جستجو
آرشیو

بررسی رفتار شناسانه جریانهای سیاسی و اجتماعی در ایران

مهمترین سوال در مورد انصارحزب الله این است که این تشکل از طرف چه کسانی و چطور اداره می شود؟

در مورد پدیده ای به نام انصارحزب الله دو مشکل جدی در کشور وجود دارد. اول اینکه اطلاعات ناقص و غلطی درمورد انصارحزب الله وجود دارد. بحث من این نیست که انصارحزب الله خوب است یا بد. حرف این است که اساسا اطلاعات دقیقی در مورد انصارحزب الله از سوی افرادی که در مورد آن اظهار نظر می کنند، ارائه نمی شود. هدف ما قضاوت نیست. در مورد چیستی انصارحزب الله کمتر کسی اطلاعات دارد با اطلاعات ناقص نمی توان در مورد انصارحزب الله داوری کرد.

شما بگوید؟ البته همین گروه باید خود را شفاف تر معرفی می کرد. اما بازهم شما توضیح بدهید.

به دلیل فقدان اطلاعات دقیق از طرف افرادی که در مورد انصارحزب الله صحبت می کنند، گاهی مواقع بزرگنمایی ها و همچنین حرف های نادرستی به این گروه نسبت داده می شود. حتی بعضی انصارحزب الله را در حد یک حرکت منسجم سیاسی مانند حزب یا جریان سیاسی مطرح می کنند در حالی که اینطور نیست. این نوع قضاوت ها به ضعف اطلاعات مربوط است. حتی من گاهی دیده ام که در مقالاتی چه داخل کشور و چه خارج از کشور نوشته اند چهره های شاخص انصارحزب الله افرادی مانند آقای جنتی، شریعتمداری و روزنامه کیهان هستند. لیستی برای خودشان ردیف می کنند و براساس آن اظهار نظر می کنند. من به شما اعلام می کنم این حرف ها بهره ای از واقعیت ندارد. همین اطلاعات غیردقیق و غلط باعث شده تا بزرگنمایی های زیادی در مورد انصارحزب الله صورت گیرد. البته این موضوع را ناشی از دو نوع رفتار می دانم. بعضی مواقع اطلاعات ضعیف موجب، اظهار نظرهای غیردقیق می شود و بعضی مواقع هم شیطنت هایی پشت این اظهار نظرها وجود دارد. بعضی از جریان های سیاسی بدشان نمی آید چنین جریانی را خلق کنند. گروه های سیاسی انگار دوست دارند پدیده ای انتزاعی را خلق و عرضه کنند. ممکن است که این برخی مقاصد خاص آنها باشد. از واژه جعل از این جهت استفاده می کنم که اینها می دانند انصارحزب الله چیست ولی به گونه ای دیگر در مورد آن حرف می زنند.

شما که اطلاعات دقیق دارید و به خوبی افراد شاخص انصارحزب الله را می شناسید توضیخ بدهید که این گروه چیست؟ حزب است؟ سازمان است؟ گروه است؟ هیات است؟ نماینده سیاسی طیف خاصی است و خیلی ابهامات دیگر.

توضیح می دهم. انصارحزب الله یک گروه است که به صورت رسمی در تشکیلات وزارت کشور ثبت شده است. این گروه در گذر زمان دچار تغییراتی شده است. اما این تغییرات در دیدگاه ها نبوده است. در حال حاضر عمده فعالیت های انصارحزب الله در غالب یک نشریه و جلسات فرهنگی هفتگی است.

فقط؟ پس این تجمع ها چیست؟

گروهی به نام انصارحزب الله که ثبت شده است و رسمی است و تشکیلات و دفتر مشخص دارد و شناسنامه دارد، همین یک نشریه را دارد و کار مشخصی مانند برگزاری جلسات هفتگی انجام می دهد. این تشکل شورای مرکزی داشته و دارد و در ابتدا افرادی مانند آقای الله کرم و آقای محتشم و دیگر عزیزانی در این جمع بودند. البته در حال حاضر آقای محتشم همچنان حضور دارند ولی آقای الله کرم دیگر در انصارحزب الله نیستند. تجمعات انصارحزب الله با فراخوان رسمی صورت می گیرد و کار مخفی وجود ندارد.

