جستجو
آرشیو

مسئولین فرهنگی ما بی لیاقتند

چرا ما در عرصه ی ساخت فیلم های دفاع مقدس چه در تلوزیون و چه در سینما با اثاری روبه رو هستیم تحت عنوان کمدی که موضوعاتی سهل و ممتنع دارند ولی مورد استقبال مخاطب قرار می گیرند؟

بحث استقبال از فیلم هایی که با نام کمدی های دفاع مقدس مشهور شدند بر می گردد به اینکه سینمای ما اصلا فیلم کمدی قابل عرضه ندارد و ما با خلأیی به نام سینمای کمدی روبه رو هستیم و جامعه با توجه به وضعیت اجتماعی و فضای زندگی امروز به فیلم های کمدی نیاز دارد و چون در عرصه ی سینمای ایران کار کمدی در حد متوسط عرضه نمی شود ،طبیعتا هر کار کمدی دیگری که عرضه شود و مخاطب سطح متوسط به پایین را راضی کند مورد استقبال قرار می گیرد.


به نظر شما مخاطب با دیدن این نوع کارها واقعیت داشتن چنین تصویری از جنگ را می پذیرد؟

استقبال از این کارها دلیلش این نیست که مردم ما از استهزائ جنگ لذت می برند بلکه به این دلیل است که هیچ کار کمدی دیگری نیست و کارهای متوسطی هم که در سالهای اخیر ارائه شدند کارهای بسیار بسیار نازل و ضعیفی بودند چه از نظر محتوا و چه از نظر قالب نمونه اش فیلم هایی که عمدتا از شبکه های توزیع خانگی سر درآوردند و مخاطب از آنها در سینما استقبال نکرد به همین دلیل اگر هر فیلم دیگری با هر مضمونی در قالب کمدی ساخته شود و قالب سینمایی داشته باشد متوسط هم که باشد با اقبال مخاطب روبه رو می شود.
در سینمای دنیا فیلم هایی پرفروش هستند که قهرمان پرور و حماسی هستند چرا ما از این موضوع در سینمای دفاع مقدس استفاده ای نمی کنیم؟

چون ما در سینما قهرمان سازی بلد نیستیم یعنی در هیچ عرصه ای قهرمان سازی بلد نیستیم چه جنگ،چه پلیسی و چه غیر از آن مگر ما درسینمای پلیسی،اجتماعی و تاریخی توانستیم قهرمان سازی کنیم؟و علتش این است که اسطوره سازی و قهرمان سازی نیازمند توانمندی هایی است که سینمای ایران فاقد این توانمندی هاست برای همین ما می بینیم که در هیچ عرصه ای قهرمان سازی صورت نمی گیرد.
چرا مگر ما در تاریخ دفاع مقدس اسطوره و قهرمان های واقعی نداریم افرادی که به خودی خود قهرمان هستند؟

نکته بدتر همینجاست که ما در عرصه ی دفاع مقدس قهرمان و اسطوره های واقعی داریم و نیازی به قهرمان پردازی و اسطوره سازی هم ندارد اما سینما چنان در این عرصه ضعیف است که حتی وقتی می خواهد اسطوره ها و قهرمان ها را هم معرفی کند آنها را تنزل می دهد و مقامشان را پایین می آورد و آنها را از سطح یک قهرمان به سطح یک آدم معمولی کاهش می دهد به همین خاطر این موضوع بر می گردد به ناتوانی ذاتی سینمای ما در انعکاس واقعیت های بیرونی یا اسطوره سازی و اختصاصی هم فقط به دفاع مقدس ندارد چون سنمای ایران قادر به این کار نبوده استثائا فقط در یک مورد آن هم در تلوزیون که موفق به قهرمان سازی شدیم و آن کار ماندگار مختار نامه و به طور کمرنگی در سریال میرزا کوچک خان بود و به غیر از این ها هیچ سابقه ای از اسطوره سازی نداریم و این نقص ذاتی سینماست.
پس چرا تلاشی برای رفع این نقص صورت نمی گیرد؟

چون سینما گران ما در این زمینه احساس نیاز نمی کنند و تلاشی هم نمی کنند برای اسطوره و قهرمان سازی و یا حداقل اینکه قهرمان های دفاع مقدس را درحد خودشان معرفی کنند.
شما معتقدید بسیاری از سینماگران احساس نیازی در این زمینه نمی کنند پس چرا کارگردان هایی مثل آقای حاتمی کیا علت نساختن کار در دفاع مقدس را نبود امکانات و بودجه برمیشمرند؟

جانب آقای حاتمی کیا کارگردان قهرمان سازی نبوده،ایشان تلاش داشته که در حد خودش دفاع مقدس را بازنمایی کند و اتفاقا دفاع مقدس در تصویر حاتمی کیا همیشه یک نوع دفاع مقدسی است که به شدت مثل خود رزمندگان مأخوذ به حیا،مظلوم ،سربه زیر و گمنام هستند یعنی حاتمی کیا سعی کرده یک روایت عرفانی،اشراقی از جنگ داشته باشد به همین خاطر شخصیت های فیلم او از قهرمان بودن فرار می کنند همان طور که رزمندگان اسلام هم همین نگرش را داشتند و به دنبال این نبودند که خودشان را مطرح کنند،البته این موضوع شامل چندتا از کارهای دفاع مقدسی ایشان شده و شامل کارهایی مثل برج مینو نمی شود.
ولی ما در سیاستگزاری ها هم می بینیم که به فیلم های دفاع مقدس بهای چندانی داده نمی شود برای نمونه فیلم روزهای زندگی (برنده ی دریافت سیمرغ جشنواره )که به آن اکران نوروزی داده نشد و زمان اکرانش هم مناسب نبود!

