جستجو
آرشیو

مشکلات اقتصادی ریشه در فرهنگ ایرانیان دارد

«تابناک» در گفت و گو با محمدصادق کوشکی استاد دانشگاه تهران و کارشناس مسائل فرهنگی، علل فرهنگی مشکلات اقتصادی ایران را مورد بررسی قرار داده است.

اقای دکتر به نظر شما چه مشکلات فرهنگی  در اقتصاد کشورمان وجود دارد؟

شاید بتوانیم بخش اعظم مشکلات کلی اقتصاد را با توجه به زیر ساخت های فرهنگی توضیح دهیم. مثلا اینکه در جامعه ما فرهنگ کار؛ فرهنگ غالبی نیست. فرهنگ سودجویی؛ راحت طلبی یک فرهنگ غالب است. در جامعه ما مصرف به عنوان یک ارزش مطرح است . میزان مصرف جایگاه افراد را مشخص می کند.

کیفیت در فرهنگ اجتماعی ما روز به روز در حال ضعیف شدن و تضعیف است. این ها همه زیرساخت های فرهنگی است. وقتی معضلات اقتصادی خودمان را آن هم معضلات خرد و کلان را ریشه یابی می کنیم به این زیر ساخت های فرهنگی می رسیم. قاعدتا تا زیر ساخت های فرهنگی بهبود، تغییر و دچار تحول نشود ، نمی توانیم امیدوار باشیم به این که روبناهای اقتصادی بهبود پیدا کند و در مجموع اقتصاد سالم و بهینه ای داشته باشیم.

چرا بعد از انقلاب با اینکه بسیاری از مشکلات را حل کرده ایم، اما هنوز نتوانستیم مشکل اقتصاد را حل کنیم؟

این بیماری اقتصادی ما یک پیشینه حدود چهار قرنی دارد. یعنی بعد از دوران صفویه هرچه قدر به امروز نزدیک می شویم، زیر ساخت های فرهنگی که اقتصاد ما روی آن ها بنا شده و می شود، دچار فساد و اضمحلال در پروسه فرهنگ شده اند که نتایجش در حوزه اقتصاد، خود را نشان می دهد. تا وقتی که کل جامعه بر اساس زیر ساخت هایی فرهنگی دقیق در حوزه اقتصاد آموزش نبیند، اراده نکند وتربیت نشود، مشکل اقتصادی همچنان خواهیم داشت. مشکلات اقتصاد ایران با آمدن و رفتن دلارهای نفتی و با حذف تحریم ها حل وفصل نمی شود و فقط صورت بندی آن عوض می شود.

برای حل این معضلات باید چکار کنیم؟

این مقوله به تربیت آدم های جامعه ما برمی گردد. منظور از تربیت اجتماعی در حد جامعه پذیری در کل  و نه در حد تربیت موردی و خانوادگی می باشد . تا فرهنگ رفتاری و موانع زیر ساختی اقتصاد که همگی به حوزه فرهنگی وتربیت اجتماعی ما برمی گردند، به تدریج اصلاح نشوند و جامعه در این رابطه اموزش کاربردی و عملیاتی نبیند و اقناع نشود مشکلات اقتصادی ما حل نمی شود.

البته ممکن است با مدد دلارهای نفتی مشکلات اقتصاد ما مقداری ترمیم شود اما ما فقط با تزریق دلار نفتی مسکن تزریق می کنیم ولی باز مشکل سر جای خودش است. مسکن دلارهای نفتی فقط درد ناشی از بیماری عمیق اقتصادی را تسکین می دهد.

تا چه میزان این بیماری فرهنگی را ناشی از دعوای جبهه ها و دعوا های حزبی با همدیگر را می دانید؟

دلایل خیلی عمیق تر از این هاست. این مسائل ربطی به این جناح و ان جناح ندارد. آنهایی که در اوایل انقلاب دیدگاه عدالت گرا را داشتند، به شدت به دنبال تقسیم ثروت بودند و به دنبال دولتی کردن اقتصاد بودند؛ الان کجا هستند و چه می کنند؟

غیر از اینکه الان همه آنها به طرفداران سرمایه داری تبدیل شدند. جالب اینکه بیشترین حوزه و گرایش این افراد در جناح موسوم به چپ بود. این مسئله ربطی به چپ و راست ندارد . در واقع این نوع نوعی سطحی نگری است که بگویم مشکلات اقتصادی به این جناح و آن جناح ربط دارد.

