جستجو
آرشیو

مسئولین ما از نهی از منکر می ترسند

اوضاع فعلی امر به معروف و نهی از منکر در جامعه

امروز در جامعه ما امر به معروف ونهی از منکر خود به یک منکر تبدیل شده است .حتی واجب فراموش شده نیست. بلکه منکر است و به منکر تبدیل شده است.حال می خواهیم بررسی کنیم  که چه اتفاقاتی افتاد که امر به معروف ونهی از منکرکه جز واجبات مسلم دین ما هستند و ستون های دین ما می توانند باشند و علاوه بر اصل شرعی بودن اصل قانونی هم دارندو اصل هشتم قانون اساسی ما هم در مورد همین است به منکر تبدیل شده اند. تبدیل شده اند به اصولی که انجام نمی شوند ویا کسی جرات انجام دادنشان را ندارد.یعنی مردم می ترسند این واجب را انجام دهند وانجام دادنش جرئت زیادی می خواهد،عواقب شدیدی هم دارد و علاوه بر عواقب شدید منفعتی هم برای فرد انجام دهنده آن ندارد.یعنی الان در جامعه ما انجام فعل حرام خیلی ساده و عادی شده و در واقع یعنی فعل حرام در جامعه ما تبدیل به معروف شده است و انجام دادن فعل حرام هیچ اشکالی ندارد و به کسی بر نمی خورد.راحت…مثل آب خوردن می شود فعل حرام را انجام داد. مثل آب خوردن می توان غیبت کرد، مثل آب خوردن میتوان دروغ گفت، مثل آب خوردن می توان آبروی افراد را ریخت، مثل آب خوردن می توان بی حجاب بود، مثل آب خوردن می توان بی حجابی را ترویج کرد، مثل آب خوردن میتوان بی عفت بود، مثل آب خوردن میتوان روزه خواری کرد، مثل آب خوردن میتوان ربا خورد، مثل آب خوردن میتوان ریا کرد. راحت راحت.چون کسی معترض آدم نمیشود. این اتفاق هم یک شبه رخ نداده است بلکه به مرور زمان رخ داده. آن هم در حکومتی اسلامی که حضرت امام خمینی (ره)در مورد فلسفه تشکیلش می فرماید: فلسفه این انقلاب این است که احکام الهی محقق شود.جالب است؛حکومتی تشکیل شده که احکام الهی در آن محقق شود،وحال پس از گذشت سی و پنج سال یک واجب الهی به منکر تبدیل شده و هزاران منکر به معروف تبدیل شده است،به همین سادگی!

مقصرین فراموشی واجب الهی

عوامل زیادی در کم رنگ شدن امر به معروف و نهی از منکر مقصرنداین دو واجب مثل نماز و روزه واجب است اما توجهی به آن نشده است .مثلا نگاه کنید ماه رمضان که فرامی رسد علما خطبا ائمه جمعه و …شروع میکنند به گفتن احکام غسل و روزه و نماز.ماه رمضان بعدی که فرا میررسد مجددا همین موضوعات را تکرار می کنند.اما تا به حال من ندیده ام یه واعظی بیاید و بگوید میخواهم این ماه رمضان را در مورد امر به معروف و نهی از منکر بگویم.اصلا مثل اینکه علما و روحانیون بیخیال شده اند.یعنی ما علمایی داریم که در مورد همه چیز حرف دارند-از جزایر فیلیپین گرفته تا سکولاریسم در قطب شمال –اما حتی یک بار هم تا کنون برای رکورد و رزومه هم که شده در مورد امر به معروف و وجوب و شرایطش حرفی نزده اند.

یک سری عوامل هم باعث تشدید این امر شد. مسئولین نظام عموما از این واجب خوششان نمی آمد چون می دانستند اگر این واجب شناسانده و ترویج شود،بسیاری از مردم که مسلمانند همین واجب را در خصوص مسئولین انجام خواهند داد.مسئولین دیدند که اگر چنین شود موی دماغشان زیاد میشود پس سعی کردند موضوع را بپیچانند و موفق هم شدند.

