جستجو
آرشیو

وضعیت اضطراری است

شبیخون فرهنگی دشمنان نظام اسلامی تنها در نقشه‌ها و طراحی‌های پیچیده اتاق‌های فکر آنان خلاصه نمی‌شود و نمی‌توان آن را یگانه عامل توطئه‌های آنان دانست. توجه به رخنه‌های قابل نفوذ در مرزهای فکری و فرهنگی بسیار اهمیت دارد و از این منظر، شناخت مؤلفه‌های تهاجم فرهنگی از یک سو و تشخیص زمینه‌های تهاجم‌پذیری در میان مسئولین از سوی دیگر، می‌تواند پازل مشکلات نگران‌کننده جامعه امروز ما را حل کند. در این باره گفتنی‌هایی هست:

۱- در دوره‌ای‌ نه چندان دور برخی دولت‌ها بر سرکار بودند که نه اصل شبیخون فرهنگی را می‌پذیرفتند و نه خود را در برابر تهاجم غرب، انسان‌های خودباخته می‌دانستند زیرا معتقد بودند که اصولاً تهاجمی در کار نیست و هضم شدن فرهنگ کشور در فرهنگ منحط غرب را جریانی عادی که در تمام جهان رایج است، تلقی می‌نمودند. جریانات سکولار در دوره اصلاحات قصد داشتند دین را از صحنه حاکمیت، مدیریت و برنامه‌ریزی و اجرا منزوی کنند و آن را در انحصار گروهی خاص و یا در قلمرو زندگی شخصی افراد، تعریف و تبیین نمایند که نتیجه چنین تفکری، رسوخ روح بی‌تفاوتی در جامعه درباره سرنوشت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خویش و بسترسازی برای سلطه فرهنگی بیگانه است. باید اذعان کرد که گسترش چنین روحیه‌ای در میان برخی مسئولین که نشانه‌های رجعت آن در شرایط کنونی بدون چشم مسلح قابل رؤیت است، بدون شک نشانه وضعیت اضطراری فرهنگی جامعه خواهد بود. این در حالی است که طیف وسیعی از دلسوزان در آن دوره در مقابل بی‌تفاوتی، فقدان هویت فرهنگی و برای حراست از ارزش‌های انقلاب ‌احساس مسئولیت نموده و در برابر متعدیانی که به آنها برچسب تمامت‌خواه و دیکتاتور می‌زدند هوشمندانه فریاد اعتراض خود را بلند کردند.

۲- جای تردید نیست که جامعه برخوردار از شخصیت و هویت فرهنگی و معتقد به ارزش‌های مکتبی و بومی، همچون درختی تناور و ریشه دار، در مقابل امواج توفان‌ها و هجوم‌های سکولاریسم و مارکسیسم می ایستد اما جامعه و مسئولین غفلت‌زده و ناآگاه از فرهنگ خودی، همچون گیاهان بی‌ریشه یا پوسیده و خشکیده، با ملایم‌ترین فشار از ریشه کنده می شوند و بدون هیچ مقاومتی پذیرای فرهنگ مهاجم می‌گردند. آنچه قرآن کریم در مقایسه «کلمه طیّبه» و «کلمه خبیثه» ذکر کرده و آن دو را به «شجره طیّبه» و «شجره خبیثه» تشبیه نموده است، به این نکته اشاره دارد که فکر و ایمان صحیح و باور پاک و کلمه طیبه  مثل آن درختی است که ریشه در اعماق زمین دارد و شاخ و برگش به آسمان سرکشیده و هر لحظه میوه و ثمر می دهد؛ اما باورهای پوک و اندیشه‌های سست و کلمه خبیثه، همچون گیاهی روییده در سطح زمین و بی‌ریشه است که قرار و قوامی ندارد. اکنون و با این مقدمه می‌توان به روشنی دریافت که پافشاری بر مبانی و ارزش‌های اسلامی و تمسک به فرهنگ غنی اسلام به عنوان زیربنا و اساس نظام، نتیجه کدام تفکر و مصداق کدام «کلمه» و تکیه بر ظواهر دنیوی و مادّی نمونه کدام مثال قرآنی است.

