جستجو
آرشیو

صدا و سیما در دوراهی انقلاب اسلامی و غرب

۱- در اوایل نهضت ( سال ۱۳۴۵ ) حضرت امام در یکی از بیانات خود به این نکته اشاره کرده بودند که اگر رادیو حتی به مقدار محدود در اختیار روحانیت انقلابی قرار بگیرد مردم با حقایق دینی و سیاسی آشنا خواهند شد و تحولی عمیق در جامعه ایران شکل خواهد گرفت ! این فرمایش ایشان قبل از هر نکته ای این امر را ثابت می کند که معمار انقلاب اسلامی به خوبی با قدرت رسانه و اهمیت آن آشنا بوده و امید داشتند پس از پیروزی نهضت اسلامی، بتوان صدا و سیما را به دانشگاهی عظیم و فراگیر برای تربیت اسلامی و انقلابی جامعه ایران تبدیل کرد .

۲- امروز و با گذشت ۳۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی ، مرور برنامه ها و تولیدات رسانه ملی این حقیقت را آشکار می کند که علیرغم تلاشها و زحمات برخی نیروهای مومن و متعهد موجود در صداو سیما این رسانه در تحقق اهداف حضرت امام ناکام مانده و آنچه از آن پخش می شود بیشتر محصول روزمرگی و امتداد آن است نه مروج تفکر انقلاب اسلامی و نشأت گرفته از آن ! در نتیجه اکثریت برنامه های صدا و سیما با کیفیت و محتوایی تولید و پخش می شود که ( در بهترین حالت ) بیننده را به یک انسان معمولی با دین حداقلی و نگرش ناسیونالیستی تبدیل می کند . برای اثبات این مدعا کافی است حجم برنامه های آشپزی را با میزان برنامه های ارزشی و انقلابی موجود در سیما بسنجیم تا مشخص شود که رسانه ملی به کدام سو در حال حرکت است ! !

۳- متاسفانه مرور برنامه های پخش شده در شبکه های مختلف صدا و سیما ثابت می کند که حاکم بودن یک زندگی لیبرالیستی و اشرافی ، جاری بودن تفکرات ناسیونالیستی و ملی گرایی ( وطن پرستی و ایران گرایی و …) ، بی اعتنایی به ارزشها و احکام اسلامی مانند حیا و عفاف و حجاب ، ترویج منکراتی مانند اختلاط محرم و نامحرم و موسیقی لهوی و عادی سازی این منکرات ، تحریف تاریخ انقلاب اسلامی، حذف تفکرات و ارزشها و نمادهای انقلابی ، مصرف گرایی و اسراف و تبذیر ، بیگانگی با مسائل اصلی و محوری انقلاب اسلامی ، ضعف شدیددانش و معلومات جغرافیایی و تاریخی و ادبی برنامه سازان به ویژگی رایج اکثریت برنامه های صدا و سیما تبدیل شده و مسئولان سازمان نه تنها نسبت به وجود موارد فوق در برنامه ها واکنشی نشان نمی دهند بلکه با رویکردی حق به جانب از عملکرد خود و مجموعه تحت امر خود دفاع کرده و ضمن برشمردن محسنات و امتیازات معدود برنامه های ارزنده سازمان، فضا و حال و هوای این برنامه های این برنامه های معدود را به تمام تولیدات صدا و سیما تعمیم داده و خود را از هرگونه قصور و تقصیر مبرا می کنند !

