جستجو
آرشیو

نقش جبهه خودی در زمینه سازی جنگ نرم- قسمت ۳

*«حاکمیت احساس» و «نبود عقلانیت» دومین رخنه گاه نفوذ دشمن در “جنگ نرم”

دشمن در جنگ نرم با استفاده از «جهل»، «حاکمیت احساس» را در میان مسئولین و مردم پایه ریزی کرد که این مساله لطمات جبران ناپذیری را به ایران وارد کرده است.

دشمن در طول این سی و یک سال از طریق «حاکمیت احساس» و «نبود عقلانیت» برای رخنه در افراد جامعه استفاده کرده است. این راهکار نتیجه «جهل» نسبت به تمام مواردی است که گفته شد. نتیجه منطقی آن «جهل»، باز شدن یک راهکار دیگر برای دشمن یعنی «حاکمیت احساس» و «نبود عقلانیت» است. به این معنا که رفتار افراد جامعه چه در حوزه دولت، رسانه و یا شهروندان همه مبنای احساسی و غیر عقلانی دارد. باید گفت احساسی بودن جامعه، دولت و رسانه ها یکی از بهترین راهکارها برای جنگ نرم دشمن بوده است. طبیعی است که در ای فضا اگر کسی بخواهد از عقلانیت، تفکر و اندیشه صحبت کند، طرد می شود.

*نمونه ای از عقلانیت حضرت امام(ره)

به این شکل در همه عرصه های جامعه احساس حاکم می شود و نه عقلانیت. امام (ره) در پاییز سال ۶۲ با برخی از مسئولین دیداری داشتند. امام (ره) در آنجا این نکته را فرمود که بعضی ها که ممکن است هیچ تعلقی به جمهوری اسلامی نداشته باشند و حتی ممکن است مخالف نظام هم باشند در انتخابات ها نامزد شوند و نامزدهای متدین و وابسته به نظام را تخریب کنند. ممکن است فحاشی کنند یا دروغ بگویند و یا تهمت بزنند. ایشان اشاره به این نکته کردند که پیامبر هم بسیار مورد توهین و تهمت قرار گرفته است. امام(ره) در آنجا می فرماید که اگر شما با این افراد «رفتار خوب» داشته باشید و مقابل به مثل نکنید، دعوا نخواهد شد. این مورد نمونه ای از عقلانیت بود.

اگر شما علم داشته باشید و اهل آگاهی و بصیرت باشید، عقلانیت ایجاد می شود. یعنی اگر منافع واقعی و دراز مدت نظام در نظر گرفته شود، نباید به موج های تخریب پاسخ داده شود. نتیجه عقلانیت این می شود که طرف مقابل نمی تواند مملکت را به آشوب بکشد و دعوا راه بیندازد. اما اگر احساسی عمل و واکنش نشان داده شود، طرف مقابل به نتیجه دلخواه خود رسبده و مملکت را به آشوب می کشاند.

*نمونه ای از عقلانیت رهبر انقلاب

در حوادث سال گذشته رهبری فرمولی را ارائه کردند که این فرمول نماد عقلانیت در انتخابات بود. ایشان در اردیبهشت ۸۸ در سنندج به چند نکته اشاره کردند. آنجا فرمودند که چهار نامزد را شورای نگهبان تایید کرده است و اطرافیان هرکدام از این نامزدها فقط در مورد نکات مثبت خود صحبت کنند و کاری نداشته باشند که نکات منفی نامزدهای دیگر چیست.

فرض کنید اگر این توصیه جدی گرفته شده بود، آیا زمینه ای برای تخریب انتخابات باقی می ماند؟ نه. ولی متاسفانه این توصیه نادیده گرفته شد. همه گروه ها این سفارش را نادیده گرفتند و قانون را زیر پا گذاشتند و «احساسی» وارد عمل شدند.

