جستجو
آرشیو

باید دید یک کاندیدا برای وظیفه نمایندگی آمادگی دارد یا نه؟

در ابتدای بحث می خواهیم ارزیابی شما را از ارائه چند لیست از سوی اصولگرایان بدانیم.

واقعیت این است که اصولگرایان از ابتدا هم یک گروه متحد نبوده و به صورت جبهه ای بوده اند و تنها رقیب یا دشمن مشترک باعث پیوند آنها شد و حال که رقیب آنها ضعیف و کمرنگ شده، تعارضات درونی این جریان در حال بروز است. اصولگرایان هیچگاه طیفی یکسان نبوده و بسیار متنوع و متکسر هستند. تعریف هرکدام از آنها نیز از اصولگرایی متفاوت است. اهداف و ابزارها و هنجارهای آنان هم، همواره متفاوت بوده است. آن چیزی که اصولگرایان را دور هم جمع می کرد، دشمن سیاسی مشترک بود. به همین خاطر اصولگرایان قبل از اینکه حول مشترکات خود جمع شوند، وجود رقیب یا دشمن مشترک آنها را کنار هم گرد می آورد. تکسر درونی و واقعی اصولگرایان بیشتر از این بحث هاست و در صورت درک واقعی آن باید شاهد چند لیست می بودیم که فعلا به صورت دو لیست ظاهر شده است.
* حال با این بحث که می فرمایید، بیش از گذشته شاهد تکسرات درونی اصولگرایان هستیم، به نظر شما ارائه دو لیست منجر به کاهش مشارکت مردم نخواهد شد؟

باید دید این مشارکت در سطح پایتخت بررسی می شود یا سطح کشور. در دراز مدت اگر تکسر طبیعی باشد و منجر به خصومت نشود و رقابت سالم باقی بماند، منجر به افزایش مشارکت نیز خواهد شد. حتی به این واسطه مردمی که تا قبل از این، مورد دلخواه خود را به راحتی پیدا نمی کردند، با وجود این تکسر طبیعی، می توانند به راحتی مورد مناسب خود را از بین اصولگرایان برگزینند. قبل از این بدین ترتیب بود که ۳ میلیون آدم مجبور بودند یک لیست ۳۰ تایی را انتخاب کنند، فقط به این خاطر که سلیقه کلی اصولگرایی داشتند. به این ترتیب با انتخاب دقیق تری که صورت خواهد گرفت نه تنها کمیت، بلکه کیفیت مشارکت نیز افزایش پیدا خواهد کرد. گاهی اوقات شما در یک لیست با ۵ نفر آنها موافقید و یک موقع هم شما با ۲۰ نفر آن موافقید. این موقع است که رضایتمندی شما بیشتر خواهد شد.

* با این حساب در چه صورت باعث کاهش مشارکت خواهد شد؟

اگر این تکسر اجباری شود و باعث تبدیل رقابت به خصومت و تنش شود. اگر تکسر ناشی از قدرت طلبی باشد و نه ناشی از اختلاف سلیقه، و این طیف ها همدیگر را تحمل نکرده و جنگ قدرت راه بیاندازند، آن وقت است که مشارکت در حین کاهش یافتن، کیفیت پایینی هم خواهد یافت.

* به طور متمرکز، تحلیل شما از این مشارکت در خصوص پایتخت چیست؟

این قضیه در پایتخت و کلان شهرها بیشتر نشان می دهد. در پایتخت سبد رأی اصولگرایان مشخص است.در صورت ارائه دو لیست، این سبد به دو قسمت احتمالا نامساوی تقسیم خواهد شد. این اتفاق نخواهد افتاد که مثلا کسانی که تا دیروز به اصولگرایان رأی نمی دادند الان به آنها رأی دهند. سبد اصولگرایان با همان تعداد مشخص و همان آهنگ رشد مشخص، ادامه خواهد یافت. حتی تمرکز افرادی که به اصولگرایی رأی می دهند از لحاظ جغرافیایی هم در پایتخت مشخص است. مثلا بیشتر در منطقه ۱۲، ۱۳، ۱۴ و… است. پایگاه های اجتماعی آنان مشخص است که همان هم بیشتر دچار انشقاق می شود. اگر تا دیروز همه آرا به یک جناح اصولگرایی(که به اشتباه به جناح راست شهرت یافته است)اختصاص می یافت، امروز بین دو طیف برای مثال پایداری و جبهه متحد تقسیم می شود. بنابراین اگر مشخص شود جنس رقابت ها، خصومتی قدرت طلبانه و سیاست کارانه بوده و بر پایه دین مداری و به گونه ای آرمان خواهانه نیست، باعث دلزدگی مردم شده و ممکن است کاهش رأی را به همراه داشته باشد.

