جستجو
آرشیو

فیلم‌هایی که محتوی عدالت دارند اسکار نمی‌گیرند

محمدصادق کوشکی در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، در خصوص فیلم «جدایی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی و گرفتن جایزه اسکار گفت: فیلم «بچه‌های آسمان»، تنها فیلم بعد از انقلاب بود که شانس حضور در اسکار را پیدا کرد و توانست به عنوان کاندیدا مطرح شود اما به واسطه محتوایی که منطبق بر ارزش‌های دینی و باورهای اعتقادی ایران بود، شانسی برای سایر مراحل نداشت.

وی ماهیت جشنواره اسکار و جوایز آن را به گونه ای معرفی کرد که براساس شاخص‌ها و استانداردهای تمدن غرب و زندگی به سبک غربی سامان یافته است.

کوشکی ادامه داد: ارزش‌های محوری جشنواره اسکار براساس مبانی فکری تمدن غرب تعریف شده و طبیعی است که فیلم‌هایی موفق به گرفتن جوایز آن می‌شوند که آن شاخص‌ها را رعایت کنند.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران داوری مقامات برگزار کننده اسکار را براساس مسئله ایدئولوژیکی و فکری غربی دانست و گفت: آنها جشنواره فارغ از ایدئولوژیکی برگزار نمی کنند و اگر اثری با ایدئولوژی آنها همراه نباشد هیچ شانسی برای شرکت در جشنواره نخواهد داشت.

وی در خصوص جشنواره اسکار افزود: تاکنون در هیچ جشنواره‌ای فیلمی که به بیان ارزش‌های اسلامی، ظلم ستیزی، عدالتخواهی به معنای دینی و نقد جدی از سبک زندگی غربی پرداخته باشد، شانسی برای گرفتن اسکار نداشته است.

کوشکی علت توجه و استقبال از فیلم‌های ایرانی را در این دانست که هنرمندان ایرانی به عنوان هنرمند، بازیگر، کارگردان، فیلمبردار و غیره در طراز جهانی قرار دارند.

این منتقد سینما اضافه کرد: سینما بدون تردید پدیده‌ای سیاسی بوده و در خدمت سیاست قرار دارد و اسکار نیز به طور ویژه‌ای سیاسی است و در غرب ورزش، هنر و ژورنالیستی کاملاً سیاسی می باشد.

وی در پایان ضمن بی‌اهمیت خواندن جوایز فرهادی برای ایران خاطرنشان کرد: اگر فیلمی اشاره‌ای به ظلم موجود در جهان، مظلومیت مستضعفین، مظلومیت انسان و اسارت وی در چنگال غرب را نداشته باشد هر اتفاقی که برایش پیش بیاید اهمیت ندارد.

۸پاسخ به “فیلم‌هایی که محتوی عدالت دارند اسکار نمی‌گیرند”

  • مرضیه:

    فکر می کنید جدایی نادر از سیمین از دید داوران اسکار چه ویژگی قابل توجهی داشته یا نشان دهنده ی چه سبکی از زندگی غرب بوده که مستحق جایزه شده؟
    اگر شما ادعا ممی کنید فیلمی دریافت کنندهی اسکار هست که رعایت کنندهی مبانی فکری غرب باشه حتما باید برای جدایی نادر از سیمین هم مصداقهایی داشته باشید.
    در ضمن از برنامه خوبی که چند دقیقه پیش در۲۲داشتید متشکرم

  • مهدی داداشی:

    سلام جناب اقای دکتر کوشکی خدا را شکر حداقل یک نفر حاضر شد راجع به این فیلم یک صحبتی داشته باشد وقتی در بین دوستان صحبت میشد و نظرم را اعلام میکردم که غربی که بر اساس منفعتی که برایشان از هرموضوعی حاصل میشود سرمایه گذاری میکنند خرده میگرفتند. حالا با اجازه شما از جنابعالی برای انها نقل میکنم. اما نظر من این است که این فیلم یک چهره کثیف و همراه با بدبختی را برای فرهنگ ایرانی طراحی کرده و از نظر روانشاسی کسانیکه عقده های حقارت دارند از زمین خوردن دیگران شاد میشوند حالا این برگزارکنندگان مراسم نیز همین حالت را دارند و بهترین فرصت را پیدا کردند در واقع با دادن جایزه خودشان را بزرگ کردند.( مهدی داداشی دانشجوی کارشناسی ارشد ارتباطات. نشانی ما هفت قواره بعد از ساختمان شما)

