جستجو
آرشیو

دستاوردهای دیپلماسی مرعوب

صق

۱- برخلاف آن چه که در این ایام رایج شده است ، دیپلماسی در معنای دقیق و فنی آن به معنای حفاظت از منافع و رسیدن به اهداف در حوزه سیاست خارجی با هر وسیله ممکن ( از جمله جنگ ) است ! در حقیقت دیپلماسی “مدیریت وصول به اهداف در سیاست خارجی از طریق قدرت است !” خواه قدرت نظامی و خواه دیگر اشکال قدرت ( از جمله اقتصادی ، علمی و فرهنگی ، عقیدتی و … ) و این که برخی دیپلماسی را نقطه مقابل جنگ می دانند یا ناشی از عدم اطلاع این عده از حقیقت دیپلماسی است و یا به دلیل این که منافع این جماعت در این است که دیپلماسی را بدیل جنگ معرفی کنند .

۲ – این جمله ناپلئون بسیار معروف است که ” برد دیپلماسی من به اندازه برد توپخانه من است ” و این عبارت تعبیر ساده ای از این واقعیت معاصر است که جنگ نیز ابزاری است در دست دیپلماتها و اگر دیپلماسی اقتضا کند که یک واحد سیاسی( مثلأ یک کشور ، یک اتحادیه یا پیمان بین المللی مثلأ  ناتو ) بوسیله قدرت نظامی به همه یا بخشی از اهدافش برسد آنگاه نظامیان جنگ را آغاز می کنند و طبیعی است خاتمه جنگ نیز بدست طراحان آن ، معین و مشخص شود همان گونه که در جنگ تحمیلی پس از موفقیتهای اولیه صدام در سال ۵۹ هیأتهای بسیاری با هدف خاتمه جنگ به سوی ایران گسیل شدند آن هم زمانی که چند هزار کیلومتر مربع از خاک کشور در اشغال صدامیان بود (چون طراحان جنگ تحمیلی چنین پایانی برای آن طراحی کرده بودند) و اگرنبود مقاومت بی نظیر حضرت امام و ملت مسلمان ایران  قطعأ جنگ تحمیلی آن گونه که طراحان آن می خواستند خاتمه می یافت. بر اساس این نگرش است که سرنوشت جنگ هایی مانند جنگ جهانی اول ، جنگ جهانی دوم یا جنگ های شبه جزیره بالکان ( در بقایای یوگوسلاوی سابق ) و جنگ دراکراین به دست دیپلماتها رقم  خورد و نظامیان صرفأ مجری منویات دیپلماتها بودند .

۳ – البته باید اذعان کرد که این تعریف از دیپلماسی بیشتر در جهان غرب رایج است چرا که اصولأ دیپلماسی پدیده ای مدرن و زاییده تمدن غرب است و به همین دلیل است که دیپلماسی ( به معنای اصلی آن ) غالبأ در دولتهای غربی تجلی پیدا کرده است . در این میان روایت و قرائت دیگری نیز از دیپلماسی وجود دارد که نقطه مقابل روایت حقیقی از دیپلماسی است و آن روایتی است که شرقیان دلباخته و مرعوب غرب فرا گرفته اند . این روایت نیز برآمده از میان غربیان است اما برای آموزش به اتباع و شهروندان ملتهای ضعیف و عقب نگه داشته شده و تحت استعمار ! این روایت از دیپلماسی به معنای “هنر مصون ماندن از خشم دولتهای غربی و قدرتمند” است . بر اساس این قرائت، دیپلمات کسی است که تلاش می کند با جلب نظر صاحبان قدرت در نظام بین المللی و منطقه ای و برآورده ساختن مطالبات آنان ، خود و کشورش را از مجازات های احتمالی قدرت های برتر حفظ کند . بر این اساس “دیپلماسی موفق” به معنای دور کردن خطر جنگ ، تحریم و … از کشور است .

