جستجو
آرشیو

جایگاه ایران در مذاکرات تقلیل یافته

بحث چگونگی و نحوه مذاکره و برقراری رابطه با امریکا از جمله مباحثی است که چارچوب ها و سیاست گذاری های آن از سوی رهبری نظام و حضرت امام (ره) مطرح شده است، بنابراین بحثی نیست که مبهم باشد و یا نظام در این خصوص فاقد خط مشی مشخص باشد.

پیش از پیروزی انقلاب در دسامبر سال ۱۹۷۹ خبرنگار امریکایی نظر امام خمینی (ره) را درباره رابطه یا مذاکره با امریکا و موضع ایران در قبال این مساله جویا شد که حضرت امام نیز درباره این موضوع چارچوبی را ترسیم کردند که تا به امروز به قوت خود باقی است:

“ملت ایران در طول سال های گذشته خاطره های تلخی از دخالت های امریکا در امور داخلی خود دارد و این خاطره ها مانع جدی بر سر برقراری رابطه است. اما اگر طرف امریکایی بپذیرد با احترام دو جانبه و حفظ منافع متقابل منصفانه و دو جانبه و بدون برتری طلبی همانند دو کشور در نظام بین الملل که روابط متقابل دارند، با جمهوری اسلامی رابطه برقرار کند منافع و حقوق ملت ایران را به رسمیت بشناسد، از دخالت در امور داخلی ایران خودداری کند و احترام مردم ایران را حفظ کند، ما آماده ایم که با امریکا بر اساس انصاف و قواعد بین المللی رابطه داشته باشیم.”

این چارچوب تا به امروز هم برقرار است و اینکه چرا در طول ۳۳ سال رابطه و یا مذاکره ای میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده امریکا شکل نگرفته به این موضوع برمی گردد که طرف امریکایی حاضر به پذیرش چنین شروطی نبوده است.

به معنای دیگر طرف امریکایی حاضر به برقراری رابطه منصفانه و بر اساس احترام به حقوق دو جانبه و منافع دو جانبه نبوده است. امریکا همیشه تمایل داشته تا به عنوان طرف برتر وارد مذاکره یا رابطه با ایران شود و امتیازات افزون تری را نسبت به طرف ایرانی به خود اختصاص دهد که اساسا چنین فرمولی مورد پذیرش ملت مسلمان ایران نبوده و نخواهد بود.

آنچه که ترسیم کننده خط مشی نظام در خصوص مذاکره و یا رابطه با امریکا مدنظر است، اصول و چارچوبی است که حضرت امام (ره) مشخص کردند و در قانون اساسی و منافع ملی ایران مشخص است و رهبر فعلی نظام نیز همین چارچوب را مورد تاکید قرار داده است.

در نتیجه ابهامی وجود ندارد و به دلیل آنکه امریکایی ها در این مساله مقصر هستند و مایل به پذیرش این چارچوب که در حقوق و روابط بین الملل در جهت حفظ احترام و منافع دو کشور پذیرفته شده، نیستند و طبیعتا تلاش می کنند تا اینگونه وانمود کنند که جمهوری اسلامی ایران است که مانع مذاکره و رابطه بوده و تمایلی به این ارتباط ندارد و یا ایران است که فاقد چهارچوب و اراده لازم برای تعیین خط مشی خود در این زمنیه است.

پیشنهاد مذاکره از سوی احمدی نژاد

نیازی به ورود احمدی نژاد به این بحث نبوده است. بدین معنا که رئیس جمهور ایران با امریکا نامه نگاری کرده و به اوباما پیام تبریک فرستاده و یا اخیرا بحثی را در سازمان ملل مطرح کردند تحت عنوان اینکه هر دو طرف از عدم رابطه ضرر می کنند که طرح این مسائل ضرورتی نداشته است.

چراکه جمهوری اسلامی ایران مواضع و شرایط خود را به طور شفاف بیان کرده است و نیازی نیست که ایران پیشقدم شود. اگر امریکا این چارچوب شفاف ایران را قبول دارد، باید اقدام کند و در عمل نشان دهد که به منافع ایران احترام گذاشته و قصد مداخله ندارد و مساله مهم تر پرونده ای است که وجود دارد و آن بحث خسارتی است که امریکا در طول این ۳۳ سال به ایران وارد کرده است.

امریکایی ها خسارت های کلانی را به ایران وارد کردند که اگر بنا بر این باشد که رابطه ای بر اساس انصاف برقرار شود باید در خصوص تمامی این خسارت ها پاسخگو باشد. ممکن است ایران در رابطه احتمالی با امریکا خاطرات تلخ را فراموش کند اما خسارت های اقتصادی و جانی که به ملت ایران در طول ۳۳ سال به ایران وارد شده، قابل گذشت نیست و باید امریکایی ها جبران کنند.

اگر امریکایی ها وارد عمل شوند، ایران سازوکارهایی را مشخص کرده است:

۱٫     امریکایی ها باید حاضر باشند به عنوان جبران خسارت اموال بلوکه شده جمهوری اسلامی ایران را با بهره های تعلق گرفته به آن در اختیار ملت ایران قرار دهند

۲٫     از رفتارهای خصمانه خود عذرخواهی کنند

۳٫     پرونده ایرباس هنوز باز است

۴٫     پرونده شهروندان ایرانی که به اشکال مختلف توسط امریکایی ها در مناطق مختلف جهان به قتل رسیده اند مفتوح است

۵٫     حمایت های امریکا از گروه های تروریستی و تجزیه طلب مفتوح است

۶٫     حمایت امریکا از رژیم بعث عراق

۷٫     از دیگر مواردی که می توان به آن اشاره کرد پرونده هسته ای ایران است که به غلط از سوی امریکا باز شده است و مسئولیت پایان دادن به آن نیز بر عهده امریکا است

۸٫     از دخالت در امور داخلی ایران خودداری کند

۹٫     تحریم ها را که به صورت یکجانبه و ظالمانه از سوی امریکا وضع شده را لغو کند.

چنین مسائلی مواردی نیست که بتوان از آن گذشت کرد. اگر میان ایران و امریکا مذاکره ای شود و رابطه برقرار شود باید سرنوشت تک تک این پرونده ها روشن شود. اگر ایالات متحده امریکا از گروه پژاک حمایت کرده باید پاسخگو باشد و اگر این پرونده ها حل و فصل شود و امریکا تعهدات مالی خود را نسبت به جمهوری اسلامی ایران به طور دقیق انجام دهد، در چنین شرایطی ایران می تواند به این نتیجه برسد که امریکایی ها حاضر شدند تا رابطه منصفانه ای را برقرار کنند.

در چنین شرایطی امریکا اثبات می کند که خواهان روابط توام با احترام به هویت و منافع متقابل و تئوری برد- برد را در این زمینه پذیرفته اند. جمهوری اسلامی ایران نیز حاضر است با هر کشوری به جز رژیم صهیونیستی رابطه برقرار کند و تلاش کند که این رابطه به شکل برد-برد باشد.

اما نیازی به ورود احمدی نژاد به این موارد نبود، چراکه امریکا هیچ قدم مثبتی عملا برای این ارتباط برنداشته و به نظر می رسد ورود احمدی نژاد به این مباحث به نوعی از سوی امریکایی ها نه تنها استقبال نشده بلکه موجب کاهش جایگاه ایران هم شده است.

همین امر که رهبری جمهوری اسلامی ایران مواضع را شفاف مشخص کردند، کافی است و در حقیقت این امریکایی ها هستند که تمایلی به برقراری مذاکره ندارند و به دنبال این هستند که از وضعیت موجود سود ببرند.

یک نظر بگذارید