  • reza:

    تحلیل جالبی از فیلم جدایی نادر از سیمین:جدایی نادر از سیمین را از این زاویه ببینید تا متوجه شوید چرا هیچ کدام از مسئولین نظام تبریک نگفتند ، احتمالا زمانی که فیلمنامه و متعاقب اون ساخت فیلم مجوز و پروانه گرفت از لایه های زیرین سناریو مطلع نبودند و بعد که فیلم اکران شد و نقدها بیرون آمد دیگه دیر شده بود و احتمالا برای همین بود که زمزمه ارسال فیلم دیگری مثل یه حبه قند به اسکار مطرح شده بود…. باور کنید که افکار عمومی بی تاثیر نیست حتی در نظام ما
    >* کی نماینده چه چیزی‌ست؟ فهرست اینکه چه کسی دارد چه گروه یا تفکر در جامعه ایرانی را نمایندگی می‌کند اینطوری‌ست:
    *۱) نادر، نادر دارد *جامعه* ایرانی را نمایندگی می‌کند که از یک طرف با سنت دست به گریبان است و از یک طرف با مدرنیته.
    *۲) پدربزرگ، پدربزرگ* نماینده *سنت* در جامعه ایران است. آلزایمرش هم‌‌ همان حافظه تاریخی ماست. نه قابل صرفنظرکردن است و نه بدون جامعه قدرت سرپا نگه داشتن خودش را دارد.
    *۳)سیمین، سیمین* *مدرنیته* ایرانی را نمایندگی می‌کند. کسی‌ست که به نادر (جامعه) قبولانده که باید مهاجرت کند. معلم است و دانسته‌هایش ازباقی بازیگران صحنه بیشتر است و بلد است مذاکره کند.
    *جدایی-نادر-از-سیمین۰
    *۴)زن باردار،زن باردار* نماینده *مذهب* در جامعه ایرانی‌ست. می‌خواهد به سنت پدربزرگ کمک کند که باری از روی دوش جامعه (*نادر*) بردارد اما از فرط نجس و پاکی و محدودیت شرعیات خودش هم تبدیل می‌شود به معضل تازه برای جامعه. ختم آبستنی او یعنی همین وضعی که الان در جامعه ایران می‌بینید و حکومت مذهبی قادر به نوزایی نیست. همین چیزی که به آن می‌گوییم اصلاح‌ناپذیری حکومت.
    *۵)شوهر،شوهر* نماینده *روحانیت* در جامعه است. رضا میرکریمی روحانیت را باهمین شمایل ورشکسته و مقروض به عالم و آدم در «زیر نور ماه» روایت کرده.شوهر*(روحانیت) زبان زن باردار*د (مذهب) است. همین مذهب است که او را به درآمد تازه می‌رساند و بهانه برای او تولید می‌کند تا از جامعه پول بگیرد، چه در شکل ارائه خدمات به جامعه (نگهداری از سنت یعنی *پدربزرگ*) و چه در شکل جبران خسارت دیه،
    *۶)ترمه،ترمه* دختر نادرو سیمین نماینده آینده است. موضوعی که در کشمکش میان جامعه، مدرنیته، سنت و مذهب گرفتار است و قادر به انتخاب میان آن‌ها نیست و فیلم هم با این عدم انتخاب او تمام می‌شود. در سن بلوغ است و این بهترین نشانه آیندهٔ در حال وقوع است.
    *۶)دختر کوچک،دختر کوچک نماینده زمان حال است. کوچک‌تر از همه و گزارشگر نقاش وقایع. کوچکی او نشانه‌ای‌ست از نادیده گرفته شدن زمان حال در جامعه ایرانی. یکی از بهترین نشانه‌های نمایندگی او (زمان حال) وقتی‌ست که دارد شیر سیلندر اکسیژن *پدربزرگ* (سنت) را کم و زیاد می‌کند. درست شبیه به آهنگ‌هایتازه مثل نامجو.
    با این پیشنهاد می‌توانید روابط میان جنبه‌های مختلف زندگی ایرانی را ببینید.
    > چند تا مثالش را می‌نویسم
    *سیمین* (مدرنیته)، *زن باردار* (مذهب)، *ترمه* (آینده) و *دختر کوچک* (حال) ، از یک جنس‌اند و همه‌شان قدرت زادآوری دارند. منتها همه‌شان نیاز به یک عامل دیگر برای باروری دارند. محصول حاصل از پیوند زادآوران و فاعلان از همه جالب‌تر است. مثلا آینده محصول جامعه و مدرنیته است و این اوضاع را همیشه می‌توانید ببینید. وجود *ترمه* یعنی جامعه (*نادر*) و مدرنیته (*سیمین) ، توانسته‌اند آینده را خلق کنند. همیشه هم همینطور است و دنیای فعلی با مظاهر جدیدش محصول توافق هر جامعه‌ای‌ست با نوآوری‌هایش. منتها وقتی به محصول روحانیت (مرد) و مذهب (*زن باردار*) می‌رسید متوجه می‌شوید یک محصولشان وضع فعلی‌ست (*دختر کوچک*) که فقط ناظر ماجراهاست و کاره‌ای نیست جز گزارشگر وقایع اما تلاش روحانیت و مذهب برای خلق مجدد در شکل بارداری زن با برخورد شدید جامعه روبرو می‌شود و ناکام می‌ماند.
