جستجو
آرشیو

الان برای نقد باید غسل شهادت کرد!

● از نظر جنابعالی چه ارتباط و نسبتی بین نقد با فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد؟

کوشکی: مکانیزم نقد در نگاه دینی ما امر به معروف و نهی از منکر است که با قصد قربت، با هدف اصلاح، با افزودن خیرها در دنیا و کاستن از بدی‌ها انجام می شود. پس هر اتفاقی به غیر از نیت الهی و با هدفی غیر از اصلاح گری، غیر از رشد و غیر از دوست داشتن رخ دهد نقد نیست. به عبارت دیگر نقد دوست داشتن است و کسی هم که نقد می کند فرد را دوست دارد و به دنبال رشد و تعالی او است تا وی عیب های خود را برطرف کند. قرآن کریم در این خصوص اشاره دارد که «مومنین بعضهم اولیاء بعض»: مومنین ولی یک دیگر هستند و این به معنی دوست داشتن است. چون هم دیگر را دوست دارند اشکالات را به هم می گویند و از باب این است که قران می فرماید: «فذکر و ان ذکرا تنفع المومنین»: به همدیگر برای رفع عیب های خود تذکر دهید تا موجب رشد شود. لذا در فرهنگ دینی ما نقد به جزء این نیست.

● نقدی که شما توصیف کردید عمل کردن به آن خیلی ظرافت می خواهد؛ پس چگونه باید بدان عمل کرد یا به عبارت دیگر اخلاق نقد باید چه مولفه‌ای داشته باشد؟

کوشکی: کسی که می خواهد آینه باشد باید صاف باشد؛ یعنی اگر کسی خلوص نداشته باشد اصلا نمی تواند منتقد باشد و کسی که خوی عاطفی و اصلاح گری نداشته باشد و دوست دار طرف مقابل خود نباشد و با دید برادر به آن نگاه نکند، نمی تواند منتقد باشد. منتقد کسی است که دل سوز نقایص بقیه و به دنبال برطرف کردن آن است.

در این خصوص طبیعی است که باید استاندارد هم داشته باشیم. وقتی ما اقدام به ریشه‌یابی نقایص یک پدیده و نقایص یک جریان سیاسی و حرکت اقتصادی می کنیم به غیر از کارشناسی، خلوص، صاف بودن، مودت و محبت باید استاندارد هم داشته باشیم. یعنی باید آن پدیده را با یک چیزی بسنجیم. به عبارت دیگر در سیاست، اقتصاد، هنر و در هر زمینه‌ای که فرد منتقد است باید شکل مطلوب را بشناسد و وضع موجود را با مطلوب مقایسه کند و کاستی‌ها را گزارش دهد تا این کاستی ها کاهش یابد و رشد اتفاق بیفتد.

● در این میان دو مشکل و جود دارد؟ اولا، اساسا کسانی نقد نمی‌کنند و ثانیا، اگر هم نقد می کنند متخصص نیستند؛ پس تکلیف چیست؟

کوشکی: نقد زمانی اتفاق می افتد که در آن خلوص و حالت انجام تکلیف باشد که این تعریف دینی آن است و باید همه این پارامترها در نقد باشد. در خصوص شروط واجب بودن نهی از منکر در دین می‌گویند وقتی که یقین پیدا کنیم که آن فعل منکر است و کسی که آن را انجام می دهد قصد تکرار آن را دارد و احتمال تاثیر هم می دهید باید امر به معروف کنید پس در واقع اگر شروط منکر محقق نشود، نهی از منکر وجود ندارد.

● اگر وارد بحث مصداقی بشویم در حال حاضر هر کسی که از اطراف صحبت می‌کند خود را منتقد خطاب می‌کند و مدعی نقد است؛ سوالی که مطرح می‌شود این است که چگونه می‌توان فرد منتقد را که از روی دلسوزی نقد می‌کند با کسی که نقد را نمی‌شناسد و معیارهایی که جنابعالی به ‌‌آن اشاره کردید را بلد نیست تفکیک کرد؟

کوشکی: ما روی ادعاهای افراد قضاوت نمی‌کنیم؛ به عنوان مثال اگر شخصی مثلث به دست گیرد و ادعای دایره بودن آن را داشته باشد ما براساس علم هندسه قضاوت می کنیم. لذا ما براساس عقلی که خدا به ما عطا کرده است، اتفاقات پیرامون خود و جامعه را با دین مقایسه می‌کنیم، اگر سازگار بود می گوییم نقد دینی و در فضای دینی است اما اگر این چنین نبود چیز دیگری است، نقد نیست.

