جستجو
آرشیو

جنجال برای محاکمه روزنامه دولت و چند نکته!

۱.  این جمله حضرت امام تاریخ مصرف ندارد! “تو غلط میکنی که قانون را قبول نداری! قانون تو را قبول ندارد!” حرمت قانون نظام جمهوری اسلامی آنچنان است که اگر کسی در برابر آن بایستد خسران دنیا و آخرت را نصیب خود ساخته است! خواه ابوالحسن بنی‌صدر باشد، خواه مهدی کروبی و خواه میرحسین موسوی و خواه هر آدم‌خوش‌سابقه دیگر!

۲٫  بر اساس فتوای حضرت امام و مقام معظم رهبری رعایت مقررات نظام جمهوری اسلامی واجب است و تخلف از آن حرام است و موجب ضمان نیز می گردد!

۳٫  شلوغ‌کاری رسانه‌ای اخیر در خصوص اعلام حکم مدیر مسوول روزنامه دولتی ایران خواسته یا ناخواسته مصداق بارز “جر زنی” در برابر قانون است! مدیر مسوول روزنامه ایران در دادگاه مطبوعات محکوم شده و در عوض پیمودن مسیرهای قانونی جهت اعتراض به حکم دست به جنجال رسانه‌ای می‌زند! راستی فرق میان این جوان عزیز و میرحسین موسوی در این موضوع خاص چیست؟ مگر نه این که موسوی هم به جای تمکین در برابر قانون شیوه “جر زنی” در برابر قانون را در پیش گرفت؟

۴٫  به نظر برخی دوستان یک بام و دو هوا در جمهوری اسلامی هم صادق است؟ اگر ایستادن در برابر قانون غلط است برای همه است و اگر مجاز است برای همه است! بعید است که مدیر مسوول ایران فراموش کرده باشد که سال گذشته چند بار درخواست تمکین به قانون را برای موسوی و حامیانش مطرح کرده است!

۵٫  از سوی دیگر دوستان روزنامه ایران آنچنان به مقوله تخریب و تضعیف و سیاه‌نمایی حساسند که اگر کسی اسب رییس دفتر رییس‌جمهور را یابو خطاب کند فریاد تخریب و تضعیف‌شان گوش فلک را کَر خواهد کرد! آیا این دوستان معتقدند که تخریب و تضعیف سایر قوای مملکت (مثلا قوه قضاییه) خالی از اشکال و بلکه لازم است که همه توان خود را برای تخریب و تضعیف آن بسیج کرده‌اند؟ آیا این همه سیاه‌نمایی درباره عملکرد قوه‌قضاییه ربطی به اراده این قوه مبنی بر بهره‌گیری تخلفات برخی دانه‌درشتهای مقیم دولت ندارند؟

۶٫  در نهایت که این باعث افتخار نظام است که در مملکت اسلامی، فردی که با اتهامات مالی و سیاسی فراوان از چنگ عدالت گریخته است، و حتی جرئت دفاع از خود را نیز ندارد، باز هم برای احقاق حقش به دامن همین عدالتخانه بر می گردد. چرا این نقطه مثبت انقلاب را تبدیل به نقطه سیاه می کنید؟

۷٫  اگر تخریب و تضعیف و سیاه‌نمایی و دستگاه‌های نظام جمهوری اسلامی ناپسند است (که هست!) تفاوتی میان این دو دستگاه‌ها وجود ندارد! بعید است آقایان جنجال کننده یادشان باشد و شنیده باشند که مقام عظمای ولایت تضعیف مجلس ششم را حرام دانسته بودند! آیا قوه قضاییه فعلی از مجلس ششم بی‌حرمت‌تر است که دوستان با استفاده از امکانات بیت‌المال کمر به تخریب و تضعیف آن بسته‌اند؟

۸٫  ولایت پذیری و تن به قانون جمهوری اسلامی دادن ادعا نیست! بلکه در رفتار عملی افراد متجلی می‌شود! اگر دوستان عزیز مدعی ولایت پذیری نمی‌دانند بدانند که الان زمان ثابت کردن ادعایشان است! و البته سرنوشت مردودی‌های این آزمون را هم در همین یک سال اخیر به چشم دیده‌اند و دیده‌ایم!

