جستجو
آرشیو

دین اسلام؛ بهترین الگو برای جهانی شدن

دکتر محمد صادق کوشکی در گفتگو با خبرنگار برنا، “جهانی شدن” و “جهانی سازی” را دو مفهوم متفاوت و دو برداشت از یک اتفاق ذهنی عنوان کرد و در تشریح این موضوع گفت: اتفاق ذهنی این بود که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تبدیل شدن جهان به یک جهان تک قطبی و همین طور تحولات عظیمی که در عرصه رسانه ها به وجود آمد، عملاً دو اتفاق جدا از هم، در یک نقطه به یک برایندی رسیدند که آن برایند حالتی بود ذهنی که تعبیر جهانی سازی، جهانی شدن، غربی سازی و آمریکاسازی درباره آن به کار برده شد.

وی افزود: در واقع،‌ گسترش رسانه های فراگیر و پیوندی که این رسانه های فراگیر بین جوامع بشری ایجاد کردند، بین فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تبدیل جهان به یک جهان تک قطبی به تدریج قرابتی ایجاد کرد. نقطه تماس این دو پدیده مفهوم فکری و ذهنی بود که در ابتدا از آن به عنوان گلوبالیزیشن (globalization) یاد شد. اما درباره اینکه گلوبالیزیشن یک “فرایند” باشد؛ یعنی “جهانی شدن” و یا یک “پروژه” یعنی “جهانی سازی”، دیدگاه های متفاوتی وجود دارد.

به گفته کوشکی، برخی معتقد بودند که باید یک فرهنگ جامع جهانی ایجاد شود و بعضی دیگر به تدریج تعابیری نظیر غربی سازی یا آمریکایی سازی را درباره آن به کار بردند.

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به اینکه جهانی شدن در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بروز و ظهور پیدا کرد، اظهار داشت: در بعد جهانی، شاهد تشکیل سازمان هایی بودیم که سازمان تجارت جهانی یکی از آنها بود. این نهاد کوشید روابط جدیدی را در عرصه جهانی و بین المللی حاکم کند.

وی با اشاره به گسترش بی سابقه موج رسانه ای در جهان، از فعالیت آنها برای یکسان سازی فرهنگی آنهم بر مبنای فرهنگ غربی و آمریکایی ها سخن گفت و اضافه کرد: همین طور، در عرصه سیاسی، برخی حرکت ها شروع شد که به دنبال تصرف جهان تک قطبی، با یک ناظم و یک ناظر بود.

کوشکی با بیان اینکه ایالات متحده آمریکا سردمدار این حرکت بود، افزود: دیدگاه های مختلفی درباره این پدیده وجود دارد. مهم است که از چه موضعی به آن نگاه کنیم؛ یعنی از دید یک کشور آسیایی به آن نگاه می کنیم و یا یک کشور مسلمان و یا غربی. از دید آمریکا آنچه رخ می دهد، جهانی سازی و غربی سازی است که باید اتفاق بیفتد اما از نگاه یک کشور مسلمان یا یک کشور آفریقایی و آسیایی، جهانی سازی پدیده مطلوبی نیست و باید به سمت جهانی شدن حرکت کرد. یعنی به جای اینکه یک فرهنگ، یک ایدئولوژی و سیاست را در جهان گسترش داد و همه را به پذیرش آن مجبور کرد، بهتر است به سمتی حرکت کنیم که فرهنگ جامع جهانی و سیاسی مطلوب مورد نظر جهان ایجاد شود و گسترش یابد.

- تحقیر ملت‌ها بزرگترین ضعف جهانی سازی

البته وی یکی از نقاط ضعف جهانی سازی را تحقیر همه ملت ها به جز ملت های غربی و آمریکا برشمرد و تاکید کرد:‌ طبیعتا نقطه ضعف اساسی این پدیده نادیده گرفتن اراده و اختیار همه ملت های جهان است و از این نظر بزرگترین نقدی است که به این دیدگاه وارد می شود، اما اگر هدف جهانی شدن باشد می تواند موجب کاهش جنگ ها و حرکت جامعه بشری بر اساس فطرت شود. تنها یک دیدگاه الهی و دینی است که می تواند جهانی شدن را به عنوان فرهنگ واحد جهانی رقم بزند.