نقش نهادهای موظف در احیای امر به معروف

برخی مسئولین با این بهانه که که یک عده ای خودشان را پلیس یا مامور سپاه یا ارتش معرفی  کرده وبا عنوان نهی از منکر از مردم اخاذی میکردند جلوگیری کردند. اما این موضوع ، امری غیر طبیعی نبود؛کما اینکه خیلی ها خودشان راپزشک،مهندس،پسر فلان مسئول و… معرفی

میکنند و از مردم اخاذی میکنند.آیا این دلیل میشود که حرفه پزشکی را ممنوع کنیم؟اما مسئولین همین کار را کردند یعنی کاری کردند که اگرخواستید به کسی که موسیقی خلاف شرع دراتومبیلش گذاشته و صدایش را طوری بلند کرده که تا ده تاخیابان آن طرف تر میرود بگویید این کارحرام رانکند به شما میگوید:کارت شناساییتان؟!این واژه را اولین بار مسئولین در دهان مردم گذاشتندکه هر کس آمد و به شما چیزی گفت کارت شناسایی اش را بررسی کنید.بله اگر کسی خواست به خانه مردم برود یا کیف مردم را یررسی کند باید کارت شناسایی ارائه دهد اما مسئولین طوری این موضوع را مطرح کردند که اگر شما بخواهید به کسی که در حال روزه خواری در ملا عام هست تذکر بدهید به شما میگوید شما که هستید؟کارت شناسایی دارید؟!اگر نه باید بزنی به چاک. سازمانها این واجب را انجام ندادند،نمیدهند،و نخواهند داد.

دومین کار مسئولین این بود که گفتند هر کسی در جامعه حریم شخصی و خصوصی دارد و اگر کسی به مردم تذکری بدهد در حریم خصوصیشان دخالت کرده.البته این دسته مسئولینی بودند که اسلام و نظام راقبول نداشتند؛مثلا اصلاح طلبان از این دسته بودند.مثلا میگفتند که اگر دختر خانمی طوری لباس پوشیده که شرع وعفت را زیر پا گذاشته این حریم خصوصی خودش است.کسی حق نداره به این خانم بگوید چطور لباس بپوشد.اگر کسی روزه خواری کند،نماز نخواند،شراب بخورد این حریم خصوصی ایشان است ،تذکر به ایشان دخالت و کاری ناپسند است.وقتی جامعه در مورد این فریضه چیزی نمی دانست آنقدر از این موارد شنید که باور کرد. به خاطر همین وقتی کسی را در حال روزه خواری میبیند ناراحت میشود اما می گوید من را که در قبر او نمی گذارند.گاهی اوقات هم حمل بر صحت میکند.میگوید  انشاالله مریض یا مسافر است ؛در حالی که روزه خواری برای مریض و مسافر هم حرام است. می بینند خانمی روسری اش را برداشته یا دکمه اش باز است یا لباس خوابش مشخص است یامی بینند تو جاده شمال تو روز روشن چهار پنج تا ماشین کنار جاده پارک کردند و دختر و پسرا دارند مختلط می رقصند ویا در قشم وکیش و برخی سواحل شمال مرد وزن باهم شنا میکنند –بعضا نیمه برهنه آن هم در جاهای شلوغ-یامیبینند از صدا وسیما داره فیلمها و برنامه های خلاف شرع پخش میشود اما میگویند حریم خصوصیست! و انقدر می گویند حریم خصوصی است که حتی آنهایی راهم که در حریم عمومی خلاف میکنندحمل بر حریم خصوصی میکنند.یعنی از اول تذکر دادن را فضولی می دانند.مدام تلقین میکنند دستتان را بگذارید رو سرتان کلاه خودتان را باد نبرد.