    *نکته جالب این است که این برخورد دفعی جامعه (*نادر*) نسبت به مذهب نیست که از سر تلاش برای حفظ سنت منجر به ختم نوزایی مذهب می‌شود بلکه این سنت (پدربزرگ) است که مذهب (زن باردار) را به دنبال خودش می‌کشد و بارداری او را خاتمه می‌دهد. وقتی زن باردار (مذهب) می‌رود تاپدربزرگ (سنت) را پیدا کند می‌بیند پدربزرگ (سنت) کنار دکه روزنامه‌فروشی‌ست و دکه روزنامه‌فروشی‌‌ همان جایی‌ست که همیشه حرفش با *پدربزرگ* هست و روزنامه‌هایی که نادر (جامعه) برای او می‌آورد و یا درباره‌شان با او حرف می‌زند محل علاقمندی پدربزرگ (سنت) است. خوب به جای دکه روزنامه‌فروشی بگذارید جشن نوروز و چهارشنبه‌سوری تا متوجه بشوید چقدر دقیق است.
    *زن باردار (مذهب) به دنبال پدربزرگ (سنت) می‌رود و او را در کنار دکه روزنامه‌فروشی (نوروز و چهارشنبه‌سوری) می‌بینید. می‌رود تا او را برگرداند اما آن آخر فیلم متوجه می‌شویم که ماشین به او زده و منجر به سقط شدن نوزادش شده. یعنی این جامعه نبوده که مذهب را کنار زده بلکه این واقعیات دنیای بیرونی‌ست که مذهب را از نوزایی درآورده.
    > دو تا موقعیت ویژه میان جامعه (نادر) و مذهب (زن باردار) با سنت) پدربزرگ) هست. هر دو در حمام رخ می‌دهد. *نادر* پدرش را حمام می‌دهد و از فرط گرفتاری‌های او به گریه می‌افتد. *زن باردار* هم لباس *پدربزرگ* را در‌‌ همان حمام عوض می‌کند. *نادر* برای حمام دادن پدرش او را با دستکش لیف می‌زند و *زن باردار* هم برای تعویض لباس‌های *پدربزرگ* از دستکش استفاده می‌کند. فرق دستکش‌ها را که ببینید متوجه می‌شوید دستکش *نادر* خود او را هم خیس می‌کند ولی دستکش *زن باردار* مانع خیس شدنش می‌شود. عصبیت *شوهر* *زن باردار* (مرد: روحانیت) و پرخاش‌های او که ما هم آدمیم و قرض بالا آوردن‌ها و از کار بیکار شدنش همه نشانه‌های عاملان حکومت مذهبی‌ست. یک چیز خیلی جالبی هم توی فیلم هست که به نظرم طعنهٔ فرهادی‌ست به وقایع بعد از انتخابات و همراهی روحانیت با اوباش. خیلی خیلی جالب بود نادر و سیمین و ترمه از خانه زن باردار می‌آیند بیرون و نگاه‌شان می‌افتد به ماشینشان. شوهر،زن (روحانیت) از سر عصبانیت حل نشدن ماجرا و وصول نشدن پول و بی‌جواب ماندن طلبکار‌ها با عصبانیت از خانه رفته است بیرون. بعدکه ماشین در حال حرکت است شیشه جلوی آن را می‌بینیم که خرد شده. باتوم‌های بسیج و پلیس در جریان اعتراضات را یادتان هست؟ فیلم‌هایی که بسیجی‌ها و پلیس با باتوم به شیشه‌های ماشین‌ها می‌کوبیدند را یادتان هست.رهبران مذهبی ایران وقتی نتوانستند از جامعه جواب بگیرند با اوباش کنار آمدند و معروف‌ترین نمونه این همکاری عبارت بود از خرد کردن شیشه‌های ماشین‌ها. توی فیلم از نازایی مذهب و ناکارآمدی روحانیت به خرابکاریشان می‌رسیم.
    فرهادی می‌گوید دعوای جامعه ایرانی بر سر حفظ سنت‌های جامعه در مقابل مدرنیته است و این مذهب است که برای نجات درماندگی روحانیت خودش را می‌اندازد توی کاری که دست آخر او را هم نازا می‌کند. وقتی ترمه (آینده) دارد با درماندگی درباره انتخابش برای ماندن با جامعه و سنت (نادر و پدربزرگ) یا مدرنیته، سیمین*) تصمیم می‌گیرد تنها خبری که از مذهب (زن باردار) و روحانیت (مرد) داریم این است که یکی نازا شده و دیگری در زندان طلبکار‌ها.
    *با این احتساب این باید آخرین فیلمی باشد که فرهادی در ایران می سازد و دیگه نباید مجوز بدهند*
    *حالا فیلم رو ببینید*
    ارادتمند شما رضا موسوی

