جستجو
آرشیو

موضع گیری دولت های غربی در خصوص آزادسازی خرمشهر بررسی شد

به مناسبت گرامیداشت سالروز آزادی خرمشهر، دکتر محمد صادق کوشکی عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی، مواضع دولتهای غربی در خصوص آزادسازی خرمشهر را سوم خرداد در مرکز مطالعات بین المللی بررسی کرد. در این مراسم، ابتدا دکتر نوروزی عضو هیات علمی مرکز مطالعات عالی بین المللی،ضمن عرض خیر مقدم به حضار و تشکر از آقای دکتر کوشکی، گفت: هدف ما از برگزاری این برنامه اداء وظیفه و احترام به کسانی است که در راه اهداف انقلاب و در جنگ تحمیلی جان و تمام هستی خود را به این ملت و سرزمین تقدیم کردند. به همین دلیل این روز یکی از شاخصهای هویت انقلاب اسلامی ایران شده است. وی در پایان صحبتهای خود یاد و خاطر امام راحل و شهدای گرانقدر را گرامی داشت. سپس دکتر کوشکی طی سخنانی در خصوص مواضع دولتهای غربی از جمله آمریکا، انگلستان، آلمان غربی و فرانسه در قبال جنگ ایران و عراق و آزادی خرمشهر گفت: پس از سرنگونی رژیم صدام حجم زیادی از اسناد مکتوب، تصویری و صوتی انشار یافت که روابط این دولتها را با رژیم صدام نشان می دهد.

وی گفت: نخستین ردپایی که دولت های غربی در خصوص جنگ تحمیلی از خود بر جا گذاشتند به ژوئن ۱۹۸۰ ( تیر ۵۹) سه ماه قبل از شروع رسمی جنگ باز می گردد. در این زمان دولت بعث درخواستهایی از دولتهای غربی خصوصا آمریکا داشت که به دیدار برژینسکی مشاور امنیت ملی وقت رئیس جمهور آمریکا با صدام در مرز اردن و عراق منتهی شد. در این دیدار، صدام در خصوص حمله به ایران دیدگاههای خود را بیان کرد و دولت آمریکا نیز در چند مورد از جمله تصاحب شط العرب یا اروندرود و برقراری جمهوری عربستان در خوزستان قول داد که از عراق حمایت کند. دولت آمریکا اعلام می کند که از بی ثباتی ایران پس از تحمیل جنگ و سرنگونی جمهوری اسلامی حمایت می کند. در نتیجه، اقدام صدام در راستای برنامه های دولت امریکا تلقی شده و موافقت می شود دولتی موافق با سیاستهای غرب در ایران به قدرت برسد. این اسناد به فاصله سه ماه بعد از شروع جنگ تحمیلی یعنی در ۱۷ آذر ۵۹ بوسیله یاسین رمضان و پس از آن طارق عزیز در اختیار نشریات فرانسوی و روزنامه فیگارو قرار می گیرد و برای نخستین بار این اسناد چاپ می شوند تا اهرم فشاری برای آمریکا باشد تا به قولهای داده شده به صدام عمل کند. بر اساس مطالب کتاب “سوداگری مرگ” کنت آر. تیمرمن؛ برژینسکی در آن مقطع،صدام را متعادل کننده آیت الله خمینی (ره) و جمهوری اسلامی تلقی می کرده و به همین دلیل چراغ سبز اولیه را برای حمله به ایران به رژیم صدام نشان داد. دومین مقطعی که در جنگ آمریکائیها به طور جدی واکنش نشان دادند در مارس ۱۹۸۲ است. در این مقطع، رزمندگان ایرانی موفق شدند دو عملیات موسوم به طریق القدس و فتح المبین را در خوزستان با موفقیت انجام دهند که به آزادسازی بخشهای شمالی خوزستان منجر می شود. بعد از این دو عملیات، آمریکائیها موضعی مشخص تر درقبال جنگ اتخاذ می کنند. همانطور که آنتونی بویل در کتاب “سیاست خارجی آمریکا در قبال جنگ ایران و عراق ” اشاره می کند؛ در مارس ۱۹۸۲ عراق رسماً از فهرست کشورهای تروریست آمریکا خارج می شود و آمریکاییها اعلام می کنند که ما این عمل را انجام دادیم تا بتوانیم با دست بازتری کمکهای خود را به عراق ارسال نماییم. وی ادامه داد سومین مقطعی که آمریکائیها و پس از آن بقیه دولتهای غربی نسبت به جنگ به طور جدی موضعگیری کردند آزادی خرمشهر بود. در آن مقطع، رسانه های غربی اعلام می کنند سقوط خرمشهر به معنی کلید پیروزی ایران در جنگ است در این مقطع آمریکائیها به عنوان نخستین حامی صدام، واکنشهایی جدی تری ابراز می کنند و به طور مشخص وزیر دفاع وقت آمریکا می گوید: “ما تصرف مجدد خرمشهر بوسیله ایرانی ها را نشانه پیروزی ایران در جنگ تلقی می کنیم و این به نفع ما نیست. ما خواهان آن هستیم که جنگ به گونه ای سامان پذیرد که ثبات منطقه تغییر نکند و پیروزی ایران نه تنها سامان منطقه را تغییر می دهد بلکه ثبات منطقه را به خطر می اندازد. به طور یقین این وضع در جهت منافع ملی امریکا نخواهد بود”.

