جستجو
آرشیو

مظلومیت فرهنگ

نگاه منصفانه به فضای فعلی کشورمان به گونه‌ای است که هر ناظر منصفی به این حقیقت رهنمون می‌شود که بسیاری از مسئولین در دولت‌های گوناگون، عملاً درک درستی از مقوله فرهنگ و مفهوم آن نداشته و ندارند. معادل و برابر نهاد فرهنگ در کشور ما فعالیت‌هایی قلمداد می شود که زمانی، فرح پهلوی متصدی اجرای آن بود.

به عبارت دیگر، عرصه‌های هنری مترادف با فرهنگ تلقی می گردد. به همین دلیل وزارت فرهنگ، متولی عرصه‌های هنری و انتشاراتی گردیده است. منظور از دستگا‌ه‌های فرهنگی، دستگاه‌هایی هستند که متولی امر هنر (اعم از نمایشی و تصویری) بوده و حداکثر تعریفی که در این حوزه برای دستگاه‌های ذی‌ربط  لحاظ شده است، بحث آموزش است. در معنای موسّع آن، آموزش پرورش و رسانه‌ها نیز در حوزه فرهنگ گنجانده می‌شود. با توجه به گزاره فوق و در نتیجه، حداکثر درکی که از فرهنگ حاصل می‌شود،  نگاهی تجملی و زینتی است؛ در حالی که معنای فرهنگ در قاموس انقلاب اسلامی، مساوی است با تمام امورات زندگی اعم از سیاست، اقتصاد و اجتماع. فرهنگ یعنی نحوه زیست ما و برای ما که مسلمان هستیم، نحوه زیست و سبک زندگی ما، یعنی دین ما.متاسفانه شاهد ظهور رویکردهایی نسبت به مقوله فرهنگ هستیم که آن را به درجه دو و درجه سه تقسیم می‌کند و فرع بر اقتصاد، سیاست، پیشرفت اقتصادی و سیاسی می‌داند. نقطه مرکزی و گوهر فرمایشات مقام معظم رهبری این است که باید فرهنگ در کشور ما بر تمامی ابعاد اجتماعی حاکم  باشد، تکیه‌ گاه اقتصاد و سیاست در نظر گرفته شود و برای فرهنگ و کار فرهنگی در کشور یک برنامه‌ریزی ویژه و فوق‌العاده صورت گیرد. بر این اساس دین در تعریف جامع، برابر است با فرهنگ و اگر کسی دین را به معنی دقیق کلمه وجدان کرده باشد، فرهنگ خود را مساوی با دین می‌داند. البته‌ فرهنگی‌هایی با ماهیت ضد دینی و غیردینی وجود دارند، مانند فرهنگ لیبرال. اما در جامعه‌ای مانند جامعه ایرانی، بایسته است که دین و فرهنگ، جایگاهی یکسان و همگون داشته باشند. از این منظر، سیاست، اقتصاد، اجتماع و سایر عرصه‌ها از دین تراوش می‌کند. چون این شناخت وجود ندارد و اگر درک ما از فرهنگ، همان شود که فرح پهلوی داشت به همین دلیل، فرهنگ به امری تجملی و زینتی تبدیل می شود که اگر مقدورات مالی کشور اجازه تخصیص بودجه را داد، این کار انجام می‌شود و اگر ممکن نگردید، خیر. جالب اینجاست که عمده مسئولین ما معتقدند که مشکل فرهنگ کشور با بودجه حل می‌شود در حالی که معضل مظلومیت فرهنگ در جامعه ما عبارت است از عدم تفکر و عدم عقلانیت، سیاست‌زدگی و افراط و تفریط. ریشه حل مشکلات فرهنگی با پول آنقدر سست است که اگر هزار برابر بودجه فعلی، برای فرهنگ خودپندار بعضی مسئولین، هزینه گردد درخت بی بَرِ آن هیچگاه، محصول نخواهد داد. اساساً مشکل فرهنگ، مشکل بودجه نیست.

