جستجو
آرشیو

رسوایی به روحانیت توهین کرده است/فیلمفارسی از این کار شریف‎تر است

کوشکی در بخشی از اظهارنظرش درباره رسوایی، گفته‎ است نمی‎دانم جواب امام زمان (عج) را چگونه می‎خواهند بدهند.

به گزارش مجله سینمایی مشرق؛ محمد صادق کوشکی در جدیدترین اظهارنظرش نسبت به فیلم «رسوایی» انتقادات تندتری را مطرح کرده است. متنی که در ذیل از دیده‌گان شما می‌گذرد مهمترین بخش‌های این مصاحبه می‌باشد:

این استاد دانشگاه و کارشناس فرهنگی در پاسخ به اینکه چه تعداد فیلم‌های جشنواره‌ی فجر سال ۹۱ را دیده است؟ گفت: فکر می‌کنم ۱۲ یا ۱۳ فیلم را دیده باشم گفت:

*یکی از امتیازهای جشنواره امسال تعداد قابل توجه فیلم‌هایی بود که شرافت‌مندانه به موضوعات حتی ملتهب پرداخته بودند البته دربارۀ کیفیت برخی از آن‌ها، آرای متفاوتی طرح می‌شود. نکتۀ دیگر جشنوارۀ امسال ‎حضور پررنگ چهره‏‌های جدید بود. چهره‏‌هایی که نان داشته‏‌های خود را می‎خوردند و متکی به گذشته و سوابق نبودند و داشته‏‌های‌شان را عرضه کرده ‌بودند و همین نکته ما را به آ‎یندۀ سینمای ‎ایران امیدوار کرد. نشانه‎های تولد سینماگران قابلی را در ‎این جشنواره دیدیم.

*فیلم کاملا مطلوب خودم را در جشنواره ندیدم اما اگر بخواهم به جهت داشتن ارزش‏هایی انتخاب کنم، فیلم «تنهای تنهای تنها» بالاترین نمره را می‎گیرد، بعد از آن فیلم‎های «سر به مهر»، «خاک و مرجان»، «برلین منهای ۷» و ….

*در مجموع فضای فیلم‏های امسال جشنواره را شریف‎تر می‎داند. من حتی بعضی از کارها را نپسندیدم اما فیلم شریفی بود مانند «دربند» پرویز شهبازی، یعنی‎ ‎این فیلم مطلوب من نوعی نبود اما اگر با استانداردهای انسانی و نظام جمهوری اسلامی ‎و اخلاقی آن را بسنجیم، فیلم شریفی محسوب می‎شود و می‎توان به آن احترام گذاشت.

*این کارشناس فرهنگی درباره‌ی اینکه انتقاداتش به برخی فیلم‌های درباره‌ی نقض قانون بوده است، گفت: قانون به مفهوم کلان. در یکی از ‎این فیلم‏ها دختری می‎رفت پیش مرد غریبه‎ای‎ با هم مشروب‎خواری می‎کردند و دختر باردار می‎شد و سایر ماجراها. باور کنید بسیاری از خانواده‏‌های ‎ایرانی نمی‎توانند داستان ‎این فیلم را برای فرزندان‌شان تعریف کنند و ‎این یعنی مغایرت با عفت عمومی. کما ‎این‌که فرض بکنیم، فیلمی ‎علمی ‎درباره‌ی تشکیل نطفه انسان ساخته شود، دیدن چنین فیلمی ‎‎برای دانشجوهای پزشکی لازم است اما‎ این فیلم را در سینماها که نمایش نمی‎دهند. نکته ‎این است که خانواده محور جامعه است، باید بدون به‌هم خوردن خطوط قرمز و با خیال راحت فیلم را ببیند. از فیلم‏های جشنواره فجر امسال مثال می‎زنم، موضوع حداقل سه تا از فیلم‏هایی که من دیدم تجاوز و تعرض بود، «هیس دخترها فریاد نمی‎زنند»، «خاک و مرجان» و «برلین منهای ۷». اما ما در هیچ کدام از‎این فیلم‏ها وقاحت و زیرپا گذاشتن اخلاق و عفت ندیدیم، به همین خاطر یک ‎ایرانی معمولی با خیال راحت‎ این فیلم‏ها می‎بیند و می‎تواند به سوال‏های فرزندانش هم پاسخ بدهد. در ‎این فیلم‏ها اتفاقا با حجب و حیای هنرمندانۀ ‎ایرانی به موضوع نگاه شده‎ است.