۹٫  امیدواریم، مدیر مسوول روزنامه دولتی و حامیان ایشان فراموش نکنند که تخلف از قوانین جمهوری اسلامی حرام است! و امیدواریم در این آزمون سربلند بیرون بیایند!

و خواهش می‌کنیم که پشت خون پدران بزرگوارشان نیز سنگر نگیرند! راستی عاقبت فرزند متخلف شهید بهشتی چه شد؟

۲۳پاسخ به “جنجال برای محاکمه روزنامه دولت و چند نکته!”

  • بهادری:

    تو غلط می کنی به کاوه را با میر حسین یکی میکنی

  • ناشناس:

    استثنائا… احسنت…

  • ا.ص:

    احسنتم ناز نفست دکتر

  • صادق:

    عدالت کجا بود بابا دلت خوشه، کلاهتو بگیر بالاتر.
    دستگاهی که از یه طرفش یه عده هلش میدن اون طرفی رو بزنه فردا اون طرفیا هلش میدن که اینا رو بزنه !!
    نگو نه که باورم نمیشه، ما تو این مملکت هر جا رو دیدیم هر کی زورش بیشتر بود حق با اون بود. دستگاه قضا (بخون دستگاه زورآزمایی) هم مثل همونا.

  • تصوف فرقه ای و نقش آن در پازل جنگ نرم

  • [...] نمونه از این آدم‌ها، محمدصادق کوشکی است. کوشکی مطلبی نوشته و گفته است که مثل فتنه‌گران رفتار نکنیم و اگر نقدی و اعتراضی به [...]

  • [...] نمونه از این آدم‌ها، محمدصادق کوشکی است. کوشکی مطلبی نوشته و گفته است که مثل فتنه‌گران رفتار نکنیم و اگر نقدی و اعتراضی به [...]

  • تلنگر:

    حتما مطالعه شود:
    http://parsapress.ir/component/content/article/41-y/10370-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%A7-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%A8%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF.html

    راستی آقای رحیمی ، با رای چه کسانی به ریاست دیوان محاسبات برگزیده شد؟نکند رحیمی هم مثل مرحوم کردان آدم خوبی بود البته فقط تا وقتی که با احمدی نژاد همرا ه شد!؟چطورهمین روزها فرزند شهیدی به جرم اتهام به یک فراری فاسد!، سریعاً به حبس و شلاق محکوم می شود اما ایشان ودوستانش مجوز اتهام زنی به معاون اول رئیس جمهور را در برنامه زنده تلویزیونی دریافت می کنند !؟

  • تلنگر:

    آقای کوشکی فقط از شما می خوام که مردونه خودتون موضع گیری ها و مطالب اخیرتون رو واکاوی و بررسی کنید و ببینید که منصفانه و عادلانه و طبق فرمایشات امام خامنه ای هست یا نه
    ممنون

  • محمد:

    مردم ما را نایبان امام زمان(عج) مى دانند و وقتى حکومتى برپا کنیم و خود در رأس تشکیلات حکومت قرار بگیریم، توقع دارند حکومت ما همان گونه باشد که حکومت آن بزرگوار خواهد بود؛ و همانطور که درباره او فرموده اند« یملاء الله به الارض قسطاً و عدلا و تصلح فى ملکه السباع. »

    ما هم که نایب او هستیم، اگر در رأس تشکیلات حکومت باشیم، مردم انتظار دارند که در همه جا عدل و انصاف حاکم باشد و گرگ و میش از یک جوى آب بخورند. اگر این انتظار برآورده نشود، اعتقاد مردم نسبت به استقرار عدالت در عصر امام زمان (عج) و بلکه نسبت به ظهور و شخصیت آن بزرگوار متزلزل خواهد شد.