چه کسانی در شورای مرکزی اولیه بودند؟

افراد  معتبری در شورای مرکزی انصار حضور داشتند و دارند. البته خیلی از این افراد اصلا آدم های حزبی هم نبودند. معتبر هم از نظر شان اجتماعی و مذهبی عرض کردم. این گروه با هم اشتراکاتی داشتند. مشخصه اصلی این گروه شاید این باشد که همگی بچه های جنگ بودند. یعنی همگی سابقه ای از جنگ و جبهه داشته اند. همین افراد تشکیلی را راه می اندازند و سعی می کنند حضورشان در غالب این تشکیلات باشد. انصارحزب الله فعالیت هایی را از سال ۶۹ و ۷۰ به بعد داشته است. عمده ترین کارهایی که انجام شده مجموعه راهپیمایی هایی در اعتراض به بی حجابی، اعتراض به سرمایه داری و موارد اینگونه بوده است.

چرا علیه سرمایه داری؟ رابطه بی حجابی و سرمایه داری چیست؟

سرمایه داری به معنای اشرافیت نه کارآفرینی. یک راهپیمایی در حوالی بازارچه گلستان شهرک غرب ترتیب داده شده بود که به این قرائت از سرمایه داری اعتراض داشت.

این رفتار انصارحزب الله نشان می دهد که اعتقادات چپ داشته اند. درست است؟

خیر. اصلا بحث چپ و راست نیست. اشرافی گری را منکرات می دانستند. انصارحزب الله از همان ابتدا اعلام کرد گروهی است که قصد دارد با منکرات مبارزه کند. خط هم همین بود. بنابراین وقتی به اشرافی گری اعتراض می کند از دیدگاه چپ نیست بلکه سرمایه داری از نوع اشرافی گری را منکر دانسته اند.

برخورد با عبدالکریم سروش و موارد دیگر در چه دسته بندی بود؟

عرض کردم. هدف اعتراض به منکرات بود. در یک دوره زمانی گفتند که مصداق منکرات بی حجابی است. در دوره دیگر مصداق منکرات را همان سرمایه داری دانستند که ریشه در اشرافیگری داشت. در یک دوره هم گفته های سروش را مصداق منکرات دانشتند. حالا در دوره دیگر اعتراض به منکرات به فیلم های سینمایی کشیده شد.

آدم برفی؟

نه این مربوط به سال های قبل از ۷۰ است. این گروه اعلام کرد که هدف اصلی اش اعتراض به منکرات است  و قصدی هم برای کسب قدرت ندارد. به همین دلیل هم هیچ گاه اعضای اصلی انصارحزب الله هیچ وقت برای پستی و انتخاباتی کاندیدا نشدند.

از نظر اجتماعی چه جایگاهی داشتند؟ یعنی انصارحزب الله از کدام قشرجامعه بودند. کاسب بودند، کارمند دولت بودند و..

این مورد تیپ شناسی را در ادامه توضیح می دهم. اجازه بدهید سوال قبل را بیشتر توضیح بدهم. بینید اینها اصلا شبیه حزب نبودند. یعنی در ساختار انصارحزب الله مکانیزمی وجود نداشت که کسی وارد این گروه شود، ثبت نام کند و مثلا کارت عضویت بگیرد. انصارحزب الله اصلا نمی خواست رویکردی سیاسی به این شکل داشته باشد. اینها می گفتند ما تشکلی هستیم که با مجوز فعالیت می کنیم ولی حزب سیاسی نیستیم که دنبال قدرت باشیم. انصارحزب الله برای امربه معروف و نهی از منکر تاسیس شده بود. این تشکل شورای مرکزی داشت و ثبت رسمی هم شده بود.

گفتید که اصل کار انصار حزب الله اعتراض به منکر بوده است. اما چطور مصداق منکر تشخیص داده می شد؟

تشخیص منکر براساس همان روحیه مدهبی و دغدغه های مذهبی است. انصار حزب الله می گفت اگر زمانی تشخیص بدهیم که منکری رخ داده است، علیه آن اعتراض می کنیم. اعتراض هم شیوه های مختلفی داشت. سخنرانی، تجمع و موارد اینگونه دیگر. تا کنون حداقل ۳۰۰ مورد سخنرانی تبینی در جلسات انصارحزب الله در مورد موضوعات مختلف صورت گرفته است.