خوب به هرحال هر گروه و جناحی برای خودیک اندیشه اقتصادی دارد و در صورتی که قدرت را به دست بگیرند به سمت سیاست های خود پیش می روند و این باعث چند تکه ای شدن جامعه می شود.

فرهنگ کار وقتی در جامعه وجود ندارد و افراد دوست دارند یک شبه پولدار شوند و با مصرف بیشتر خود را به رخ بقیه بکشند ربطی به جناح ها ندارد. این موضوعات به چهار قرن پیش بر می گردد. این جناح و آن جناح ندارد. این مشکلات در دولت پهلوی، قاجار و در عصر زندیه نیز وجود داشت.

در واقع از چهار قرن پیش به بعد این مشکل شروع شده است. بله می شود، فرافکنی کنید و مسئله را سطحی ببیند و بگویید، مشکلات اقتصاد به خاطر تحریم ها ، عملکرد احمدی نژاد و یا عملکرد جناح راست و چپ است. یا بگویید عملکرد کارگزان و دولت هاشمی باعث این مشکلات بوده است. هر کدام از این مشکلات را رصد و تبار شناسی کنیم بر می گردد به آن ریشه های مشترکی که در فرهنگ اجتماعی ما وجود دارد. فرهنگ اجتماعی ما منشاء این بیماری است که در هر دوره ای یکی از آنها نمود پیدا می کند.

عده ای مشکلات اقتصادی را در انقلاب اسلامی می دانند نظر شما چیست؟

فرض کنید ما انقلاب نمی کردیم باز هم این مشکل وجود داشت. شما ببینید محمد رضا پهلوی در اوج دوران پهلوی در سال ۵۵ با روزنامه اطلاعات مصاحبه می کند و دقیقا گلایه های از اقتصاد کشور می کند که همین الان شما یا من یا هر کس دیگری انجام می دهد. من اصرار دارم که بگویم مشکلات اقتصادی هیج ربطی به انقلاب ندارد. بیماری اقتصاد ایران چهارصد سال طول کشیده است. بعضی ها طوری صحبت می کنند که در دوران پهلوی وضع اقتصادی ما خوب بوده است. در حالی که شاه در آن مصاحبه از بیماری هلندی و تورم و موراد دیگر در آن مصاحبه گلایه می کند.

چرا در این ۳۵ سال بعد از انقلاب اقدامی برای از بین بردن این فرهنگ نشده است؟

فقط ۳۵ سال! اگر ۳۵۰۰ ساله دیگر هم بگذرد تا اینکه بیماری را نشناسیم درمان نخواهد شد. با گذشت زمان بیماری های فرهنگی علاج نمی شود. برای شناسایی و معالجه بیماری اجتماعی، ابتدا باد بیماری را دقیق بشناسیم و راه علاجش را علمی و کارشناسی پیدا کنیم . یعنی گذشت زمان مسئله فرهنگی را حل نمی کند.

چرا همین مشکل را ریشه ای حل نمی کنند؟

چون نگاه دقیق و علمی به موضوع ندارند. مثلا عده ای می گویند که مشکلات اقتصادی ریشه در رابطه بد با امریکاست. آن یکی می گوید به خاطر این است که پول در جامعه توزیع نشده است. ان یکی  فکر می کند، موضوع هسته ای و تحریم ها است که باعث شده مشکلات اقتصادی حل نشده است . عموم کسانی که در این سالها بر مسند کار بوده اند با نگاه احساسی  غیر عقلانی  و غیر علمی به موضوع، خواستند مشکلات را حل کنند.

مثلا دولت فعلی فکر می کند که اگر با کدخدا ببندد مشکلات اقتصادی حل می شود. خوب مگر ما زمان پهلوی با کدخدا نبسته بودیم. اگر بسته بودیم پس چرا آن زمان بیماری هلندی و تورم به اوجش می رسد. بنا به گفته محمد رضا پهلوی قاچاق در کشور بی داد می کند و کالاهایی که قیمت دولتی دارند با ده برابر قیمت به فروش می رسند. این ها عین حرف ها ی محمدرضا در سال ۵۵ است.  در ان زمان ما که با کد خدا خوب بودیم.

اقای احمدی نژاد فکر می کرد با گذاشتن پول در جیب مردم مشکل حل می شود. هر کسی به یک شکلی فکر می کرد. هیچکدام از این بزرگواران نخواستند مشکلات را به صورت کاملا علمی حل کنند.