    مرحوم آخوند خراسانی

    اقای دکتر جمهوری اسلامی بعد از ۳۰ سال این مطلب را کامل برای ما اثبات کرد

  • محمد:

    بسیارى از ما تصور نادرستى داریم و مى پنداریم که چون چند کلمه فقه و اصول بلدیم، صلاحیت اشتغال به همه مشاغلى را داریم که لازمه تصدىِ هر یک از آن‌ها تسلط بر یک یا چند رشته از علوم قدیم یا جدید است، و مى توانیم جواب همه مسائلى را بدهیم که لازمه پاسخ‌گویى به هر یک از آن‌ها تبحر در یک یا چند شاخه از دانش‌هاى پیشین یا امروزى است. از خاتم مجتهدین و استاد قاطبه فقها شیخ اعظم (شیخ مرتضی انصارى) بیاموزیم که با همه تسلط بى نظیر خود بر علوم دینى، هرگاه پرسشى در باب مسائل حکمى(فلسفی) از او مى کردند مى فرمود: « من وزیر داخله اسلام هستم این سؤال را از حاجى سبزوارى بکنید که وزیر خارجه اسلام است.»

    با این مقدمه اگر ما بخواهیم مناصب حکومتى را در دست بگیریم، لازمه اش آن است که براى تمامى این مناصب، افرادى داشته باشیم که هم در حدود وظایف خود قوانین اسلامى را بدانند و هم متدین واقعى باشند و هم درس مدیریت خوانده و شیوه‌هاى مختلف اداره امور کشور را تعلیم گرفته باشند؛ وگرنه آن‌گاه ما حتى براى یک دهم مناصب موجود، افراد شایسته‌اى که هر سه شرط را داشته باشند نداریم. اگر هم به یکى دو شرط از این سه شرط اکتفا کنیم، نتیجه کار بسیار نامطلوب خواهد بود و اوضاع از این که هست، بدتر خواهد شد.

    و مردمى که مى بینند به دلیل مثلا عدم آگاهى و مدیر و کاردان نبودن افراد ما، اوضاع نامطلوبى حاکم شده است، نسبت به ما و بلکه نسبت به اصل دین بدبین خواهند شد. این است که مى‌گوییم حکومت دینى، اگر صاحب منصبان مدیر و کاردان نداشته باشد، خطرش و ضررش براى دین، از حکومت غیردینى و ضد دینى هم بیشتر است. چون در حکومت غیردینى و ضددینى، اگر مردم ضعف و نارسایى و فساد ببینند، آن را به گردن حکومت دینى و پیشوایان دین و اصل دین نمى اندازند، ولى اگر مناصب حکومتى در اختیار ما باشد، همه ضعف‌ها و فسادها و نارسایى‌ها را به حساب علماى دین و اصل دین مى گذارند و ما که بدون بصیرت و دانش کافى در اداره امور، این مناصب را اشغال کرده ایم.

  • محمد:

    اقای دکتر اگر این مطلب اخوند را قبول ندارید و بر ان جواب دارید لطفا متن کامل را مطالعه فرموده پاسخ دهید:
    کسانى که به منطق اهل بیت (ع) ایمان دارند، نمى توانند ادعاى ما را بپذیرند و با ما مخالفت مى کنند. این‌ها به ما مى گویند وقتى امام صادق(ع) صریحاً مى فرماید:« فرج و گشایش در کار اهل بیت(ع) (تشکیل حکومت حقه) نخواهد بود مگر وقتى هیچ گروهى از مردم نمانده باشد که حکومت را در دست نگرفته باشد؛ تا کسى نتواند بگوید که اگر ما به حکومت مى رسیدیم، عدالت پیشه مى کردیم.» در برابر این پیش بینى قطعى و نظایر متعدد آن، شما چه کاره اید که ادعا کنید مى توانید یک حکومت حقه بر سر کار بیاورید و براساس این ادعا دست به اقداماتى بزنید؟!