● شناخت افق مطلوب چیست؟ در جامعه بعضی نقدها که صورت‌ می‌گیرد و عملا فردی که اقدام به نقادی می‌کند با داشتن تمام معیارهای که شما گفتید باز هم آن مطلوب را نمی‌داند؟

کوشکی: اگر کسی آن معیارها را داشته باشد مطلوب را هم خواهد شناخت. به همین خاطر است که فرد را متخصص می نامیم. چرا که متخصص کسی است که آن مطلوب را می شناسد؛ پس کسی که مطلوب را نمی شناسد نمی‌تواند متخصص باشد.

● به نظر شما جامعه ما الان چه حالتی دارد و برای رسیدن به حالت مطلوب نقادی با تعاریفی که شما شرح دادید باید چه مکانیزمی را به کار بگیریم تا به حد مطلوب برسیم؟

کوشکی: نقد لازمه رشد یک جامعه است و در جامعه دینی ضرورت آن، دو چندان می‌شود. پس هر جامعه‌ای که می‌خواهد رشد کند باید در آن نقد باشد؛ چون نقد ضامن سلامت حرکت آن جامعه به سمت اهداف خود است. اما در جامه ما نقد یک ضرورت مضاعف است. امروزه در جامعه ما تقریبا نقد کردن رایج نیست و به دلایلی خیلی محدود است. نقد واقعی در جامعه، شناخته شده نیست و نقد را نمی‌شناسیم. کسانی که می توانند منتقد باشند خیلی اندک هستند و از طرفی پذیریش نقد در جامعه ما تقریبا وجود ندارد. همچنین پذیریش نقد، ظرفیت می خواهد. در این خصوص به فرمایش امام صادق(ع) اشاره شد و بیان گر این پیام بود. متاسفانه افرادی که وقتی عیوب آن ها گفته می‌شود و با روی خوش استقبال می کند و این عیوب‌ را به عنوان هدیه می پذیرند در جامعه ما انگشت شمار هستند و جالب این است که افراد در جامعه ما هر چه به مناصب سیاسی بالاتری می رسند ظاهرا ظرفیت نقد پذیری آنها کمتر و کمتر می‌شود.

در زمان امام خمینی(ره) بچه‌های کلاس پنجم مدرسه‌ای به امام خمینی (ره) نامه می‌نویسند و می‌خواهند که امام را نصحیت کنند! و امام در جواب می فرمایند که «فرزندانم؛ کاش نصحیت خود را می‌نوشتید که همه ما به نصیحت محتاجیم». این رفتار دینی است و امام به شدت از این روش استقبال می‌کند که بچه‌های کلاس پنجم یک دبستانی ایشان را نصیحت کنند.

همچنین حدود ۶ الی ۷ سال پیش یک دختر خانم ۱۶ ساله‌ای به رفتار مقام معظم رهبری در نماز جمعه اعتراض کرده بود که «شما فلان رفتار را داشته‌اید». مقام معظم رهبری در مقابل با گرفتن نامه و پاسخ مودبانه فرموده بودند که به حرف شما فکر خواهم کرد و اجازه انتشار آن نامه و پاسخ خود را هم داده بود و به هیچ وجه در این خصوص خجل نبودند و احساس بدی به ایشان دست نداده بود که دختر ۱۶ ساله‌ای به ایشان تذکر داده است.

حال این پرسش مطرح است که چقدر از مسئولان و دست اندرکاران ما این گونه رفتار می‌کنند!؟ معمولا به این شکل نیست. همچنین در این خصوص شهید بهشتی یک الگو ارائه داده و گفته اند که «تلخی برخورد صادقانه را به شیرینی رفتار منافقانه ترجیح می‌دهم». اما جالب این است که عمدتا مسئولین و دست‌اندرکاران کشور طالب شیرینی منافقانه‌اند و تحمل تلخی برخورد صادقانه را ندارند. به همین خاطر در حول مسئولین ما و چهره‌های سیاسی عمدتا مگسان گرد شیرینی جمع می‌شوند و متملقین جا دارند تا منتقدین. لذا حضرت علی(ع) در نامه‌ای به مالک اشتر می فرماید: «حلقه اول اطراف تو باید انسان های اصیلی باشند که ضعف و مشکلات تو را همان لحظه اول تذکر بدهند و تو (مالک اشتر) باید این ها را تعبیه کنی تا این اتفاق بیفتد.» باید مقایسه کرد که چه تعداد از مسئولان ما این چنین کردند. کمتر مسئولی حلقه اولیه این چنینی دور خود می گذارد که وظیفه آن ها انتقال نقایص فرد (مسئول) به خود او باشد و آنقدر اصالت و شجاعت داشته باشند که به طور صریح نقایص را منتقل کنند.

