جستجو
آرشیو

بنی صدر چگونه بنی صدر شد؟

۱- ابوالحسن بنی صدر مثل همه ما آدمها اشتباهات و نواقصی داشت اما از همان اول “بنی صدر” (به معنائی که ما آن را یک نهاد و نمونه انحراف می دانیم) نبود!! او در یک فرآیند از ریاست جمهور منتخب مردم به مرحله خیانت به مردم و انقلاب و نظام رسید.

۲- او توجه و ظرفیت و رای مردم را نداشت! ۱۱ میلیون رای مردم او را به “من” تبدیل کرد. او به پشتوانه رای مردم احساس کرد وزنی دارد و اعتباری و آن را نشانه حمایت مردم از خود می دانست.

۳- او قادر به فهم این نکته نبود که مردم مسلمان ایران دینشان را به هیچ چیز و هیچ کسی نمی فروشند و تا وقتی از او و امثال او حمایت خواهند کرد که رهبرشان راضی باشند.

۴- اطرافیان فاسد بی ظرفیت و قدرت طلبی مانند غضنفرپور و سلامتیان با تملق های پی در پی او را به این توهم انداختند که به پشتوانه حمایت مردم قدر خواهند بود جلوی مجلس و قانون بایستند، قوه قضائیه را به هیچ بیانگارند، سپاه را به سخره گیرد و فریاد بکشد “حاکمیت یعنی من” تا آنجا که امام جمعه وقت تهران (حضرت آیت الله خامنه ای) در خطبه های نماز جمعه ۲۹ خرداد ۶۰ چنین گفتند: بنی صدر می خواست دولت و مجلس در دست او باشد.

۵- او حمایت های امام از رئیس جمهور ایران را مساوی حمایت امام از خودش می دانست. تفکیکی میان شخضیت حقیقی و حقوقی برای او دشوار بود. نه نظر کسی را قبول داشت ونه نقدی را می پذیرفت. چون معتقد بود کسی بهتر از خودش پیدا نمی شود و کسی توان و لیاقت و سواد نقد او را ندارد. او همه نقدها را ناشی از حسادت، جهالت و تنگ نظری و دشمنی منتقدین می دانست و حتی به تذکرات پدرانه و پی در پی حضرت امام بی توجهی کرد.

۶- بنی صدر اصولا آدم مغرور و لج بازی بود و فکر می کرد حرف باید همیشه حرف او باشد و به هر قیمتی باید اراده و خواست او اجرا شود. حتی اگر به نفع نظام و انقلاب نباشد و یا هزینه اش عبور از خطوط قرمز نظام باشد.

۷- بنی صدر روحانیت را تحقیر می کرد و نقدها و تذکرات آنها را ناشی از نادانی و حسادت آنها می دانست.

۸- نتیجه آن که جمع میان غرور، خودرائی، اطرافیان متملق، لجاجت و بی ظرفیتی و بی تقوائی اولین رئیس جمهور ایران اسلامی را به “بنی صدری” تبدیل کرد که حکایتش تا همیشه مثل باشد.

خدایا تا به ما ظرفیت و جنبه ندادی ما را از قدرت بهره مند نساز!

یک نظر بگذارید