دکتر کوشکی ادامه داد دو روز بعد از آزادی خرمشهر، نشریه فرانسوی ” لیبراسیون” در گزارشی در خصوص مواضع دولتهای غربی در ارتباط با آزادی خرمشهر مطرح کرد که پس از بازپس گیری خرمشهر توسط ایرانیان در ۲۷ مه ۱۹۸۲، آمریکا و اروپا ابتکارات متعدد را برای پایان دادن جنگ به کار خواهند گرفت تا از سقوط صدام جلوگیری کنند. در واقع از دید آنها، باز پس گیری خرمشهر مساوی با سقوط صدام و سقوط صدام مساوی است با به هم خوردن ثبات منطقه. تعبیر یک روزنامه آلمانی این است که خطر پیروزی ایران و فروپاشی عراق موجب خواهد شد تا نظامهای حاکم بر منطقه خلیج فارس پس از سقوط صدام تهدید شوند و این امر احتمال مداخله ابرقدرتها را به صورت مستقیم در جنگ در پی خواهد داشت. این روزنامه به طور مشخص علاوه بر آمریکا شوروی را هم ذکر می کند. بعد از آزادسازی خرمشهر، آمریکا به کشورهای حاشیه خلیج فارس خصوصاً به کشورهای عربستان ، کویت ، امارات و قطر هشدارهایی می دهد. هشدار این بود که شکست عراق از ایران با منافع آمریکا سازگار نیست و قطعاً ما اقداماتی انجام خواهیم داد تا از این امر جلوگیری شود. در حقیقت نوعی اطمینان خاطر به کشورهای عرب جنوب خلیج فارس می دهند که آمریکا اجازه پیروزی قطعی در جنگ را به ایران نخواهند داد. چند روز بعد از آزادی خرمشهر یعنی در مِه ۱۹۸۲ آمریکائیها با حرکتی نمادین اجازه فروش شش فروند هواپیمای ترابری را به عراق صادر می کنند. در حالی که تا قبل از آن، چنین اقدامی با توجه به قرار گرفتن عراق در فهرست کشورهای حامی تروریست ممنوع بود. این حرکت نمادین آمریکا به این خاطر بود که به عراق ثابت کنند اجازه نخواهند داد جمهوری اسلامی به پیروزی کامل در جنگ برسد. مسئله دیگر برای نخستین بار در سال ۱۹۹۶ و پس از پناهنده شدن حسین کامل داماد صدام به اردن افشاء شد. وی در ۲۹ ژانویه ۱۹۹۶( بهمن ۱۳۶۴) در مصاحبه ای با روزنامه لبنانی السفیر در خصوص موضع آمریکا بعد از آزادی خرمشهر گفت: در آن زمان، صدام بسیار آشفته بود و فقط با استفاده از داروهای آرام بخش می توانست استراحت کند. در همین ایام، فرستاده ای به نام ویلیام جانسون به نمایندگی از آمریکا به عراق رفت و با صدام دیدار کرد و از طرف آمریکا وعده ای را مبنی بر این که اگر شما مانع پیروزی ایران در جنگ شوید و اگر موفق شوید توازن جنگ را به نفع خود تغییر دهید ما کویت را به شما هدیه خواهیم داد. حسین کامل می گوید بعد از شنیدن این وعده آمریکا ، صدام حسین بسیار خوشحال شد و روحیه اش را دوباره بازیافت و گفت اگر لازم باشد همه ارتش عراق را فدا خواهم کرد تا کویت را به دست آورم.