*فیلم «دربند» یک نقیصه اجتماعی را نقد می‎کند، آیا این فیلم خنثی است؟ اگر فیلمی ‎اخلاق جامعه را به چالش بکشد، خنثی نیست؟ در این صورت باید تعریف دوستان را عوض کنیم، چون ملاک ما قانون است نه مدیران فعلی سینمایی‎.

*من می‎گویم فیلم‎های خنثی را یا خودشان ساخته‎اند یا یک جورهایی از آن حمایت کرده‎اند. در حالی که فیلمی‎ درباره شهید علم‌الهدی ساخته شده فیلم ضعیفی است اما به هرحال دربارۀ یک شهید و خنثی نیست. یا حتی فیلمی ‎که دربارۀ بهنام محمدی بود که اصلا در شان او نیست اما فیلم خنثی نیست. اگر یک فیلمی ‎به زمین و زمان اهانت کند، آن وقت خنثی نیست؟

*کوشکی درباره‌ی اینکه اعتقادی به خنثی بودن فیلم‎های جشنواره ندارد؟ گفت: گفتم به نسبت از سال گذشته بهتر بود و جوان‎هایی آمدند که بضاعت‌شان را عرضه کردند و نان نام‌شان را نخوردند و نمی‎دانم این چه بدی دارد آیا می‎توانیم بگوییم یک نسل جوانی به سینمای ایران تزریق شده که بد هستند. ما نمی‎توانیم خیلی کلی بگوییم خنثی، باید مصداق‎های آن را هم عنوان کنیم.

او در پاسخ به اینکه آیا از زاویۀ دیگر فیلم‎های به‌زعم شما شرافت‌مند، نتیجه اعتراض‎هایی بوده که در سال ۹۱ مطرح شد که او پاسخ داد: من از بعضی آقایان فیلم‎ساز جسته گریخته شنیده‎ام و واقعا فقط شنیده‌ام که عنوان شده از ترس اعتراض‎های مردمی‎ و … بعضی آثار را که شاید مساله‌دار بوده‎اند، در جشنواره نمایش نداده‎ایم و جشنواره را پاستوریزه برگزار کرده‎ایم. اگر این گونه باشد، خوب است. یعنی اعتراض باعث شده که نسبت به قوانین مملکت احترام گذاشته شود که خوب است.

*کوشکی در بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره‌ی «رسوایی» و اظهارنظرش مبنی براینکه، گفته‎ است، نمی‎دانم جواب امام زمان (عج) را چگونه می‎خواهند بدهند، توضیح داد: کارگردان و نویسنده این فیلم ادعای تدین می‎کند، من گفتم شما چون متدین هستی باید بدانی، در باور ما این است که کارهایمان هر روز به امام زمان(عج) عرضه می‎شود، شما رویت می‎شوید این کارت را امام زمان(عج) ببیند. اگر یک کارگردان لاییک چنین فیلمی ‎را می‎ساخت، چنین حرفی نمی‎زدم، کما این‌که تا به‎حال در مورد هیچ کارگردانی چنین نگفته‌ام.

*متاسفانه «رسوایی»، یکی از زننده‎ترین فیلم‎های بعد از انقلاب است. ما در فیلم «زیرنورماه» هم تقابل یک زن بزهکار و یک روحانی را می‎بینیم، در این فیلم اما هیچ احساس منفی، شهوانی و جنسی برانگیخته نمی‎شود، چون کارگردان می‎داند چه را رعایت می‎کند و خطوط قرمز برایش محترم است. او می‎داند یک روحانی چگونه می‎خواهد از یک زن بدکاره حمایت و دستگیری کند و نمایش کاملا انسانی و درست و شریف از وظیفه یک روحانی را می‎بینیم. سوال این است که اگر در فیلم «رسوایی» قصه این بود که یک روحانی می‎خواهد به یک زن بدکاره پناه بدهد و او را هدایت کند،آیا باید این گونه می‎گفتیم؟ صحنه‎های بسیار زننده این فیلم، توهین آشکار به مردم جنوب شهر است، آیا این مردم همگی چشم چران هستند و زن‎های جنوب شهر هم همگی حسود؟ وقتی که زن بدنام به محله می‎آید یک نفر نیست که به او نگاه نکند، به جز مرد لحاف دوز و بعد هم که آن روحانی.انگار همه در این محله فاسد و چشم چران هستند، آیا واقعیت جامعۀ ما این است؟ به جز این، اهل مسجد آدم‎های ضعیفی نمایش داده می‎شوند که با یک بلوتوس، همگی مسجد را خالی می‎کنند و گول یک بازاری سالوس و ریاکار را می‎خورند و همگی بدون توجه به این‌که مملکت قانون دارد، خودشان زن را سنگسار می‎کنند و بعد هم با صحبت‎های همان زن بدنام، هدایت می‎شوند و دوباره پشت سر روحانی قرار می‎گیرند.

