جستجو
آرشیو

«تشکل های دانشجویی» پادوی احزاب سیاسی نباشند

محمدصادق کوشکی، استاد دانشگاه تهران به مناسبت روز دانشجو به پرسش های خبرنگار قدس درباره

جنبش های سیاسی دانشجویی ایران پاسخ گفته است.

به عنوان اولین پرسش، تحلیلی کلان در خصوص سیر تشکل‌های دانشجویی در ۳۷ سال از عمر انقلاب بفرمایید.

در ۳۷ سال گذشته و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تشکل‌های دانشجویی دارای فراز و فرود متعددی بودند و حتی می‌توان گفت برخی تشکل‌ها به صورت زیگزاگی طی مسیر کرده اند. برخی تشکل‌های دانشجویی ابتدای انقلاب با اهداف و آرمان‌های والا تأسیس شدند و در ابتدا نیز در مسیر انقلاب حرکت می‌کردند و اقدامات ارزنده ای انجام دادند، ولی به دلایلی که بعداً به آن می‌پردازم دچار انحراف و استحاله از مسیر مستقیم انقلاب و نظام شدند. شاید یکی از شاخص ترین این تشکل‌ها تشکیلات دفتر تحکیم وحدت باشد که برخلاف اهداف اولیه آرمانی خود دچار تحول و تغییر در مسیر حرکت خود شد.

این تشکیلات در طول عمر خود مدتی در مسیر انقلاب بود و بعد از مدتی از مسیر اصلی خود منحرف گشت و به عنوان بازوی احزاب سیاسی مورد سوء استفاده قرار گرفت که این موجب شد، اثر گذاری مطلوب دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه‌ها از بین برود و در نتیجه همه این موارد باعث کاهش شأن این تشکل به عنوان نیروی اجرایی و پادویی برخی احزاب سیاسی در دانشگاه‌ها و ایجاد خدشه بر نام دفتر تحکیم وحدت انجمن‌های اسلامی شود.

بحث را روی همین دفتر تحکیم وحدت متمرکز می‌کنیم، ریشه‌های انحراف این تشکل از آرمان‌های اولیه‌اش را در چه مسأله‌ای ارزیابی می‌کنید؟

ابتدا این را بگویم که به لطف خدا دفتر تحکیم وحدت در ۸ سال گذشته توانسته مسیر حرکت خود را اصلاح کند و برخلاف مسیری که در دهه ۷۰ و ۸۰ طی کرده و باعث شده بود که کاملاً از ریل آرمان‌های انقلاب خارج شود، خود را بازیابی کرده و به تصحیح اشتباهات خود و طرد افراد سوء استفاده گر از نام این تشکیلات بپردازد؛ البته این به معنای تأیید کامل عملکرد دفتر تحکیم وحدت در دوره اخیر نیست، اما از نظر جهت گیری کلی، این تشکل توانست انحراف بزرگی را که در مسیر حرکتش ایجاد شده بود، اصلاح کند و عملکردش را با آرمان‌ها و ارزش‌ها تطبیق دهد.

حالا اگر بخواهم به ریشه‌های انحراف این تشکل در مقطع دهه ۷۰ بپردازم، این ریشه‌ها و علل را می‌توان در سه دسته تقسیم بندی کرد: اول استحاله افراد مؤثر در دفتر تحکیم وحدت پس از ارتحال حضرت امام(ره)، دوم درگیر جنگ قدرت شدن سران این تشکل در دوران سازندگی و اصلاحات، سوم نداشتن درک عمیق از انقلاب و آرمان‌های آن و شکل گیری باور‌های صرفاً احساسی به نظام.

حال اجازه بدهید هر کدام از سه مورد را شرح دهم تا نمایی بهتر از آنچه در مقطعی بر سر این تشکل آمد، ترسیم شود.  استحاله افراد مؤثر این تشکل دانشجویی به عنوان اولین عامل انحراف این تشکل به دلیل سیاسی کاری برخی از احزاب سیاسی رخ داد. پس از ارتحال حضرت امام(ره) برخی جریان‌های سیاسی خاص که در تلاش برای کسب قدرت به هر قیمتی بودند، از سران و افراد مؤثر دفتر تحکیم وحدت به عنوان بازوی اجرایی خود و پادوهای خود در دانشگاه‌ها استفاده کردند تا بتوانند از این طریق منافع و اهداف خود را تأمین کنند.

این افراد برای اعضای فعال این تشکل، صاحب وجهه و دارای اعتبار بودند و بر اساس همین اعتماد بود که توانستند دفتر تحکیم وحدت را به پادویی سیاسی خود مجاب کنند که در نهایت این اقدام موجب خروج دفتر تحکیم وحدت از رسالت اصلی خود و پیگیری مطالبات سیاسی احزاب و افراد مذکور توسط این تشکل دانشجویی شد.

