جستجو
آرشیو

غیرت زدایی از جوان ایرانی در دستور کار غرب و اسرائیل

تحقیر ایرانی ها توسط آمریکایی ها/اختیار ناموس خود را نداشتیم.

فرارسیدن ایام دهه فجر را گرامی می داریم. جا دارد به یک نکته از انقلاب اسلامی اشاره کنم. سند این مطلب نیز که اشاره خواهم کرد، در قسمت دادرسی ارتش شاهنشاهی موجود است. یک پرونده ای است که به حدود ۴۰ سال قبل مربوط می شود. همانطور که می دانید در گذشته قراردادی بین ایران و آمریکا بود به نام قضاوت کنسولی یا همان کاپیتولاسیون به این مضمون که نیروهای آمریکایی ساکن ایران اگر جرمی مرتکب می شدند از این حق برخوردار بودند که هیچ مقام ایرانی حق پیگیری نداشت و تنها سفارت آمریکا این حق را داشت. داستان این پرونده جزء اسنادی است که بعد انقلاب است به دست آمد. یک آقا و خانم تهرانی در تفریحگاه شمال تهران در حال قدم زدن بوده اند که یک جیپ آمریکایی که به گفته شاهدان سرنشینانش در حال مستی بودند، کنار این خانم و آقا توقف می کند و دو نظامی آمریکایی این زن ایرانی را گرفته و با خود می برند. شوهر این زن داد و بیداد کرده و به مأمور راهنمایی رانندگی که آن نزدیکی بوده می گوید: زنم را دزدیدند. مأمور به او می گوید پلاکش را نگاه کن. مستشاری ارتش آمریکاست. هیچ کاری نمیشه کرد.

این آقا به کلانتری شمیرانات رفته و اعتراض می کند. کلانتری می گوید کاری از دست ما برنمی آید و احاله می دهیم به دادسرای نظامی ارتش. این پرونده همینطور احاله می شود و هیچ مقام ایرانی به این آدم جرأت جواب دادن نداشته است. لذا پرونده به دست رئیس ستاد ارتش میرسد و او هم احاله می دهد به شاه و می نویسد: تکرار این رفتارها از سوی مستشاران آمریکایی موجب نفرت مردم از آمریکا می شود. مستدعی است به طرف آمریکایی بفرمایید موارد فوق تکرار نشود. در واقع کل دفاع ارتش از ناموس ایرانی در همین حد بوده است. حضرت امام وقتی سال ۴۳ به این روند اعتراض می کنند می گویند: اگر آشپز آمریکایی شاه ایران را زیر بگیرد کسی نمی تواند او را تعقیب کند.

ناو آمریکایی در محاصره نیروهای ایرانی/ نظم آمریکایی به چالش کشیده شده است.

اما به برکت انقلاب اسلامی ایرانی ها به آمریکایی ها می گویند حریم خودت را نگه دار. چند وقت قبل در خلیج فارس بودم. فرمانده نیروی دریایی سپاه می گفت محدوده ای کوچک ۶۰۰ متری در خلیج فارس هست که جزء آب های بین المللی محسوب می شود. ایشان تعریف می کرد که به من گزارش دادند ناوجنگی آمریکایی در این محدوده لنگر انداخته است. دستور دادم محاصره اش کنند. ناو آمریکایی تماس برقرار می کند و می گوید که من وارد محدوده شما نشدم، چرا محاصره ام کردید؟ بچه های ما می گویند چون این محدوده ۶۰۰ متر است و احتمال دارد شما چندمتری وارد آب های ما بشوید.

این آمریکا همان آمریکایی است که ۷۰۰ پایگاه نظامی در جهان دارد و برای ژاپن، کره جنوبی و آلمان تعیین تکلیف می کند. آمریکا مدعی ناظم جهانی بودن است و خیلی کشورها نیز پذیرفته اند ولی ما قبول نکرده ایم چون دین ما اجازه نمی دهد. آنها دنبال این هستند که جلوی سرایت جسارت ایران را بگیرند. شیوه های مختلفی را هم امتحان کرده اند؛ مانند جنگ و تحریم و… . ۱۰ تا ۱۲ سال است که بر شیوه های دیگری تمرکز کرده اند و اسرائیل نیز در این قضیه شریک است. همان اسرائیلی که در سه جنگ متوالی چهار ارتش عربی را شکست داد اما بعد از انقلاب اسیر چندهزار شیعه لبنانی شد.