چه کسانی سخنرانی می کردند؟

چهره های متفاوتی در سخنرانی های انصارحزب الله شرکت می کنند. از نمایندگان مجلس گرفته تا وزرای دولتی. همین سال گذشته شریف ملک زاده رئیس شورای ایرانیان مقیم خارج از کشور هم برای سخنرانی دعوت شد.  ارگان رسمی انصارحزب الله مشخص است. در انصارحزب الله جلسات عزاداری و مناسبتی هم برگزار می شود. جلسات عمومی هم برای بهره گیری تمامی افرادی که خودشان را نزدیک به انصارحزب الله می بینند به صورت هفتگی برگزار می شود. در بعضی از شهرستان هم عده ای به صورت رسمی و مشخص با همین گروه همکاری می کردند. اصل تشکل کاملا مردمی است.

مردی یعنی چه؟

یعنی اگر قصدی برای تجمعی وجود داشت، انصارحزب الله به صورت رسمی اقدام می کرد و فراخوان می داد و هرکس خود را با این رفتار و این اعتراض هماهنگ می دید شرکت می کرد. کسانی که همراه بودند، حضور پیدا می کردند.

چه تیپ هایی بودند این افراد؟

افرادی که در یکسری مسائل مذهبی با انصارحزب الله دغدغه مشترک داشتند. بنابراین نمی توان گفت اینها الزاما شمال شهری یا جنوب شهری بودند. یعنی انصارحزب الله را نمی توان به صنف و طبقه خاص منتسب کرد. تاجر، بازاری، کارمند، دانشجو، طلبه و.. افراد مختلف دیگر درتجمعات و جلسات انصارحزب الله شرکت می کنند.

تاجر؟ یعنی یک فرد مدرن که کسب و کار بین المللی دارد یا بازاری به معنای سنتی؟

بله، تاجر یعنی کسی که کسب وکار مدرن دارد. مهندس، پزشک، بازنشسته، کارگر ساختمانی و تیپ های مختلفی در انصارحزب الله حاضر بودند. در واقع موضوعات همه را دور هم جمع می کند. اشاره کردم که افرادی با دغدغه های مذهبی در مورد موضوعی خاص احساس مسولیت می کردند و در یک تجمع شرکت می کردند.

قابل درک نیست. چطور این همه تیپ مختلف ناگهان بدون سازمان دهی دور هم جمع می شوند. مکانیزم فراخوان ها چطور بوده است؟

یک مثال می زنم. سال ۷۴ در نماز جمعه اعلامیه ای پخش شد که در آن نوشته شده بود که تجمعی در اعتراض به مصرف گرایی برپا خواهد شد. مصرف گرایی هم مشخص بود که منظور چیست. در واقع اعتراض به استفاده از کالاهای غربی بود که بی اخلاقی را ترویج می کرد. محل تجمع بازارچه گلستان در شهرک غرب بود.  به عنوان نمادی که نشان می داد با چه نوع از مصرف گرایی مخالفت وجود دارد در این نقطه تجمع برگزار شد. جالب است بیشتر افرادی که در این تجمع حضور داشتند، کسانی با گرایش های مذهبی از همین منطقه بودند.

یعنی نبرد جنوب شهر علیه شمال شهر نبود؟

خیر، اصلا. کسانی می خواستند این اعتراضات را اینطور نشان دهند که عده ای از فقرای جنوب شهر علیه ثروتمندان شمال شهر قیام کرده اند. این تحلیل درستی نبود و نیست. در همان تجمع مشخص بود که بخش مهمی از کسانی که حضور داشتند از بچه های مسجد قدس سعادت آباد یا مسجد جامع شهرک غرب بودند. یعنی برنامه های این گروه برای کسانی جذاب بود که دغدغه مذهبی بالایی داشتند. بتدریج این گروه در زمان دوم خرداد به این نتیجه رسید که فعالیت های بیرونی و خیابانی را به فعالیت های فرهنگی در غالب نشست ها و سخنرانی ها یا کارهای مطبوعاتی متمرکز کند.

البته قبل از این انصارحزب الله را به عنوان چپ جدید می شناختند. می گفتند این چپ جدید در حوزه عدالت با برخی گروه های سیاسی اشتراک دارد و می توان با ان ها تعامل و رابطه داشته باشد.

اصلا انصارحزب الله را در این تقسیم بندی ها نیاورید. کسانی که سعی کردند در مورد این گروه بنویسند اطلاعات ضعیفی داشتند. کسی نیامد از طریق مصاحبه و مشاهده انصارحزب الله را تحلیل کند. تنها در سال ۷۶ یک نشریه که از سوی بچه های تحکیم وحدت اداره می شد، ۴ صفحه مفصل در مورد انصارحزب الله با من مصاحبه کرد. این تنها موردی بود که یک نشریه با دیدگاه روشنفکری اقدام به این کار کرد. این گروه هم طرفداران آقای خاتمی بودند. اما سعی کردند در مورد این پدیده حرف جدی بزنند. به نظرم برخی مواقع تحلیل ها در مورد انصارحزب الله ذهنی بوده است. اعتقاد دارم که انصارحزب الله اصلا سیاسی نیست.