روزهای زندگی چون روایتگر یک بخش تلخی از جنگ است وچون در فیلم بخش تلخی از جنگ در حالت مبالغه امیزی مطرح شده تم فیلم تم تلخی است و تم پیروزی نیست بلکه تم شکست است و موضوع این فیلم هم برای اکران نورزوی خیلی مناسب نیست!اما می شد از طرف دستگاه های مختلفی که به نظام متصل هستند کمک هایی شود که فیلم دیده شود یعنی در واقع یارانه هایی پرداخت شود تا تماشاگر برود واین فیلم را ببیند.
پس چه طور ما در بحث اکران نوروزی فیلم های زیادی دیدیم که تم تلخی داشتند؟

من قصد تعریف از سیاست گزاری ها را ندارم،بنده خودم سیاستگزاری های آقای شمقدری و سازمان سینمایی را بالکل قبول ندارم فقط معتقدم که فیلم آقای شیخ طادی برای آن زمان مناسب نبود.و گرنه سیاست هایی که در این چند سال اخیر بر سینما حاکم است را اصلا قبول ندارم. ویک ذره به دنبال دفاع از شمقدری و تیمش و شورای تهیه کنندگان نیستم.
خب چرا مسئولان و مدیران در این زمینه احساس نیاز نمیکنند؟قهرمان های ما باید شخصیتهایی مثل اسپایدرمن باشند؟

این بر می گردد به اینکه مسئولان فرهنگی ما عموما افراد بی لیاقتی هستند که اصلا فرهنگ را متوجه نمی شوند و دغدغه ی فرهنگ ندارند که این مشکلی اساسی است یعنی وزرات ارشاد و دستگاه های فرهنگی ما این طورند که درکی از فرهنگ ندارند،انقلاب و دفاع مقدس را نمیشناسند.چون به قدری مشغول سیاسی کاری هستند که متوجه فرهنگ نیستند و این طبیعی است که وقتی این ها تا این حد غافل و بی کفایت هستند و متوجه فرهنگ نیستند دشمن بیاید و ذهن بچه های ما را به سمت خودش بکشاند و ما چه در ارشاد چه در صداوسیما و چه در سازمان تبلیغات و چه دستگاه های فرهنگی دیگر یک مدیر فرهنگی که ذهن فرهنگی داشته باشد که انقلاب را درک کرده باشد نداریم و تعداشان بسیار معدود است.
پیامدهای این روند در آینده چه خواهد بود؟

نفس دفاع مقدس ما با باورها گره خورده و سینه به سینه منتقل خواهد شد اما این ما هستیم که ضرر می کنیم اگر از ابزار موجود برای انتقال دفاع مقدس و ارزش های آن به نسل های بعدی استفاده نکنیم هرچند که دفاع مقدس خودش به واسطه ی پیوندی که با اعتقاد های ما خورده کم و بیش منتقل می شود ولی اگر ما کم کاری کنیم جامعه ی ماست که ضرر خواهد کرد.

یک پاسخ به “مسئولین فرهنگی ما بی لیاقتند”

  • آقای آرین منش، شما کاریکاتور روزنامه شرق را ملاحظه کرده اید؟بله، آن را دیده ام. به نظر شما، کاریکاتور هادی حیدری توهین آمیز بود؟کاریکاتور معولاً سمبلیک است و هر کسی می تواند بر اساس محتویات ذهنی خودش آن را تاویل و تفسیر کند. به نظر من، با توجه به اینکه خود کاریکاتوریست اعلام کرده که قصدش از کشیدن این کاریکاتور، آن چه دیگران برداشت کرده اند نبوده است، ما نباید اصرار کنیم که او قصد اهانت به رزمندگان اسلام را داشته است. اگر در هفته دفاع مقدس نبودیم، این کاریکاتور این همه تحریک کننده می شد؟ من کج سلیقگی روزنامه شرق را رد نمی کنم که در هفته دفاع مقدس، کاریکاتوری چندپهلو و ابهام آمیز را منتشر کرده است. در هفته دفاع مقدس، رسالت رسانه ها، ترویج ارزش های دفاع مقدس است. به نظر شما، راه اصولی برخورد با این مساله چه بود؟ به نظر من، دامن زدن به این ماجرا، به نفع ارزش های دفاع مقدس نیست و تعطیلی روزنامه شرق، کار مفیدی در این زمینه نبود. بهتر بود اجازه داده می شد خود کاریکاتوریست از در اصلاح درآید و اگر برداشت سویی در ذهن مردم از کاریکاتور او پدید آمده بود، از مردم عذرخواهی کند. راه درست این بود که آن روزنامه تعطیل نمی شد تا کاریکاتوریست در همان روزنامه، لااقل بابت ابهامی که در کارش بود، عذرخواهی می کرد. الان که روزنامه شرق تعطیل شده، چه باید کرد؟اگر قرار است در دادگاه به این موضوع رسیدگی شود، رسیدگی باید عادلانه باشد تا حقی از کاریکاتوریست ضایع نشود. به نظر من، در این کاریکاتور صراحت در اهانت دیده نمی شود. وزیر فرهنگ و ارشاد علی القاعده نباید در چنین مواردی حامی مطبوعات باشد؟شاید وزیر ارشاد خواستار رسیدگی شده باشد. نه، وزیر ارشاد دیروز خواستار توقیف روزنامه شرق شد؟به هر حال، همان طور که گفتم، به نظر من باید رفتاری عادلانه با روزنامه شرق و کاریکاتوریست آن در پیش گرفته شود.

یک نظر بگذارید