- جهانی شدن؛ اختیاری یا قهری

این پژوهشگر و محقق مسائل اسلامی درباره اختیاری و یا قهری بودن جهانی شدن، این امر را وابسته به آن دانست که آیا جهانی شدن را یک “فرایند” محسوب کنیم یا “پروژه”. اگر پروژه باشد، اجباری است، از این رو، جهانی سازی قلمداد می شود، اما اگر یک فرایند باشد، جهانی شدن به شمار می رود که یک فرایند طبیعی است و ملت ها و کشورها می توانند به این فرایند بپیوندند و تصمیم گیری کنند، اما اجباری در آن وجود نخواهد داشت.

کوشکی در بخش دیگری از مصاحبه خود، آنچه تا به امروز تحت عنوان جهانی سازی رخ داده است را برای جامعه ما مطلوب ندانست چراکه به گفته وی، در این زمینه شاهد ترویج ارزش های غربی و به ویژه آمریکایی بوده ایم.

این کارشناس مسائل سیاسی در ادامه با اشاره به اینکه این امر با باورهای ما سازگار نیست. اضافه کرد:‌ این یکسان سازی، غربی سازی و آمریکایی سازی تحت عنوان جهانی سازی سال هاست، صورت گرفته و ما نمی توانیم به آن روی خوش نشان دهیم چراکه دستاورد مثبتی هم برای ما نخواهد داشت.

- هماهنگی دین اسلام با مقوله جهانی شدن

به گفته کوشکی، اما اگر به دنبال تشکیل فرهنگ واحد جهانی و جهانی شدن باشیم، دین و باورهای ما ظرفیت این را دارد که مبنای “ایده جهانی شدن” قرار گیرد و حتی به این امر کمک کند، زیرا ما در افق دینی، جغرافیای ملی را چندان به رسمیت نمی شناسیم.

با توجه به همین موضوع بود که وی افق دین را افق جهانی و بشری دانست و افزود:‌ به همین خاطر، اگر به دنبال تحقق الگوی جهانی شدن و تشکیل یک فرهنگ واحد باشیم، دین ما این ظرفیت ها را دارد.

دکتر کوشکی درباره هماهنگی جهانی شدن با مفاهیم دینی با اشاره به اینکه در حوزه دینی خدا متعلق به همه انسان هاست، گفت: به همین علت می توانیم بر اساس دین با همه انسان ها در حوزه فطرت به تفاهم برسیم، مسائل مشترک داشته باشیم و اشتراکات خود را با هم تبادل کنیم. در چنین حالتی جهانی شدن با فرایند طبیعی مورد استقبال ما هم هست. اما جهانی سازی به معنای حاکمیت فرهنگ غربی و آمریکایی بر جهان مورد پذیرش ما نیست.

- فرهنگ غنی؛ ابزار ایران برای جهانی شدن

این پژوهشگر و محقق مسائل اسلامی درباره ابزار جمهوری اسلامی ایران برای جهانی شدن اظهار داشت: مهمترین توانمندی ما فرهنگ غنی ماست؛ توانمندی هایی که در فرهنگ غنی ما اعم از دین، میراث های انسانی و بشری وجود دارد.

کوشکی قابلیت های طبیعی فراوان دیگر نظیر موقعیت ممتاز جغرافیایی، توانایی های اقتصادی و نیروی فعال و آماده به کار را از دیگر ابزاری عنوان کرد که می توان در این عرصه از آن استفاده کرد.

یک پاسخ به “دین اسلام؛ بهترین الگو برای جهانی شدن”

  • افسانه خسروی:

    با سلام وخسته نباشید مطالب شما بسیار ارزنده بود ولی جناب دکتر شما یک الگوی فرهنگی فعال مبتنی بر دین ارائه ندادید و به صورت کلی به بیان مسئله پرداختید. خوب حالا اینارو که فرمودید …….الگوی دین با توجه به فناوری گسترده غرب در انتقال اطلا عات چه جایگاهی داره ؟؟؟؟؟؟؟

یک نظر بگذارید