نتیجه این شد؛ انتخاباتی که می توانست بسیار معقول برگزار شود، تبدیل به یک انتخابات دو قطبی احساسی و بسیار ملتهب شد. هر کسی به جای اینکه نکات مثبت نامزد خودش را بیان کند، طرف مقابل را وادار به انتخاب نامزد خود می‌کرد. می گفتند که عدم انجام دستورالعمل من، نشان دهنده بدی و نفاق تو است. این مساله، فضای عالی را برای جنگ نرم دشمن آماده می کند.

*«نگاه احساسی» در انتخابات، بستر را برای جنگ نرم دشمن فراهم کرده است

معمولا در انتخابات ها «احساسی عمل» می کنیم. نامزدها «احساسی» تبلیغات می کنند و وعده هایی می دهند که «عقلانی» و «شدنی» نیست. در مقابل طرفداران نامزدها هم بر اساس «احساس» وارد انتخابات می شوند. در کل کم پیش می آید که در انتخابات‌ها، چه نامزدها، چه فعالین سیاسی و چه مردم، براساس نگاه «عاقلانه» و «متفکرانه» عمل کنند. عموما مردم بر اساس «جو» و در خیلی موارد بر اساس «احساس مطلق» و در قالب مباحث طایفه ای و همشهری بازی (مثل انتخابات مجلس) رای می دهند.

در خیلی از شوراهای شهر که دقیق نگاه کنیم، متوجه می شویم که بسیاری از کسانی که انتخاب می شوند، واجد شرایط برای اداره شهر نیستند. بعضی از این افراد حتی صلاحیت اداره خانه خود را هم ندارند. ولی به خاطر «نگاه احساسی» که بر انتخابات حاکم است، این افراد وارد شورای شهر می شوند. نتیجه کار این می شود که این اشخاص با عملکرد منفی خود، نظام را ناکارآمد نشان می دهند. در نتیجه بستر را برای جنگ نرم دشمن آماده می کنند. دشمن هم نظام را به ناکارآمدی متهم می کند. این مکانیزم در انتخابات مجلس و حتی انتخابات ریاست جمهوری هم وجود دارد.

* جامعه دو قطبی ناشی از فضای «احساسی» بهترین زمینه ایجاد تفرقه است

شاید تنها انتخاباتی که خیلی درگیر فضای احساسی نمی شود، انتخابات خبرگان باشد. به این دلیل که کسانی وارد پروسه انتخابات خبرگان می شوند که صلاحیت های علمی آنها آزمون می شود و بعد وارد انتخابات خبرگان می شوند. طبعا هر کسی نمی تواند وارد این انتخابات شود. به همین دلیل در انتخابات خبرگان رهبری شاهد یک فضای آرام و عقلانی هستیم.

رفتار احساسی در جامعه فقط مربوط به انتخابات نیست. در عرصه تصمیم سازی ها، جناح بندی ها، رفتارهای سیاسی مسئولین و در موافقان و مخالفان دولت هم «احساس» حاکم است. گاهی اوقات کسی را که می‌پسندیم به اوج می رسانیم و بعد از مدتی هم او را با سر به زمین می زنیم. نه آن «به اوج رسانیدن» و نه این «با سر به زمین زدن» عقلانی است.

امروز تکفیر بسیار آسان شده است. خیلی راحت می توان به افراد انواع تهمت ها را زد. این فضا بهترین زمین را برای دشمن ایجاد می کند تا در عرصه جنگ نرم، بین افراد جامعه ما تفرقه افکنی کند. زیرا جامعه ای که احساسی رفتار می کند دو قطبی می شود. جامعه دو قطبی بهترین راهکار برای ایجاد تفرقه از سوی دشمن است.