به طور کلی، اقدامات آمریکایی ها پس ازآزادی خرمشهر را می توان به این شرح برشمرد: ۱- تقویت روحیه صدام؛ ۲- ارسال پیامهای بین المللی؛ ۳- خارج کردن نام عراق از فهرست حامیان تروریسم؛ ۴- صدور اجازه فروش سلاح و هواپیماهای ترابری به عراق به صورت رسمی؛ ۵- دادن پیامهایی به متحدین عراق در جنوب خلیج فارس یعنی کشورهایی مثل عربستان و کویت که آمریکا اجازه سقوط صدام و برهم خوردن توازن منطقه را نخواهد داد. وی ادامه داد: ریگان در دسامبر ۱۹۸۹ ریچارد مورفی، معاون وقت وزیر خارجه را به بغداد فرستاد تا با صدام دیدار کند. وی اطمینان خاطرهایی به صدام داد و پس از بازگشت اعلام کرد که آمریکا نگران پیروزی ایران در جنگ با عراق است. بعد از اشغال عراق بوسیله نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۰۳ ؛ آمریکائیها فهرستی ۵۵ نفره از نیروهای حامی صدام ، حزب بعث و ارتش عراق را منتشر کرد ند که باید دستگیر می شدند. آنها پس از دستگیری و بازجویی اطلاعاتی را در اختیار مقامات آمریکایی قرار دادند که برخی از این اطلاعات با صلاحدید مقامات آمریکایی منتشر شد. از جمله آخرین فردی که بازداشت شد وزیر اقتصاد و دارایی عراق بود. نکته جالب که وی مطرح کرد این بود که بعد از آزادی خرمشهر، ما از کشورهای متحد عرب در جنوب خلیج فارس تقاضای کمک مالی سنگین کردیم که با استقبال آنان مواجه شد. وی اضافه می کند من در یک روز چند پرواز به کشورهای عربستان ،کویت و امارات داشتم و موفق شدم از این سه کشور قول مساعد شش و نیم میلیارد دلار کمک مالی دریافت کنم. نکته بعدی که بوسیله وی افشاء شد این بود که آمریکاییها با آغاز عملیاتهای پیروزمند جمهوری اسلامی ایران در دسامبر ۱۹۸۱/ بهمن ۱۳۶۰ از جمله عملیات طریق القدس در بستان؛ مشاوران نظامی خود را برای مشاوره با اتاق جنگ سر فرماندهی ارتش بعث، به عراق اعزام کردند. در دو عملیات طریق القدس و فتح المبین، طبق اعترافات وزیر وقت اقتصاد عراق، این مشاوران نظامی کار تفسیر تصاویر ماهواره های اطلاعاتی را انجام می دادند که از طریق هواپیماهای آواکس آمریکا مستقر در عربستان دریافت می شد. تحلیل آمریکاییها از نیروهای عراقی این بود که فرماندهان عراقی قدرت و بلوغ کافی برای برخورداری از این اطلاعات را ندارند و نمی توانند از این اطلاعات استفاده کنند لذا امریکا باید مستقیماً در جنگ دخالت کند.