۴ – دیپلماسی به روایت اصلی آن که ویژه غربیهاست را می توان “دیپلماسی قدرت محور” نامید و در نقطه مقابل روایت فرعی و شرقی دیپلماسی را باید “دیپلماسی ترس” نام گذاری کرد . بررسی تاریخ دیپلماسی در کشورمان ( و بسیاری از کشورهای ضعیف و استعمار زده ) نشان می دهد که آن چه در دستگاه سیاست خارجی ایران از ابتدا تا امروز به عنوان دیپلماسی شناخته شده  غالبا همان ” دیپلماسی ترس ” بوده است !

در تمام طول دوران قاجار و پهلوی وجهه همت سیاست خارجی ایران، کسب حمایت و توجه قدرت های استعماری انگلیس ، آمریکا ، روسیه و … بود و به همین دلیل هر آن چه از سوی این قدرت ها مطالبه می شد ( اعم از امتیازهای سیاسی و اقتصادی و واگذاری خاک کشور به بیگانه و … ) از سوی دیپلماتهای ایرانی با سرعت و لبخند پذیرفته می شد ! از امضا کردن قراردادهایی مانند ترکمنچای و گلستان تا پذیرش قرارداد ۱۹۱۹ ( تحت الحمایگی ایران توسط انگلستان ) و صرف نظر کردن از حاکمیت ایران بر بحرین و قبول کاپیتولاسیون و … همگی با این استدلال از سوی دیپلماتهای ایرانی پذیرفته شد که اگر به خواست قدرت های جهانی تن ندهیم با خطر جنگ و تحریم و …. مواجهه خواهیم شد و ما به دلیل ضعف چاره ای به جز تسلیم دربرابر مطالبات قدرت های بزرگ نداریم !

۵ – پیروزی نهضت حضرت امام و تشکیل جمهوری اسلامی این نوید را می داد که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و برپایی نظام دینی ، بر اساس باورهای دینی که هرگونه سلطه پذیری را منع می کرد و خواست عمومی مردم ( که استقلال و نفی سلطه پذیری را مقدم بر سایر شعارهای خود دانسته و استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی را فریاد کرده بودند ) سیاست خارجی باید بر مدار ” عزت ” استوار باشد و البته از الگوی دولتهای سلطه گر و دیپلماسی قدرت نیز تبعیت نکند لذا حضرت امام به عنوان معمار نظام اسلامی ، با رد ” دیپلماسی قدرت ” و ” دیپلماسی ترس ” ( که هر دو محصول تمدن طغیانگر غرب بود ) ” دیپلماسی عزت ” را به عنوان گزینه مطلوب از منظر انقلاب اسلامی معرفی نموده و خواستار حاکمیت آن بر دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی شدند . البته این روایت از دیپلماسی مسبوق به سابقه بوده و در سیره بزرگان و صاحبنظران سیاست دینی نمونه هایی از آن رخ داده است . مخالفت میرزای شیرازی با قرارداد دولت ایران و کمپانی انگلیسی رژی ( فتوای تحریم توتون و تنباکو ) و ممانعت شهید مدرس با پذیرش اولتیماتوم روسیه ( مبنی بر اشغال نظامی تهران در صورت عدم تسلیم دولت ایران به مطالبات روسها ) و رد این اولتیماتوم از سوی مجلس شورای ملی وقت با هدایت و رهبری شهید مدرس نمونه هایی از ” دیپلماسی عزت ” محسوب می شوند که به صورت نقطه های درخشان در تاریخ سیاه و سراسر شکست و خفت سیاست خارجی ایران در قبل از انقلاب اسلامی خودنمایی می کنند .

