جستجو
آرشیو

سفیر آمریکا در لیبی به مرگ طبیعی مرده است!

از نظرگاه سیاسی چه دستهایی پشت سر داستان فیلم موهن اند؟

اگر بخواهیم با استناد به اخبار های موجود این موضوع را بررسی کنیم، باید بگویم: جمعی از یهودیان امریکایی که دارای نگاه‌های خیلی افراطی و تفکرات صهیونیستی افراطی هستند و نگرش تهاجمی نسبت به اسلام دارند جزو کسانی بودند که با کمک همدیگر این فیلم را ساختند که البته گفتنی است این فیلم از نظر هنری فاقد ارزش است. عوامل این کار عمدتا غیر حرفه ای بودند. کسی که به عنوان  سازنده این کار از او یاد می‌شود گارگردان حرفه ای نبوده و در واقع کسی است که کار ساختمانی و املاکی انجام می‌داده است و عواملی که در این فیلم بازی کردند عموما درجه ۲ و ۳ بودند، در واقع این فیلم به عنوان یک فیلم سینمایی حد متوسط مطرح نیست. ساخت این کار به دست تعداد زیادی از یهودیان و صهیونیست‌ها و همچنین افرادی که تابعیت مشترک آمریکایی و اسرائیلی داشتند انجام شد. عناد آن‌ها در این کار کاملا عیاناست و  اطلاع داشتند که این کار باعث تحریک احساسات می‌شود.

به دنبال چه نتیجه‌ای بودند؟

ما در این جریان می‌بینیم که عوامل سازنده هویتشان معلوم نیست و ممکن است جعلی باشد و همچنین بعضی از بازیگرها ادعا کردند که واقعا در جریان داستان فیلم نبودند و فیلم بعد از صداگذاری تغییر کرده است. درنتیجه عوامل سازنده فیلم دقیقا می‌دانستند که کارشان چه تبعات و پیامدهایی دارد و این موضوع باعث خشم جهان اسلام می‌شود. به همین دلیل است که هم هویت خودشان را در پرده ای از ابهام قرار دادند و هم به صورت شفاف با عوامل اجرایی فیلم بحث مشارکت در ساخت چنین فیلمی را مطرح نکردند.

مواضع سابقشان هم مشخص است، یکی تری جونز امریکایی است که در قرآن‌سوزی سابقه دارد و سام باسیل که به عنوان کارگردان معرفی‌شده است نیز یک صهیونیست افراطی با تابعیت مشترک آمریکایی–اسرائیلی است و همین‌طور بقیه عواملی که برای این فیلم کمک مالی داشتند.

چرا سعی می‌کنند اهانت به انبیاء الهی را قالب هنر ارائه کنند؟

به هر حال باید گفت این کار کاملا عمدی بوده و یک اثر هنری محسوب نمی‌شود، عده‌ای آماتور جمع شدند و کار سیاسی انجام دادند. همچنین ما در دهه نخست قرن۲۱ شاهد ساخت فیلمی با نام فتنه توسط یک نماینده پارلمان هلند بودیم. این فیلم هم کاملا آماتور بوده و در اینترنت پخش شد که هیچ سینمایی حاضر به اکران این فیلم نشد. این موضوع نشان‌دهنده این است که سینمای غرب حاضر به مشارکت در چنین حرکتی نیست و عوامل حرفه ای سینمای غرب به خاطر حیثیت خودشان هم که شده در این جریانات مشارکت نمی‌کنند.

نکته مهم این است که این حرکت که از سوی سینمای افراطی ضد اسلام تولید شده با حمایت دولت آمریکا همراه بوده است.

چرا فکر می کنید دولت آمریکا واقعاً پشت این ماجراست؟

اگر دولت امریکا این کار را محکوم می‌کرد و یا ابراز تاسف می‌کرد می‌شد تصور کرد این یک کار عادی توسط یک دیپلمات صهیونیزم امریکایی انجام شده است. ولی دولت امریکا در این جریان ابراز تاسف نمی‌کند و به سازندگان تذکر نمی‌دهد. نتیجه می‌گیریم که دولت امریکا راضی به این کار بوده و مخالفتی با اجرای آن از خود نشان نداده و استقبال هم کرده است.

چرا دولت نتوانست این جریان را مانند قضیه سلمان رشدی لاپوشانی کند؟

این جریان چیزی نبود که بشود مخفی کرد. سازندگان با ساختن این فیلم در نزدیکی جریان ۱۱ سپتامبر قصد داشتند با جنجال فیلم را علنی کنند.  عوامل این فیلم خود جنجالی هستند. کشیش تری جونز که به شدت یک چهره جنجالی امریکایی است و سعی کرد خود را با سوزاندن قران مطرح کند پشت پرده این جریان است.

بحث تبلیغات بوده و بس و فقط می‌خواستند احساسات مسلمین را جریحه‌دار کنند و دولت امریکا این جریان را می‌پسندد و  حاضر به محکوم کردن آن هم نشده و حتی به احساسات مسلمانان احترام نگذاشته است، پس دولت امریکا چنین مواضعی را دارد و می‌پسندد.

چرا ژورنالیست‌های غربی از این موضوع هراسیدند و مسلمانان را به آرامش دعوت کردند؟ مگر قبلا شاهد همچین توهین‌هایی نبوده ایم؟

جنس توهین فرق دارد. این دومین بار است که به شکل مستقیم به پیامبر ما توهین می‌شود. ولی این بار به شکل خیلی زشت و به صورت کاریکاتور کمدی اتفاق افتاده است. کسانی که مرتکب این کار می‌شدند عملا قصد انتشار داشتند.

توهین به این صراحت و با هدف عصبانی کردن جهان اسلام  و انتقام گرفتن از جهان اسلام طراحی شده است. ما تا به حال شاهد کارهای ضداسلامی فراوانی در غرب بوده ایم، کارهای اسلام ستیزانه ولی هیچ‌کدام به این سبک، مستقیم و به شیوه کمدی تلاش نکردند مقدسات را به تمسخر بگیرند و به اسلام توهین کنند.

آیا در محاسبه فضای موجود در کشورهای اسلامی اشتباه کرده بودند و فکر نمی‌کردند واکنش‌ها این‌قدر جدی باشد؟

اصلا محاسبه نکردند. اگر محاسبه می‌کردند این کار را انجام نمی‌دادند. این حرکت منافع امریکا را در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا در جهان اسلام به شدت به زیر سوال می‌برد، و آمریکا به شدت ضرر خواهد کرد و زیان های فراوانی خواهد دید. بنابراین کاملا مشخص است که این جریان بدون هیچ محاسبه ای انجام شده است.

ماجرای ترور سفیر امریکا چقدر می‌تواند یک حادثه از پیش تعیین شده باشد؟

سفیر امریکا ترور نشده. ترور یعنی این که یک نفر را به صورت کاملا مخفی بکشند. وقتی مردم لیبی به سفارتخانه امریکا هجوم می‌برند و آن‌جا را به اتش می‌کشند آن‌ها هم از خود واکنش نشان می‌دهند بنابراین سفیر امریکا به مرگ طبیعی مرده است.

کماکان ما در کشور های دیگر مثل یمن می‌بینیم وقتی مردم به سفارتخانه امریکا حمله می‌کنند در ان جریان حدود ۱۰ نفر کشته می شوند که اوباما رسما اعلام کرد ما برخورد جدی تری خواهیم داشت.از سفارتخانه های امریکا به سمت منتقدین تیراندازی شده است، خوب طبیعی است مردمی که به مقدساتشان توهین شده باشد خشمشان غیر قابل کنترل است.

یک نظر بگذارید