حالت مطلوب نقادی با تعاریفی که شما  شرح دادید باید چه مکانیزمی به کار بگیریم تا به حد مطلوب برسیم؟

نقد لازمه رشد یک جامعه است و در جامعه دینی ضروریت آن دو چندان می‌شود پس هر جامعه‌ای که می‌خواهد رشد کند  باید در آن نقد باشد چون نقد ضامن سلامت حرکت آن جامعه به سمت اهداف خود است. اما در جامه ما نقد یک ضروریت مضاعف است. امروزه در جامعه ما تقریبا نقد کردن رایج نیست و به دلایلی خیلی محدود است.

وی به عدم شناخت نقد در جامه اشاره می کند و ادامه می‌دهد، اول اینکه نقد را نمی‌شناسیم؛ کسانی که می توانند منتقد باشند خیلی اندک هستند و از طرفی پذیریش نقد در جامعه ما تقریبا و جود ندارد. همچنین پذیریش نقد ظرفیت می خواهد که در این خصوص به فرمایش امام صادق(ع) اشاره شد و بیانگر این پیام بود که افرادی که وقتی عیوب آنها گفته می‌شود و با روی خوش استقبال می کند و این عیوب‌ را به عنوان هدیه می پذیرند در جامعه ما انگشت شمار هستند و جالب این است که افراد در جامعه ما هر چه به مناصب سیاسی بالاتری می رسند ظاهرا ظرفیت نقد پذیری آنها کمتر و کمتر می‌شود.

وی به یک اتفاق تاریخی در زمان امام خمینی(ره) اشاره و این گونه می‌گوید: در آن زمان بچه‌های کلاس پنجم مدرسه‌ای به امام خمینی (ره) نامه می‌نویسند و می‌خواهند که امام را نصحیت کنند! و امام در جواب می فرمایند که  فرزندانم؛ «کاش نصحیت خود را می‌نوشتید که همه ما به نصیحت محتاجیم» ولکن این رفتار دینی است و امام به شدت از این روش استقبال می‌کند که بچه‌های کلاس پنجم یک دبستانی ایشان را نصیحت کنند.

همچنین حدود ۶ الی ۷ سال پیش یک دختر خان ۱۶ ساله‌ای به رفتار مقام معظم رهبری در نماز جمعه اعتراض کرده بود که«شما فلان رفتار را داشته‌اید»، مقام معظم رهبری در مقابل با گرفتن نامه و پاسخ مودبانه  فرموده بودنند که به حرف شما فکر خواهم کرد و اجازه انتشار آن نامه و پاسخ خود را هم داده بود. و به هیچ وجه در این خصوص خجل نبودنند و احساس بدی به ایشان دست نداده بود که دختر ۱۶ ساله‌ای به ایشان تذکر داده است.

حال این پرسش مطرح است! چقدر از مسئولان و دست اندرکاران ما اینگونه رفتار می‌کنند!؟ معمولا به این شکل نیست. همچنین در این خصوص «شهید بهشتی» یک الگو ارائه داده و گفته که«تلخی برخورد صادقانه را به شیرینی رفتار منافقانه ترجیح می‌دهم»

اما جالب این است که عمدتا مسئولین و دست‌اندرکاران کشور طالب شیرینی منافقانه‌اند و تحمل تلخی برخورد صادقانه را ندارند.

به همین خاطر در حول مسئولین ما و چهره‌های سیاسی عمدتا مگسان گرد شیرینی جمع می‌شوند و متمعلقین جا دارند نا منتقدین، لذا حضرت علی(ع) در نامه‌ای به مالک اشتر می فرماید: حلقه اول اطراف تو باید انسانهای اصیلی باشند که ضعف ومشکلات تو را همان لحظه اول تذکر بدهند و تو (مالک اشتر) باید اینها را تعبیه کنی تا این اتفاق بیفتد.

حال باید مقایسه کرد که چه تعداد از مسئولان ما این چنین کردند و لیکن کمتر مسئولی حلقه اولیه دور خود می گذارد که وظیفه آنها انتقال نقایص فرد(مسئول) به خود او باشد و آنقدر اصالت و شجاعت داشته باشد که به طور صریح نقایص را منتقل کند.  

حضرت امیر در این خصوص می فرمایند، که انسانها صریح و شجاع در این منصب قرار دهید که همان لحظه اول اشکالات و عیبهای شما را هر چند هم به عنوان فرماندار، مسئول مجموعه سیاسی باشید بتواند بیان کند. اما متاسفانه چنین چیزی و جود ندارد بلکه تمعلق پروری و متمعلق پروری بیداد می‌کند که اختصاص به این دولت و آن دولت هم ندارد و همه دولتها در این نقیصه سهیم و شریک بودند ولیکن در این فضا طبیعی است که منتقد به معنی دینی اجازه رشد پیدا نکند و نقد به معنای دینی بسیار سخت و دشوار و هزینه بر باشد. یعنی کسی که با الگوی دینی نقد می کند باید آماده بی مهریها کم محلیها وحتی ضربه‌های مختلف و متفاوت باشد. آماده توهین شنیدن‌ها انگ خوردنها و غیره باشد چرا که آنهایی که بایستی نقدها را به عنوان هدیه پذیرفته و جدی بگیرند و در آن تامل و خود را اصلاح کنند در مقابل که این کار ها را انجام نمی‌دهند بلکه کاری می‌کنند که منتقد دیگر جرات ادامه انتقاد نداشته باشد و هزینه‌های نقد را آنقدر سنگین می‌کنند که اگر کسی بخواهد نقد کند باید کفن پوش شود و به قصد شهادت بیرون بیاید اما شهادت زیر باران تهمت با تیرهای تهمت؛ که کاش شهادت با گلوله بود چون می‌ارزید.

