جستجو
آرشیو

جمهوری اسلامی عامل تنش در منطقه نیست که بخواهد تنش‌زدایی انجام دهد

مشروح گفتگوی خبرگزاری «نسیم» با محمدصادق کوشکی، استاد دانشگاه درباره کارنامه یکساله دستگاه سیاست خارجی دولت یازدهم بدین شرح است:

* «نسیم»: به عنوان سوال اول لطفا ارزیابی کلی خود از سیاست خارجی دولت یازدهم در یکسالی که از عمر این دولت می‌گذرد را بیان بفرمائید

کوشکی: آقای روحانی از ابتدای مبارزات انتخاباتی خود و پس از آن به گونه‌ای برگ برنده خود را سیاست خارجی دانسته و از اینکه ایشان را به عنوان شیخ دیپلمات بشناسد استقبال می‌کردند.

اولین مشکل همین جاست، معرفی کردن سیاست خارجی به عنوان برگ برنده خطای استراتژیکی است؛ وقتی دولت و رئیس‌جمهوری چنین تفکری را مطرح می‌کند این به معنای نادیده گرفتن همه داشته‌ها، توان‌ها و ظرفیت‌های داخلی است. برگه برنده هرجامعه‌ قدرتمندی، توانمدی‌های درونی او و نه سیاست‌خارجی آن جامعه است.

سیاست خارجی تابعی از توانمندی‌های درونی یک جامعه است و هرقدر که توانایی‌های درونی جامعه بیشتر و اقتدار درون‌زا‌تر باشد به همان میزان سیاست خارجی نیز می‌تواند فعال‌تر شود.

با وجود تمام این موارد ایشان قبل از هر عرصه‌ای دیگری تاکید اساسی خود را برسیاست خارجی گذاشته و از ابتدای ورود به عرصه قدرت تا امروز بحث سیاست خارجی را به عنوان برگ برنده خود ارائه می‌کردند.

فرض کنید که آقای روحانی موفق شوند روابط ایران، غرب و کشورهای زیرمجموعه غرب را به زمان پیش از سال ۱۳۵۵ برگردانند؛ سوال این است که آیا ما در آن زمان مشکلات اقتصادی نداشتیم؟ در همان زمان نیز محمدرضا پهلوی به صراحت در مصاحبه با روزنامه اطلاعات مطرح می‌کند که کشور ما به شدت مشکل دارد و اقتصاد ایران بیمار است. پس نتیجه می‌گیریم اگر آقای روحانی به فرض هم موفق شوند روابط ایران و غرب را به زمان سال ۵۵ برگردانند بازهم مشکلات کشور حل نخواهد ‌شد.

نکته دیگر این است که دوستانی متولی وزارت امورخارجه شده‌اند که نه درک عمیق و دقیقی از انقلاب اسلامی داشته‌اند و نه تاثیرات انقلاب اسلامی در خارج از ایران را شناخته‌اند، دوستان مسئول وزارت امورخارجه افتخارشان این بود که سالها در آمریکا زندگی کرده‌اند و متون امنیت ملی را به روایت آمریکایی‌ها خوانده‌ و درس داده‌اند؛ طبیعی است که این افراد درک واقع بینانه‌ای از توان جمهوری اسلامی نداشتند و به همین دلیل بیان کنند که تمام توان دفاعی ایران با یک بمب آمریکا نابود می‌شود و حتی حاضر شوند به تعبیر خودشان برای تنش زدایی در برابر ادعای اماراتی‌ها مذاکره نیز انجام دهند.

جمهوری اسلامی ایران کشور موثر در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا و همچنین قدرت منطقه‌ای اول در خاورمیانه به اذعان آمریکایی‌ها، صهیونیست‌ها و بسیاری از کشورهای دیگر است. باوجود تمام این ویژگی‌ها دوستان وزرات خارجه تمایل دارند ایران را به عنوان یک کشور جهان سومی با حد و حریم محدودی که نباید پای خود را از اندازه خارج کند بدانند.

