جستجو
آرشیو

سینمای آینده را چگونه ترسیم کنیم؟

برهان در گفت‌و‌گویی با «دکتر صادق کوشکی» عضو هیئت علمی دانشگاه تهران به واکاوی اولویت و راه‌کارهای حل این معضلات پرداخته است.

به نظر شما بیش‌ترین مشکلات سینما ناشی از کدام بخش است؟

به طور طبیعی سینما در ساحت انقلاب اسلامی می‌بایست تابعی از ارزش‌ها و باورهایی باشد که انقلاب اسلامی را تشکیل می‌دهند. به همین دلیل، دغدغه‌ی اصلی سینما در انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی می‌بایست دغدغه‌ی مضمون و محتوا باشد. هر چند که بحث تکنیک هم در جای خود، قابل توجه است، اما مهم‌ترین مشکلات امروز ما در عرصه‌ی سینما بیش‌تر از هر چیزی به محتوا بر می‌گردد. در واقع سینما هنوز نتوانسته است خود را با ارزش‌گذاری‌ها و ارزیابی‌های عقیدتی نظام جمهوری اسلامی تطبیق دهد.

طبیعی است در افق انقلاب اسلامی، هنری پذیرفته است که علاوه بر رعایت چارچوب‌های دینی و اخلاقی، در خدمت ترویج این چارچوب‌ها و هنجارها نیز قرار گیرد. این که سینما چارچوب‌های فقهی، اخلاقی، ارزشی و دینی را رعایت کند، لازم است، ولی کافی نیست. می‌بایست سینما را از حالت خنثی خارج نمود تا در حد توانش مروج ارزش‌های دینی باشد. البته بیش از حد توان هم نمی‌توان از آن توقع داشت. متأسفانه امروز بخش اعظم سینمای ما نه تنها در خدمت ترویج ارزش‌های انقلابی و اسلامی یا حداقل خنثی نیست، بلکه در نقطه‌ی مقابل آن قرار دارد و ارزش‌های زندگی دنیامدار سکولار و تمدن غرب را ترویج می‌دهد و در بسیاری از موارد حتی آن چارچوب‌های بدیهی و حداقلی فقهی را هم رعایت نمی‌کند.

در حال حاضر بخش قابل توجهی از محصولات سینمایی ما ناقض اخلاق دینی، فقه اسلامی و بدیهیاتی است که یک انسان بایستی در زندگی خود رعایت کند. به همین خاطر بحران محتوا و ماهیت مهم‌ترین مشکلی است که سینمای فعلی ما از آن رنج می‌برد. در این خصوص هم مدیریت ارشاد و دستگاه‌های مسؤول در حوزه‌ی هنرهای نمایشی و تصویری مقصر هستند و هم خود سینماگران در این زمینه کوتاهی‌های زیادی دارند. ترکیب کوتاهی‌ها و معضلات درونی حوزه‌ی سینما به اضافه‌ی ضعف و سوءمدیریت دستگاه‌های فرهنگی نظام باعث گردیده که امروز سینمای ما سینمای بیماری باشد. متأسفانه این سینما قدرت این را ندارد که در خدمت ارزش‌های انقلاب قرار گیرد. البته همیشه استثنائاتی وجود داشته‌اند و امروز هم سینماگرانی هستند که تلاش می‌کنند تا آثارشان در خدمت ترویج ارزش‌های اسلامی و انقلابی قرار گیرد. ولی متأسفانه تعداد آن‌ها فراوان نیست. قالب سینمای ما سینمایی نیست که در خدمت اسلام و انقلاب باشد.

تعریف شما از سینمای مطلوبی که آرمان نظام و انقلاب را دنبال می‌کند، چیست؟

در افق انقلاب اسلامی، هنر به معنای اعم و سینما به عنوان تلفیقی از صنعت، فن‌آوری و هنر باید ضمن رعایت تمامی چارچوب‌های شرعی و اخلاقی، به سمت ارزش‌های مطلوب جهت‌گیری داشته باشد و محصول آن جامعه را به سمت ارزش‌های متعالی و الهی سوق دهد. سینمایی مطلوب انقلاب اسلامی است که مردم پس از تماشای آثار آن رغبت و تمایلشان به سمت ارزش‌های متعالی و الهی افزایش یابد. به طور طبیعی سینمایی که مجری امر به معروف و نهی از منکر باشد، سعی کند با زشتی‌ها و منکرات مقابله کند و معروفات را در جامعه ترویج دهد، مطلوب انقلاب اسلامی است.