آمران به معروف و ناهیان از منکر را مجرم می پندارند…

حال یه تعدادی علارغم همه این مشکلات آمده اند و این فریضه را انجام داده اند و دچار مشکلاتی هم شده اند،کتک خوردند ،نابینا شدند و حتی کشته شدند اما هیچ کس از این افراد حمایتی نکرد.گویی الان در دورانی غیر اسلامی قرار داریم.خود این اتفاقات باعث شد کسانی که قصد داشتنداین واجب الهی را انجام دهند هم از این کار منصرف گردند.کسی که امر به معروف کرده ،کتک خورده اهانت شنیده حال هردو را میبرند کلانتری و باهردو به عنوان  مجرم برخورد میکنند؛بگذریم که گاهی هوای فاعل منکر راداشتند  اما هوای ناهی منکر را نه!بعد نوبت دادگاه داده اند؛حال قاضی فکر میکند یک دعوا رخ داده است بماند که قاضی آیا عرقی به امر به معروف دارد یا نه،که خیلی وقت ها هم ندارد.وهیچ کس از آمر به معروف حمایت نکرد.یعنی اگر کسی منکری را می دید و میخواست حکم الهی را عمل کند به خودش میگفت  من اگر این کار را بکنم جز ضرر چه برایم خواهد داشت؟!از طرفی جز شرایط امر به معروف و نهی از منکر این است که احتمال ضرر و زیان برای مال و جانت نباشد پس این مورد هست و بنابراین من این واجب را انجام نمیدهم.یعنی حکومت اسلامی هیچ سامانه ای را برای دفتع تز ناهیان منکر نگذاشته است.

نقش رسانه ها در تغافل از فریضه الهی

رسانه ها هم که بی توجهی می کنند.ماحدود ۲۰ شهید امر به معروف ونهی از منکر داریم که اصلا تبلیغاتی روی آنها صورت نگرفت.به عنوان مثال چند سال پیش در میدان امام حسین(ع) یک جوان مذهبی مسلمان به خاطر تذکر به یک روزه خوار کشته شد؛بعد همه بسیج شدند که از پدر این شهید رضایت بگیرند برای آزادی فاعل منکر.همه بسیج شدند،رسانه ها،روزنامه ها،مسئولین مثل اینکه فاعل منکر شهید شده بود! انگار که خانواده شهید اگر رضایت ندهند مرتکب حرام شده اند.همه رفته بودند طرف فاعل منکرقشنگ حمایت میکردند.همه میگفتند فاعل منکر جوان است حالا یه اشتباهی کرده.هیچ کسی هم نگفت آیا اصلا حد شرعی را برای آن فاعل منکر اجرا کردید.اصل مطلب را کسی کارنداشت.وحالا اگر آن خانواده رضایت نمی داد،بیچارشان می کردند؛در حالی که اگر کسی به ناهی از منکر بی احترامی کند یاضرری برساندخانواده آن فرد یا خود آن فرد نباید  شکایت کنند؛بلکه حکومت باید مدعی ناهی از منکر باشد و از او حمایت کند.چرا؟!چون حکومت اسلامی تشکیل شده که همین کارها را بکند و از ناهی منکر حمایت کند.اصلا می گویند حکومت اسلامی قوه قهریه دارد؛برای آن مواقعی که قوه قهریه برای اجرای دین لازم است.خب یکی از موارد استفاده از قوه قهریه همین جا است.ما الان ده ها شهید در راه این مسئله داریم؛در حالی که مردم نمی شناسنداین ها را.همین الان یک طلبه در راه امر به معروف نابینا شده است؛اصلا کسی او را می شناسد؟الان اگر مردم بشنوند کسی درراه نهی از منکر کشته شد میگویند خب فضولی نمیکرد،کشته هم نمیشد.کاش جامعه فقط بی تفاوت بود؛جامعه نه تنها بی تفاوت نیست بلکه طرف فاعل منکر را میگیرند.