دومین علت انحراف دفتر تحکیم وحدت، درگیر شدن سران این تشکل در جنگ قدرت بود. پس از سوء استفاده ای که از این تشکل دانشجویی خوش سابقه توسط احزاب و جریان‌های سیاسی شد، به مرور سران این تشکل، خود نیز وارد جنگ برای کسب قدرت و رسیدن به کرسی‌ها و مقامات اجرایی در کشور شدند. آن‌ها کم کم وارد مناسباتی شده بودند که عملاً برای رسیدن به قدرت بود.  بمرور این پادویی سیاسی رنگ آگاهانه و سهم خواهانه توسط فعالان این تشکل دانشجویی گرفت که این مرحله را می‌توان عبور آگاهانه از خط ارزش‌ها و آرمان‌های دفتر تحکیم وحدت نامید.

این نکته که در ابتدای مسیر انحراف تشکل تحکیم وحدت، آن‌ها شاید به طور ناخواسته با داشتن هدف و نیت صحیح از مسیر اصلی بازگشته بودند، ولی در مرحله دوم این تشکیلات عامدانه و دانسته به اهداف اصلی خود پشت کرده بود و صرفاً از نام دفتر تحکیم وحدت برای رسیدن به اهداف خود سوء استفاده می‌کرد، برای درک صحیح تر از منحرف شدن این تشکل دانشجویی بسیار مهم است.

اما سومین دلیل نبود درک عمیق از انقلاب و آرمان‌های آن و شکل گیری باور‌های احساسی به نظام بود. شواهد و قراین حاکی از این است که دفتر تحکیم وحدت برخلاف عملکرد مثبتی که از ابتدا در مسیر انقلاب داشتند، باور‌های مستحکم و مستدلی برای اثبات مسیر انقلاب نداشتند و بیشتر به صورت احساسی و عاطفی با انقلاب و ولی فقیه زمان رابطه برقرار کرده بودند که این پاشنه آشیل آن‌ها در شکل گیری انحرافات بعدی شد.

برای توضیح بیشتر باید بگویم که با ارتحال حضرت امام(ره) و سرد شدن تب و حال و هوای اول انقلاب، شور انقلابی برخی از اعضای اصلی این تشکل سرد شد و همان طور که به صورت حسی به انقلاب و نظام مرتبط شده بودند، به همان صورت حسی و عاطفی نیز از انقلاب جدا شدند و به دلیل اینکه باورهایشان به صورت منطقی شکل نگرفته بود، نتوانستند در مسیر انقلاب ثابت قدم بمانند.

اگر بخواهیم به باید‌ها و نبایدها و ویژگی‌های جنبش دانشجویی تراز انقلاب اسلامی بپردازیم، این الزامات را چه مواردی می‌دانید؟

این الزامات را هم می‌توان در یک دسته بندی سه گانه مطرح کرد: اول باور عمیق ناشی از شناخت صحیح به اسلام و انقلاب، دوم عدم فاصله گیری از مردم و جامعه و سوم عملگرا بودن. اگر بخواهم این سه ویژگی را هم بیشتر شرح دهم، باید بگویم اولین ویژگی یعنی باور عمیق به انقلاب و اسلام را باید شرط لازم و زیربنای سایر ویژگی‌های جنبش دانشجویی تراز انقلاب دانست. باور عمیق به انقلاب و اسلام در صورتی به طور واقعی شکل می‌گیرد که از شناخت صحیح و مطالعه دقیق در این حوزه نشأت گرفته باشد و کسی می‌تواند به این باور عمیق برسد که انقلاب را از بیان و کلام بنیانگذار آن و ولی فقیه زمان شناخته باشد.

باور عمیق به انقلاب و اسلام به عنوان یک شرط لازم مطرح می‌شود و در صورتی که شروط دیگر برای رسیدن به جنبش دانشجویی تراز انقلاب محقق گردد، ولی این شرط محقق نشده باشد، هیچ تضمینی برای حرکت در مسیر صحیح نیست زیرا جنبش‌های دانشجویی خیلی از کشور‌های دنیا نیز می‌توانند دارای شروط دیگر باشند، ولی با آنچه مورد نظر انقلاب اسلامی بوده متفاوت باشند. شرط و ویژگی دوم هم عدم فاصله گیری جنبش دانشجویی از توده و متن مردم است.

جنبش دانشجویی می‌تواند به عنوان جنبش دانشجویی با دغدغه و در خدمت آرمان‌های انقلاب باشد که فاصله خود را با متن و توده مردم از بین ببرد.  همان گونه که پیش از این عرض کردم یکی از ریشه‌های انحراف تشکیلات دفتر تحکیم وحدت اسلامی، همین فاصله گیری از متن مردم و جایگزینی دغدغه‌های حزبی و شخصی با دغدغه‌های اصیل مردم بود. این ویژگی از این جهت برای هر جنبش دانشجویی بسیار مهم است که عامل تأثیر گذاری جنبش دانشجویی محسوب می‌شود.