۶– اما با کمال تأسف شاهدیم که دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب بیشتر بر مدار ” دیپلماسی ترس ” رفتار کرده تا ” دیپلماسی عزت ” و البته همواره با استفاده از تعابیری مانند دیپلماسی خردمندانه ، سیاست خارجی علمی و منطقی و بدور از احساس و شعار و … سعی در پوشاندن چهره غیر انقلابی و خالی از عزت ” دیپلماسی ترس ” داشته است ! و علیرغم تاکیدات و توصیه های مکرر و فراوان حضرت امام و رهبر معظم انقلاب به مدیران و مسئولان وزارت امور خارجه در خصوص حاکم ساختن تفکر انقلابی بر این وزارت خانه و زیر مجموعه های آن در خارج از کشور ،در عمل شاهد کمترین رفتارهای انقلابی در این وزارتخانه بوده ایم به گونه ای که عمده نگرشهای حاکم بر این وزارت خانه و عملکرد مدیران آن یادگار دوران قبل از انقلاب بوده و همان تعریف  مرعوبانه و غیر انقلابی از دیپلماسی ، بر ذهن و زبان اکثر دیپلماتهای ایرانی حاکم است و نتیجه تناقض فاحش میان نگرشها و رفتار رهبری و مردم مسلمان ایران از یک سو و دستگاه سیاست خارجی و دیپلماسی کشور از سویی دیگر است.تناقضی که نه تنها به چشم دوستان ، که به چشم دشمنان هم آمده ومورد پسند و سوء استفاده مکرر آنان نیز قرار گرفته است. نمونه مشخص این مدعا تفاوت فاحش میان نگرش حضرت امام و امت حزب الله با وزارت امور خارجه در خصوص نحوه برخورد با آل سعود و حاکمان مرتجع کشورهای جنوب خلیج فارس است. در زمانی که حضرت امام پس از کشتار  حدود ۴۰۰ نفر از حجاج ایرانی در مراسم برائت از مشرکین در ششم ذی الحجه سال ۱۳۶۶ توسط آل سعود ،به صراحت آل سعود را فاسد ،نامسلمان ،نالایق و عامل دشمنان اسلام و صهیونیستها معرفی کرده و به صراحت فرمودند :” اگر از صدام هم بگذریم از آل سعود نخواهیم گذشت”! وزارت امور خارجه در موضعی کاملا متفاوت به گونه ای با آل سعود رفتار می کرد گویی که حجاج و دولت و ملت ایران مقصرند و باید در برابر جنایت آل سعود سکوت پیشه کرده و حتی عذر خواهی کنند و برای برقرار ماندن رابطه تن به پذیرش هر  مطالبه نامربوط  آل سعود بدهند. دیپلماتهای ایرانی در طول ۱۸ سال پس از این کشتار نه تنها یادی از این کشتار نکرده و تلاشی در جهت احقاق حقوق زائران شهید و جانباز این کشتار نکردند ، بلکه با تمام توان سعی در فراموشی این کشتار و جلب رضایت و نظر آل سعود نموده و با نادیده گرفتن تمام رفتارهای زننده و اهانت آمیز این شجره ملعونه با زائران و اتباع ایرانی و تلاش شبانه روزی این دولت در تضعیف  حاکمیت و تمامیت ارضی ایران( مثلا تکرار هزار باره ادعای اشغال جزایر سه گانه توسط ایران و حمایت از گروهکهای تروریستی تکفیری فعال در ایران ) دائما به دنبال برقراری رابطه با برادران سعودی بوده و با تمام توان سعی در جلب رضایت آل سعود حتی تا سرحد منت کشی داشته اند و به همین دلیل آل سعود به این یقین رسیدند که اگر مجددا حجاج ایرانی را قتل عام کنند به جایی بر نخواهد خورد و کسی متعرض نخواهد شد تا آنجا که پس از کشتار حجاج ایرانی در منی و اهانتهای مکرر آل سعود به دولت و ملت ایران باز هم وزیر امور خارجه ایران با خواهش و تمنا از “برادران سعودی” تقاضای بهبود رابط می نمود.