جستجو
آرشیو

اگر وزارت علوم قصد جدی دارد،اجرای کار را به نهاد نمایندگی ولی فقیه بسپارد

اختلاط دختران و پسران درحالی است که تبرج و خودارایی و استفاده از پوشش های بسیار زننده در بین برخی دانشجویان دختر از یک سو و رفتار زننده وخلاف شرع برخی دانشجویان پسر از سوی دیگر اوضاع پیچیده ای را ایجاد کرده است.

نظام آموزش عالی ما وارث الگوی کپی برداری شده از غرب در دوران طاغوت است

به گزارش پایگاه خبری انصار حزب الله محمد صادق کوشکی استاد و عضو هیات علمی دانشگاه تهران در مورد ضرورت تشکیل دانشگاههای تک جنسیتی که امروز دانشجویان و مراجع عظام تقلید یکصدا آن را مطلبه می کنند گفت:
-آنچه نظام آموزش عالی پس از انقلاب با آن درگیر است فضایی است که از دوران حاکمیت طاغوت برای ما به ارث گذاشته شده است . نظامی کپی برداری شده از الگوهای غربی که بعد از انقلاب اسلامی نیز تداوم یافته است . یکی از شاخصه های این الگوی غربی اختلاط فضای آموزشی دختران و پسران است که نظام آموزشی به این پدیده به عنوان یک اصل بدیهی و پذیرفته شده دردوران پس از انقلاب نیز تن درداد.
بررسی تاریخ ۳۲ ساله دانشگاههای پس ار انقلاب ما را به این نتیجه می رساند که اختلاط محیط های آموزشی تبعاتی منفی را به دنبال داشته است. این تبعات براین مبنا استوار است که دانشجویان در سنی وارد دانشگاه می شوند که اوج در گیریها و جاذبه های جنسی آنان است. این درحالی است که با توجه به شرایط حاکم برجامعه اعم از اقتصادی و غیره ، امکان ازدواج برای اکثریت این عده مهیا نیست.

این در حالی است که تسری ناهنجاری های فرهنگی حاکم برجامعه به داخل محیط دانشگاه بر وخامت اوضاع افزوده است. اختلاط دختران و پسران درحالی است که تبرج و خودارایی و استفاده از پوشش های بسیار زننده در بین برخی دانشجویان دختر از یک سو و رفتار زننده وخلاف شرع برخی دانشجویان پسر از سوی دیگر اوضاع پیچیده ای را ایجاد کرده است. حال ما با قرار دادن این دوقشر با این مشخصات توقع داریم که محیطهای آموزشی از از فساد و دانشجویان از مفسده مبری باشند!.این فرایندی است که دغدغه های جنسی و پرداختن به قیافه و مد جایگزین هدف اصلی که دانش پژوهی است شود که در نهایت به دوستی های آنچنانی و خدشه دار شدن حدود شرع الهی می انجامد.

این در حالی است که با رجوع به استفتائی که در مورد اختلاط دختران و پسران جوان از حضرت امام خمینی شده است به این پاسخ می رسیم که ارتباط ومکالمه و صحبت و همنشینی بین دخترو پسر جوان حتی در موارد ضروری بنا بر احتیاط واجب باید ترک شود. این یک بحث فقهی است که دنباله آن را می توان در اخلاق دینی مان نیز بیایم که حتی مرد جوان را از سلام به زن جوان و هم صحبتی با وی مگر در موراد بسیار ضروری و خاص منع کرده است.

حال آنکه ما از سوی مسئولین با شعار هایی توخالی مبنی بر اعتماد به جوانان با این عناوین رو برو هستیم که جوانا خود عاقل و دارای فهم هستند و باید تدبیر امور را به خود ایشان واگذاریم. اینجا این سوال مطرح است که مگر تقوای چند در صد از دانشجویان ما در حد حضرت یوسف است؟ که آن حضرت هم فرمودند اگر خدا مرا یاری ندهخد نفس اماره مرا به گناه دعوت می کند. این درحالی است که ما بافضای ایجاد شده کار را برای جوانانی که می خواهند پاکدامن باشند می بندیم.

انچه گفته شد بر مبنای تحقیقات انجام شده در این زمینه است. باین تفسیر اگر امروز ماقصد داشته باشیم جلوی این روند را حداقل در مقطع کارشناسی بگیریم راه حل پیش رو تفکیک محلهای آموزشی حداقل در مقطع کارشناسی است .

بنده به عنوان یک استاد دانشگاه هیچ ضرورتی در این که دانشجویان دخترو پسر در کنار هم به علم آموزی بپردازند نمی بینم.