این درک ناقص از سیاست خارجی در برخی از دوستانی مسلط در وزارت امورخارجه باعث شده است آنها نتوانند به عنوان وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ایران با موقعیتی که ایران در جهان دارد ایفای نقش کنند و همین موضوع باعث گردیده که حتی این دوستان حاضر شوند به طرف اماراتی نیز باج دهند.

خوشبختانه در یکی دوماه اخیر نشانه‌هایی در دوستان وزارت امورخارجه ایجاد شده است که می‌توان آن را نگاه واقع‌بینانه به مسائل دانست؛ این امیدواریم وجود دارد افزایش این نگاه واقع‌بینانه به صورتی ادامه یابد که این افراد دقیقا متوجه شوند وزارت امورخارجه ایران، وزارت امورخارجه یک کشور انقلابی است و دیپلماسی آن نیز باید دیپلماسی انقلابی باشد.

دوستان وزارت خارجه باید اقتدار جمهوری اسلامی ایران را درک کرده، نماینده ایران به عنوان قدرت اول منطقه‌ای باشند و با عدم نگاه ضعیف به توان نظامی ایران  آماده باج دادن به هرکسی نباشند. در همین راستا دوستان وزارت خارجه متوجه این نکته باشند که استفاده از واژه‌هایی مانند تنش‌زدایی لفظ اشتباه است؛ جمهوری اسلامی عامل تنش در منطقه نیست که بخواهد تنش‌زدایی انجام دهد، آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها عوامل تنش‌ و ملزم به تنش‌زدایی هستند؛ ایران نه تنها هیچ‌گاه تنشی در منطقه ایجاد نکرده‌ است بلکه همواره به دنبال ایجاد ثبات در منطقه بوده‌ است.

باید سوال شود مگر جنگ‌های منطقه را ایران ایجاد کرده است؟ جنگ‌ تحمیلی صدام برعلیه ما به حمایت چه کسی انجام شد؟ جنگ ۳۳ روزه، ۲۲روزه و ۸ روزه لبنان و فلسطین را چه کسی شروع کرد؟ آتش جنگ سوریه را چه کسی برافروخت؟ اگر به همه این موارد نگاه کنید متوجه می‌شوید جمهوری اسلامی هیچگاه در منطقه عامل تنش‌زایی نبوده است که اکنون به دنبال تنش‌زدایی باشد؛ آمریکایی‌ها، صهیونیست‌ها و عمال آنها عوامل تنش‌زایی در منطقه هستند و لازم است اکنون آنها نیز برای تنش‌زدایی پاپیش بگذارند.

* «نسیم»: اجازه دهید به ترتیب وارد موضوعات مهم سیاست خارجی در یکسال گذشته شویم، شاید مهمترین اتفاقی که در ابتدای دولت یازدهم در سیاست خارجی افتاد سفر آقای روحانی به نیویورک بود این سفر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

کوشکی: به نظر بنده سفر آقای روحانی به نیویورک مهمترین سفر ایشان نبود و اصلا این نگاه، نگاه درستی نیست.

تصور من این است ایشان در سفر به نیویورک هنوز اسیر آن نگاه غیرواقع‌بینانه قبل از انتخابات بودند و به همین دلیل اشتباهاتی از ایشان سرزد که اصلاً مناسبتی با شأن رئیس جمهوری اسلامی ایران نداشت.

رئیس‌جمهور در سخنرانی خود در مجمع عمومی از واژه کشور برای موجودیت اسرائیل استفاده کردند که خطای حقوقی بسیار بزرگی است؛ ما به هیچ وجه کشوری به نام اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسیم، این موجودیت یک رژیم جعلی غاصب به نام رژیم صهیونیستی است.

گفتگو با اوباما خطای بزرگ بعدی بود، به نظر می‌رسید ایشان در سفر به نیویورک به نوعی به دنبال درخواست بخشش از آمریکایی‌ها برای احساس گناهی که نسبت آنها داشتند بودند و به همین دلیل دست پائین گرفتن خود از موضع ضعف وارد گفتگو با طرف غربی شدند.