(متاسفانه تعبیربرادران سعودی توسط ایشان و پس از کشتار حجاج ایرانی در منی بکار گرفته شده است) جالب این که وقتی پس از شهادت شیخ نمر توسط آل سعود ،شورای شهر تهران خیابان منتهی به سفارت عربستان را به نام این شهید نام گذاری کرد وزارت امور خارجه به شدت با این اقدام مخالفت نموده و شورای شهر را برای تغییر نام خیابان شهید شیخ نمر زیر فشار گذاشت و تا به مقصود نرسید دست از طلب برنداشت و حال آن که  همین وزارت خانه برای محکومیت جنایت آل سعود در مجامع بین المللی در طول یک سال گذشته قدمی عملی برنداشته است!(چه رسد به این که به دنبال احقاق حق شهدا و مجروحان این جنایت و خانواده های مظلوم انها باشند) بدون تردید ضعف و ترس و سستی دستگاه دیپلماسی ایران در برابر کشتار حجاج ایرانی در ششم ذی الحجه سال ۱۳۶۶ و عدم واکنش مناسب به این جنایت از سوی وزارت امور خارجه ایران باعث گستاخی آل سعود در اجرای طرح صهیونیستی کشتار حجاج در مراسم حج سال گذشته بوده است! اگر دستگاه دیپلماسی ایران پرونده کشتار حجاج ایرانی در سال ۶۶ را مفتوح نگه می داشت وبا تمام توان برای محکومیت آل سعود تلاش می کرد و از همه امکانات حقوقی بین المللی برای برخورد قانونی  با آل سعود بهره می گرفت چنین جنایتی در چنین ابعادی شکل نمی گرفت که منجر به شهادت مجدد صدها زائر ایرانی در منی شود. سکوت وزارت امور خارجه ایران در پرونده حمایت آشکار ریاض از گروهک تروریستی ریگی و سایر گروهکهای تکفیری تروریستی فعال در کشور نمونه دیگری است از دیپلماسی منفعل و مرعوب حاکم بر دستگاه سیاست خارجی کشور که علیرغم جنایتها و ناامنی های مکرری که توسط این گروهها در مناطق مختلف کشور روی داده و می دهد  شاهد هیچ اقدام بازدارنده ای از جانب وزارت امور خارجه در جهت مقابله با این حرکتهای مورد حمایت آل سعود نبوده ایم .و این در حالی است که در فضای بین المللی ظرفیتهای قانونی و حقوقی بسیاری برای برخورد با آل سعود (به عنوان حامی آشکار تروریسم )وجود داشته و دارد که به دلیل پیش گفته از سوی دیپلماتهای ایرانی مغفول و مسکوت رها شده است.نکته دردناکتر ماجرا این است که دستگاه دیپلماسی ایران در این مسئله مرعوب یک نظام وابسته و ضعیف  (ونه یک قدرت بزرگ بین المللی) شده که صرفا با حمایت غرب و با کمترین پشتوانه داخلی به حیات سیاسی خود ادامه می دهد و تجربه ثابت کرده که این رژیم امکان هیچ مقاومتی در برابر اتخاذ دیپلماسی “عزت مدار” نداشته و ندارد که نمونه بارز آن تغییر جدی رفتار توهین آمیز مقامات ریاض در مسئله تحویل پیکرهای شهدای منا پس از تهدید رهبر معظم انقلاب اسلامی است .در واقع می توان به صراحت گفت که یکی از زمینه های جدی رفتارهای جنایت کارانه ،گستاخانه و موهن شجره خبیثه آل سعود با جمهوری اسلامی مواجهه مرعوبانه دیپلماسی ایرانی با آل سعود است و اگر وزارت امور خارجه ما از همان ابتدا در برابر اقدامات خصمانه سعودیها در حد و اندازه  واقعی دستگاه سیاست خارجی ایران انقلابی ظاهر می شد امروز وضعیت منطقه و جهان اسلام بسیار متفاوت تر از امروز و به نفع تفکر انقلاب اسلامی رقم خورده بود(کما این که اتخاذ دیپلماسی عزت محور و انقلابی در لبنان باعث شد تا موازنه سیاسی در این کشور به نفع تفکر انقلاب اسلامی و مستضعفان منطقه برقرار شود)

محمدصادق کوشکی/ مجله پاسدار اسلام

یک نظر بگذارید