چرا که امروز برخلاف دوران ابتدایی انقلاب آموزش عالی حجم زیادی از هیات های علمی در دانشگاهها را پرورش داده است. که شامل طیف وسیعی از آقایان و خانمها هستند که قابل تقسیم بندی می باشند. البته این تقسیم بندی کمی برنامه ریزی را دشوار تر می کند اما اگر دین و پایبندی به حدود شرعی برای ما اهمیت داشته باشد این دشورای مسئله زیاد مهمی نخواهد بود.
ابتدا دانشجویان، بعد اساتید و در وهله اخر دانشگاهها تفکیک شوند

وی در توضیح برنامه ریزی و چگونگی اجرای آن گفت:
- در وهله اول باید به تفکیک کلاسهای درس دانشجویان پرداخت و پس از آن باید این کار را در مورد دانشجویان انجام داد و در مر حله آخر به جایی میرسیم که می توانیم به تاسیس دانشگاه تک جنسیتی بپردازیم. این یک فرایند تدریجی است که باید با طی آن به تفکیک کامل دانشگاهها به عنوان یک مطالبه عمومی برسیم این در حالی است که تحقیقات علمی نیز بر بالاتر بودن راندمان علمی دانشگاههای تک جنسیتی نسبت به دانشگاههای مختلط صحه می گذارند. ضمن اینکه نمونه های عملی مثل دانشگاه الزهرا و اما صادق و دانشگاه شریعتی نیز به عنوان مصادیق زنده در حال حاضر وجود دارند. این درحالی است که داشکده های تربیت معلم و یاآموزشگاههای فنی وزارت آموزش و پرورش نمونه های موفق اجرایی دانشگاههای تک جنسیتی هستند. بنابراین این راهی است که با طی یک یا دو مرحله پنج ساله قبلیت به تحقق پیوستن دارد.

عملکرد سوء روسای دانشگاه دنباله ای از دیدگاه حاکمیتی نسبت به مسئله عفاف و حجاب است

* همان طور که اشاره کردید این یک فرایند گام به گام است که بعد از اجرای هر مرحله و بازبینی ان باید به مرحله بعدی برسیم . آنچه شما به آن اشاره کردید در ابتدایی ترین مراحل تنها مستلزم اجرای آیین نامه ساده انضباطی داشجویان توسط دانشگاههاست که روئسای دانشگاه موظف به اجرای آن هستند . این در حالی است که براساس شواهد در اکثر داشگاهها مجریان اجرای چنین آیین نامه ای را نادیده می گیرند. حال سوال اینجاست وقتی ما در اجرای ابتدایی تریمن مرحله با مشکل مواجه هستیم چطور می توان به اجرای مراحل تکمیلی امیدوار بود؟ یعنی اساسا ضمانت اجرا چه خواهد بود؟

- این دنباله ای از دیدگاه حاکمیتی موجود به مسئله حجاب و عفاف است که به داخل فضاهای آموزشی نیز نفوذ کرده است . این دنباله ای از بی تفاوتی روئسای جمهور و مجلس و اکثریت نمایندگان به مسئله عفاف و حجاب در کشور است که کار را به این مرحله رسانیده است. تا جایی که امروز اکثریت روئسای دانشگاهها بدیهی ترین حدود شرعی را نیز به اجرا نمی گذارند. حال انکه تنها با اجرای آیین نامه انضباطی در دانشگاهها ما نباید شاهد وضعیت موجود باشیم . این در حالی است که امروز نه تنها بی حجابی بر دانشگاهها حاکم است که فضای آنها به سمت آرایش گاههای زنانه و سالنهای مد و لباس پیش رفته است. و در این راستا وقوع مکرر حرام شرعی بیداد می کند که کار را به حد فاجعه رسانیده است.

اگر وزارت علوم در قصد خود جدی است، اجرای کار را به نهاد نمایندگی ولی فقیه بسپارد

* بالاخره باید چه کار کرد ؟ بااین حساب آنچه وزارت علوم به اجرای آن کمر بسته است هنوز به اجرا در نیامده شکست خواهد خورد؟!
-حالا که به گفته وزیر علوم و دست اندر کاران این وزارت خانه قصد جدی برای پایان دادن به این روند لجام گسیخته را دارند باید سازو کار آن را نیز مشخص کنند . براین اساس یک ابلاغیه ولو موکد به هیچ وجه کفایت نخواهد کرد. به نظر می رسد در این راستا مسئولیت اصلی باید به نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاهها سپرده شود و دفاتر نمایندگی این نهاد نیز به عنوان بازوهای اجرایی وارد کار شوند و با اختیارات اجرایی بالا به کمک روسای دانشگاه به اجرای قانون اهتمام ورزند. چنین سازو کاری در واقع یک ضمانت اجرایی ایجاد خواهد کرد تا در صورت کم کاری روسای دانشگاه نمایندگان ولی فقیه دردانشگاهها ایشان را مجبور به اجرای قانون کنند.
لزومی به ورود بسیج دانشجویی نیست

* آقای کریمی فیروزجایی بر نقش دانشجویان به عنوان بازوی اجرای به عنوان نظارت بر صحت اجرا تاکید دارند نظر شما در مورد ورود بسیج دانشجویی به عنوان یک نهاد سازمان یافته برای اجرای بهتر این کار چیست؟

- بنده لزومی به ورود بسیج دانشجویی نمی بینم چرا که ایشان خود جوان و دانشجو هستند . بنابراین نهایندگی نهاد رهبری و کادر اجرایی دانشگاه برای اجرای قانون تا حصول نتیجه مطلوب بهترین گزینه هستند.

یک نظر بگذارید