یک جنبش دانشجویی در صورتی می‌تواند مؤثر و کارا و اثرگذار باشد که افق‌هایی را که دنبال می‌کند مورد پذیرش عموم جامعه باشد در غیر این صورت شاهد یک خلأ و حایل بین مردم به عنوان یکی از اهداف اصلی جنبش دانشجویی برای تأثیر گذاری خواهیم بود که این خود نقض غرض خواهد بود. سومین ویژگی جنبش دانشجویی تراز انقلاب، عملگرا بودن آن جنبش است.

جنبش دانشجویی باید در حد توانش عملگرا باشد و در هر حوزه‌ای که تشخیص می‌دهد به صورت عملیاتی وارد شود؛ البته توجه کنید که منظور من از عملگرا بودن به معنای رایج در مباحث علوم انسانی که به افرادی گفته می‌شود که فقط برایشان رسیدن به هدف مهم است، نیست بلکه منظور من از عملگرا بودن این است که علاوه بر اینکه ارزش‌ها و اصول و قواعد دینی و اسلامی را رعایت کنند به صورت عملیاتی وارد کارها شوند و صرفاً در حوزه تئوریک و کلامی باقی نمانند.

به نظر من آفت تئوری پردازی صرف که بعضی از تشکل‌های دانشجویی دچار آن شده اند، موجب جدا شدن از بطن مردم است.

در صورتی که جنبش دانشجویی، یک جنبش دانشجویی غیر عملگرا و صرفاً حوزه فعالیت خود را در مسایل تئوریک تعریف کند، مانند انجمن‌های روشنفکری می‌شوند که از توده مردم فاصله گرفته اند و درگیر دغدغه هایی شده اند که فقط برای خود و اطرافیانشان مهم است. آنچه در عملگرا بودن جنبش دانشجویی مهم است نه وسعت حوزه فعالیت بلکه ورود عملیاتی به کار است، یعنی ممکن است یک تشکل دانشجویی برنامه ای مقطعی برای خود تعریف کند که شاید از نظر عده ای جزیی باشد، ولی به نظر من مهم ورود به عرصه میدانی و اثر گذاری عینی در فعالیت‌های جنبش دانشجویی است و البته ممکن است هر جمعی بر اساس نوع تفکرات و تجربیاتی که داشته اند به مسایل خاصی اولویت بدهند.

با توجه به معیارها و ارزش هایی که مطرح کردید، وضعیت جنبش دانشجویی فعلی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به نظر من هنوز با آنچه جنبش دانشجویی تراز انقلاب باید باشد فاصله داریم، هر چند در برخی حوزه‌ها پیشرفت‌های مهمی کرده‌ایم و ورود جنبش دانشجویی به برخی از مسایل حیاتی کشور و اثر گذاری عینی در آن‌ها پدیده مبارکی است، ولی باید بیشتر فعالیت کرد. به نظر من یکی از علل مهم فاصله داشتن جنبش دانشجویی با آرمان‌های انقلاب این است که رسیدن به جنبش خالص انقلابی کار بسیار مشکلی است. متأسفانه دیده می‌شود که هنوز برخی تشکل‌های دانشجویی تحت تأثیر و نفوذ برخی گروه‌های سیاسی اند و این به عنوان یکی از اصلی ترین موانع بر سر راه رسیدن به جنبش دانشجویی تراز انقلاب محسوب می‌شود. اما در سال‌های اخیر بحمدلله شاهد حرکت‌های خوبی هم بوده ایم که نمونه آن را در اردوهای جهادی می‌بینیم که از نظر من تمام ویژگی‌های جنبش دانشجویی تراز انقلاب در این اردو‌ها قابل مشاهده است.

یکی دیگر از تجربیات موفق جمع‌های دانشجویی را می‌توان در حرکت‌های فرهنگی که گاهی در برخی دانشگاه‌ها دیده می‌شود، ذکر کرد که به نظر من آن‌ها نیز واجد شرایط آرمانی جنبش دانشجویی انقلاب است؛ البته مشخص است که منظور من در خصوص حرکت‌های فرهنگی با محتوای ضد استکباری و مقابله با ترویج فرهنگ غربی و صیانت و حفاظت از فرهنگ بومی و اسلامی کشورمان است وگرنه صرف نامگذاری کاری به عنوان کار فرهنگی الزاماً سبب تأیید آن کار نمی شود.

چه بسا فعالیت هایی در دانشگاه‌ها انجام می‌شود که نامگذاری و هدفگذاری آن‌ها بر اساس اسامی و القاب انقلابی و ارزشی انتخاب شده است، ولی در عرصه عمل تفاوتی با جنبش‌های دانشجویی سکولار در سایر کشور‌های دنیا ندارد.

یک نظر بگذارید