*رهبری می داند اگر کسی را طرد کند امکان جذب آن توسط دشمن وجود دارد

فرض کنیم در انتخابات سال ۸۸ هر کدام از نامزدها کمی به جای اینکه «احساسی» رفتار کنند، «عاقلانه» رفتار می کردند. آن وقت آیا فضای کار برای دشمنان فراهم بود؟ قطعا نه. در ایام انتخابات رهبری گفتند که در مناظره ها مباحث انحرافی مطرح نشود. مناظره ها در چارچوب قانون برگزار شود. در ۲۹ خرداد رهبری سعی کرد نامزدها را جمع کند، اعتراض آنها را بشنوند و زمان لازم را برای اعتراض نامزدهای معترض بدهد. این نمونه رفتار عقلانی است.

از همان اول هم می شد «احساسی» برخورد کرد و گفت فلانی بد یا مزدور است. اما رهبری چنین کاری نمی کند. در ماه رمضان سال گذشته،‌ ایشان در جمع دانشجویان گفت که هنوز مزدور بودن افراد معترض برای من محرز نشده است. این نشان دهنده ضعف نیست زیرا رهبری می داند که اگر بخواهد کسی را طرد کند، امکان جذب آن فرد توسط دشمن وجود دارد. در واقع ایشان نمی خواهد اجازه جذب افراد از سوی دشمن را بدهد.

*پیام رهبر انقلاب برای فوت آقای منتظری نمونه‌ای از رفتار عقلانی و سوزاندن فرصت دشمن بود

یا در جای دیگر، پیام رهبری برای فوت آقای منتظری، نمونه ای از رفتار عقلانی است. دشمن در آن زمان چنگ و دندان تیز کرده بود تا فوت آقای منتظری بهانه ای برای ایجاد آشوب در نظام شود. در آن زمان عملکرد جبهه خودی باعث می شد که آشوب با قدرت بیشتری احیا شود ولی یک پیام از سوی رهبری موجب می شود که فرصت ایجاد آشوب از دشمن گرفته شود. در اینجا بود که دشمن برای انجام طرح جنگ نرم خود با شکست مواجه شد.

رهبر انقلاب، افرادی مانند عبداله نوری، محمد هاشمی، میر حسین موسوی، موسوی خوئینی ها و کروبی را در زمان اتمام دوره شان در دولت های مختلف در مجمع تشخیص مصلحت منصوب می کند. این در حالی است که رهبری این افراد و طرز تفکرشان را از بسیاری از آدم های دیگر بهتر می شناسد. «عقلانیت» یعنی به گونه ای جذب حداکثری در راستای منافع نظام و انقلاب صورت بگیرد که فرصت ها از دشمن گرفته شود.

*نقش صدا و سیما در «احساسی» کردن فضای انتخابات بسیار پر رنگ است

متاسفانه رفتارهای عقلانی در جامعه، مسئولین و رسانه ها بسیار نایاب است. مثلا رسانه ملی چند روز مانده به انتخابات، به یکباره با ایجاد یک فضای کاملا احساسی، مردم را به شرکت در انتخابات فرا می خواند. اصلا بحث علمی، عقلانی و موردی که جامعه را به فکر فرو ببرد، مطرح نمی شود. به محض اینکه انتخابات پایان یابد، به یکباره فضای احساسی هم از رسانه ملی جمع می شود. یا در مراسم ۲۲ بهمن هم رسانه ملی شروع به ایجاد فضای احساسی می کند. خوب چرا عقلانیت و تفکر ایجاد نکنیم که دیگر نیازی به دمیدن در کوره احساسات نباشد؟