چطور؟ رفتارهای انصارحزب الله نمودهای سیاسی داشته است.

خیر. به صورت مشخص بررسی می کنیم. در دوره آقای هاشمی انصارحزب الله به اشرافی گری اعتراض داشتند. این اعتراض در غالب یک منکر بود و نه تحلیل اقتصادی. یعنی اشرافیگری را صرفا به عنوان یک پدیده اقتصادی با الگوی تحلیل مارکسیستی نمی دیدند. در همین دوره در مورد بی حجابی هم اعتراض کردند، درمورد اکران برخی فیلم ها هم اعتراض کردند و تجمع برگزار کردند.

فائز هاشمی و کارگزاران چطور؟

انصارحزب الله هم به دیدگاه های کارگزاران و خانم فائزه هاشمی اعتراض داشتند و هم به گرایش کارگزاران به عنوان نماد طبقه سرمایه دار جدید معترض بودند. کارگزاران را بروز سرمایه داری جدید در ایران می دانستند. همچنین می گفتند کارگزاران ارزش های انقلاب مانند ساده زیستی را نفی می کند یا در مورد دیگربحث رابطه با امریکا را مطرح می کند. این ها همگی اعتراضات انصارحزب الله با همان دغدغه ای بود که گفتم. در همین دوره دوم خرداد مطرح شد. انصارحزب الله بیشترین نقدی که به آقای خاتمی داشت به عملکرد ایشان در وزارت ارشاد بود.

یعنی به خاطر طرفداری از آقای ناطق نبود؟

نکته همین جاست. اینها نمی گفتند ما حامی آقای ناطق یا ری شهری هستیم. اینها اتفاقات با جناح موسوم با راست سنتی اصلا نسبتی نداشتند. اینها بارها می گفتند ما با منکرات مشکل داریم هرکسی با این منکرات نسبت داشته باشد ما او را نفی می کنیم. در همین دوره کنونی وزیر ارشاد، به صورت مشخص به راست سنتی تعلق دارد. واکنش انصارحزب الله به ایشان شبیه به واکتش هایی بود که به آقای مسجدجامعی نشان می دادند. این نشان می دهد که اصلا کاری با این تقسیم بندی ندارند. حتی انصارحزب الله هیچ وقت رابطی با نشریه ای مانند کیهان هم ندارد. کیهان برای خودش مصالح سیاسی خاصی را در نظر دارد. کیهان هیچ وقت علیه مفاسد اخلاقی اعتراض نمی کرد. در دوره آقای خاتمی هم به مسائل سیاسی نقد می کرد و هیچ وقت نمی گفت مثلا چرا بی حجابی ترویج می شود. می خواهم بگویم این گروه نگاه سیاسی به معنای رایج ندارند.

چرا سیاست مداران را نقد می کنند؟ مگر نهاد غیرسیاسی نیست؟

به دلیل عملکردهای آنها که از نظر انصارحزب الله منکر تشخیص داده می شود به سیاسی و غیرسیاسی بودن کاری انصارحزب الله کاری ندارد و می گوید اگر منکری رخ داد باید اعتراض شود.

اصلا همین منکر را چه کسی تشخیص می دهد؟

هیچ فرد تصمیم گیر یا شورای مرکزی تصمیم گیری که بخواهد برای این جمع تعیین تکلیف کند وجود ندارد. البته این را هم بگویم که یک تعدادی به مرور زمان از این تشکل جدا شدند که رفتارهای آنها در تشکل های دیگر ربطی به انصارحزب الله ندارد. این تفکیک بسیار مهم است.

مثلا چه کسانی؟

آقای الله کرم تصور می کنم حداقل ۱۵ است که با این تشکل رابطه ندارند. آقای ده نمکی هم  از سال ۷۵ از این تشکل جدا شدند.

اینها چرا جدا می شوند؟ ریزش نیرو چه دلیلی دارد؟

اصلا بحث ریزش نیرو نیست. ببنید هیچ وقت کسی کارت عضویت نداشته که  جدا شود و ریزش کند.