دیگر در چنین فضایی کسی نهی از منکر نمی کند.خانواده و دوستان وآشنایانشان هم که می بینند دیگر این کار را نمی کنند.و حال جالب است که حکومت در حمایت از این افراد نه قانونی وضع میکند ونه کار مفیدی صورت می دهد.الان به عنوان مثال ما برای بیماران دیابتیی قانون ها و حمایت های زیادی داریم.یعنی بیماران دیابتی احساس میکنند بی پناه نیستند و این اتفاق خوشایندی هم هست ولازم.یا مثلا اگر کسی بخواهد در اعتکاف شرکت کند همه بادش می زنند.خیلی از جاها غذای رایگان هم در اختیارش قرار می دهند گل هم به این فرد میدهند ،تشویقش هم میکنند،غیبت های دانشگاهش را هم موجه میکنند.اما اگر کسی نهی از منکر کند همه بسیج می شوند برای شماتت این فرد!خیلی خوشبینانه نگاه کنیم برایش دلسوزی می کنند و به او میگویند چکار داشتی؟! تو هم مثل بقیه باید بی توجهی می کردی.حال در این شرایط یک آدم چقدر باید حسین وار کفن بپوشد برای نهی از منکر؛آن هم در حکومت اسلامی؛ که از جانش و مالش و آبرویش بگذرد برای این کار.یک نکته دیگر هم این است که موارد فراوانی رخ داده که فردی با خانواده اش جایی رفته،منکر آشکاری دیده،تذکر داده و تازه جلو خانواده اش مورد خشونت هم قرار گرفته است حال علاوه بر آن فرد خانواده اش هم دچار آسیب جسمی و روحی شده اند.من یک مثال از سردار احمدی مقدم بزنم.آقای  احمدی مقدم میگه آقا من مدتی پیش داشتم با خانواده جایی میرفتم. ظاهرا ایشان به چند نفری تذکری دادند،اوباش حمله کردند و خود ایشان و خانواده ایشان را که داخل ماشین بودند مورد حمله جدی قرار دادند.و میگوید اگر محافظان من نبودند،من و خانواده آسیب جدی میدیدیم. خب من سوالم این است که مگر همه مومنین کشور به مانند آقای احمدی مقدم محافظ همراهشان هست؟اگر درآن حادثه اتفاقی برای آقای احمدی مقدم می افتاد بلافاصله محافظان ایشان را به بیمارستان ناجا میبردند تا تحت مداوا قرار بگیرند و پوست آن اوباش را هم می کندند.امّا این ماجرا برای دیگر ناهیان از منکر رخ نمی دهد.

هزینه های وحشتناک نهی از منکر سیاسی

نهی از منکر سیاسی هزینه به شدت وحشتناک تری دارد.قرآن میگوید مومنین برخی بر برخی دیگر ولایت دارند برای اینکه امر به معروف ونهی از منکر کنند. راه دوری نرویم. مثلا فرض کنید در زمان آقای احمدی نژاد- بالاخره تو کارهای ایشان خطاها و اشتباهاتی وجود داشته است- اگر کسی می خواست ایشان را امر به معروف و نهی ازمنکر کند یا امر به معروف کندخود بچه های حزب اللهی و حامیان احمدی نژاد پدر این فرد را در می آوردند.بارها این اتفاق افتاد.مراجع در مواردی به آقای احمدی نژاد تذکر دادند مثل ماجرای استادیوم و کروات و امثالهم-آقای احمدی نژاد گفته بود هیچ کسی نمی گویدکروات زدن وتراشیدن ریش حرام است-که مراجع گفته بودند نه حرام است.مراجع از طرف برخی ازحامیان آقای احمدی نژاد مورد اهانت قرار گرفتند!یامثلا در زمان ایشان در جزیره کیش مسابقه شنای استقامت خانم ها برگزار شد باحضور داوران وتماشا گران مرد.آنهایی که امر به معروف کردند مورد حملات رسانه ای آقای احمدی نژاد قرار گرفتند.اشک این ناهیان از منکر را هم در آوردند و کمترین تهمتی که به ایشان زدند ضدیت با ولایت بود.خب این از احمدی نژاد بود. حالا فرض کنید در دولت آقای خاتمی کسی می خواست امر به معروف و نهی از منکر کند..معلوم است که چه بلایی سرش می آورند! بالاخره همه امربه معروفها و نهی از منکر ها که مربوط به عملکرد  عامه مردم نیست بلکه  گاهی دولت ها مورد نهی از منکر یا امر به معروف قرار می گیرند.مثل آنچه که در زمان وزارت ارشاد مهاجرانی اتفاق افتاد؛یا آنچه در زمان وزارت ارشاد مسجد جامعی اتفاق افتاد یاآنچه که در زمان وزارت ارشاد سید محمد حسینی و در وزارت کشور و در نهاد ریاست جمهوری ودر جاهای دیگر. کار به جایی رسیده که اگر کارمند بخواهد رییس خودش را امر به معروف و نهی از منکر کند آنوقت باید منتظرتبعید به مناطق بد آب و هوا و اخراج و کسر حقوق و بازنشستگی قبل از موقع مقرر و باز خرید و غیره باش.