حضرت امیر در این خصوص می فرمایند: «انسان های صریح و شجاع در این منصب قرار دهید که همان لحظه اول اشکالات و عیب های شما را هر چند هم به عنوان فرماندار، مسئول مجموعه سیاسی باشید بتواند بیان کند.» اما متاسفانه امروز چنین چیزی و جود ندارد، بلکه تملق پروری و متملق پروری بیداد می‌کند که اختصاص به این دولت و آن دولت هم ندارد و همه دولت ها در این نقیصه سهیم و شریک بودند.

در این فضا طبیعی است که منتقد به معنی دینی اجازه رشد پیدا نکند و نقد به معنای دینی بسیار سخت و دشوار و هزینه بر باشد. یعنی کسی که با الگوی دینی نقد می کند باید آماده بی مهری ها، کم محلی ها و حتی ضربه‌های مختلف و متفاوت باشد. آماده توهین شنیدن‌ها، انگ خوردن ها و مسائلی از این دست باشد. چرا که آن هایی که بایستی نقدها را به عنوان هدیه بپذیرند و جدی بگیرند و در آن تامل و خود را اصلاح کنند نه تنها این کارها را انجام نمی‌دهند بلکه کاری می‌کنند که منتقد دیگر جرات ادامه انتقاد نداشته باشد و هزینه‌های نقد را آن قدر سنگین می‌کنند که اگر کسی بخواهد نقد کند باید کفن پوش شود و به قصد شهادت بیرون بیاید اما شهادت زیر باران تهمت با تیرهای تهمت؛ که کاش شهادت با گلوله بود چون می‌ارزید!

با منتقد کاری می‌کنند که منتقد بعدی، ازهم در معنای دینی، مجبور شود حسین وار برای نقد وارد عمل شود. یعنی باید حاضر باشد از آبرو، نام، ننگ، زن و بچه و همه چیز بگذرد. این قدر هزینه‌های نقد را سنگین کردند که کسانی که می‌تواند نقد کنند در چنین فضایی ترجیح می‌دهد که نقد نکند.

● چه عواملی روی این فضایی که می‌فرمایید تاثیر گذارند؟

کوشکی: در این خصوص به صورت درصدی نمی‌توان گفت اما خیلی زیاد است. الان چیزی که روی مردم موثر است مجموعه‌ای از عوامل است؛ از رفتار سیاستمداران ما، دشمنان، رفتار دوستان ما در عرصه بین المللی، رفتار حاکمان، رفتارهای اقتصادی در جامعه، رفتارهای فرهنگی، متولیان دینی، فعالیت آن ها و فعالیت سیاسی و فرهنگی که در جامعه شکل می‌گیرد و خیلی از موارد متنوع دیگری که عنصر محدودی از آن ها می‌تواند رسانه‌ها مجازی و حتی رسانه‌ها مکتوب، مثل مطبوعات باشد.

● فکر می‌کنید برای اصلاح این روند مسئولین باید نقدپذیر شوند یا این که نقد درست صورت بگیرد؟

کوشکی: نه؛ قدم اول از سوی مسئولین است که مسئولین باید پذیرای نقد باشند. اگر مسئولین حکومت دینی به برخی از گفتارها جواب دهند، دقت کنند و احترام بگذارند، جامعه واکنش نشان می‌دهد. در این صورت، جامعه به تدریج تربیت می‌شود تا نقد کند. یعنی همان چیزی که مسئولین به آن واکنش مثبت نشان می‌دهند، تقدیر و احترام می‌گذارند.

چرا رهبری اجازه چنین کاری را به دختر ۱۶ ساله‌ای می‌دهد تا ایشان را نقد کند و پاسخ مؤدبانه به آن نقد و اجازه انتشار می‌دهد؟ چون به دنبال این است که که به مسئولین گوش زد کند که این گونه‌ باشید. چرا امام خمینی اجازه می‌دهد که نامه بچه‌های دبستانی که می‌خواستند آن را نصیحت کنند و پاسخ خود به این حرکت را چاپ کنند؛ چون می‌خواستند بگویند که این نقد است و این گونه باشید.