معضل دیگر، مدیرانی هستند که در این بخش مشغول به کار هستند؛کسانی که امکان مدیریت در عرصه‌های تخصصی دیگر را ندارند و برای اینکه از قافله بازار کار جا نمانند، در مهم‌ترین بخش کشور به کار گرفته می شوند و نتیجه همین است که شاهدیم! این یک آفت است که برخی  از مدیران و متولیان فرهنگی کشور، متاسفانه فارغ التحصیلان رشته های فنی یا پزشکی هستند. در نتیجه طبیعی است که تا فضا اینگونه است، معامله ای که با فرهنگ و مفهوم فرهنگ می شود، معامله ناشایستی است که تا امروز با آن شده و می شود. یکی از مهم‌ترین محصولات فرهنگی کتاب است و جامعه‌ای عاشق کتاب، کتابخوان و قدرشناس کتاب است که زیرساخت خود را فرهنگ تفکر بداند. کتاب محصول تفکر است – بگذریم از این که کتاب در کشور ما در بسیاری از موارد محصول ترجمه است – و به عنوان اثری فرهنگی، زاده پژوهش، تحقیق و اندیشه است. جامعه و مردمانی که ارزش و جایگاه فرهنگ و کشور را ارج نهند، برای کتاب نیز ارزش قائل بوده و حتی حاضر است نان شب خود را به کناری بگذارند و به جای آن کتاب تهیه کنند. اما در این زمینه نیز فرهنگ کتابخوانی در کش و قوس‌های سیاسی غوطه خورده و می‌بینیم که بعضی کتاب‌های سخیف و سبک در دولت‌های مختلف چاپ و منتشر می‌گردند. این روزها با توجه به برپایی نمایشگاه بین‌المللی کتاب، روی سخن با دولت و شخصیت خاصی نیست و بحث در ابعاد کلی مطرح است. مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان کتابخانه‌ها و کتابداران در خصوص اهمیت تایید و انتخاب منابع و کتاب ها برای کتاب خانه ها فرمودند: «یک نکته‌ دیگر، انتخاب و گزینش کتاب است. کتاب، محصول فکر و مغز و تجربه و هنر و ذوق یک کسى است یا کسانى است که این کتاب را تهیه و تولید کرده‌اند. لزوماً هر کتابى مفید نیست و هر کتابى غیرمضر نیست. بعضى کتابها مضر است.

مجموعه‌اى که متصدى امر کتاب است، نمی‌تواند با اتکاء به این فکر که ما آزاد می‌گذاریم، خودشان انتخاب کنند، هر کتاب مضرى را وارد بازار کتابخوانى کند – همچنان که داروهاى مسموم را، داروهاى خطرناک را، داروهاى مخدر را متصدیان امور این داروها آسان و بى‌قید در اختیار همه نمی‌گذارند؛ از دسترس دور نگه می‌دارند؛ گاهى هشدار می‌دهند – این یک خوراک معنوى است؛ اگر فاسد بود، اگر مسموم بود، اگر مضر بود، ما به عنوان ناشر، به عنوان کتابدار، به عنوان کتابخانه‌دار، به عنوان متصدى پخش – به هر عنوانى که با کتاب ارتباط دارد – حق نداریم این را در اختیار افرادى قرار بدهیم که آگاه نیستند، ملتفت نیستند؛ که این در فقه اسلام، یک فصل مخصوص به خود دارد. پس باید مراقبت کرد.»و بالاخره باید گفت که فرهنگ مبتنی بر دین، محصولاتی متعالی و پاک (اعم از کتاب، فیلم، …) که روح جامعه را ترقی و تعالی می بخشد، به ارمغان می‌آورد. ساده ترین نشانه فرهنگ منحط و به دور از تعالیم آسمانی، مشاهده و نظاره نتایج و محصولات آن است. چنانچه جامعه‌ای به سوی ارزش‌های اخلاقی از جمله رأفت، مدارا، محبت، اخلاق حسنه، ایثار، عفت، حیا، انفاق  و نظیر آن گام بردارد، می‌توان نتیجه گرفت که درک درستی از فرهنگ – آن‌چنان که زیبنده نظام اسلامی ماست – در میان مسئولین شکل گرفته و نتایج آن مانند چشمه‌ای زلال در جامعه، ساری و جاری خواهد شد.

یک نظر بگذارید