تفاوت‌های سینمای موجود و سینمای مطلوب چه مواردی هستند، کدام یک از آن‌ها در کوتاه مدت اهمیت بیش‌تری دارند و پیگیری آن بر عهده‌ی چه شخص یا نهادی است؟

اولین مشکل بزرگ سینمای امروز ما این است که دچار بحران هویت شده است. بخش عمده‌ای از سینماگران و فعالین هنری عرصه‌ی سینما، تعریف و شناخت دقیقی از خودشان ندارند، نظام و انقلاب را نمی‌شناسند و حتی با ارزش‌های آن بیگانه هستند، با نظام و انقلاب مانند غریبه‌ها رفتار می‌کنند و به ارزش‌های موهوم غربی دلبستگی دارند. البته بایستی اذعان کنیم که این بخش از سینماگران غریبه با فرهنگ و ارزش‌های اسلامی حتی با فرهنگ و ارزش‌های غربی هم غریبه هستند.

در واقع نه تنها انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را به خوبی نمی‌شناسند و دین و ارزش‌های آن را درک نکرده‌اند، بلکه با تمدن غرب هم آشنا نیستند. اگر با تمدن غرب آشنا بودند، حداقل بایستی آثارشان مروج ارزش‌های آنان باشد، در حالی که با کمال تأسف آثار آن‌ها آن قدر هم قدرتمند نیست. وضعیت فعلی بخش زیادی از سینمای ما این گونه است. بخشی از این که چرا وضعیت سینما این گونه شده است به سوءمدیریت‌ها باز می‌گردد؛ یعنی، مدیرانی که در طول سال‌های گذشته در وزارت ارشاد و به ویژه معاونت سینمایی در رأس کار بوده‌اند، با ارزش‌های انقلابی و نظام جمهوری اسلامی ناآشنا بوده‌اند و مهم‌تر از آن، اراده‌ای برای حاکم کردن این ارزش‌ها نداشته‌اند.

به همین خاطر موج سینمای رها شده از تقیدات اخلاقی و چارچوب‌های فقهی و سینمای ناآشنا با انقلاب و ارزش‌های انقلابی که از زمان مهاجرانی آغاز شده و در زمان مسجدجامعی شدت گرفته بود دوره های بعد نیز ادامه یافت تا جایی که سازنده‌ی فیلم «عصر جمعه» با مضمون و محتوایی بسیار منحط، ارزنده‌ترین جوایز جشنواره‌ی فجر را دریافت کرد، ولی بعداً به خاطر محتوای نامطلوبش نتوانست اکران شود. وزارت ارشاد به سازنده‌ی این فیلم جایزه، ماشین سمند، حج تمتع، سکه و… می‌دهد، اما بعداً خودشان متوجه می‌شوند از فیلمی تقدیر کرده‌اند که با بدیهیات اخلاق خانواده مغایر است.

خانم «زندی»، کارگردان فیلم «عصر جمعه»، موقعی که می‌خواست جایزه را از دست وزیر ارشاد بگیرد، متأسفانه حتی بدیهیات حجاب اسلامی را رعایت نکرده بود. با کمال تأسف جایزه جشنواره به فردی اهدا شد که حتی به خودش زحمت نداده بود روسری‌اش را درست کند. داستان فیلم هم با کمال شرمساری درباره‌ی فردی است که به دختر برادرش تجاوز می‌کند، آن دختر باردار می‌شود و مابقی ماجرا. یعنی یک خانواده‌ی ایرانی، حتی اگر مسلمان هم نباشند، نمی‌توانند با هم به سینما بروند و این فیلم را ببینند.

از این فیلم‌ها در دوره ی معاصر هم زیاد بود. دلیل این امر این است که معاونت های سینمایی  هیچ اراده‌ای نداشتند برای این که سینما را وادار به پذیرش ارزش‌های اخلاقی و هنجارهای جامعه کنند. بعضی از وزرای ارشاد هم که متأسفانه به کلی ساحت سینما را رها کرده و کار را به کسانی سپرده بودند که هیچ شناخت و درکی از ارزش‌های انقلابی و اسلامی نداشتند. این موضوع هم در دولت‌های هفتم و هشتم و هم در دولت فعلی به چشم می‌خورد و نتیجه‌ی آن این شده است که متأسفانه سینمای ما دارد به ناکجاآباد می‌رود.