اگر مسئولین ما هرچه قدر بالاتر باشند بیشر آن چیزهای که نقد است بپذیرند، احترام بگذارند و به درستی جواب بدهند و تاثیر آن را به نمایش بگذارند آن موقع جامعه تربیت خواهد شد و نقد را می‌شناسد و غیر نقد را هم می‌شناسد. در نتیجه به سمت نقد حرکت می‌کند. زیرا می‌داند که نقد، موثر است.

به عنوان مثال رئیس جمهور ما یک نقد به ظاهر خیلی تلخ و گزنده اما دارای آن شرایط دینی نقد را نه با تشخیص خود بلکه با تشخیص کارشناسان دینی، انتخاب کند، یا از کارشناسان دینی خواهش کند که ۲۰۰ مطلبی را که درباره من نوشته شده است، بررسی کنید که کدام نقد است و نتیجه آن را ملاحظه و تامل کند، از آن ها تقدیر کند، احترام بگذارد و از همه مهم تر ترتیب اثر بدهد، در نتیجه جامعه از این حرکت رییس جمهور یاد می‌گیرد که این رییس جمهور حکومت دینی است و این الگو است و ما نیز باید این گونه نقد کنیم.

● اصل ۸ قانون اساسی در مورد امر به معروف و نهی از منکر است که عملا تعطیل است. فکر می‌‌کنید مکانیزمی باید در قانون ایجاد شود که آن تصل که فقط فرایندی شده است به نام ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، دوباره زنده شود؟

کوشکی: ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر که تعطیل شده و آن ستاد اماته است و اصلا ربطی به این قضیه ندارد. اصلا این اصل به ستاد و دستگاه نیاز ندارد چرا؟ چون این اصل در همه جای جامعه باید ساری و جاری باشد. یک دستگاه و یک متولی هم نیاز ندارد. این اصل باید در همه جای جامعه از روابط بین زن و شوهر تا روابط بین شهروند و حکومت جاری باشد. لذا می‌توانیم ذیل این عنوان، هزاران ماده قانونی ایجاد کنیم که در آن روابط بین دانش آموز و معلم، کارمند بانک و رییس بانک، شهروند و شهردار، شهروند و رییس جمهور ، همه این ها را تعریف کند.

● اما بعضی‌ها اعتقاد دارند که باید یک دستگاه درست کنیم یا لایحه بدهیم.

کوشکی: بنده معتقدم که این پدیده‌ای است که همه جا باید دیده شود. چگونه در همه جامعه باید اکسیژن باشد تا تنفس اتفاق بیفتد! پس نقد و نهی از منکر باید همه جا وجود داشته باشد تا جامعه سالم بماند.

● عده‌ای در خصوص بحث حجاب که پیش آمد معتقد بودند که حجاب اولویت ندارد و بلکه مبارزه با مفاسد اقتصادی دارای اولویت است نظر شما در این باره چیست؟ مبارزه با کدام مفسده اولویت دارد و آیا اساسا باید اولویتی قائل بود؟

کوشکی: منشا این اظهار نظرها چه کسانی بودند. خودشان مرجع این قضیه بودند یا منبع را جای دیگری می‌‌دانستند. دین ما می‌گوید باید در جامعه با بدی ها و با فساد مقابله کرد. فساد اداری، فساد اخلاقی، فساد در پوشش، فساد اقتصادی و اصلا باید جامعه از همه آلودگی ها پاک بشود. جامعه باید تلاش کند تا به سمت پاکی از آلودگی ها حرکت کند لذا نگاه دین این گونه است.

قرآن می‌گوید پیامبر کسی است که قرآن را برای مردم تلاوت کند و پاکشان کند از همه مفاسد و کتاب و حکمت به آن ها یاد بدهد و پیامبر هیچ اولویتی برای مبارزه با بدی‌ها نداشت و در حال واحد با همه بدی‌ها می‌‌جنگید. اصل سوم قانون اساسی می‌گوید اولین کار دولت اسلامی مبارزه با انواع فساد و بدی‌هاست و اساسا مفاسد؛ اعم از مفاسد اقتصادی، اخلاقی و اداری به هم گره خورده‌اند. این ا یک پکیج است و راه برخورد، برخورد با همه اشکال فساد است.

یک نظر بگذارید