* برخی معتقدند ارائه چند لیست فقط باعث شکستن آرا میان اصولگرایان شده و این را به نفع حضور بیشتر اصلاح طلبان می دانند، شما با این نظر موافقید؟

خیر. اصلاح طلبی به آن صورت در پایتخت وجود ندارد که بخواهد با ریزش آرا جان بگیرد. آنها حتی یک لیست سی نفره هم ندارند. البته این در سطح پایتخت بود. در شهرها نمی شود به این راحتی صحبت کرد.

* با ادامه روند حاضر، پیش بینی شما از تقسیم جناح ها و گروه های سیاسی در مجلس آتی چیست؟

به نظر من اگر این روند حاضر ادامه پیدا کند، مجلس آینده یک مجلس بدون اکثریت خواهد بود. مجلسی که حداقل سه فراکسیون خواهد داشت. فراکسیون اصلاح طلبان، فراکسیون پایداری، فراکسیون متحد و حتی ممکن است فراکسیون حامیان دولت نیز تشکیل شود. چون کسانی هستند که در دولت فعلی تحلیل رفته اند و صد در صد مدافع دولت هستند، آنها هم می خواهند حتی در حد ۳۰ الی۴۰ نفر هم که شده یک فراکسیون داشته باشند.

* برخی می گویند در حال حاضر که اصلاح طلبان مهره شاخصی در انتخابات ندارند، رقابت میان اصولگرایان جایز است. نظر شما در این خصوص چیست؟

این مدل طرح مبحث را قبول ندارم. چه اصلاح طلبان بسیار قوی باشند، چه بسیار ضعیف، رقابت اصولگرایان اگر بر پایه ارزش های اسلامی و انقلابی باشد، بر سر خدمت باشد، اشکالی ندارد. حتی اگر الان به فرض در تهران، یک لیست بسیار سنگین و قوی از اصلاح طلبان داشته باشیم، اصولگرایان می توانند باز هم در دو طیف شرکت کنند، در صورتی که همدیگر را نفی نکنند، به هم تهمت نزنند و رقابتی متدینانه و انسانی داشته باشند و به دور از کینه و نفرت عمل کنند. آن چیزی که ارائه دو یا چند لیست را منفی نشان می دهد این است که رقابت ها تبدیل به خصومت شوند و اخلاق حذف شود.

* نقش علما را در ایجاد وحدت چگونه دیدید؟

علما همواره از وحدت صحبت کرده و تمام تلاش خود را برای ایجاد اتحاد کرده اند و بیش از این کاری نمی توانند انجام دهند. آنها میل به وحدت داشتند که البته تا کنون موفق به احراز آن نشده اند. اکنون بر حفظ اخلاقیات تأکید دارند.

* بعضاً دیده شده است، برخی از گروه ها و جبهه های سیاسی از مقدسات و همچنین نام علما جهت اعتباربخشی به جریان خود استفاده می کنند، آیا اینگونه رفتار درست است؟

متأسفانه از نقیصه های فضای سیاسی ما، استفاده ابزاری از مقدسات، چهره های شاخص و ارزش هاست. بعضی ها از مفاهیم انقلاب، ولایت فقیه، شهدا، روحانیت و خیلی چیزهای دیگر به عنوان پلی برای رسیدن به اهداف خود سوءاستفاده می کنند. این یکی از آفات جدی فضای سیاسی ماست. کسی که به قول شهید بهشتی، هدف را خدمت بداند، تلاش خود را با حفظ شروط قانونی، اخلاقی و اسلامی انجام می دهد. اگر هم در پایان موفق نشد، از آنجایی که هدفش خدمت بوده است، به راحتی کنار می کشد. اما کسی که هدفش قدرت است، هنگام احساس ضعف، هر امر مقدسی را پل می کند تا به هدف خود یعنی قدرت برسد.

* از دیدگاه شما، ساکتین فتنه و اعضای جریان انحرافی که خود را اصولگرا هم می نامند، چگونه وارد صحنه خواهند شد؟

بنده خیلی این اسم گذاری ها و تقسیم بندی ها را قبول ندارم. ما در کل یک جبهه حق داریم و یک جبهه باطل. این واژه سازی ها بیشتر از باب حذف سایرین است. ممکن است عمل یک فرد یا جریانی در یک برهه درست باشد، یک عملش غلط باشد.

* بالاخره این موارد به صورت یک تفکر وجود دارند. قبول ندارید؟

ساکتین فتنه که یک تفکر نیست. نمی توانیم بگوییم تفکرات ساکتین فتنه این یا آن است. جریان انحرافی هم که اصلا تفکری ندارند. کسی که می گوید مبنای فکری من انقلاب، نظام، قانون اساسی و ولایت فقیه است و در عمل هم پایبندی خود را نشان می دهد، اصولگراست. اینکه آدم ها را مانند جعبه مدادرنگی برچسب بچسبانیم، قدرت طلبانه است. ما در گفتمان دینی فقط حق و باطل را داریم. حضرت امیر(ع) می فرمایند: اگر حق را بشناسی، یاوران حق را خواهی شناخت و اگر باطل را بشناسی یاوران باطل را نیز خواهی شناخت. مثلا اینجا این سؤال پیش می آید که چه کسی فعال ضد فتنه بوده است؟ تنها کسی که فعال ضد فتنه بود، مردم بودند. این افتخار برای مردم و نظام است نه چهره های شاخص سیاسی. چهره های سیاسی نباید دچار تقسیم غنیمت شوند.