۳- از آنجا که نظام جمهوری اسلامی یک نظام دینی است و مبتنی بر دیانت جامعه و استوار بر آن می‌باشد، هرگونه حرکتی که زیربنا و شالوده نظام دینی را هدف قرار دهد و منجر به تضعیف و یا تخریب حکومت دینی گردد، محکوم و به هیچ عنوان قابل پذیرش نخواهد بود. از سوی دیگر، هیچ اقدامی نیز مانند بی‌عفتی و بی‌حیایی ایمان را خدشه‌دار نمی‌کند و از میان نمی‌برد. با چنین نگرشی می‌توان دریافت که چرا دشمنان انقلاب، نظام و اسلام به شکل رسمی و علنی به دنبال ترویج مسائل اخلاقی و بی‌حجابی و فحشا در جامعه ما هستند. زیرا به خوبی دریافته‌اند که ترویج این موارد در جامعه، بدون تردید منجر به تخریب مبانی و شالوده‌های ساختار حکومت دینی و نظام ولایت فقیه خواهد شد.

با چنین نگرشی مقوله فرهنگ ضدّ دینی و گسترش فساد و فحشا و بی‌حجابی دیگر صرف یک اقدام ضدفرهنگی محسوب نمی‌گردد بلکه توطئه‌ای ضدّفرهنگی در راستای براندازی و مقابله با امنیت نظام اسلامی به حساب می‌آید.

۴- سخنان چند روز پیش رییس محترم قوه قضائیه در این خصوص و هشدار ایشان نسبت به وضعیت نابسامان و آشفته فرهنگی در جامعه بار دیگر زنگ خطر را برای همه متولیان امر به صدا در آورده است تا حقیقتی به نام «ترویج مفاسد ضدّفرهنگی با هدف براندازی نظام اسلامی» را وجدان کرده و به صورتی شایسته و با به کارگیری همه ابزارهای قانونی و حقوقی با این روند خطرناک مقابله کنند. توصیه و درخواست رییس محترم قوه قضائیه از زیرمجموعه دستگاه قضایی نشان‌دهنده این نکته است که متاسفانه برخی مسئولین در سایر دستگاه‌ها متوجه این خطر و عمق آن نشده‌اند و از این روست که ایشان، با طرح چنین مطالبه‌ای به واقع از سایر نهادها و مسئولین ذیربط می‌خواهند تا بار دیگر نگاهی مسئولانه به حوزه‌های تحت مدیریت خود بیندازند. در این راستا تشکیل یک ستاد چابک زیر نظر قوه قضاییه برای پیگیری این امر بسیاری ضروری می‌نماید چرا که با توجه گستردگی دامنه مقوله فرهنگ و نیز روزمرّگی برخی مسئولین و خطر غفلت از آن، رسیدگی قضایی با رویه‌های غیراخلاقی که به جرم منتهی شده‌اند، نیازمند رصد دائمی و پایش همیشگی است.

۵- این خطر وجود دارد که تذکر رییس محترم دستگاه قضا در جدّی گرفتن خطرات ناشی از ناهنجاری‌های فرهنگی و اخلاقی به مسئولین نهادها و دستگاه‌های اجرایی مانند تذکراتی از این دست که در گذشته از سوی رهبر معظم انقلاب و سایر دلسوزان داده شده است – عامداً یا سهواً – به فراموشی سپرده شود و به همین دلیل است که تشکیل ستاد ذکر شده جهت پیگیری این امر بسیار مهم می‌تواند نویدبخش فردای سالمی برای جامعه اسلامی باشد؛ فردایی که در آن مومنان با امنیت خاطر و آرامش بتوانند در نظام مقدس جمهوری اسلامی زندگی کنند.

یک نظر بگذارید