    آیا این ادعا، و اقدامات دنبال آن، جز تکذیب کلام نورانى معصوم(ع) معنایى دارد؟ و آیا جز این است که وقتى چنین ادعایى کردید و بعد هم براى اثبات آن وارد عمل شدید و نتیجه اى نگرفتید، مچ خودتان را باز مى کنید و صدق گفتار امام(ع) بر همه آشکار خواهد شد که بفهمند شما هم از جمله کسانى هستید که به گفته امام(ع)، باید به حکومت برسند و تناقض ادعا و رفتارشان در باب تشکیل حکومت حقه واضح شود؟!

    بارى بیاییم و به جاى افراط و تفریط، میانه روى در پیش گیریم. سنگ را کوچک تر برداریم که بتوانیم به هدف بزنیم و بدانیم که در عصر غیبت، دمیدنِ روحِ حقانیت و اسلامیت در کالبد حکومت، امرى از قبیل استرداد جوانى به پیر سالخورده و فرتوت است.

  • حسن:

    به نام خدا
    منطقی است .
    از قوه قضاییه ای که انتظار داریم با فتنه گران برخورد کند لازم است که اگر حکمی هم در مورد طرفداران اصولگرایی داد حتی اگر به آن انتقاد داریم آن را بپذیریم و به آن احترام بگذاریم.
    مصداق این ضرب المثل نباشیم که مرگ خوب است اما برای همسایه
    یادمان باشد “من هم دچار خطا و اشتباه می شوم.”
    یا حق

  • سلام
    این حضراتی که مدعی اصولگرایی هستند باید بفرمایند که کجای مشایی و رحیمی و… یعنی اصولگرایی و ولایتمداری؟!
    من هم موافق رای صادره علیه مدیرمسئول روزنامه ایران نبودم و نیستم ولی عده ای از این حضرات به قول خودشان آرمانخواه(!) حیثیتی برای قوه قضاییه نگذاشتند. معلوم نیست از کدام ولایت دم می زنند. اگر داعیه ولایت مداری دارید پس چرا عمل به اوامر ایشان نمی کنید؟! خاطره تندروی های این به اصطلاح غیورمردان را مقابل مجلس چگونه فراموش کنیم که قوه مقننه را انگلیسی خواندند و فریاد اعتراض ولایت را بلند کردند؟
    به خود بیایید!
    به کجا چنین شتابان؟! به اصول انقلاب که ولایت و در ظل آن قانون است پایبند باشیم. بدانید که در هر کشوری اگر آبروی قوه قضاییه اش ریخته شود، دیگر آبرویی برای آن نظام باقی نخواهد ماند. چرا که قوه قاهره است. محلی برای اقامه عدل و داد است. اگر مردم ازدستگاه قضایی کشوری ناامید گرددند به مجموعه آن نظام بی اعتماد شده اند چرا که این دستگاه سپری در برابر متجاوزان به حقوق مردم است. این اصل را همه اساتید علوم سیاسی وحقوق و افراد بامنطق تاییدش می کنند.
    اگر یک قاضی یک حکمی داد که فردایش متهم را نمی خوابانند شلاق بزنند. هنوز که مراحل دادرسی به پایان نرسیده و حکم جای اعتراض دارد.
    مطمئنا اگر امروز که قانون علیه منفعت ماست بدان پایبند نباشیم فردا سرانجامی غیر از خوارج سبز فتنه۸۸ نخواهیم داشت.