*در این فیلم به روحانیت اهانت شده ‏است، آیا یک روحانی نمی‎داند، نباید با زن نامحرم در یک محیط دربسته باشد؟ این فعل حرام است، این روحانی عارف مسلک در خانه‎ای که کسی به آن راه ندارد، با این زن جوان تنها می‎ماند. براساس فتوای امام (ره) و مقام معظم رهبری تخلف از قانون جمهوری اسلامی‎ حرام است. پلیس دنبال متهم است و روحانی مربی اخلاق قانون را زیرپا می‎گذارد.

*او با اشاره مستقیم به فیلم «رسوایی» ادامه داد: در قانون اگر ما متهم را مخفی کنیم و او را به پلیس نشان ندهیم، جرم است و این روحانی استاد اخلاق، تخلف می‎کند. آیا برای نشان دادن خوبی یک روحانی باید او را در تقابل با پلیس نشان بدهیم. آن هم پلیسی که وظیفه شناس و فهیم است. این فیلم از فیلمفارسی هم پایین‎تر است، چون فیلمفارسی برخلاف «رسوایی»، ادعای دیانت ندارد. به طلبه‎های هم در این فیلم اهانت شده ‎است. طلبه‎هایی که این روحانی مدت‌هاست، استاد اخلاقشان است، به مجرد دیدن یک بلوتوس، استاد را رها می‎کنند و همه دنبال کار خودشان می‎روند، یعنی تا این حد طلبه‌ها دهن‌بین هستند.

*همۀ صحنه‎های این فیلم نامناسب نیستند. بخش زیادی از این فیلم صحنه‎های اضافی است که اگر کوتاه شود به داستان فیلم لطمه‌ای نمی‎زند، اما فروش و جاذبه‎های جنسی آن را کم می‎کند. اگر چنین شود، شاید قابل اکران باشد اما به اشکالات اساسی فیلم و توهین‎هایی که در آن شده باید جواب داده شود. این‌که به چه حقی به قشرهای مختلف جامعه توهین کرده و این گونه نسبت ناروا زده‎ است.

*وی دوباره تاکید کرد: فیلمفارسی از این کار شریف‎تر است چون ادعای دیانت ندارد، اما این کار با ادعای دیانت بدیهیات را زیر سوال می‎برد. در این فیلم از بدگمانی صحبت می‎شود اما به همه تهمت می‎زنند.

*فیلم «استرداد» دارای اشکالات جدی است که نه فقط بنده بلکه دکتر یعقوب توکلی هم که مورخ هستند، در جلسه‎ای تایید کردند که فیلم گزاره‎های درست تاریخی را به مردم منتقل نمی‎کند. اساسا ماجرای استرداد غلط تعریف می‎شود. این طلاها خسارت به مردم ایران نیستند، اشغالگران شوروی، آمریکایی و انگلیسی، در برابر ما موضع ضعف نداشتند، اشغالگر بودند. آن‌ها امکانات و آذوقه ملت ایران را بردند و آن‌ها را دچار قحطی کردند و باید پول آن را می‎دادند که در آخر هم این یازده تن طلاها را ندادند و ماجرا تمام شد. اصلا در این نکته که روسیه طلاها را به ما داده، تردید تاریخی وجود دارد.

۶پاسخ به “رسوایی به روحانیت توهین کرده است/فیلمفارسی از این کار شریف‎تر است”

  • همیشه از مردانگی هایتان می خوانیم و سند این مردانگی تان همیشه حیوانی مرده در زیر دست و پایتان است و چهره های خنداتان در حالی که خود را طبیعت مرد می خوانید!به گزارش دیده بان حقوق حیوانات، همیشه از طبیعت مردی هایتان می خوانیم که ماده آبستن در نشانه رویهایتان جایی ندارد و نرهای جوان را کریمانه نادیده می گیرید و نرهای مفلوکی – که طبیعت ناقص ساخته ذهنتان توان هرس کردنشان را ندارد – تنها هدف شما در شکارند و فقط به این “میوه های پوسیده” طبیعت شکار می کنید، در حالی که خود را حافظ حیات وحش می دانید!همیشه از حفاظتتان از حیات وحش خواندیم و سند حفاظتتان مدال های گراندپری و طلا و نقره ای بود که نه به زور بازو و هوش شما، که به قطر شاخ و طول دندان خون آلود حیوانی داده شده که آن را با گلوله از پای درآورده اید، در حالی که خود را به حال طبیعت محتضر مفید می خوانید!همیشه از فایده های شما برای حیوانات می خوانیم که مدعایش کمک به افزایش جمعیت حیواناتی است که آنها را با واحد “شکار” می شمارید و البته کمکی که با شلیک و ریختن خون و سری بریده و پوستی کنده انجام می شود!چطور افتخار می کنید به دست و پا زدن های یک حیوان مفلوک و تیرخورده که از بخت بد سرنوشتش به نشانه روی شما گره خورده است؟چطور افتخار می کنید به عکس های شنیعی که با اجساد حیوانات می گیرید؟و چگونه افتخار می کنید به شاخ های بزرگی که از طبیعت حذفش کرده اید؟چگونه؟این فیلم فقط مشتی از خروارها رفتار شما با حیات وحش این مملکت است. اگر روزی بدون تفنگ و کارد و باروت لحظه ای در جوار یک کل ۳ ساله دوام آوردید، مردانگیتان را باور خواهیم داشت!بهار در راه است. اسلحه را زمین بگذارید!