پیش بینی وضعیت فعلی در احادیث آخرالزمان

وضعیت امروز ما در احادیث کاملا پیش بینی شده؛یعنی روزگاری رو پیش بینی کردند در احادیث که منکر،معروف می شود و معروف ،منکر و هیچ کسی هم جرات نهی از منکر را ندارد،انجام حرام خیلی ساده تر ازانجام یک واجب به نام امر به معروف و نهی از منکر است و در احادیث آمده اگر در آن زمان کسی این واجب را انجام دهد چند پیامد خواهد داشت: اول اینکه کسی او را دوست نمی دارد و مبغوض همه است،دوم اینکه خداوند ترس از او را در دل فاعلان از منکر قرار می دهد-خداوند میگوید من بنده ام را رها نمیکنم بقیه رها کردند که کرده باشند اما من خودم هوای اورا دارم و این جاست که ناهی از منکر وقتی هیچ کس را مدافع خود نمی بیند می گوید حسبی الله نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر. یا پیامبر میگوید در این زمان بیداران آدم های غریبی میشوند و دقیقا پیامبر توصیف میکند دوران ما را مثل دوران ابتدای شکل گیری اسلام است که اگر کسی می گفت من مسلمانم همه طرفه محاصره میشد،بایکوت میشد،مشرکان مکه پدرش را در می آوردند ، شکنجه میشد و غیره. پیامبر میگوید اسلام ابتدایش غریبانه بود انتهایش هم غریبانه است و آنجا بود که ایشان فرمودند:طوبی للغربا.

تاثیر نهی از منکر در جمعی بودن آن است

البته گاهی ما در تاثیرگذاری امر به معروف ونهی از منکر شک میکنیم. مثلا صدا وسیما معمولا برنامه هایی که پخش میکند به مزاج متدینین خوش نمی آید بعد مییبینیم مومنین در محافل خودشون مینشینند و غر میزنند ،میگویم خب نهی از منکر کنید تماس بگیرید با روابط عمومی سازمان و بگویید فلان برنامه که پخش شد فلان جایش اشکال داشت. میگویند آقا فایده ای ندارد من تا الان ده بار تماس گرفتم فایده ای نداشته است.من جواب میدهم آفرین ده بار تماس گرفتی اما آیا به ده نفر دیگر هم تماس گرفتی که انها تماس بگیرند و ان ده نفر هم هر کدام به ده نفر دیگرتماس میگرفتند الی اخر. اگر یک مرتبه سه هزار یا چهارهزار تماس با صدا وسیما گرفته شود،صدا وسیما دیگر جرات نمیکند آن برنامه را تکرار کند یا ادامه دهد.وقتی نهی از منکر جمعی شد هم  راحت تر میشود،هم کم هزینه تر میشود و هم تاثیر گذار تر.

تاثیر نهی از منکر در جمعی بودن آن است.نهی از منکر از آن واجباتی است که تاثیر فردی اش کم است.ببینید حضرت امام خمینی زمانی تنها فریاد زد اما فریادش تاثیری نداشت اما سال ۵۷ وقتی همه همراه امام فریاد زدند حکومت پهلوی و آمریکا وغیره همه تسلیم شدند؛یعنی امام خمینی به کمک بقیه توانست منکری به نام شاه را حذف کند،منکری به نام وابستگی را حذف کند. یعنی نهی از منکر فردی تاثیر چندانی ندارد مگر اینکه  فرد دارای مقامات خیلی بالایی در پیشگاه خداوند باشد و بتواند در دلها نفوذ کند.