کنترل تشکل بدون سازمان که غیرممکن و سخت است.

کنترلی نیاز نبوده است. انصارحزب الله یک شورای مرکزی دارد. این شورای مرکزی هم افراد شناخته شده سیاسی و مطبوعاتی نیستند. اما همین شورای مرکزی اسم و آدرس مشخص دارند. اینها برای نشست ها و تجمعات فراخوان هایی را منتشر می کنند. حالا هر شخصی که دوست داشته باشد می تواند در این نشست و تجمع شرکت کند. شعارها و بیانیه ها را این شورای مرکزی می دهد و مسولیت حقوقی آن را هم قبول می کند. مثلا سخنرانی هایی هفتگی دارند که بیش از دوازده سال قدمت دارد. در این سخنرانی ها چهره های بسیار متنوعی شرکت می کنند. آقای احمدی نژاد بارها آمده بودند، وزرا آمده بودند. در این جلسات عمدتا موضوعات فرهنگی مطرح می شود.

فرهنگی یعنی سیاسی در واقع؟

خیر. فرهنگی به معنای دقیق فرهنگی. یعنی موضوعاتی مانند عفاف، حجاب، موضوعات اخلاقی و مسائل اینگونه. شما دقت کنید انصارحزب الله در این موارد به تمامی دولت ها نقد داشته است. یعنی اگر منکری دیده اند بدون در نظر گرفتن روابط سیاسی نقد کرده اند. همچنین صدا و سیما در تمام دوره ها مورد نقد بوده است. در حالی که صدا و سیما به صورت مشخص زیرنظر رهبری اداره می شود. اما اینها هیچ وقت نگفتند که مثلا چون در حال حاضر ضرغامی یا لاریجانی در صدا و سیما است نباید نقد بشود. در همین دوره ها محافل سیاسی همسو با روسای صدا و سیما می خواستند که نقد این مدیران متوقف شود ولی انصارحزب الله کار خودش را میکرد. یعنی ملاحضات سیاسی هیچ وقت مطرح نبوده است. اگر انصارحزب الله سیاسی بود که باید مناسبات سیاسی را رعایت می کرد.

چرا برخی جدا شدند؟

باید خودشان توضیح بدهند. البته جدا شدن به معنای انشعاب نبوده است. حالا در یک دوره کسانی می آمدند و در دوره دیگر نمی آمدند. اما شورای مرکزی که چند نفر افراد با شناسنامه و نام و نشان مشخص هستند همگی حضور دارند. این مجموعه هیچ وقت تلاش نکرده تا سازمان دهی حزبی و ایجاد تشکیلات بکند. فردی در یک جلسه شرکت می کند ولی شاید در جلسات دیگر حضور پیدا نکند این به معنای ریزش نیست.

بدون تشکیلات بودن هزینه هم دارد. مثلا در مورد سرمایه داری چطور انصارحزب الله اعتراض می کردند. در همین نظام اصل ۴۴ ابلاغ شده و مرتب از اهمیت کار و تولید و سرمایه حرف زده می شود. ناگهان انصارحزب الله به سرمایه داری اعتراض می کند. این تعارض نیست؟

خیر. دقت کنید اعتراض به سرمایه داری اعتراض به تولید نبوده است. انصارحزب الله هیچ وقت اقدام به تجمع در مقابل کارخانه و کارگاه یا مجموعه کشت و صنعت نکرده است. مثلا آمده اند و پای برج سفید پاسداران تجمع کرده اند. این اعتراض به مصرف گرایی بوده است. یعنی سرمایه داری را محکوم می کردند که مشخصات آن ثروت اندوزی از راه نامشروع و هزینه کرد آن در راه غیرمفید بوده است.

یعنی چپ نیست، راست هم نیست. دقیقا چه دیدگاهی دارند؟

تنها دغدغه های مذهبی و جلوگیری از منکر برای انصارحزب الله مسئله است.انصارحزب الله می گوید اگر کسی  در این کشور ۵۰ کارخانه داشته باشد و عده زیادی از مردم را هم سرکار بگذارد و تولید اشتغال داشته باشد، بسیار هم قابل احترام است. یعنی اگر تولید ثروت قانونی و شرعی باشد، انصارحزب الله مشکلی با آن ندارد.

