جستجو
آرشیو

رییس جمهور می‌خواهد در قدرت بماند…

آقای دکتر ابتدا ارزیابی خودتان از فضای سیاسی موجود معطوف به انتخابات را بفرمایید. آنچه الان معطوف به انتخابات است در بین مردم هم محسوس است یا فقط جریان های سیاسی هستند که این بحث ها را دنبال می کنند؟

در جامعه محسوس نیست. بیشتر در بین جریانات سیاسی تحرکات حول انتخابات دیده می شود. مردم خیلی در این فضا نیستند. البته طبیعی هم نیست که الان جامعه برای انتخابات ملتهب بشود. فعلا آنها که دغدغه سیاسی دارند و جریان های سیاسی به این کار مشعول هستند.

در بین جریان های سیاسی، طیف دولتی ها در این چند هفته خیلی خبرساز بوده اند. جابجایی های اخیر در دولت از سوی بسیاری تعبیر به تغییرات انتخاباتی شد. شما هم با این تحلیل موافق هستید؟

آن شخصی که شایعات پیرامونش هست، مطرح کردنش به عنوان یک فرد سیاسی اصلا اشتباه است و ارزش صحبت کردن ندارد.

خوب به نظر شما دولتی ها با چه استراتژی یا سناریویی وارد انتخابات می شوند؟

اینکه گزینه مطلوب دولتی ها کیست، باید از خودشان پرسید یعنی از شخص رئیس جمهور باید پرسید. هر کس هم بگوید گزینه رئیس جمهور برای انتخابات فلانی است، شاید نوعی غیب گویی باشد. ولی می توانیم بر اساس رفتارهای رئیس جمهور در یک سال گذشته حدس بزنیم که ایشان مایل هستند که در قدرت باقی بمانند. یا خودشان یا کسانی که تفکر ایشان را دارند. اما اینکه گزینه او چه کسی است، قابل حدس زدن نیست. رویه ای که احمدی نژاد داشته خیلی رویه دقیق و منطقی نبوده که حالا بر اساس آن پیش بینی کرد چه کسی می تواند گزینه او باشد. هر کسی می تواند گزینه احمدی نژاد باشد.

دو سناریویی که در رسانه ها بیشتر مطرح بود، یکی ناظر بر گزینه حداکثری دولتی ها و نامزدی رحیم مشایی است و دیگری گزینه حداقلی و ائتلاف با جبهه پایداری. به نظر شما سیاست های فعلی دولت با کدام یک از این سناریوها مطابقت دارد؟

ببینید رویه گذشته آقای احمدی نژاد نشان داده که اصلا قابل پیش بینی نیست. ممکن است هر کسی را معرفی کند، هر اقدامی بکند. کسانی که می خواهند حدس بزنند که گزینه احمدی نژاد چه کسی است، تلقی شان این است که آقای احمدی نژاد رفتارهای منطقی داشته و حالا قابل حدس زدن است. در صورتی که به نظر من این گونه نیست. ممکن است آقای احمدی نژاد فردا یک اصلاح طلب خیلی افراطی را به عنوان نامزد خودش معرفی کند.

آقای احمدی نژاد هیچ کدام از کارهایش قابل پیش بینی نبوده است. تا حالا هم هر کس پیش بینی کرده که ایشان چه خواهد کرد، اشتباه از آب درآمده است. به همین خاطر ممکن است آقای احمدی نژاد یک کسی از جبهه مشارکت یا کارگزاران یا از هر جایی دیگر و حتی یک آدم گمنام را به عنوان نامزد خودش معرفی کند. ایشان مایل است که در قدرت حضور داشته باشد.