* به نظر شما گرایشات مردم، هنگام انتخابات به چه سمت و سویی است و از کدام جریانات استقبال خواهند کرد؟

واقعیت این است که مردم تدریجاً در حال رسیدن به بلوغ سیاسی هستند. سر دادن شعارهای قشنگ، استفاده از بیت المال برای تبلیغات و اصلا خود امورات تبلیغاتی نمی تواند نظر مردم را تغییر دهد. انجام رفتارهای انتخاباتی و تبلیغاتی فایده ای برای جلب توجه آرای عمومی ندارد. مردم به این سمت در حال حرکت هستند که به برنامه ها، توانمندی ها و عملکردهای افراد توجه کنند و ویترین های زیبای تبلیغاتی اهمیتی برای آنان ندارد. البته در کلان شهرها نسبت به شهرستان ها این بلوغ سریع تر صورت می گیرد. همه جناح ها امتحان خود را پس داده اند. جناح موسوم به اصلاح طلب، راستی ها و اصولگرایان همه امتحان خود را پس داده اند. الان زمان آن نیست که مردم را با برچسب ها و شعارهای انتخاباتی جذب کرد.

* مردم، چگونه می توانند نماینده شایسته و اصلح را انتخاب کنند و یک نماینده باید دارای چه ویژگی هایی باشد تا مردم او را برگزینند؟

باید وظیفه نماینده بررسی شود و باید دید آیا یک کاندیدا برای انجام این وظیفه آمادگی دارد یا نه. باید همانطور که قسم می خورد پاسدار و مجری قانون اساسی باشد. اصلا نامزدی که از قانون اساسی چیزی نمی داند، نمی تواند به آن عمل کند. می توان با چند سؤال از نامزدها فهمید که اشراف به قانون اساسی دارند یا خیر. الان فصلی است که نامزدها در مساجد، حسینیه ها، جلسات و دانشگاه ها مشغول سخنرانی و جمع آوری آرا هستند. جوانان، دانشجویان و حتی مردم عادی می توانند از داوطلب نمایندگی، پرسش کنند تا میزان شناخت فرد را از قانون اساسی بسنجند. نباید مشکلات گذشته مجددا تکرار شود و برخی نمایندگانی وارد مجلس شوند که با بدیهیات قانون اساسی آشنا نبوده و مشکلاتی را به بار آورده اند.

دومین مطلبی که نیاز یک نماینده است، شناخت جامعه، معضلات و توانایی های آن و شناخت جایگاه ایران در نظام بین المللی است. زیرا یک نماینده حق دخالت در تمام امور داخلی و خارجی ایران را دارد. تاکنون بسیاری از نمایندگانی که در عرصه حضور داشتند، از سیاست و توانایی های جامعه بی اطلاع بوده و از این رو لیاقت حضور در مجلس را نداشته اند.

بحث بعدی رعایت قانون انتخابات است. باید دید کاندیدا تا چه اندازه قانون انتخابات را رعایت می کند. کاندیدایی که امروز قدرتی ندارد و به خاطر کسب رأی، روی قانون پا می گذارد و دچار بداخلاقی انتخاباتی می شود و تخلف می کند، مطمئنا در مجلس آینده نیز برای کسب ثروت و قدرت هر قانونی را زیر پا خواهد گذاشت و به نظام خیانت خواهد کرد. باید سنجید برای یک نماینده کدام مهم است، کسب رأی یا حفظ ارزش های انقلابی و خدمت رسانی به مردم.

* در این میان نقش رسانه ها را در پیشبرد اهداف انتخاباتی نظام و نیز شناسایی نامزد اصلح به مردم چه می دانید؟

رسانه ها می توانند چشم بیدار جامعه باشند و رصد کنند. بسیاری از افراد جامعه، وقت و امکان این را ندارند که ببینند نامزدها واجد یا فاقد این شاخصه ها هستند. رسانه ها می توانند اطلاع رسانی کنند و پرسش های مورد نیاز برای شناخت یک کاندیدا را از نامزدهای انتخاباتی بپرسند. اگر نامزدی قوانین انتخاباتی را نقض می کند یا دچار بداخلاقی انتخاباتی است، آن را اعلام کنند. درک کاندیداها از جامعه را شناسایی کنند. با کشف این مسائل می توانند به بهترین نحو مردم را با نامزدهای اصلح و غیراصلح آشنا کنند.

یک نظر بگذارید