  • عمق فاجعه بیشتر از آن است که میفرمائید… خانمی در همین لوس انجلس ۳۰-۴۰ نفر از خانم‌های دوست خود را دعوت کرده بود به ناهار و گرد همایی از ساعت ۱۰ صبح تا ۲ بعد از ظهر. در قبال ناهار، خانم‌ها مجبور بودند به عشق ۱۲۴۰۰۰ پیامبر فرستاده شده از طرف خدا ۱۲۴۰۰۰ بار بگویند “لا اله، اله الله”. ایشان فرموده بودند تا نگوئید، نمیتوانید بروید. تازه این‌ها فراریان از جمهوری مرگ و جنون هستند.

  • ولی از یاد نبریم که فیلم در شرایط سختی ساخته شده است و همین اندک هم درباره احمد شاملو غنیمت است. مهم ترین ویژگی این فیلم حضور احمد شاملو، آیدا و تصاویری منحصر به فرد از زندگی این دو است.

  • و اما فیلم “پرده” که نخستین بار در فستیوال برلن و در روز ۲۶ ژوئن نیز در پاریس ودر چارچوب رخداد “سینماهای ایران” به نمایش در آمد، دومین فیلمی است که شرایط “جعفر پناهی” را پس از محرومیت از ساختن فیلم نشان می دهد. در این فیلم او و کامبوزیا پرتوی که در نقش نویسنده‌ای ظاهر می شود که به ویلای کنار دریای دوستش آمده تا هم بنویسد و هم از گزند ماموران امنیتی در امان باشد، به دنیای درونی این کارگردان، احساس خفقان و باز هم شرایط زنان وارد می شوند. که البته این شخصیت و شخصیت دختر فیلم ساخته و پرداخته ذهن اوهستند و سرایدار آنها را نمی بیند. در این فیلم همه مشخصه‌های فیلم‌های پناهی و به ویژه فیلم “دایره” وجود دارند – چون فیلم از یک جا آغاز می شود و در همان جا پایان می پذیرد. سرگردانی نویسنده‌ای که به این خانه پناه آورده و همه روزنه‌های آن را پوشانده، دائم از پله‌های مارپیچی بالا و پائین می رود هم “دایره” را به یاد می آورد. اما چون جعفر پناهی نمی توانسته در دنیای بیرون، با هنرپیشه و همه امکانات ساختن یک فیلم، آن را بسازد، تنها با تلنگر زدن به مقوله آزادی بیان، به شکلی تآتر وار پیش می رود. شخصیت دختر جوان هم که با برادرش وارد این ویلا می شوند چون ماموران در جستجویشان هستند، واسطه‌ای می شود برای سخن در مورد وضع جوانان وبه ویژه دختران جوان. لوکیشن فیلم نیز که در ویلائی محدود شده بین یک برکه و دریا می گذرد، حکایت از نبودن راه حل دارد. صحنه‌های فرو رفتن در دریا هم به جای دادن تصویری از راه رهائی، از خود کشی صحبت می کنند.

  • مقداد:

    سلام استاد ببخشید این فیلم هایی که معرفی کردید میشه دانلدشون کرد یا چطور میشه فیلمارو تهیه کرد ممنون

  • می‌گوید سختی کار می‌تواند به معنای خشونت نیز باشد. وی با پزشکان ایرانی آشنا شده است که باید در فرانکفورت «دوازده تا پانزده ساعت یک‌جا» کار کنند. به تعبیر او دراین شهر «توزیع عادلانه»ی فقر فقر و رفاه وجود ندارد.

یک نظر بگذارید