وی گفت: پس از آزادی خرمشهر، مشاوران آمریکایی حاضر در اتاق جنگ در بغداد اعلام کردند ما رسماً در اتاقهای جنگ عملیاتی حاضر شده و فرماندهی نیروهای عراقی را به عهده خواهیم گرفت. این نکاتی است که تا سال ۲۰۰۴ منتشر نشده بود. در عملیات رمضان برغم اینکه نیروهای ایران تا آستانه دروازه های بصره پیشروی کرده بودند اما با توجه به تاکتیک های جدید نیروهای عراقی نتوانستند وارد شهر شوند و خسارات و تلفات فراوان به نیروهای جمهوری اسلامی وارد آمد. در آن زمان، آمریکاییها اعلام کردند که فرماندهی اتاق جنگ بصره در این عملیات به عهده ما بود و آرایش نیروهای عراقی را ما ساماندهی کردیم و عدم موفقیت جمهوری اسلامی و نیروهای آن در تصرف بصره مدیون فرماندهی اتاق جنگ بصره بوسیله نیروهای امریکا بوده است. دکتر کوشکی ادامه داد اقدام دیگری که امریکاییها برای جلوگیری از پیروزی ایران در جنگ انجام می دهند موسوم به عملیات انسداد است که ریچارد مورفی مسئول آن بود. هدف این عملیات جلوگیری از دسترسی ایران به بازار سلاح است. ریچارد مورفی، معاون وزیر خارجه آمریکا، به عنوان مجری عملیات انسداد وظیفه داشت با هماهنگی شرکتهای سازنده تسلیحات در کشورهای اروپایی که احتمال داشت به ایران سلاح بفروشند و همچنین شرکتهایی که قطعات یدکی جنگ افزارهای به کارگرفته شده در نیروی هوایی ایران را تامین می کردند، قطعاتی مثل سیستم های پدافندی، راداری، جنگنده ها ، تانکها و سیستم موشکی ایران که تماماً آمریکایی و انگلیسی و بعضاً فرانسوی بودند، عملیات انسداد را با هدف مهار جمهوری اسلامی در جنگ اجرا کند. طبق گزارشی که مورفی در خصوص عملیات موسوم به انسداد به سنای آمریکا در ۱۶ ژوئن ۱۹۸۷ ارائه داد، ابراز داشت که این عملیات موفقیت آمیز بوده و باعث شده جمهوری اسلامی به صورت مستقیم قدرت دستیابی به سلاحها و قطعات یدکی را نداشته باشد و مجبور شود سلاحهای مورد نیاز و اصلی جنگ را به شکلهای بسیار پیچیده و طولانی و گران قیمت تهیه کند. عملیات انسداد، عملیاتی است که آمریکاییها راههای دستیابی ایران به سلاح را با هدف جلوگیری از پیروزی آن در جنگ محدود کردند.

دومین کشور غربی که پس از آمریکا نسبت به آزادی خرمشهر موضع گیری کرد، فرانسه بود. در آن زمان، حکومت میتران و سوسیالیستها سر کار بودند. موضع رسمی دولت فرانسه را کلود شسون، وزیر خارجه وقت فرانسه به این صورت بیان می کند: “انقلاب خمینی در ایران بسیار خطرناک و نگران کننده است و می تواند تمام منطقه را در جنگی گسترده درگیر کند و به این لحاظ ما از عراق در برابر توسعه طلبی های ایران حمایت می کنیم”. دولت فرانسه هر چند قبل از شروع جنگ تحمیلی ، روابطی حسنه با رژیم بعث عراق برقرار کرده بود و سلاحهای فرانسوی در اختیار عراق قرار می داد اما مشخصاً به خاطر روابط اختصاصی و ویژه ای که طارق عزیز با مقامات فرانسوی داشت این روابط به حمایت بسیار ویژه نیروهای فرانسه و شرکتهای تولید کننده سلاحهای فرانسوی پس از آزادی خرمشهر از ارتش عراق منجر شد. به این صورت که تمام سیستم ترابری ارتش عراق در خدمت این هدف قرار گرفت که پرواز هوایی پاریس- بغداد جهت انتقال تسلیحات فرانسوی به عراق برقرار شود. چون هواپیماهای نظامی عراق کفایت نمی کردند چند فروند هواپیمای غیرنظامی و ایرباس با برداشتن صندلی تحت پوشش پروازهای غیر نظامی و خط عادی پرواز پاریس – بغداد به خط انتقال تسلیحات فرانسه به عراق تبدیل شدند. طبق گزارش ماموران فرانسوی، حجم زیاد سلاحها باعث می شد که هواپیماها دو برابر معمول سوخت گیری کنند تا بتوانند به بغداد برسند. سازمان اطلاعات فرانسه در گزارشی اعلام کرده بود اگر برای سه هفته ارتباط تسلیحاتی ما با عراق قطع شود مطمئناً عراق شکست خواهد خورد.