البته نه اینکه مشکلات اقتصادی را از طریق فرمول های غربی حل کنند این علم زدگی است، شیوه علمی نیست. علمی یعنی اینکه بیایم  ریشه یابی کنیم که چرا در جامعه ما کیفیت کالا وجود ندارد. چرا در جامعه ما گرایش به تولید کم است. چرا در کشور ما درآمد کشاورز منفی است. چرا در کشور ما دلال ، درامدش بیشتر از مشاغل تولیدی است. بیماری هایی که در امروز و دیروز اقتصاد ما وجود داشته است.

خیلی ها خواستند احساسی، سطحی، روزمره و موقت مشکلات را حل کنند اما هیچگاه مشکلات را ریشه ای حل نکردیم. به همین خاطر راه حل ها باعث درمان نمی شود. مثلا برای درمان سبد کالا و یا یارانه احمدی نژادی داده شد. این ها مسکن هستند. با این نحوه نگرشی که دوستان حاکم در این طول سالها داشتند اقتصاد قطعا معلاجه نمی شود. بلکه هر روز بیماریش افزایش پیدا می کند.

رهبری سال گذشته را سال حماسه اقتصادی نامیدند و امسال نیز به موضوع اقتصاد پرداخته شده است. به نظر شما ایا امسال این دغدغه رهبری حل خواهد شد؟

حماسه اقتصادی و سال اقتصاد و فرهنگ یک عنوان کلی است. رهبری وظیفه اش سیاست گذاری کلان نظام است. وظیفه رهبری این نیست که یک فرمول اقتصادی ارائه کند و به جای یک کارشناس عمل کند. رهبری سیاست گذاری می کند. یعنی اعلام می کند مشلات اقتصادی در خود جامعه باید حل شود. مشکلات به مدد یارانه ها و رابطه با این و آن حل و فصل نمی شود. رهبری جهت دهی می کند. اما بقیه وظیفه خودشان را انجام دهند. اگر هر دولتی به معنای کلی به این نتیجه برسد که مشکلات اقتصاد قبل از انکه ماهیت اقتصادی داشته باشد ماهیت فرهنگی دارد و زیر ساخت های فرهنگی اقتصاد ما مسئله دار هستند. به جای اینکه بخواهد صورت بیمار ما را بزک و رنگ لعاب بدهد. یک مقدرا باید عمیق تر نگاه کند و سعی کند به عنوان حاکمیت و قوه مجریه گام های نخستین را برای بهبود آن فرهنگ اجتماعی ما که بیمار است بر دارد. دانشگاه، حوزه ها، مراکز فرهنگی و فرهیختگان به تدریج وارد عمل شوند و تلاش شود که بیماری فرهنگی که باعث بیماری های اقتصادی فراوانی شده به تدریج با تربیت نسل جدید معالجه شود.

به هر حال باید پذیرفت در اقتصاد ما به غیر از مشکلات فرهنگی مشکلات صرفا اقتصادی وجود دارد. مثلا در اقتصاد ما شفافیت وجود ندارد.

عدم شفافیت و وجود فساد به روحیه پول دوستی ایرانیان بر می گردد. افراد دوست دارند سریع پولدار شوند. چون پول را حلال مشکلات می دانند. چون پول را حلال می دانند سعی می کنند به هر شیوه ای و مکانیسمی پولدار شوند. این فساد می شود.

چرا در جامعه ما همه دوست دارند پولدلار شوند؟ چون می خواهند با پولشان برای خودشان موقعیت اجتماعی و سیاسی فراهم بکنند وفخر بفروشند و توجهات را به سمت خود بکشند و لذت ببرند. حالا اگر مبنای تفاخر و لذت عوض شود. یعنی اگر ماشین میلیاردی سوار شد و امد بیرون و یا کت شلوار چند میلیونی پوشید همه مسخره اش کنند، توجه نکنند. بلکه توجه کنند چه کسی ثروت ایجاد می کند. چه کسی  تولید می کند. چه کسی شغلی که زاینده و مولد است ایجاد می کند. ان  وقت مردم به او قبطه بخورند و مردم به سراغ او بروند. مردم برای امضا گرفتن از او سر و دست بشکنند. کسی رغبت به فساد اقتصادی نمی کند بلکه به جای اینکه مسابقه سر پول جمع کردن باشد به تولید ثروت می پردازد. آن وقت هر کسی که تلاش کند ثروت ملی را افزایش دهد و توانست کار بیشتری ایجاد کند و تولید موفق تری داشته باشد او بر صدر می نشیند و محل توجه مردم می شود. همه می گویند خوش به حال او کاش ما جای او بودیم. اگر این اتفاق ها بیفتد دیگر خود به خود بخش زیادی از مفاسد و عدم شفافیت حل و فصل می شود.