این سرمایه دار منحرف از کجا می آمد؟

اینها که واژه سرمایه دار منحرف را نیاوردند این واژه ار دهه ۶۰ وجود داشته است. اینها سرمایه داری را به عنوان ثروت های نامشروع که از روش های نامشروع بدست آمده و در راه اشرافیگری خرج میشده ، اعتراض می کردند. اتفاقات خیلی جاها در نشریه خودشان در حمایت از تولید و کشاورزان مطالب زیادی داشته اند. در حمایت از حقوق کارگران و دفاع از قانون کار بارها و بارها مطلب نوشته شده است. انصار حزب الله همیشه می گفته که مبنای ما امر به معروف و نهی از منکر بوده است. حالا شما ممکن است بگوید که برخی موارد در تشخیص منکر اشتباه کرده اند. بنده هم تایید می کنم. ما هم نمیگویم که همیشه رفتارها درست بوده است. به هرحال این گروه با تشکل سیاسی قابل قیاس نیست. البته ممکن است که برخی مواقع با برخی گروه های سیاسی هم پوشانی هایی هم داشته باشند ولی به معنای اشتراک کامل نیست. در حال حاضر با جمعیت ایثارگران ممکن است اشتراکاتی باشد یا درگذشته با جمعیت دفاع از ارزش ها همپوشانی هایی بوده است. اینها به معنای همکاری نیست. جمعیت دفاع از ارزش ها همیشه معطوف به سیاست بوده است. اما انصارحزب الله حتی یکبار هم کاندیدا برای انتخاب در هر رده از شورای شهر تا مجلس معرفی نکرده است.

اما خیلی از افرادی که در انصارحزب الله بودند در بدنه حاکمیت جایگاه قوی داشتند. البته حالا از انصارحزب الله به قدرت نرفته اند و در قدرت بوده اند و به انصارحزب الله پیوسته اند. به هر حال حضور اثر گذار دارند. اینطور است؟

ببنید کسی نمی تواند ادعا کند که عضو انصارحزب الله بوده است. انصارحزب الله به غیراز چند نفر شورا ی مرکزی اساسا عضوی ندارد. وقتی فراخوان می دهند،​هر کسی دوست داشته آمده است. حتی ممکن است فردی در یک موضع با انصارحزب الله اشتراک داشته و  در تجمع هم شرکت کرده باشد ولی در تجمع بعدی به دلیل اختلاف دیدگاه نیامده باشد. یک مثال می زنم. در یک فراخوان اعلام کردند قصد دارند اعتراض به دکتر سروش داشته باشند. اما خیلی ها در این تجمع شرکت نکردند. کسانی که شرکت نکردند  می گفتند که در آن دوره کتاب دکتر سروش منکر نیست که ما بخواهیم با آن اعتراض کنیم. همین گروه ممکن بود که یک هفته قبل در تجمع علیه بدحجابی حضور پیدا کرده باشند. در واقع اینطور نبود افرادی که در تجمع ها شرکت میکردند به صورت کامل در خدمت انصارحزب الله بوده باشند. مثلا ممکن بود بعد از نماز جمعه تهران تجمع بگذارند و به مفاسد اخلاقی اعتراض کنند. در این تجمع شاید ده هزار نفر شرکت کنند چراکه این گروه دغدغه این مورد را داشتند ولی در مراسمی دیگر شرکت نمی کنند.

انصارحزب الله تشکیلات منظمی در شهرستان ها ندارد؟

به صورت سازمان یافته خیر. مثلا در همین مورد اخیر اعتراض به  دو فیلم خصوصی و کشت ارشاد، در بوشهر به فیلم اعتراض کرده بودند و از نمایش فیلم جلوگیری شده بود. دو روز بعد از این اتفاق یکی از افرادی که با مسول سایت خبری انصارحزب الله در تهران رابطه دوستانه داشته به او اطلاع می دهد و تاکید می کنم دو روز بعد از واقعه تازه خبر روی سایت قرار می گیرد. این نشان می دهد که حتی ارتباط سازمان یافته هم بین تهران و شهرستانها وجود ندارد. اما در جایی دیگر مانند کرمانشان شرایط فرق دارد. یکی از اعضای شورای مرکزی انصارحزب الله ساکن کرمانشاه است. تنها به همین دلیل در کرمانشاه تشکیلات و شاخه راه اندازی کرده اند. همین شاخه سال گذشته به عملکرد استاندار کرمانشاه اعتراض داشتند و حتی راهپیمایی هم گذاشتند.

با تهران هماهنگ هم نمی کردند؟

خیر. به دلیل اینکه انصارحزب الله حزب نیست که کسی از کسی دیگر دستور بگیرد.