سومین کشوری که در آن مقطع به نفع صدام وارد عمل شد و مشخصاً در حوزه تسلیحات، کمکهای بسیار به عراق کرد آلمان غربی بود. در مارس ۱۹۸۴ روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز گزارش داد که آلمانی ها پس از آزادی خرمشهر، مشخصاً بوسیله شرکت کارل کولم، کارخانه ساخت تسلیحات شیمیایی را در عراق ایجاد می کند که نخستین تسلیحات شیمیایی را یک سال بعد در سال۱۹۸۳ تحویل نیروهای ارتش عراق دادند و عراق این تسلیحات را در عملیات خیبر در جزیره مجنون استفاده کرد. آلمانی ها در اعطای تسلیحات غیر شیمیایی به عراق رتبه بیستم را اخذ کردند اما نخستین کشوری بودند که همکاریهای گسترده شیمیایی را با عراق داشتند. ظرف یک سال پس از آزادی خرمشهر، کارخانه های آلمانی، عراق را به سلاح شیمیایی مسلح کردند.

بلافاصله بعد از آزادی خرمشهر، انگلستان هم جهت اعتمادسازی وارد عمل شد و از ژوئن ۱۹۸۲ و چند روز پس از آزادی خرمشهر، طرحی را به صدام ارائه کرد که با موافقت صدام مواجه شد. مضمون طرح این بود که پناهگاهی بزرگ، ویژه ریاست جمهوری عراق در بغداد با گنجایش ۴۸۰۰۰ نفر ایجاد شود تا به این وسیله، حسن نیت خود را به صدام ابراز نماید. انگلیسیها در حقیقت با انجام این طرح، همکاریهای گسترده اطلاعاتی با رژیم عراق را آغاز کردند. شروع همکاریهای اطلاعاتی مشخصاً در خصوص خرید تسلیحات ، نحوه و کیفیت و چگونگی خرید تسلیحات بوسیله جمهوری اسلامی است و سازمانهای اطلاعاتی انگلستان اطلاعات مربوط به نحوه خریدهای تسلیحاتی جمهوری اسلامی در انگلستان و در کل اروپا را به طور مرتب در اختیار مقامات سازمان امنیت عراق قرار می دهند. از ژوئن ۱۹۸۲ به بعد، انگلیسیها همکاریهای نظامی خود را با ارتش عراق در دو مرحله همکاریهای مخابراتی و وسایل مخابراتی آغاز و همکاری جدی خود را در خصوص ارتباطات ماهواره ای با اهداف نظامی آغاز می کنند. بخشی دیگر از همکاری دولتهای غربی به اتفاقاتی مربوط است که بعد از آزادی خرمشهر در خاورمیانه روی داد. در آن مقطع، رژیم صهیونیستی با چراغ سبز آمریکاییها عملیات موسوم به توپ برفی را اجرا گذاشت که به اشغال دوسوم خاک لبنان و اشغال کامل شهر بیروت انجامید و با بستن قراردادی با بشیر جُمیِیل رئیس جمهور وقت لبنان به نوعی توافق نامه صلح را امضاء می کند. هدف این حرکت براساس تحلیل رسانه ها و تحلیلگران غربی به صورت مشخص مهار جمهوری اسلامی و پیشگیری از پیروزی آن در جنگ بود. یکی از تحلیلها در خصوص دلائل حمله ناگهانی رژیم صهیونیستی به لبنان در تابستان ۱۹۸۲ هشدار به جمهوری اسلامی و نوعی بازدارندگی پیشگیرانه بوده است. با توجه به شعار تبلیغاتی عملیات خرمشهر که مضمون آن این گونه بود که “خرمشهر آمدیم”، “کربلا می آییم” و “قدس خواهیم آمد”؛ این موضع گیری سیاسی – تبلیغاتی جمهوری اسلامی سبب شد تا اسرائیلی ها در یک جمع بندی سریع، طرح خود را در خصوص حمله و تسخیر لبنان و معاهده صلح با دولت بشیر جمیل به آمریکائیها ارائه دهند و تحت عنوان مهار کننده طرح های آینده ایران از آنها چراغ سبز دریافت کنند. این حرکت به اعزام یگان “ذوالفقار” ارتش و تیپ ۲۷ حضرت رسول سپاه به لبنان و سوریه شد که وقفه ای یک ماهه در جنگ ایجاد کرد. این وقفه یک ماهه سبب بازسازی ارتش عراق شد که به شکست عملیات رمضان نیروهای ایرانی انجامید.