وی با ذکر این نکته که با منتقد کاری می‌کنند که منتقد بعدی«بازهم در معنای دینی» مجبور شود که حسین وار برای نقد وارد عمل شود. یعنی حاضر باشد از آبرو، نام،ننگ، زن  و بچه و همه چیز بگذرد اینقدر هزینه‌های نقد را سنگین کردنند و منتقد درچنین فضای ترجیح می‌دهد که نقد نکند.(کسانی که می‌تواند نقد کنند)

 

سوال) فضای کشور، همانطوری که شما هم فرمودید جوی که در حال حاضر بر کشور حاکم است تقریبا رسانه‌های مجازی کشور و بخصوص سایتهای که نمونه آن هم «خبرگزاری فارس» است ایجاد شده‌اند و چیدمان فضای کشور را به عهده گرفته‌اند؛ چقدر توانسته‌اند در این خصوص موفق عمل کنند؟

نه؛ رسانه‌ها خیال می‌کنند که کسی هستند عددی نیستند چون که روی افکار عمومی تاثیری جدی ندارند.

 

سوال) پس چه کسانی روی افکار عمومی تاثیر دارند که فضای این چنینی ایجاد شده؟

هزاران فاکتور که یکی از اینها رسانه‌ها هستند افکار عمومی از جاهای مختلفی ساخته می‌شود سایتهای یک چرخه معیوبی هستند که خودشان می‌نویسند و خودشان مطالب یکدیگر رای می‌خوانند و بعد مطالب همدیگر را جواب می‌دهند و بیشتر بین خودشان هستند و جامعه اصلا اینها (رسانه‌ها) را زیاد جدی نمی‌گیرد. به عنوان مثال، سایت الف( به معنای یک) مطلبی منتشر می کند سایت«ب» جواب آن را می‌دهد سایت «ج» به هر دوی این سایت می‌خندد و مسخره می‌کند بعد سایت«د» هم این اخبار را ذکر می‌کند و در آخر چه کسانی این اخبار را می خواند! خود نویسندهای این سایتها؛ مردم مشغول زندکی خود هستند.

 

سوال) اصلی‌ترین عاملی که باعث این فضا شده ‌چه چیزی است؟

رفتارهای که این رسانه‌ها مجازی انجام می‌دهند نسبتی با واقعیت و مشکلات جامعه ندارد. لذا رفتار جامعه را پارامترهای متنوعی می‌سازد که سهم اینها خیلی کم است.

سوال)  پس اصلی‌ترین پارامترها کدامنند؟

یکی نیست خیلی زیاد است.

 

سوال) اگر درصد بندی کنید چند درصد به رسانه‌ها اختصاص می‌دهید؟

در این خصوص به صورت درصدی نمی‌توان گفت اما خیلی زیاد است. الان چیزی که روی مردم موثر است مجموعه‌ای از عوامل است؛ از رفتار سیاستمداران ما، دشمنان، رفتار دوستان ما در عرصه بین المللی، رفتار حاکمان، رفتارهای اقتصادی در جامعه، رفتارهای فرهنگی، متولیان دینی، فعالیت آنها و فعالیت سیاسی و فرهنگی که در جامعه شکل می‌گیرد و خیلی از موارد متنوع دیگری که عنصر محدودی از آنها می‌تواند رسانه‌ها مجازی و حتی رسانه‌ها مکتوب، مثل مطبوعات باشد.

 

سوال) فکر می‌کنید برای اصلاح این روند مسئولین باید نقد پذیر شوند یا اینکه نقد درست صورت بگیرد؟

نه؛ قدم اول از سوی مسئولین است که مسئولین باید پذیرای نقد باشند ولیکن جامعه نظاره گر این است که مسئولین حکومت دینی به برخی از گفتارها جواب می‌دهند دقت می‌کنند احترام می‌گذارند واکنش نشان می‌دهند اما برخی از گفتارها اینگونه نیستند اصلا نگاه نمی‌کنند که گوینده آن گفتار و نویسنده آن چه کسی است بلکه به محتوا نگاه می‌کنند در این صورت، جامعه به تدریج تربیت می‌شود تا نقد کند یعنی همان چیزی که مسئولین به آن واکنش مثبت نشان می‌دهند تقدیر و احترام می‌گذارند.