تغییر ماهیت مقابله با ایران/ غیرت زدایی از جوان ایرانی در دستور کار غرب و اسرائیل

در یکی از این راههای مهار ایران، نامه ای را رئیس رژیم صهیونیستی به آمریکا نوشته و گفته: پژوهشگران ما سالها فرهنگ و آداب و رسوم ایران را مطالعه کرده اند و ما به این نتیجه رسیده ایم که اگر بخواهیم با جنگ و تهدید به مقابله با ایران بپردازیم آنها محکم تر می شوند. برای زمین زدن جمهوری اسلامی سه راهکار داریم.

راهکار اول اینکه جامعه ایرانی خانواده محور است. او می گوید باید کاری کنیم که خانواده از درون فرو بپاشد. قدم اول هم این است که غیرت را از جوانان ایرانی بگیریم. ممکن است بعضی جوانان ایرانی غیرمذهبی باشند اما غیرتی هستند. اگر بی حجابی را رواج دهیم، جوانان باغیرت دیروز که دختر و زن جامعه را بعنوان خواهر و مادر خود می دانستند، بوسیله بی حجابی، نگاهشان به دختر و زن ایرانی نگاه شهوانی می شود. در ادامه می گوید رواج بی حجابی یک تیر و چند نشان است. وقتی غیرت رخت بربست، خانواده از هم می پاشد. مردها و زن ها به یکدیگر خیانت می کنند. اگر خانواده از هم پاشید، مانند ساختمانی است که آجرهای آن دونه دونه پوک می شود و فرو می ریزد؛ بدون جنگ و حمله. در قدم سوم می گوید اگر بی حجابی و بی حیایی زیاد شود؛ آن موقع ایمان مردم از بین رفته و به تبع آن کسی به ولایت فقیه و جمهوری اسلامی تعهد نخواهد داشت. می گوید ولایت فقیه بر ایمان مردم استوار است که آن را نایب امام زمانشان (عج) می دانند. با ترویج بی ایمانی و بی حیایی دیگر کسی امام زمان را هم قبول نخواهد داشت چه برسد به ولایت فقیه.

صهیونیست ها می گویند چون خرید جنس ظاهری حرام ندارد، خانواده های مذهبی در این چاه گیر می افتند.

راهکار دوم برای زمین زدن جمهوری اسلامی را ترویج مصرف گرایی معرفی می کند. چون بعضی مذهبی ها با راه اول فریب نمی خورند. مصرف گرایی یعنی امروز این لیوان مد می شود و اگر من ندارم باید با کلی قرض و کار دو شیفت، آن را بخرم. هنوز قسطش تمام نشده، باید لیوان چهار گوش بخرم. هنوز قسط چهارگوش تمام نشده باید لیوان سه گوش بخرم. صهیونیست ها می گویند چون خرید جنس ظاهری حرام ندارد، خانواده های مذهبی در این چاه گیر می افتند و لذا تمام فکر مردم درگیر خرید این وسایل خواهد شد و اگرهم نتوانند بخرند، همواره حسرت آن را خواهند داشت. به همین خاطر ما ملتی می شویم که همواره در حال کار و دویدن هستیم ولی هشت ما گرو نه ماست و همیشه وسایل ما هم قدیمی خواهد بود! این ملت دیگر دنبال شرف و استقلال نیست و فقط به فکر خرید و آرزوی خرید خواهد بود.

می گویند کاری کنیم که نسل جوان به جای مطالعه دقیق، به جای شنیدن حرف علما و دانشمندان، به سراغ چیزهایی بروند که ذهنشان را به صورت کاذب پر کند.