حمله رژیم صهیونیستی به لبنان یکی از مهم ترین موضع گیریهایی بود که پس از آزادی خرمشهر اتفاق افتاد . جمهوری اسلامی با انتخاب عنوان ” الی بیت المقدس” برای عملیات خرمشهر نشان داد مایل است فضای منطقه را تغییر دهد که به تصریح آمریکائیها بر اساس منافع ملی آنها تنظیم شده بود. این پیام را طرفهای غربی به خوبی درک کردند و تصمیم گرفتند جلوی این تغییر مورد نظر جمهوری اسلامی را بگیرند. آنها تلاش می کنند از پیروزیهای آتی جمهوری اسلامی ایران جلوگیری کنند. بر اساس اطلاعاتی که مقامات عراق منتشر کردند رژیم صهیونیستی موضعی خصمانه در مقابل رژیم عراق در ابتدای جنگ ۱۹۸۱ اتخاذ کرده بود و حتی نیروگاه هسته ای تموز عراق در استان الانبار را بمباران کردند که به کمک فرانسویها ساخته شده بود تا مبادا عراقی ها در این نیروگاه سلاح هسته ای بسازند و علیه آنان استفاده کنند. رژیم صهیونیستی از سال ۱۹۸۲ موضع خود را در جنگ تغییر داد و به یکی از حامیان رژیم بعث تبدیل شد. مهم ترین نقش آنان در جنگ از سال ۱۹۸۲ به بعد طراحی دیوار دفاعی مشهور بصره بود که عمق آن بیش از ۹ کیلومتر با شعاع ۲۵-۲۰ کیلومتر بود. این دیوار یکی از حلقه های همکاری رژیم صهیونیستی با حکومت بعث عراق بود که نقشی تعیین کننده در جنگ داشت. دکتر کوشکی در خاتمه گفت: آزادی خرمشهر با توجه به شعار آن “الی بیت المقدس ” به طور جدی چراغ خطر را در خصوص امکان تغییر در آرایش سیاسی منطقه به طرف های غربی نشان داد. هشداری که باعث شد آنها با اراده بیشتر و این بار با هدفِ مشخص پیشگیری از پیروزی قطعی جمهوری اسلامی در جنگ با رژیم بعث عراق، وارد عمل شوند و طرحهای مختلف را به اجرا گذارند که در نهایت به جلوگیری از پیروز قطعی ایران در جنگ علیه عراق منتهی شد. قطعنامه ۵۹۸ هم در عمل هیچ یک از دو طرف جنگ را به عنوان محق و پیروز جنگ معرفی نکرد.

یک پاسخ به “موضع گیری دولت های غربی در خصوص آزادسازی خرمشهر بررسی شد”

  • فتح خرمشهر( سوم خرداد ۱۳۶۱) در تاریخ جنگ ایران و عراق از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. خبر آزادی خرمشهر آن چنان شگفت‌آور بود که در سراسر میهن اسلامی ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ایران بسان خانواده‌ای بزرگ که فرزند از دست رفته خود را بازیافته است اشکهای شادی و شعف خود را نثار روح شهدای حماسه‌آفرین صحنه‌های شورانگیز این نبرد کردند. برای پی بردن به عظمت این نبرد حماسی کافی است بدانیم که نیروهای متجاوز عراق پیش از نبرد سرنوشت ساز رزمندگان ما برای آزادی خرمشهر در اطلاعیه‌ای به نیروهای خود دستور داده بودند که دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهای عراق محسوب دارند. همچنین تجهیزات و امکانات دفاعی دشمن در این منطقه نشان می‌داد که عراق خرمشهر را به عنوان نماد پیروزی خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قیمت،‌ این شهر را در تصرف نیروهای خویش نگهدارد.

یک نظر بگذارید