تمایل به بقای در قدرت بعد از دوره ۸ ساله و تلاش برای محقق شدن آن در دوره های دیگر هم وجود داشته است. به نظر شما ریشه این تمایل در کجاست و چرا این تلاش ها قرین موفقیت نبوده است؟

در معارف دینی این گونه گفته اند که کسانی که بدون تزکیه وارد قدرت می شوند، عاشق قدرت می شوند و دل کندن از آن برایشان سخت است. اما کسانی که با تزکیه آمده اند هر لحظه آمادگی جدایی از قدرت را دارند. در سیاست ما هم به هر حال برخی افراد هستند که وارد قدرت می شوند و عاشق آن می شوند و هزار جور بهانه برای این عشق به قدرت می تراشند. اینکه چرا موفق نبودند به خاطر این است که هر کس ایده و توانایی دارد، ۸ سال معمولا زمان دارد که این ایده ها را مطرح کند و به نتیجه برساند. کسی که ۸ سال برنامه هایش را مطرح می کند و به نتیجه نمی رسد، قاعدتا جامعه ترجیح می دهد که زمان و قدرت بیشتری در اختیار این ایده و طرز فکر قرار ندهد.

به نظر شما دولت با چه انگیزه ای این موضوع را دنبال می کند؟ دولتی ها فکر می کنند در چه حوزه ای مثلا می توانند دوباره رای مردم را جلب کنند؟

البته آقای احمدی نژاد را باید از دولت جدا کرد. ما ۵ میلیون کارمند در دولت داریم که هیچ ربطی هم به احمدی نژاد ندارند. آقای احمدی نژاد فکر می کند یک فرد فوق العاده است. تصور می کند که خیلی محبوب و جذاب است. فکر می کند که می تواند رای مردم را دوباره جذب کند. مختار است که چنین فکری بکند.

آقای دکتر شما در حوزه فرهنگی و مسایل مبتلا به آن هم حضور رسانه ای دارید. در قضیه مربوط به فیلم « من مادر هستم» موافقان و مخالفان خیلی عرض اندام کردند. شما هم در صف مخالفان بودید و..

من یک کلمه درباره این فیلم صحبت نکردم

من یک یادداشت حداقل از شما دیدم.

بنده درباره روند فاسدی که بر سینمای ایران از طرف وزارت ارشاد حاکم شده صحبت کردم. اسم هیچ فیلمی را نیاوردم.

در یکی از برنامه های تلویزیون که بحثی در همین موضوع درگرفته بود، یکی از موافقان فیلم معتقد بود که در پس پرده مخالفت های مخالفان گرایشات سیاسی نهفته است. شما چنین ادعایی را می پذیرید؟

به صورت منطقی هر کس ادعایی دارد باید ثابت کند. هر کسی می گوید که مخالفت با روند فساد حاکم بر سینمای ایران و روند فسادی که وزارت ارشاد از آن در حوزه سینما حمایت می کند، پشتتش جریان سیاسی است باید سند بیاورند. باید سند بیاورند که مخالفت با شیوع فحشا در جامعه یک حرکت سیاسی است.

در همان برنامه گفته شد که انصار حزب الله یا مخالفان که می گویند دغدغه دین و جامعه دارند، چرا مثلا درباره گرانی ها هیچ اعتراضی نمی کنند. چرا درباره آسیب های دیگر اجتماع هیچ اعتراضی از سوی اینها صورت نمی گیرد؟

من هم می گویم جناحی که از ارشاد حمایت می کند چرا در کارهای دیگر از دولت حمایت نکرده است. چرا سال پیش از ارشاد حمایت نکردند. کسانی که در حمایت از ارشاد جلو وزارت تجمع کردند و با کفش نماز خواندند، چرا وقتی مثلا عده ای به مالیات اعتراض کردند شما نرفتند از اداره دارایی حمایت کنند. پس پشت آنها جریان سیاسی است.

قطعا همین طور است اما  دوستانی که جلوی سینما جمع شدند…

هیچ کس جلو سینما جمع نشد. یک عده جلو ارشاد جمع شدند که با روند فاسد مخالف بودند، یک عده هم جمع شدند که با این روند فاسد موافق بودند. آنهایی که موافق بودند همان هایی بودند که با کفش نماز خواندند. آنها یک جریان سیاسی پشتشان بوده است. حالا ثابت کنند که نبوده است!

یک نظر بگذارید