اما با همه‌ی این اوصاف، سینمای ما نشان داده است که اگر متولیان دقیق و دلسوزی داشته باشد و جهت‌دهی مناسبی صورت گیرد، ظرفیت‌های قابل توجهی دارد. ما سینماگران متدین فراوانی داریم که مجال بروز و ظهور ندارند. متأسفانه سینمای فاسد اجازه‌ی بروز و ظهور به آن‌ها نمی‌دهد. اگر مجال مناسب پیدا شود، سینمای ما نشان داده است که می‌تواند در خدمت نظام و ترویج ارزش‌های انقلاب باشد. ما تا به امروز هم کارگردانان خوب و هم آثار ارزشمندی در سینما داشته‌ایم، اما این خوبی‌ها گم می‌شوند، چون آن بخش منفی سینما زشتی‌های خود را به نمایش می‌گذارد و در عمل عرصه را برای چنین سینماگران متدین و هنرمندی تنگ می‌کند.

در حال حاضر دغدغه‌ی مردم این است که آیا به واقع می‌توان این فاصله را جبران کرد و به وضع مطلوب رسید؟ در این راستا به چه عناصری می‌توان امیدوار بود؟

سینمای ما، استعداد همگامی با انقلاب را دارد. ما سینماگران متدین و جوان‌های مستعد فراوانی داریم. این افراد نیازمند سیاست‌گذاری‌های تربیتی و حمایتی هستند تا بتوانند رشد کنند و اِن‌شاءالله سینمای مطلوبی را منطبق با ارزش‌های دینی، انقلابی و شایسته‌ی نام سینمای انقلاب اسلامی به وجود آورند.

همان‌طور که فرمودید متأسفانه بخش اعظمی از مشکل ما به خاطر بحران هویت و محتواست و در واقع سینماگران ما نه به هویت ایرانی و اسلامی پای‌بند هستند و نه حتی با مفاهیم غربی آشنایی دارند. با توجه به این‌که در بدنه‌ی سینما افراد بعضاً موجهی وجود دارند، چه طور می‌توان از این سرمایه‌ها استفاده نمود و فضای سینما را به سمت محتوایی متناسب با ارزش‌های انقلاب و نظام هدایت کرد؟

بایستی حاکمیت و به طور مشخص وزارت ارشاد، سیاست‌گذاری هدایتی و تربیتی داشته باشد؛ یعنی، به سینماگران و هنرمندان جهت بدهد و در واقع افق مطلوب نظام را مشخص کند. قرار نیست کار سفارشی ساخته شود یا سینماگران را به حرم حضرت رضا(علیه‌السلام) ببریم و به زور چادر سرشان کنیم، بلکه باید به آن‌ها ضابطه‌ها و چارچوب‌های دقیق بدهیم تا آن‌ها ملزم به رعایت هنجارهای اخلاقی و فقهی جامعه باشند. در واقع باید فضا را قاعده‌مند سازیم و بستر را برای آثار مطلوب فراهم کنیم. به وسیله‌ی اهدای جوایز جشنواره‌ی فجر، انتخاب آثار برگزیده که با شاخصه‌های انقلاب سازگار هستند و حتی اختصاص کمک‌های مستقیم و غیرمستقیم می‌توانیم به فضای سینما جهت دهیم.

اگر به واقع فیلمی مطلوب و منطبق با ارزش‌ها ساخته شده است، چه اشکالی دارد که برای تماشای آن یارانه داده شود؟ مگر ما برای عرصه‌های دیگر فرهنگی‌مان کم یارانه می‌دهیم؟ امروز وقتی فیلم ارزشمندی مانند «روزهای زندگی» توسط آقای «پرویز شیخ طادی» ساخته می‌شود، وزارت ارشاد بایستی برای آن برنامه داشته باشد. در وزارت ارشاد متأسفانه چنین همتی وجود ندارد، ولی بخش‌های دیگر هم می‌توانند این کار را انجام دهند، معاونت‌های فرهنگی بسیج و سپاه استان‌ها می‌توانند وارد این عرصه شوند، یارانه بدهند، بلیط‌های نیم بها توزیع کنند و خانواده‌ها را به دیدن این آثار ترغیب کنند. فیلمی مثل «روزهای زندگی» که منطبق با ارزش‌های نظام و انقلاب اسلامی است و پاکی و انسانیت را در بستر دفاع مقدس معرفی می‌کند، باید دیده شود.