*«جهل»، «حاکمیت احساس» را در جامعه به وجود می آورد

اگر در جامعه آگاهی نسبت به هویت خود افراد، دین، نظام و موقعیت آن در جهان وجود داشته باشد، بسیاری از رفتارها عاقلانه خواهد شد. در خیلی از موارد رفتارهای احساسی بازیچه دشمن می شود. مثل مباحثی که تحت عنوان تجزیه طلبی در بعضی از نقاط کشورمان مطرح می شود. دشمن هم از این مباحث بیشترین استفاده را می کند. یا مثلا در دستگیری “عبداله اوجلان” که در “کنیا” اتفاق افتاد و به کشور ترکیه تحویل داده شد چرا باید شهرهایی در استان “کردستان” ما ملتهب شوند؟ آیا این موضوع باید موجب شود که در شهر “سنندج” بانک به آتش کشیده شود؟ آیا جز رفتار «احساسی» چیز دیگری می‌توان در این باره گفت؟ علت این مسایل وجود «جهل» است. یعنی این «جهل» است که «حاکمیت احساس» را در جامعه به وجود می آورد.

*خیلی اوقات کارهایی انجام می دهیم که دلیل آن را نمی دانیم

رفتارهای احساسی هم در افراد مذهبی وابسته به نظام، هم در عامه جامعه و هم حتی در افراد اپوزوسیون به چشم می خورد. در مورد این رفتارها نمونه های زیادی وجود دارد. مثلا رفتار احساسی و به دور از عقلانیت در مسابقه بین دو تیم “الف” و ” ب” که طرفداران دو تیم بعد از هر مسابقه، تعدادی اتوبوس را تخریب می کنند یا مثلا در یکی از شهرهای “اصفهان” یکباره تعداد قمه زن ها به چند ۱۰ هزار نفر می رسد. این رفتار آگاهانه و بر مبنای دین نیست. حتی برخی مراجع این عمل را تحریم کرده اند. قمه زدن افراد بهترین وسیله برای تبلیغ علیه دین، مشوه جلوه دادن آن و ایجاد فاصله بین افراد و دین واقعی است. اما این اشخاص برای قمه زدن بعنوان یک رفتار احساسی و به دور از عقلانیت پافشاری می کنند.

نتیجه این می شود که خیلی اوقات کارهایی انجام می دهیم که دلیل آن را نمی دانیم. کارهایی که اصلا نمی دانیم چه نتیجه ای در بر دارد. وقتی عقلانیت نباشد، آینده نگری و برنامه ریزی وجود ندارد. در نتیجه کارها فله ای و احساسی می شود.

*ادبیات ما در برخورد باهم، ادبیات فحش، تحقیر و توهین شده است

متاسفانه در کارهای ما نظم و برنامه ریزی وجود ندارد. یک عده با تجمع مقابل مجلس، فلان نماینده را به پول گرفتن از انگلیس متهم می کنند. ادبیات برخورد باهم، ادبیات فحش، تحقیر و توهین شده است. حتی نیروهای موسوم به اصولگرا هم دائم به دنبال این هستند که با طرف مقابل با لحن تخریبی برخورد کنند. در این رفتارها هیچ گونه عقلانیتی وجود ندارد. اما اگر عقلانیت وجود داشته باشد، متوجه می شویم که بهترین راه سلامت سیاست برخورد با اخلاق و قانون است. سیاست ما سالم نیست چون سیاست مداران ما عاقلانه فکر نمی کنند.

۳پاسخ به “نقش جبهه خودی در زمینه سازی جنگ نرم- قسمت ۳”

  • با این حالی که در برخی جاها تناقض‌هایی وجود دارد و اگر وقت شود در مورد آن در وبلاگم صحبت خواهم کرد، اما این سری سه تایی مطالب شما در مورد جنگ نرم جالب بود و تاکید شما بر عقلگرایی عالی!

  • هستی:

    به عنوان یک مسلمان ایرانی بابت مقالات مفید و ارزنده که نتیجه اش انشاءلله ایجاد روشنگری در جامعه است از شما ممنونم. برایتان از درگاه خداوندآرزوی سلامتی و سعادت و توفیقات روزافزون می کنم.

  • راحله:

    با سلام و عرض ادب. نظر خود را در خصوص نشر مطالب شما در سایت خودمان با ذکر منبع اعلام فرمایید. متشکرم

یک نظر بگذارید