رئیس جمهور در سفر به نیویورک از بیان صریح مواضع جمهوری اسلامی ایران، ابا داشتند و اسیر واژه دیپلماسی و دیپلماتیک شده بودند. ایشان تصور می‌کردند دیپلماسی به معنای کوتاه‌ آمدن است و این تصور باعث شد سفر ایشان به نیویورک دستاوردی جز تنزل جایگاه جمهوری اسلامی نداشته باشد.

* «نسیم»: در همین سفر و بعد از آن مقدمات توافق ژنو اتفاق افتاد، این توافق را به عنوان یکی از دستاوردهای بزرگ دولت یازدهم به گفته مقامات دولتی چگونه می‌بینید؟

کوشکی: در مورد توافق ژنو و نقاط ضعف آن در مدت بعد از توافق زیاد صحبت شده است اما می‌توان به شکل خلاصه گفت آن چیزی که در توافق اتفاق افتاد اکنون برای تیم مذاکره کننده ایرانی دردسر ساز شده است.

* «نسیم»: افزایش سفرهای هیأت‌های خارجی به ایران از موارد دیگری است که دستگاه سیاست خارجی به عنوان نکات مثبت خود در سال گذشته می‌داند، این سفرها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

کوشکی: سفرهای هیئت‌های خارجی به ایران موضوع جدیدی نیست و همیشه اتفاق می‌افتاده است. البته لازم به ذکر است سفر اخیر امیر کویت به ایران بسته به توافقاتی که در این سفر امضا شد را می‌توان مثبت ارزیابی کرد با این وجود هنوز دقیقا مفاد توافق‌نامه‌ها و این موضوع که این توافق‌نامه‌ها چقدر جدی یا تشریفاتی است مشخص نشده اما در صورت کاربردی و عملیاتی شدن این توافق‌نامه‌ می‌توان امیدوار بود که این سفر از جمله سفرهای مفید به ایران باشد. من سفر مفید دیگری را در این مدت به خاطر ندارم.

* «نسیم»: در این مدت سفرهای زیادی توسط وزرای خارجه اروپایی به ایران اتفاق افتاده است، این سفرها را چگونه می‌بینید؟

کوشکی: سفر وزرای خارجه‌ای مانند لوکزامبورگ یا اتریش از اهمیتی برخوردار نیست، لوکزامبورگ با مساحت ۵۰۰ کیلومتر چه تاثیری مثبتی نسبت به ایران دارد؟ حتی جایگاه ریاست دوره‌ای این کشور در اتحادیه اروپا نیز نیز به شدت ضعیف و بدون تاثیر است.

سفرهای هیأت‌های اروپایی به ایران اتفاق واقعا ارزش کاربردی نداشت و من تصور می‌کنم این سفرها بیشتر از آنکه یک یک سفر جدی و واقع‌بینانه باشد یک مانور تبلیغاتی بود و به همین دلیل تاکید می‌کنم جدی‌ترین سفر خارجی از آغاز دولت تا به امروز همین سفر امیر کویت است.

* «نسیم»: دولت جدید یکی از اولویت‌های خود در سیاست خارجی را ارتباط خوب با کشورهای منطقه و همسایگان می‌دانست، نظر شما در اینخصوص چیست؟

کوشکی: روابط ما از گذشته و از دوران بعد از جنگ نسبت به کشورهای منطقه رابطه فعالی بوده است و ایران هیچگاه نخواسته‌ است در منطقه رابطه بدی داشته باشد، ما با عمان رابطه خوبی داشته‌ایم و با قطر نیز رابطه بدی نداریم؛ البته با تاسف رابطه اقتصادی ما با امارات بسیار خوب و بیش از حد مجاز نیز بوده است.