شاید یکی از دلایلی که این مشکلات چه در فرهنگ و چه در اقتصاد ما وجود دارد، برمی گردد به اینکه در کشور ما فرهنگ نقد وجود ندارد. مثلا امروز اقای روحانی می گوید انتقاد بکنید اما شناسنامه دار باشید. نظر شما چیست؟

آقای روحانی بگوید همه منتقدین پلاک به گردنشان بیاندازند آن وقت نقد هم بکنند. چه مشکلی حل می شود. اگر بتوانید به اقای روحانی بگوید در فلان مورد دولت مشکل دارد، اقای روحانی می گوید که شما متعلق به فلان حزب می باشید و تخریب می کنید. باز هم مشکل حل نمی شود. مشکل ما این نیست. مشکل فرار از این ها است. این همان نگاه های سطحی و عوامانه ای است که متاسفانه اکثریت حاکمان ما داشته اند.

چه راهکارهایی برای حل ریشه ای وجود دارد؟

اگر فقط فرض کنیم که چند تا اصل در جامعه ما احیا شود، مشکلات حل می شود. یعنی مردم باور کنند که کار محور زندگی است نه پول. کار حلال مشکل است نه پول. اینکه باید شب ها به امید کار مفیدتر خوابید و نه به امید پولدار شدن. به مردم به جای میلیون ها تومان جایزه های مالی دادن، امکان کار، جایزه بدهیم. امکان کار نه این که شغل دولتی و یا کارخانه دولتی ایجاد شود. نه کار کردن ارزش شود.

آدم ها به خاطر کار مفید و تولید با کیفیت که می کنند به هم فخر بفروشند و نه با سوار ماشین های میلیاردی شدن. اگر این ها به تدریج در جامعه رواج پیدا کند، موفق خواهیم شد. ما از لحاظ منابع اقتصادی چیزی کم نداریم. از امکانات خدادادی و طبیعی چیزی کم نداریم. آن چیزی که برای رشد مثبت اقتصادی جامعه وجود دارد، بخش طبیعی و جغرافیایی را داریم اما نحوه تفکر جامعه ما غلط است که نه تنها از این امکانات بهره نمی گیریم، بلکه این امکانات را هم هدر می دهد.

این بی فرهنگی با آموزش و تربیت و اقناع اجتماعی در یک بازه زمانی حل خواهد شد. کار ارزش است مصرف ارزش نیست. تولید با کیفیت ارزش است و محل فخر فروشی است نه پول به دست آوردن به هر قیمت. این شاخص های فرهنگی در جامعه اگر ترمیم اساسی شود. از آن طریق می توانیم شاهد بهبود وضعیت اقتصادی جامعه خواهیم بود.

یک پاسخ به “مشکلات اقتصادی ریشه در فرهنگ ایرانیان دارد”

  • علیرضا:

    جناب آقای دکتر کوشکی عزیز
    هیچ کشوری منابع کاملی را برای تولید هر محصولی ندارد. به همین علت نیاز به واردات مواد اولیه، تجهیزات و حتی دانش برای هر کشوری وجود دارد. کشور ما از نظر مواد اولیه شاید وضعیت خوبی داشته باشد اما در دوتای دیگر (یعنی تجهیزات ماشین آلات و دانش) کمیت مان بدجوری لنگ میزند.

    اولین مشکل ما این است که ارتباطی میان صنعت و دانشگاه وجود ندارد. نه صنعت از علم دانشگاه استفاده می کند و نه دانشگاه از تجربه صنعت. همین کدخدا را ببینید که چگونه این دو را با هم پیوند داده است.

    مشکل دوم هم تولید برای مصرف داخلی است. کارآفرینان و صاحبان صنعت فکر میکنند که باید فروش داخلی را بالا ببرند و اصلاً به فکر صادرات نیستند، که درنهایت هیچ تولید ثروتی برای ما ندارد.

    کشاورزی هم که تکلیفش مشخص است.

    اگر قرار باشد ما در میان مدت اوضاع اقتصادمان خوب شود، به رفع تحریم و دلارهای صادرات نیاز داریم، اما نه برای خرید بنزین و ماشین های لوکس و اجناس مصرفی، که همان روند گذشته است، بلکه برای سرمایه گذاری روی تولید.

یک نظر بگذارید