اما در مورادی مانند برخورد با فیلمی مانند آدم برفی به نظر می رسید که رفتارها سازمان یافته باشد.

نه خیر اینطور نیست. علیه آدم برفی خیلی ها اعتراض کردند. فقط انصارحزب الله نبودند.

اما انصار شاخص بود.

خیر. همان زمان وزارت ارشاد فیلم را توقیف کرده بود.انصارحزب الله در این مورد بیانیه که نداده است.

اتفاقا در یکی از شهرهای شمالی کشور انصارحزب الله بیانیه هم داده بود.

من این موضوع را دقیق به یاد ندارم. اگر بیانیه هم داده باشد به این معنا نیست که مثلا از تهران به آنها دستور داده باشند. این تصمیم انصارحزب الله ان منطقه بوده است ولی ربطی به شورای مرکزی تهران نداشته است. شاید مشورت هم نکرده باشند.  تمام کسانی که در این مجموعه حضور دارند یک اصولی را می دانند. اینها همگی می دانند نهی از منکر تابع اصول شرعی است. حضرت امام و رهبری هم نهی از منکر را برای افراد عادی بیشتر از تذکر شفاهی جایزنمی دانند. براین اساس انصارحزب الله برای خودش اصولی را تعریف کرده است که می گوید ما تذکر می دهیم و به مسولین اطلاع می دهیم ولی بنای درگیری نداریم.

پس چرا انصارحزب الله به عنوان گروهی که برخورد خشن هم انجام می دهد، معرفی می شود؟

افرادی زیادی در مواقع زیادی رفتارهایی کرده اند که منجر به خشونت شده است ولی بروید و از خودشان سوال کنید. انصارحزب الله هیچ وقت در این مسائل نقش نداشته است. اینکه کسانی دیگری رفتارهای خشن می کنند که ربطی به انصارحزب الله ندارد. این گروه که نمی تواند بیانیه بدهد که ما رفتار خشن نداشته ایم. در واقع کسی باید بیاید و اثبات کند که رفتارهای خشنونت بار از طرف انصارحزب الله بوده است نه اینکه انصار اعلام کند که این کارها را نکرده است. بازهم تاکید می کنم که انصارحزب الله به معنای تشکل رسمی ثبت شده مشخص است که چه می کنند و کجا حضور دارند.

از کجا بفهیم که یک تجمعی که برگزار شده و خشونت هم در آن بوده از طرف انصارحزب الله هدایت نشده است؟

انصارحزب الله اعتقاد قلبی دارد که ضرب و شتم حرام است. وقتی با منکر برخورد می کند به دلیل یک نگرانی دینی است. به طور مثال  به عنوان واجب شرعی به بی حجابی اعتراض می کند کسی هم به این فرد پول و ساندیس و… که نمی دهد. یعنی این فرد براساس اعتقادات مذهبی که دارد به یک منکر معترض شده است. اعتقاد قلبی هم دارد که مرجع تفلید گفته است که نباید با کسی درگیر شد چراکه این نوع برخورد حرام است.

ببنید در تجمع های که به صورت رسمی از طرف انصارحزب الله با فراخوان رسمی برگزار شده است ، خشونت نبوده است. یک زمانی در همین دانشگاه تهران در اعتراض به دکتر سروش مدام تجمع و درگیری می شد ولی مگر این تجمعات را انصارحزب الله برگزار می کرد؟ اگر کسی هم سوالی دارد برود و از همان ها بپرسد که خشونت به خرج داده اند. اینها ربطی به انصارحزب الله نداشتند.همان زمان مثلا ده نمکی در یک تمجمع حضور پیدا می کرد و اتفاقا تجمع به خشونت هم کشیده می شد ولی همان موقع که به دکتر سروش اعتراض می کردند، ده نمکی حداقل چهار سال بود که از انصارحزب الله جدا شده بود. اصلا خیلی ها می گویند ده نمکی و الله کرم یعنی انصارحزب الله. این حرف بی معنی است این دو از سال ۷۴ به بعد ارتباطی با انصار نداشته اند. حالا خیلی وقت ها آقای الله کرم و دوستانشان تجمعاتی را می گذاشتند که به پای انصارحزب الله گذاشته می شد ولی اینها خودشان تشکلی جدا داشتند. آقای الله کرم تشکلی را به نام نوسازی معنوی حزب الله گذاشتند که حرکت های این گروه با برنامه های حاج منصور ارضی یکجا بود. اینها در زمان انتخابات دوم خرداد هم علیه آقای خاتمی موضع می گرفتند. این مواضع هم ربطی به انصارحزب الله نداشت.