ایران هیچگاه شروع کننده تنش با عربستان سعودی نبوده‌ است و همیشه آنها آغاز کننده تنش بوده‌اند، رابطه ما با کشورهای منطقه مانند ترکیه نیز بدون تنش بوده‌ است.

ممکن است برخی از کشورهای منطقه زیرفشار آمریکایی‌ها با ایران تنشی داشته‌ باشند اما ما هیچگاه با آنها چه در دولت احمدی‌نژاد، چه دولت هاشمی و یا خاتمی تنشی نداشته‌ایم.

* «نسیم»: فکر میکنید رابطه ایران و عربستان در این دولت بهبود خواهد یافت؟

کوشکی: بهبود رابطه عربستان با ایران تنها منوط به اجازه آل سعود نیست و آنها نیز باید از صهیونیست‌ها در این مورد اجازه بگیرند و از آنجایی که صهیونیست‌ها اجازه این کار را نمی‌دهند، بهبود رابطه با سعودی‌ها موضوع بعیدی است.

* «نسیم»: اجازه دهید به موضوع سیاستمدران خارجی بازگردیم، شما تحصیل وزیر امورخارجه در آمریکا را نکته منفی می‌دانید این در حالی است که به عقیده برخی تحصیل در خارج می‌تواند باعث شناخت بهتر رقیبان و یافتن زبان مشترک برای مقابله با آنها شود.

کوشکی: وزیر امورخارجه می‌تواند هرجایی تحصیل کرده باشد و هرچیزی نیز خوانده باشد من در این مورد صحبتی ندارم، حرف من این است که ایشان افتخار می‌کنند ۲۰ سال متون امنیتی آمریکایی‌ها را تدریس کرده‌اند، کسی که این اندازه با این متون کلنجار رفتن و به آن افتخار نیز کند نگاهش به دنیا نگاه واقع‌بینانه‌ای نیست.

آمریکایی‌ها با زبان قدرت با دنیا حرف می‌زنند، اگر آقای ظریف و همفکرانشان با زبان قدرت با آمریکایی‌ها صحبت می‌کردند، آنگاه بهترین، مناسب‌ترین و واقع‌بینانه‌ترین نگاه را در وزارت خارجه ایران داشتیم و مناسب‌ترین شخص برای وزارت خارجه ایران نیز وزیر امورخارجه فعلی بودند اما مشکل این است که آقای ظریف با زبان زور با آمریکایی‌ها صحبت نمی‌کند؛ در زمانی که آمریکایی‌ها با زبان زور با دنیا صحبت می‌کنند آقای ظریف با لبخند پاسخ ایشان را می‌دادند.

البته در یک ماه گذشته می‌بینیم که آقای ظریف به این نتیجه رسیده‌اند که به آمریکایی‌ها لبخند نزنند و به زبانی که آمریکایی‌ها می‌فهمند با آنها صحبت کند، اگر این رویه جدی باشد و آقای ظریف با برخورد قاطع پاسخ آمریکایی‌ها را بدهند این موضوع نقطه مبارک در تحول وزارت خارجه و قابل تقدیر است.

* «نسیم»: به عنوان آخرین سوال توصیه شما به دوستان وزارت خارجه برای آینده چیست؟

کوشکی: امیدواریم دوستان وزارت خارجه کمی واقع‌بینانه به موضوعات نگاه کنند و بفهمند که متولی سیاست‌خارجی جمهوری اسلامی ایران هستند؛ جمهوری اسلامی ایران منبع فکری و الهام بخش انقلاب اسلامی ایران است، دشمنان انقلاب اسلامی اقرار می‌کنند که ایران یک قدرت منطقه‌ای است و نمی‌شود این قدرت را در هم شکست.

اگر دوستان وزارت خارجه در همین حد واقع‌بینانه به مسائل نگاه کنند و خود را دیپلمات‌های کشوری بدانند که قدرت اول غرب آسیا است آن گاه فکر می‌کنم خیلی از مشکلات فعلی حل و فصل خواهد شد.

یک نظر بگذارید