وی به نقد کردن مقام معظم رهبری تسط دختر ۱۶ ساله‌ای اشاره و ادامه می دهد؛ چرا رهبری اجازه چنین کاری را به دختر ۱۶ ساله‌ای می‌دهد تا ایشان را نقد کند و پاسخ مؤدبانه به آن نقد و اجازه انتشار می‌دهد. چون به دنبال این است که که به مسئولین کوش زد کند که اینگونه‌ باشید.  

چرا امام خمینی اجازه می‌دهد که نامه بچه‌های دبستانی که می‌خواستند آن را نصیحت کنند و پاسخ خود به این حرکت را چاپ کند چون می‌خواست بگویید که این نقد است و اینگونه باشید.

اگر مسئولین ما هرچه قدر بالاتر باشند بیشر آن چیزهای که نقد است بپزیرند، احترام بگذارند و به درستی جواب بدهند و تاثیر آن را به نمایش بگذارنند آن موقع جامعه تربیت خواهد شد که نقد را می‌شناسد و غیر نقد را هم می‌شناسد در نتیجه به سمت نقد حرکت می‌کند زیرا می‌داند که نقد موثر است. به عنوان مثال اگر رئیس جمهور ما یک نقد به ظاهر خیلی تلخ و گزنده اما دارای آن شرایط دینی نقد را نه با تشخیص خود بلکه با تشخیص کارشناسان دینی، نه مشاورین خود(یعنی اینکه به مشاورین خود نگوید یک نقد خوب پیدا کنید و آنها هم می‌گردنند کسی را انتخاب می‌کنند که بیشتر تمعلق گفته  می‌آورند.)

وی ادامه می‌دهد: از کارشناسان دینی خواهش کند که ۲۰۰مطلب درباره من(رییس جمهور) نوشته شده بررسی کنید که کدام نقد است. و نتیجه آن را ملاحظه و تامل کند از آنها تقدیر کند احترام بگذارد و از همه مهمتر ترتیب اسر بدهد در نتیجه جامعه از این حرکت رییس جمهور یاد می‌گیرد که این رییس جمهور حکومت دینی است و این الگو است و ما نیز باید اینگونه نقد کنیم.

 

سوال) اصل ۸ قانون اساسی در مورد امر به معروف و نهی ازمنکر است که عملا این اصل تعطیل است فکر می‌‌کنید مکانیزمی باید در قانون ایجاد شود که آن قانون زیر پایه‌اش که فقط فرایندی شده به نام ستاد احیای امر به معروف ونهی ازمنکر؟

ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر که تعطیل شده است و آن ستاد اماطه است و اصلا ربطی به این قضیه ندارد.

این اصل به ستاد و دستگاه نیاز ندارد چرا؛ چون این اصل در همه جای جامعه باید ساری و جاری باشد. یک دستگاه و یک متولی هم نیاز ندارد این اصل باید در همه جای جامعه از روابط بین زن و شوهر تا روابط بین شهروند و حکومت جاری باشد لذا می‌توان ذیل این عنوان هزاران ماده قانونی ایجا کنیم که در آن روابط بین دانش آموز و معلم، کارمند بانک و رییس بانک، در برگرفته شود تا شهروند و شهردار، شهروند و رییس جمهور همه اینها را تعریف کند اما بعضی‌ها اعتقاد دارند که یک دستگاه درست کنیم یا لایحه بدهیم.

اما بنده معتقدم که این پدیده‌ای است که همه جا باید دیده شود چگونه در همه جامعه باید اکسیژن باشد تا تنفس اتفاق بیفتد پس نقد و نهی از منکر باید همه جای وجود داشته باشد تا جامعه سالم بماند.

سوال)  عده‌ای در خصوص بحث حجاب که پیش آمد معتقد بودنند که حجاب اولویت ندارد و بلکه مبارزه با مفاسد اقتصادی دارای اولویت است نظر شما در این باره چیست؟ مبارزه با کدام مفسده اولویت دارد و آیا اساسا باید اولویتی قائل بود؟

منشا این اظهار نظرها چه کسانی بودند خودشان مرجع این قضیه بودند یا منبع را جای دیگری می‌‌دانستند. دین ما می‌گوید باید در جامعه با بدیها و با فساد مقابله کرد. فساد اداری، فساد اخلاقی، فساد در پوشش، فساد اقتصادی و اصلا باید جامعه پاک بشود از همه آلودگیها، جامعه باید تلاش کند تا به سمت پاکی از آلودگیها حرکت کند لذا نگاه دین این گونه است.

قرآن می‌گوید پیامبر کسی است که قرآن را برای مردم تلاوت کند و پاکشان کند از همه مفاسد و کتاب و حکمت به آنها یاد بدهد و پیامبر بر هیچ اولویتی برای مبارزه با بدی‌ها نداشت و در حال واحد باه همه بدی‌ها می‌‌جنگید و اصل سوم قانون اساسی می‌گوید اولین کار دولت اسلامی مبارزه با انواع فساد و بدی‌هاست و اساسا مفاسد؛ اعم از مفاسد اقتصادی، اخلاقی و اداری به هم گره خورده‌اند. و اینها یک پکیج است و راه برخورد، برخورد با همه اشکال فساد است.

یک نظر بگذارید