لزوم جنبش امر به معروف و نهی از منکر در دانشگاه ها

خیلی وقت ها پیش می آید که بچه های مذهبی آن هایی که دغدغه ی دینی دارند می گویند که در دانشگاه های ما فساد و فحشا و بی حجابی و غیره و منکرات در حد استان ، شهرستان و در حد کشور می بینیم ، چه کاری باید انجام دهیم؟ من برای شان مثال می زنیم. می گویم خب در دانشگاه صدتا بچه ی مذهبی ایجاد کنید. صدتا نامه چهارخطی جداگانه بنویسید خطاب به ریاست دانشگاه ، حراست و نهاد دانشگاه. نامه ها را تحویل دانشگاه دهید و در دبیرخانه ثبت کنید و شماره بگیرید. رونوشت اش را هم بزنید به رئیس حراست دانشگاه. ببینید فایده ی این کار چه می شود! می بینید در استان تخلفی اگر صورت می گیرد که منکر است بروید با دو نفر کارشناس دیگر مشورت کنید که ما فلان مورد را دیدیم آیا منکر است یا نه ؟ اگر تایید کردند آن وقت در استان تان پنجاه تا تشکل مذهبی ، هیئت مذهبی ، پایگاه مقاومت را بسیج کنید که هر کدام نامه بزنند به استاندار یا عالی ترین مقام آن عرصه یا به آن وزیر مربوطه ، رونوشت اش را هم بدهید به رسانه ها. ولی پنجاه تا پایگاه متفاوت با پنجاه تا نامه مجزا نه یک نامه با پنجاه تا امضاء. بعد ببینید تاثیرش چیست؟ نهی از منکر یعنی فشار افکار عمومی بر فاعل منکر برای ترک انجام منکر در ملاء عام. اشتباه نکنید ، نهی از منکر قرار نیست موجب این شود که یک فرد اوباش تبدیل به یک مومن سالک فی سبیل الله شود. برای این است که در ملاء عام حرام اتفاق نیافتد.

نهی از منکر فقط هم درباره بدحجابی نیست. مثلا بخشی از اساتید هستند که سر موقع نمی آیند. یا نمونه های تخلف دیگری که خلاف شرع است. مسئول فلان بخش دانشگاه یا دلش می خواهد یا غفلت می کند و نشریاتی در دانشگاه چاپ می شوند که خلاف نص صریح قرآن موضع گیری می کنند و علیه نظام و اسلام هر چه به قلم شان می آید این ها می نویسند.

دانشگاه ابزار دارد که بخواهد با این متخلفین برخورد کند. کافی است چند بار با این متخلفین برخورد کند تا سایر متخلفین حساب کار خودشان را بکنند. با قاطعیت آن هم بدون خشونت. چون خشونت با قاطعیت فرق می کند . اصلا نیازی به خشونت نیست. الان کسی قانون را جدی نمی گیرد چون اصلا ضمانت اجرا ندارد. اگر دخترهایی که حجاب را در دانشگاه رعایت نمی کنند بدانند که در صورت تکرار بی حجابی – چون بد حجابی نداریم ، حجاب یکی از واجب های الهی است. افراد یا بی حجاب اند یا با حجاب. بد حجاب واژه ای است که عبدالله نوری ساخت. بد حجاب ما نداریم.- یک ترم تعلیق می شود یا اخراج می شود. همین که بداند دانشگاه قانون را اجرا می کند و جدی است لباسش مرتب می شود. همین طور در مورد اساتیدی که بی نظمی دارند و غیره.

ساده ترین مدل نهی از منکر این است که هر چند نفر مذهبی که در دانشگاه هستند منسجم شوند و دو سه نفر اول روز اول نامه ای به آن مسئول مربوطه دهند ، سه نفر بعدی فردا ، سه نفر سه نفر دهند که این گونه به کسی هم فشار نمی آید تا آن مسئول متوجه شود که کارش هزینه دارد. اگر از آن تخلفش دست برداشت که الحمدالله اگر دست بر نداشت هم نامه به او بزنند و هم یک رونوشت به مقام مافوقش. تخلف را رسانه ای کنند.

اگر باز هم اتفاقی رخ نداد بعد آن وقت دانشجویان خود وارد عمل شوند. مثلا اول دخترهای دانشگاه بسیج شوند. چون اگر پسرهای دانشگاه بخواهند به دخترهای دانشگاه که بی حجاب اند تذکر دهند ناخواسته ممکن است فساد ایجاد شود. صدتا دختر مذهبی هستند آن ها بروند و تذکر دهند. چگونه؟ ممکن است با نوشتن یک پلاکارد بزرگ صریح و هنرمندانه باشد. ممکن است طراحی یک تراکت هنری باشد و این که همه جای دانشگاه آن را بچسبانیم. و ممکن است به این نتیجه برسند که گروه های چند نفره در دانشکده های مختلف این ها با هم بروند سراغ فاعل منکر و از او بخواهند که منکرش را ترک کند مثلا حجابش را درست کند یا ماه رمضان است و طرف دارد سیگار می کشد یا آدامس می خورد. قرار کتک کاری هم نیست .  این که تکرار باشد در نهی از منکر و اول سراغ ابزارهای قانونی و اگر جواب نداد به شکل جمعی تاثیر می گذارد.

یک نظر بگذارید