سومین راهکاری که پیشنهاد دادند، پوک کردن ذهن مردم ایران است. می گویند کاری کنیم که نسل جوان به جای مطالعه دقیق، به جای شنیدن حرف علما و دانشمندان، به سراغ چیزهایی برود که ذهنشان را به صورت کاذب پر کند. مثلاً جوان ایرانی ساعت ها وب گردی و ولگردی در اینترنت می کند و وقتی بهش می گویی چه گیر آوردی، میگوید معلومات من زیاد شد. پاسخ می دهم اگر اینترنت معلومات را زیاد می کند، چرا در آمریکا که پایه گذار اینترنت است، بعد از اختراع اینترنت میزان چاپ کتابش را کاهش نداده است؟ جستجو و کار پژوهشی در اینترنت فرق می کند ولی نه اینکه همه دختران و پسران وب گردی کنند. در چنین شرایطی اطلاعات به صورت تیکه پاره به دست جوان ایرانی می رسد. مانند بچه ای که چیپس و پفک می خورد و دچار سیری کاذب شده و غذای اصلی خودش را نمی خورد. اینترنت هم همین گونه است و کاذب است. چنین فردی فکر می کند خیلی دانا شده است و حرف هیچکس را گوش نمی کند. اقیانوس وسیعی از اطلاعات است که چند سانتی متر عمق دارد.

آنها می خواهند کاری کنند ایرانی توهم دانایی داشته باشند نه خود دانایی. رایانه را برای ما تبدیل کنند به وسیله بازی نه پژوهش.

قدم بعدی برای پوک کردن ذهن ایرانی را بازی های رایانه ای معرفی می کند و می گوید این بازیها موجب می شود بچه های ایرانی بواسطه ی این بازیها روابط اجتماعی، مطالعه و تفکر کم و ضعیف داشته باشند. دیگر اینکه پرسه زدن در فضای مجازی بوسیله شبکه های اجتماعی نیز موجب سست شدن روابط خانوادگی می شود. طرف می گوید من توی خانه که هستم در وایبرم، همسرم در فلان نرم افزار. وقتی به خود می آییم می بینیم که چند ساعت گذشت و با فرزندم یک کلمه حرف نزده ام.

مطالعه روشمند با این پرسه زدن ها فرق می کند. مطالعه، فکر را قوی می کند. آنها می خواهند کاری کنند ایرانی توهم دانایی داشته باشند نه خود دانایی. رایانه را برای ما تبدیل کنند به وسیله بازی نه پژوهش. ثابت شده بچه ای که از کودکی با رایانه بزرگ می شود، روابط اجتماعی ضعیفی خواهد داشت. البته محتوای این بازیها خود بحثی جداست که بچه های ما را خشن و … تربیت می کند. حتی اگر بازیها خوب هم باشد بازهم ضرر دارد.

در آخر می گوید ما می خواهیم کاری کنیم ایرانی ها هرچقدر که می توانند پای تلویزیون بنشینند. مهم نیست تلویزیون داخلی باشد یا خارجی. به هر اندازه که پای تلویزیون بنشینی، روابط خانوداگی و اجتماعی ات تضعیف می شود. اطلاعات حاصل از تلویزیون سطحی و چشمی است ولی مطالعه اطلاعات عمیق به انسان می دهد. بارها شده پای تلویزیون نشسته ایم ولی صدای فرزندمان را نمی شنویم. اگر بچه با پدر و مادرش صحبت نکند و رفیق نشود، فردا در خیابان با شنیدن اولین عزیزم فریب می خورد.

دولت نمی تواند در مذاکرات هسته ای مخفی کاری کند.

پرسش و پاسخ

سؤال: پرسیده اند در بحث مذاکرات هسته ای چرا دولت مردان مخفی کاری می کنند؟ آیا عده ای قصد دارند شکست مذاکرات را به گردن رهبری بیندازند؟

اینکه عده ای چنین قصدی دارند درست نیست زیرا رهبری از ابتدا تا کنون از دولت حمایت کرده است و یکبار علیه این ماجرا صحبت نکرده است. ایشان گفته اند اگر فکر می کنید مذاکره با آمریکا مشکلات را حل می کند بروید و مذاکره کنید. در مورد مخفی کاری باید بگویم که در روزگار فعلی کسی نمی تواند چیزی را مخفی کند. به فرض هم اگر مقام ایرانی بخواهد مخفی کاری کند، مقام آمریکایی همان لحظه علناً همه چیز را بیان می کند. آذر ماه سال گذشته وقتی وزیرخارجه ایران در مورد توافق ژنو صحبت می کرد، چند دقیقه قبل جان کری هم در حال گفتن چنین مطلبی بود. این دو سخنرانی را کنار هم بگذارید اصل مطلب را متوجه می شوید.

