جستجو
آرشیو

ابعاد ضعف گروه های اصولگرا در اداره فرهنگ

اصولگرایی در تعریف سیاسی و اجتماعی یک جبهه است و به همین دلیل دیدگاه‏ها و نگاه ها در میان اصولگرایان بسیار متفاوت است و نمی توان یک شاخصه را یافت که در میان تمامی اصولگرایان برابر باشد. به عبارت دیگر نمی توان وحدت نظری در خصوص مبانی و اصول در حوزه های مختلف علی الخصوص مقوله فرهنگ در میان کسانی که خود را اصولگرا نامیدند شاهد بود.

با این حال اصولگرایی ناب از آنجا که یکی از مهمترین شاخصه هایش ولایتمداری و تبعیت از ولای فقیه است قطعا دارای یک سیاست فرهنگی یگانه است که آن را باید در موضع مشخص رهبر انقلاب و سیاست های نظام و حضرت امام (ره) جستجو کرد.

فرهنگ در دیدگاه محوری انقلاب اسلامی به معنای کیفیت زندگی است و با دین یکسان است؛ یعنی اگر دین و شریعت کیفیت و چگونگی خوب زیستن را مطرح می کند در واقع فرهنگ هم همین کیفیت زندگی است. فرهنگ میان کیفیت زندگی یک جامعه با جامعه دیگر خط تمایزی قائل می شود. در واقع به تعبیری دقیق تر، فرهنگ ایده پاسخگویی به نیازهای بشر است؛

نیازهای انسانی، اعم از نیازهای بیولوژیک تا نیازهای معنوی و چگونگی پاسخ به این نیازها. در نگاه امام و رهبری، فرهنگ اصولا مساوی خود دین و شریعت است چرا که دین هم از کیفیت زندگی بهتر زیستن سخن می گوید. به همین دلیل می بینیم که تاثیرات خیلی عمیقی در دیدگاه حضرت امام در مقوله فرهنگ اتفاق افتاده، حتی تا جایی که اساس استقلال کشور و یک جامعه را فرهنگ آن جامعه می دانند و بارها در خصوص اهمیت فرهنگ با حفظ استقلال و اسلامیت کشور و با سلامت و خوشبختی کشور پیوند ایجاد کرد.

با این وجود در جبهه گسترده موسوم به اصولگرایان در خصوص مقوله فرهنگ نگاه های متفاوتی وجود دارد. که در ادامه به مهم ترین آنها اشاره می کنم:

بخشی از اصولگرایان شامل بعضی افراد منتسب به جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین و بعضی گروه های سنتی همچون موتلفه اسلامی نگاهشان به فرهنگ برگرفته از نگرش‏های فکری است؛ اما فرهنگ را در حد هنر که آن هم در یک

وزارتخانه متمرکز شده نگاه می کنند. متاسفانه این دسته علیرغم مبانی فکری صحیح، هیچ وقت هم طرح و برنامه دقیقی برای ساماندهی فرهنگی و برای پدیده مهندسی فرهنگ به تعبیر رهبر انقلاب، ایده ای نداشتند؛ به همین خاطر هنگامی که افراد منتسب به این جریانات در مشاغل فرهنگی و مدیریت فرهنگی حضور پیدا می کنند عملا شاهد تحول مثبتی نیستیم.

به طور مصداقی باید گفت از زمانی که بخش سنتی اصولگرایان یعنی موتلفه وزارت ارشاد را در دست داشت، ما در وزارت ارشاد تحولی را شاهد نیستیم. یا در سایر ارگان ها، فرهنگ را در حد هنرها تقلیل دادند و البته هر چند که معتقد به رعایت امور شرعی هستند اما در عمل فاقد برنامه اجرایی بوده و هستند. به همین دلیل حتی وزیر ارشاد فعلی که منتسب است به این طیف، در دوران حضورش در وزارت ارشاد فعلی نه تنها موجب کیفیت و غنای فرهنگ (حتی از لحاظ رعایت شریعت) نشده بلکه آن چیزی که در وزارت فرهنگ و ارشاد می گذرد دقیقا تداوم سیاست های دوره اقای مهاجرانی و اصلاح طلبان هست که با سرعت و شتاب در حال انجام است.

بخش دیگری از اصولگرایان هستند که دارای سلیقه های نوین هستند و در خصوص فرهنگ نگاه بازتری را دنبال می کنند. این دسته در مقوله فرهنگ دارای برنامه مشخص بوده و فعالیت هایی نیز انجام می دهند. اما از آنجایی که روش آنها با نگاهی که حضرت امام و رهبری نظام به مقوله فرهنگ داشتند تفاوت هایی دارد، متاسفانه علیرغم نوگرایی در فرهنگ قادر به درک و ارائه برنامه و ارائه راهکار متناسب با وضعیت جامعه نبودند. افرادی همچون عزت الله ضرغامی و علی لاریجانی و حجت الاسلام خاموشی در دوران وزارت ارشاد و یا حتی برخی افراد دیگر که در زمانی در عرصه های مختلف فرهنگی نتوانستند، به عمق فرهنگ در نظر امام و رهبری نظام دست پیدا کنند و آن معنی یگانگی فرهنگ با دین را در این روش نمی بینیم.

بخش دیگری هم از افراد موسوم به اصولگرا هستند که در مقوله فرهنگ کاملا لیبرال عمل می کنند. محمود احمدی نژاد رئیس جمهور فعلی و محمدباقرقالیباف و مجموعه شهرداری تهران از کسانی هستند که در نگاه به فرهنگ لیبرال مسلک شده اند و نگاهشان به فرهنگ با نگاهی که اصلاح طلبان داشتند تفاوت خاصی نمی کند. در عمل، هر چند که این طیف ها هم واقف اند که شاخصه های اسلام با لیبرالیسم نمی خواند و در سخن ادعای اعتقاد به لیبرالیسم هم ندارند اما در عمل چنین است؛ چرا که می بینیم که حتی رعایت اصول فقهی در عرصه های فرهنگی و هنری را هم دنبال نمی کنند چه برسد به آنکه بخواهند نگاه حضرت امام و رهبری را اجرایی کنند.

متاسفانه علیرغم تمامی تلاش هایی که صورت گرفته، ‌تقریبا در هیچ کدام از عرصه های فرهنگی شاهد نیستیم که حضرت آیت الله خامنه ای چه به عنوان رهبر انقلاب و چه به عنوان یک کارشناس خبره مسائل فرهنگی اعلام رضایت کرده باشند و مشخصا در طول سال های اخیر که دوران حاکمیت اصولگرایان قرار داریم این نارضایتی نمود بیشتری هم پیدا کرده است.

این نکته بر می گردد به این واقعیت که تقریبا هیچ کدام از جریانات اصولگرایی نتوانسته اند در مقوله فرهنگ آن چنان که از آنها انتظار می رفت، عمل کنند.

یک پاسخ به “ابعاد ضعف گروه های اصولگرا در اداره فرهنگ”

  • tavoosi:

    سلام اقای دکتر روزتون بخیر
    اگه امکانداره در مورد این ۳ گروهی که فرمودید بویژه گروه دوم چندتا مصداق ذکر کنید.
    ممنون

یک نظر بگذارید