وقتی همه‌ی دنیا به آثار هنری یارانه می‌دهند، چرا ما ندهیم؟ البته این بدان معنا نیست که آقای شیخ طادی یا امثال ایشان فیلم سفارشی بسازند. ایشان هنرمندی برخواسته از دل نظام و انقلاب‌اند و به دغدغه‌های انقلاب علاقه‌مند هستند و سینمای مطلوب انقلاب اسلامی را می‌شناسند. بنابراین وقتی ایشان زحمت کشیده و کار در خور و شایسته‌ای، چه به لحاظ هنری و چه به لحاظ محتوایی، تولید کرده است؛ باید برای دیده شدن کار ایشان یارانه داده شود. پرداخت یارانه نه تنها هیچ اشکالی ندارد، بلکه جزو وظایف نهادهای فرهنگی است، چون این نهادها باید برای تربیت مردم هزینه کنند. امثال آقای «شیخ طادی» و آقای «طالبی» که فیلم‌سازان متدین و پاکدامنی هستند و دغدغه‌های انقلاب را درک کرده‌اند باید مورد حمایت حاکمیت قرار گیرند. آثار این فیلم‌سازان برآمده از ارزش‌ها و اعتقاداتشان است. طبیعی است اگر از آن‌ها حمایت شود، تعدادشان بیش‌تر خواهد شد و کسانی که نمی‌توانند چنین فیلم‌هایی تولید کنند، کم‌کم حذف خواهند شد.

ز دستگاه‌هایی مثل حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی توقع می‌رود که پرچم‌دار ساخت و تولید آثاری منطبق با ارزش‌های دینی باشد. مدیر مجموعه‌ی سازمان هنری نشان داده که به ارزش‌های انقلاب علاقه‌مند است. تا چه حد شایسته است که ایشان و زیرمجموعه‌ی او پیشگام شوند تا حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات دوباره پرچم‌دار سینمای پاک انقلاب اسلامی شود. هم‌چنین عرصه‌های دیگری که در گذشته به عرصه‌ی سینما ورود می‌کردند دوباره می‌توانند وارد این عرصه شوند. چرا سپاه نبایستی از انبوه فیلم‌سازان متدینی که مثلاً در جشنواره‌ی مردمی «عمار» فیلم‌های خوب و قابل تأملی ساخته و پای‌بندی آن‌ها به انقلاب و ارزش‌های آن آشکار شده است، حمایت کند؟ خیلی از این فیلم‌سازان شهرستانی هستند.

۳پاسخ به “سینمای آینده را چگونه ترسیم کنیم؟”

  • سلام
    به نظر من دکتر کوشکی بسیار قوی و مستدل سخن می گویند و من را یاد شهید آوینی می اندازند .
    برای ایشان دعا می کنم

  • آقای کوشکی شما درمورد فیلم گشت ارشاد بی انصافی و جاهایی بی تقوایی کردید. شما این فیلم را متهم به توهین به عزاداری اباعبدالله کردید .چیزیکه مطلقا در این فیلم وجود ندارد. دور از جوانمردی است که برای اثبات چند گزاره حق و حمله به جریان ابتذال ، از له کردن یک فیلم بهره ببرید. فیلمی که بقول استاد فراستی فیلم شرافتمندانه ای است.شما با موج سواری و مخالفت با فیلمی که پرفروش می شد ، تریبونی پیدا کرده ، تا حرفهای نسبتا درستی در باره سینمای ایران بزنید.آ« حرفها درست اما این روش شما دوراز جوانمردی است .لطفا یادداشت جدید من را در وبلاگم مطالعه کنید.

  • فاطمه:

    با سلام در یکی از تحلیل های شما در این سایت خواندم که گفتید فیلم میخواهم زنده بمانم ایرج قادری حکم قصاص را زیر سئوال برده و آن را حکمی غیر انسانی بیان کرده من تا حالا ۵ بار این فیلم را دیده ام هر چی فکر کردم نفهمیدم که چرا شما همچین برداشتی را نسبت به این فیلم دارید در حالیکه خانمی که متهم به قتل است به این دلیل میخواهد زنده بماند چون بی گناه است و حکم قصاص جفا در حق اوست مطمئنا انصار حزب الله هم با همین منطق با فیلم گشت ارشاد مخالفت کردند لطف کنید برداشت منطقی تری نسبت به جریانات اطرافتان داشته باشید به این فکر میکنم اگر روزی فرهنگ این مملکت سینماوصدا و سیمای این مملکت به دست تفکرات این چنینی بیفتد چه به روز مردم می آید.این را خاطر نشان میکنم که با اوضاع فعلی فرهنگ و سینمای فعلی موافق نیستم و این را قبول دارم که بسیاری از فیلم ها در خور شان جمهوری اسلامی نیست ولی اگر انسان نقدی هم دارد باید با منطق جلو برود.با تشکر از شما.

یک نظر بگذارید