چرا انصارحزب الله تکذیب نمی کرد؟

توضیح می دهم. در مشهد گروهی آمدند و گفتند که انصارحزب الله هستند. انصار حزب الله دفتر مرکزی به این گروه در مشهد اعلام کرد رفتاری که شما دارید اساسا مدل رفتاری ما نیست. به طور نمونه شماها در جریان های انتخاباتی وارد می شودید که ما در اصولمان نیست. بنابراین انصارحزب الله تهران از مشهدی ها خواستند که نامشان را عوض کنند.یعنی گفتند ما با این نام مجوز گرفته ایم و شناخته شده هستیم و شما اگر قصد دارید کارسیاسی بکنید یک اسم دیگر برای خودتان بگذارید.البته این مجموعه انصارحزب الله مشهد تا سال ها فعالیت می کردند در تمام این سال ها هم انصارحزب الله تهران مدام تذکر می داد و درخواست می کرد که نامشان را عوض کنند. نکته این است که وقتی رسانه ها با جهل یا شیطنت نکته ای را جا انداختند دیگر خارج کردن آن از ذهن مردم سخت می شود. از چند سال قبل کار انصارحزب الله به صورت کامل متمرکز در نشریه، سخنرانی، نشست های دوره ای و کلاس های فرهنگی و آموزشی خلاصه شده است.

انصارحزب الله بودجه دارد؟ اصلا پول اداره این گروه از کجا می آید؟

انصارحزب الله هیج بودجه ای ندارد. هزینه ها عمدتا از کمک های مردمی تامین می شود. البته انصار اساسا هزینه ای ندارد. مثلا ساختمان ها عمدتا از طرف افراد و مردم در اختیار قرار گرفته است و مثلا کسی اگر مراسم مذهبی داشته باشد در این ساختمان برگزار می کند. فرد دیگری نذر می کند که چایی بدهد. درمراسم دیگر چون آن فرد دیگر نیست، چایی هم نمی دهند. تنها نشریه انصارحزب الله هزینه دارد که آن هم مانند دیگر نشریات اداره می شود و هزینه و درآمدش هم کاملا مشخص است.

کمک دولتی هم هیچ وقت نشده است؟ یعنی مثلا در زمان شهرداری آقای احمدی نژاد کمکی نمی شد؟

خیر. در زمانی که ایشان شهردار بودند تنها نشریه ای که سیاست کمک آقای احمدی نژاد به هیات ها را نقد می کرد همین نشریه انصارحزب الله بود. انصارحزب الله به شهرداری می گفت شما حق ندارید از محل عوارضی که مردم می دهند برای هیات ها هزینه کنید. در همین نشریه بروید ببنید که نوشته شده که الویت شهرداری پرداخت وام ازدواح و دادن برنج و روغن به هیات ها نیست. خیلی ها می گفتند چرا انصارحزب الله از این حرف ها می زند؟ پاسخ هم این بود که مسولیت ما نهی از منکر است. البته هیچ وقت راهپیمایی علیه آقای احمدی نژاد نداشتند ولی بالاخره در همان نشریه تذکر می دادند. در حال حاضر هم به آقای قالیباف تذکرات بسیار جدی داده اند. حتی به یاد دارم که یک زمانی آقای اصغرزاده در شورای شهر موضع خاصی گرفته بودند. انصارحزب الله در همین نشریه خودشان اعلام کردند از موضع آقای اصغرزاده حمایت می کنند. کاری به شخص ایشان نداشتند و می گفتند که حرف ایشان درست بوده است.

انصار حزب الله تئورسین خاصی دارد؟ مثلا آقای پناهیان یا رحیم پور ازغدی و این اواخر هم آقای عباسی تئورسین این گروه نیستند؟

اصلا اینطور نیست. برای انصارحزب الله حدود شرعی براساس گفته های ولی فقیه مهم است. شما توجه کنید انصارحزب الله هیچ وقت علیه بانک ها تجمع نداشتند در حالی که آقای عباسی علیه بانک ها نقد جدی دارند. انصارحزب الله ولی می گویند در این مورد به فتوای مراجع توجه دارد. می گویند منکر بانک ها را در اندازه ای نمی دانند که علیه آنها تجمع کنند. البته در نشریه برعملکرد بانک ها نقد می کنند.

یک نظر بگذارید