  • رها:

    سلام.آقای دکترکوشکی لطفا یه مقداربیشترتوضیح بدین.اینکه نظرات وتوضیحات دوستان دیگه مثل جناب آقای موسوی ارائه میشه به معنای تایید اون ها ازجانب شماست؟به این اثربه همین اندازه تندوموضع گیرانه نگاه میکنید؟ممنون میشم اگرلطف کنید وبیشترتوضیح بدید.

  • رها:

    آقای دکتر بنده همچنان منتظرجوابم

  • محمد:

    اگر اثر خوبی بود اونا رو خوشحال نمی کرد!!! شما چی فکر می کنید؟!

  • محمد:

    جناب دکتر من نمیدونم شما دنبال چی هستی، فیلم جدایی نادراز سیمین در بیشتر جشنواره ها مقام اول را کسب کرده ،شما چرااز این دیدگاه نگاه نمیکنید که این فیلم برای ملت ایران افتخار کسب کرده است،خواهش میکنم اینقدر سیاست را وارد فرهنگ وهنر نکنید.اسلام فقط شامل گذاشتن فیلم دینی نیست و ارزش آن بالاتر از این حرفهاست.ممنون میشم کمی دیدگاه خود را عوض کنید.

  • هنرمند:

    آقای محترم کدام جشنواره ایران اسلامی بدون ایدولژی برگذار می شود که آنجا نشود.و دوم اینکه این فیلم بغیر از اسکار در جشنواره های بسیار زیاد دیگری هم مقام های بزرگ آورد و بچه های آسمان خواب موفقیت در نصف این جشنواره ها رو هم نمیتونست ونمیتونه ببینه.چون اگر کمی سینما میفهمیدید متوجه میشدید جدایی نادر چه در فیلمنامه وچه از نظر فنی در سطح بالایی بود که چون سینما نمیفهمید و چشمتان به واقعیتهای جامعه باز نیست اون رو بد میخونی ای جامعه شناسسسسسس

یک نظر بگذارید