سؤال: چرا تکفیری ها در منطقه شکل گرفته اند؟

به سه دلیل شکل گرفته اند. اول اینکه انقلاب ما اسلام سیاسی را مطرح کرد و خیلی از جوانان مسلمان خواستار حضور در عرصه مبارزه شدند. دشمنان خواستند نمونه تقلبی اسلام سیاسی درست کنند که جوانان علاقه مند مبارزه وارد آن بشوند ولی به جای مبارزه با آمریکا و اسرائیل با بخش دیگری از جهان اسلام درگیر شوند. القاعده و طالبان و داعش در همین راستا هستند.

در هلند پیش بینی شده بود که تا سال ۲۰۳۰ حدود ۶۰ درصد اروپا مسلمان خواهد بود.

دلیل دوم اینکه، گفتند اگر ما با جهان اسلام بجنگیم تلفات خواهیم داد، بهتر از این است مسلمانان خودشان با خودشان آن هم با پول عربستان و قطر بجنگند و ما هم تماشا کنیم که اگر متحد باشند ریشه غرب را می خشکانند. دلیل سوم نیز موج بزرگ گرایش به اسلام در غرب بود. در هلند پیش بینی شده بود که تا سال ۲۰۳۰ حدود ۶۰ درصد اروپا مسلمان خواهد بود. لذا آمدند و اسلام را بواسطه تکفیری ها زشت و خشن نشان دادند تا با این جنایت ها از اسلام نفرت به وجود بیاورند. جالب است آمریکایی ها می گویند ما ضد داعش هستیم اما سایت های اینترنتی را در اختیار آنها می گذارند. داعش همراه جنایات خود تکبیر و پرچم پیامبر را نشان می دهد.

اگر این توافق آن خاصیتی را که دولت گفت می داشت، دولت نباید تا حالا سه بار لایحه بودجه را خط می زد و کمتر می کرد.

سؤال: در مورد توافق ژنو پرسیده اند که خوب است یا بد؟

دوستان گفتند اگر با آمریکا مذاکره کنیم مشکلات حل می شود. در مورد توافقنامه هم گفتند دیوار تحریم ها ترک برداشته است. حدود ۱۴ ماه از آن توافق گذشته است؛ اما مشکلات ناشی از تحریم ها حل نشده است. از آن طرف آمریکایی ها و اسرائیلی ها جشن گرفته اند که ترمز پیشرفت هسته ای ایران را کشیدیم. راست هم می گویند. ما می گوییم در قبال توافق چه چیزی گیر ما آمده است؟ اگر این توافق آن خاصیتی را که دولت گفت می داشت، دولت نباید تا حالا سه بار لایحه بودجه را خط می زد و کمتر می کرد. خود آقای روحانی هم در بوشهر به مسأله هسته ای و کاهش بهای نفت اشاره کرد. پس اگر توافق ژنو و مذاکره با آمریکا اثری داشت، آمریکایی ها اینگونه زیر پای ما را خالی نمی کردند.

سؤال: در مورد سهام عدالت پرسیده اند که سرنوشت آن چه می شود؟

هدف دولت قبل از این کار، واگذاری کارخانجات و صنایع به مردم و کارگران بود. متأسفانه ذوق و شوق این کار را داشتند اما ساز و کار دقیقی را انتخاب نکردند. متأسقانه همان زمان هم انتقادات بود ولی گوش نکردند. الآن دولت فعلی مانده است که چکار کند. هرچند با دادن این سهام، عدالت برقرار نمیشود.