  • حسین:

    به نام الله
    واقعا حقیقت تلخ است عالم متحتک
    شما و امثال شما مرا به یاد این ایه قران می اندازید که فرمود :
    ایا تو می پنداری که انها می شنوند یا درک می کنند انها همانند چهارپایانند و حتی از ان هم گمراه تر .
    اری اقای دکتر که مثل تمام همفکرانت محافظه کاری را به ابلیس متکبر اموخته اید . شما مصداق بارز همین ایه اید و شما چه می دانی مصدق که بود چه می دانی بازرگان چه نوشت . شما فقط کاسه لیسان درگاه طاغوت اید .
    مطمئنا شما کتب مهندس بازرگان را حتی مطالعه ام نکردید و از ان فاجعه بار تر قران و دیدگاه قران را در مورد جنگ ، ازادی و حکومت و … نمی دانید .
    فقط تمام افتخارتان این است که مدرکی گرفته اید وبه شما می گویند دکتر .
    اسرا ء : هرگز از چیزی که به ان علم نداری پیروی نکن که چشم وگوش و قلبت پیش خدا مسئول است .
    و به گفته امام علی : تو مورد سوال قرار می گیری پس جوابی اماده کن
    اری اقای دکتر برای انهمه تهمت ناروا و ان همه توهین جوابی اماده کنید که مورد سوال واقع می شوید : هر چند که در جواب خواهید گفت :( ما از رهبران دنیایی خود پیروی کردیم و انها مارا گمراه کردند .پس خدایا عذاب انها را دوبرابر کن) و خداند پاسخ امثال شما راچنین می گوید :( عذاب هر دوی شما مضاعف است )
    منیب باشید

  • مسعود:

    آقای دکتر
    شما نبودید که قوه قضاییه را تا چند وقت پیش (سالها )در اغما می دانستید و چند بار از مرگ آن نیز دم زده بودید چه شده که امروز تضعیف آن حرام شده ولی تا دیروز از واجبات بود؟
    آقای همولایتی
    آیا غیر از این است که حکم جلب آن آقازاده فراری بخاطر اتهاماتی است که گوشه ناچیزی از آن را آقای اشتهاردی اشاره کرده اند چطور بدون رسیدگی به اتهامات مهدی هاشمی و بررسی صحت و سقم آنها سریعا حکم به محکومیت آقای کاوه می زنند و آیا با این کار هاشمی را بدون محاکمه تبرئه نمی کنند؟
    آیا در قانون اساسی نیامده که همه دربرابر قانون برابرند پس چرا درباره یک پرونده مشترک به مجرم اصلی فقط یک حکم جلب بی خاصیت و بدون پیگیری بعدی می دهند و یکی را که فقط به گوشه ای از جرائم مجرم اشاره کرده است با سرعت و قاطعیت تمام حکم شلاق و حبس می دهند ؟ این بود عدالتی که نظام می خواست و این بود عدالتی که رییس جدید قوه قضائیه قولش را داده بود؟
    آیا نظر اعضای هیات منصفه که هر ۱۴ نفرشان رای به تبرئه کاوه دادند جنبه تزئینی دارد؟
    آقای کوشکی
    آیا فکر نمی کنید که دشمنی با منتخب مردم شما را به وادی بی انصافی و غرض ورزی با دولت و کلیه منسوبان دولت کشانده است؟
    آقا صادق
    امام علی ع به هر حال برگزاری محکمه حکمیت را پذیرفتند اما هرگز رای آن را نپذیرفتند آیا نمی توانیم این درس را بگیریم که در برابر رای ظالمانه باید ایستاد ولو دادگاه رسمی باشد؟
    آقای دکتر
    پاسخ منطقی دوستان رجانیوز و چند سایت دیگر را درباره این یادداشتتان خوانده اید؟

  • دردمندان رادلی چون شمع میبایدعزیز
    گرنئی بی درد،اشک گرم وآه سرد کو؟

    دکترجان ماکه میدونیم حرفهای توازسر دلسوزیه ودرراه عقیده ات استواری
    وبرات مادیات ارزشی نداره دمت گرم

  • dana:

    درود بر شما
    ایراداتی که طرح شده تا موضع (به دید من) درست شما نادرست بنماید ، درست نیستند.
    ۱- اگر متهم اصلی ، مجرم شناخته شده بود (کمااینکه نزد بسیاری از ما و خود بنده چنین است) که دیگر دادگاه نداشت . حال آنکه هنوز متهم است و هنوز جرمش در دادگاه صالحه (نه ذهن من و شما) به اثبات نرسیده . پس هنوز هم می تواند ادعای حیثیت کند تا آنگاه که جرم او اثبات شود . و هرگز چنین برداشتی از آن نمی شود که متهم اصلی تبرئه شده.
    ۲- هیئت منصفه در دادگاه ، جای قاضی نمی نشینند . حکم نهایی را قاضی باید تشخیص داده و صادر نماید . این رأی می تواند موافق نظر آنها باشد یا نباشد . هرگونه مسؤلیت صدور حکم نیز بر عهده قاضی خواهد بود .
    ۳- فرض بگیریم که حکم دادگاه غیر منصفانه بود ، آیا ما که داعیه تأسی به مولا علی علیه السلام را داریم ، نباید از ایشان بیاموزیم که چگونه در برابر حکم قاضی (دست نشانده خود) به نفع دزد اموال خود محکوم شد و هیچ اعتراضی نکرد ؟ (مثال حکمیت در این خصوص بیربط است)
    ۴- چرا در راه حق تحمل مشقت زندان و شلاق نکنیم ؟ مگر ادعای ولایت مداری نداریم ؟ خط قرمز ولایتمداری قانون و رعایت قانون نیست ؟ حکم دادگاه ، مطابق قانون هست یا نیست ؟ اگر نیست ، دلایل حقوقی ارائه باید کرد ، نه بایزی با احساسات همفکران . این است تفاوت ما با فتنه گران سبز . شادمان باشید .

  • عمار:

    سلام.
    احساس می کنم جرم ها باید تفاوت داشته باشند که در ادامه آنها مجازات ها هم تفاوت دارد.اما بهتر نبود به قول خودتان این جوان را که در جبهه افسران جنگ نرم است با دشمن که در جبهه مقابل قرار دارد مقایسه نمی کردید؟
    بله این افتخار ماست که نظام این توانایی را دارد که با بی قانونی مقابله کند،قانون شکنی و ایستادن در نقابل نظام محاکمه ای داشت؟ که اگر داشت الان دیگر این صحبت ها نبود.

  • جهانگیر:

    باسلام خدمت استاد کوشکی
    به نظر بنده چند نکته هست که مورد توجه قرار نگرفته:
    ۱- راجع به جمله حضرت امام در مورد قانون که آورده اید کسی نگفته که قانون را قبول نداریم-مثلا شورای نگهبان را برای نظارت؛ و خود صیانت از آرا می کنیم- اعترض به حکم یک قاضی شده است و مستحضرید این با این که بگوییم دادگاه را قبول ندارم و این جرم را ببریم مثلا در یک دادگاه خارجی بررسی کنیم بسیار تفاوت دارد. پس قیاس اشتباهی آورده اید چون اعتراض به حکم قاضی در همین قانون-البته به طور قانونی- پیش بینی شده است.
    ۲-مورد دیگر سوال است که چهطور ۱۴ نفر همه به این تنیجه می رسند که این اتهام به این آقا نمی چسبد ولی یک نفر به نتیجه ی متناقض-نه متضاد- حکم می کند-البته داوری نمی کنیم کدام درست گفته- چون حقیقت یکی بیش نیست یا گروه ۱۴ نفری اشتباه کرده یا قاضی و حالت سوم نیست، اگر ۱۴ نفر خلاف واقع گفته اند پس دستگاه قضا-به قول صدا سیما- چرا این همه آدم کم دقت انتخاب کرده- البته نمی دانم هیئت منصفه را چه کسی انتخاب می کند- یا حداقل باید به این ۱۴ نفر یک اعترضی می کرد که: شما چه می کنید مگر میشود همه با هم خطا کنید. حالت دوم خطای قاضی است که باز دستگاه قضا مسئول است. پس ملاحضه فرمودید که در هر حال یک جای کار قوه قضایئه می لنگد.
    ۳- مورد بعدی این که اعلام نشد در کدام اتهامات روزنامه مجرم شناخته شده و این به قول آقای شریعت مداری این فکر به ذهن خطور پیدا می کند که از شاکی-آقای هاشمی- در همه موارد رفع اتهام شده و متشاکی مجرم. پس دیگرکسی نمی تواند بگوید این آقا مجرم است-تبرئه ضمنی متهم- بهتر بود مواردی که خلاف بوده و باعث این حکم شده اعلام میشد.
    ۴-یک ناعدالتی هم در این قضیه به نظر می رسد: همه مسمولان دستگاه فضا از رئیس تا سایر معاونیین دلیل عدم برگزاری دادگاه سران فتنه ی فرار نکرده را مصالح می دانند پس به عدالت نزدیکتر است زمان رسیدگی برای همه ی متهمان یکی باشد و وقتی مصالح اجازه داد به همه رسیدگی شود نه یکی الان و بقییه معلوم نیست…
    ۵-استاد فکر می کنم در جایی که مثال از خر دولت و توهین به او و… را آورده اید انصفاف را اصلا رعایت نکرده اید قطعا در برخی موارد بد رفتاری است، ولی کسی نمی تواند بگوید که توهین به این دولت و شخص رئیس جمهور مانند سابق بوده و انصافا در اکثر موارد دولت و رئیس جمهور بسیار نسبت به قبل سعه صدر بیشتری داشته اند.
    احساس می کنم در برخی جاها حس روشنفکری گرفته اید و به دور از انصاف نقد کرده اید این به معنای دفاع از روزنامه نیست نظر به شخص شمات که ما چیزهای زیادی -در اردوهای سیاسی نهاد- ازشما فرا گرفته ایم. بیشتر به حرف های آقای مطهری می خورد تا به یک نوشته ی استدلالی دلسوزانه. ببخشید کمی تند شد ما این صراحت را از شما آموخته ایم.

  • [...] نمونه از این آدم‌ها، محمدصادق کوشکی است. کوشکی مطلبی نوشته و گفته است که مثل فتنه‌گران رفتار نکنیم و اگر نقدی و اعتراضی به [...]

  • مسعود:

    دزدی به خانه شما وارد شده و در حین غارت اموالتان با شما درگیر می شود در این درگیری یک سیلی به صورت دزد می خورد ولی موفق می شود با اموال دزدی فرار کند شما شکایت می کنید و دادگاه حکم جلب دزد را صادر می کند ولی دزد برای مدتی طولانی در گوشه دنجی پنهان می شود و در عین این که برای دادگاه و شما خط و نشان می کشد بصورت غیابی از شما بخاطر سیلی زدن شکایت می کند دادگاه سریع تشکیل میشود و شما را بجرم اهانت به دزد فراری به زندان و شلاق محکوم می کند.
    توضیح واضحات :
    شما = مردم شریف نظام مقدس جمهوری اسلامی
    دزد = فتنه گران و در این ماجرا مشخصا مهدی هاشمی
    سیلی = افشای گوشه ای از خیانتها و مفاسد مالی و سیاسی مهدی هاشمی
    دزدی = مفاسد بی شمار اقتصادی و سیاسی ، برپایی اغتشاش و آشوب و فتنه و بخطر انداختن جان و مال مردم و آبروی نظام

  • قانون:

    از کدوم قانون حرف می زنید آقای دکتر.
    به نام قانون و به نام امام و به کام آقایان.در این مملکت قانون یعنی بی قانونی محض.

یک نظر بگذارید