سؤال: آیا وجود اختلاف دو جناح و چپ و راست برای کشور خطر نیست؟

اختلاف سلیقه بد نیست. در یک خانواده هم نظرات فرق دارد. اگر اختلاف جناح ها بر سر صندلی ریاست باشد، بله خطرناک است.

اعتبار ما کار و محصول بود مثل همین قالی کاشان/ دوست داریم با پولمان پز بدهیم.

سؤال: وعده های اقتصادی دولت چی شد؟

از خود دولت سؤال کنید. شاید سال دیگر فردی بیاید به شما بگوید من اگر نماینده مجلس شدم فلان مشکل را در بخش کشاورزی حل می کنم. اگر بهش گفتیم چه جوری حل می کنی و راه خودت را دقیق توضیح بده و او هم راه دقیق را گفت،فرق می کند. وعده یعنی حرف مُفت. مشکلات اقتصادی ما از ۴۰۰ سال قبل شروع شده و سرطانی شده که تمام بدن را گرفته و اگر کسی گفت با یک دمنوش درمان می کنم، شوخی می کند.

مشکل اصلی اقتصاد ما این است که می خواهیم پولدار شویم آن هم زود. دوست داریم با پولمان پز بدهیم. قبلاً، اعتبار ما کار و محصول بود مثل همین قالی کاشان. دختران بجای تلویزیون دیدن، قالی بافی می کردند و برای کشور اعتبار و ثروت می آوردند. ژاپنی ها ۷ صبح تا ۷ عصر کار می کنند بدون استراحت. در روستا و شهر تولیدات خاص خودشان را دارند. باپولشان پز نمی دهند بلکه سرمایه گذاری می کنند و نتیجه این کار و تلاش تورم نیم درصدی در ۳۰ سال است. در آلمان ۱۲ الی ۱۶ ساعت کار مفید می کنند و هرگز کیفیت محصول خود را پایین نمی آورند و تقلب نمی کنند تا اعتبارش را بچه هایش هم استفاده کنند. متأسانه بچه های ما خجالت می کشند کار کنند. لذا مشکلات ما با کار کردن از نوع جهادی و تولید داخلی حل می شود.

سؤال: درباره بازتاب نامه مقام معظم رهبری به جوانان غربی سؤال کرده اند.

مقام معظم رهبری یک مجتهد است. پس وظیفه اصلی ایشان دفاع و تبلیغ دین است. در زمانی که اروپایی ها علیه اسلام هجمه می کنند، ایشان دفاع می کنند. نمی گویند که بیایید مسلمان شوید، بلکه می گوید اگر دنبال حقیقت اسلام هستید بروید و قرآن مطالعه کنید.

مردم باید دقت کنند و به پوسترهای در و دیوار توجهی نکنند. هرکس بیشتر پول خرج می کند، بهش رأی ندهیم./رحیمی سینه چاک هاشمی بود.

سؤال: درباره پول های آقای رحیمی به ۱۷۰ نماینده مجلس سؤال شده است.

انتخابات خرج دارد. بعضی ها می آیند و خرج انتخابات بعضی ها را می دهند. وقتی نماینده رفت به مجلس حالا آن فرد می آید و توقعاتی دارد و از جایگاه نمایندگی باید سؤاستفاده کند. آقای رحیمی چنین پولی را توزیع کرده است.

یکی از حضار: از کجا آورده؟

از اختلاس در بیمه ایران. بنده سالها قبل هم نوشتم که آقای احمدی نژاد این آقای رحیمی همان سینه چاک هاشمی است که کشاورزان سنندجی را وادار کرد با تراکتور به استقبال هاشمی بیایند. مردم باید دقت کنند و به پوسترهای در و دیوار توجهی نکنند. هرکس بیشتر پول خرج می کند، بهش رأی ندهیم.

سؤال: چرا مهدی هاشمی محاکمه نمی شود؟ داستان واقعی پرونده او چیست؟

در حال محاکمه شدن است. میگویند ایشان در دولت خاتمی در وزارت نفت نفوذ زیادی داشته و با گرفتن رشوه از چند شرکت خارجی قراردادهایی بسته است.

یک نظر بگذارید