۴- اگر راهبرد اصلی سازمان صدا و سیما در دو دهه گذشته در ترویج و تقدیس وطن پرستی ، ملی گرایی و ایران محوری را با تأکیدات منابع دینی در خصوص لزوم اهتمام به امور سایر مسلمین و مستضعفین مقایسه کنیم به خوبی درخواهیم یافت صدا و سیما برخلاف اصول بارز دینی و تصریحات موجود در قانون اساسی و ارزشهای انقلاب اسلامی ، تفکر ناسیونالیسم را ذهن مخاطب ( خصوصأ مخاطبان جوان و کودک ) نهادینه ساخته به گونه ای که اکثر این مخاطبان در مواجه با مسئله کمک نظام جمهوری اسلامی به مسلمانان و مستضعفان دیگر کشورها این ابهام را مطرح می کنند که لزوم این کمکها و توجهات چیست و چرا باید ایران به دلیل توجه به مشکلات و معضلات جهان اسلام خود را دچار مشکل کند و سرمایه مردم خود را برای دیگران هزینه نماید ! قطعأ اگر تحقیق جدی و مستقلی در خصوص ریشه این نگرش عافیت طلبانه و غیر انقلابی صورت گیرد مشخص خواهد شد که یکی از ریشه ها و منابع اصلی پیدایش این نگرش در میان نسل سوم و چهارم انقلاب اسلامی ، آموزه ها و تأکیدات صدا و سیما است ( که البته در سال یکی دو روز قبل از روز قدس رنگ و لعاب دیگری به خود می گیرد ) و جای تردید نیست که برنامه ها و راهبردهای صدا و سیما نیز برآمده از ذهنیت و نگرش برنامه سازان و مدیران آن است و برای اثبات این مدعا کافی است یک نظر سنجی درباره نگرش ملی گرایی در میان دست اندرکاران و برنامه سازان و مدیران صدا و سیما انجام شود ! ( تا مشخص شود که اشکال کار از کجاست ! ) در همین رابطه و با وجود تصریحات حضرت امام در خصوص نگرش اسلامی و اعتقادی به دفاع مقدس و این که این نبرد رویارویی اسلام و کفر بود و نه جنگ ایران و عراق و هدف از آن انجام تکلیف الهی بود و نه آزادسازی اراضی ایران ، صدا و سیما با تأکید هر چه تمام تر بر ملی بودن جنگ آن را نبرد میان ایران و عراق می خواند و ثمره شهادتها و ایثار رزمندگان اسلام ( به روایت صدا و سیما رزمندگان ایرانی ! ) را آزادسازی خرمشهر و سایر اراضی ایران عنوان می کند و این مطلب به عنوان یک اصل قطعی هزاران بار در صدا و سیما تکرار شده و در ذهن مخاطب آن جای گرفته است ! ( حال آن که مراجعه به وصیت نامه شهدای دفاع مقدس این نکته را ثابت می کند که بیش از نود درصد این بزرگواران اطاعت از حضرت امام و انجام تکلیف الهی را هدف خود از مشارکت در دفاع مقدس عنوان نموده اند ! ) نکته مهم آن است که این نگرش غلط و انحرافی در اکثریت قریب به اتفاق برنامه های صدا و سیما وجود دارد ( اعم از محصولات نمایشی ، ترکیبی ، سرود ، برنامه های ویژه کودک ، برنامه های مستند و گفتگو محور و حتی گفتگوهای میان مجریان و مهمانان برنامه های صدا و سیما )

۵- وضعیت حجاب و عفاف و نحوه تعامل با نامحرم از جمله معضلات جدی رسانه ملی است که با وجود مطالبات و تاکیدات فراوان، در جهت عکس وضعیت مطلوب حرکت می کند و اگر تا یکی دو سال پیش نمایش زنان و دختران ایرانی بی حجاب در کلیه برنامه های سازمان ممنوع شمرده می شد ، معاونت خبر ( معاونت سیاسی سابق) رسانه ملی به اجتهاد مدیران آن نمایش این زنان را به بهانه راهپیمایی ۲۲بهمن و یا تشویق به انتخابات و مانند آن جایز دانسته و عملأ به این نحوه پوشش ( که در تضاد آشکار با احکام شرعی است ) مشروعیت بخشیده است و بر این اساس است که می توان در بخشهای خبری و مستندهای سیاسی تصویر زنان و دختران ایرانی و مسلمانی را دید که با موهای باز و بدون رعایت حدود شرعی پوشش، به گفتگو و مصاحبه با خبرنگاران صدا و سیما مشغولند ! این مشکل در برنامه های نمایشی شکل دیگری دارد و سازندگان فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی چون مجاز به نمایش بدن و موهای زنان بازیگر نیستند با آرایش چهره این بازیگران و پوشاندن لباسهایی که مصداق کامل تبرج محسوب می شود جبران مافات کرده و به جذب مخاطب برای تولیدات خود می پردازند . طبیعی است که در این حالت قربانی اصلی، خانواده های متدینی اند که با اطمینان به رسانه ملی و حکومت اسلامی نوامیس خود را به دست صدا و سیما می سپارند تا از نحوه پوشش و آرایش و رفتار بازیگران زن در تولیدات نمایشی سیمای جمهوری اسلامی، الگو گرفته و با پشت پا زدن به پوشش و رفتار عفیفانه نسل قبل ، بی حیایی و تبرج و اختلاط با نامحرم را از رسانه ملی بیاموزند !

۶- مشخص نیست این باور چگونه در ذهن مدیران صدا و سیما حاکم شده که ارائه اطلاعات دقیق سیاسی به مخاطبان، آرامش را از آنان خواهد گرفت و بر مبنای این باور غلط، مدیران سازمان تمام تلاش خود را می کنند تا به مخاطب بقبولانند که همه جا امن و امان است و دشمنی جهان استکبار با نظام و انقلاب چندان جدی نیست ! در طول سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون حتی یک مجموعه نمایشی جهت روایت و توصیف دشمنی رژیم صهیونیستی با نظام جمهوری اسلامی به مرحله تولید و پخش نرسیده ( حال آن که دهها فیلم و مجموعه نمایشی با هدف تخریب “غیرتمندی” در مردان و جلوه دادن آن به عنوان عملی جاهلانه تولید و به مخاطب ارائه شده است ! ) اگر کسی سالهای سال نیز پای برنامه های صدا و سیما بنشیند در آخر متوجه نخواهد شد که ” غزه ” چیست و چه تفاوتی با فلسطین دارد ، مردم آن چگونه زندگی و مقاومت می کنند و ارتباط جمهوری اسلامی با رزمندگان مقاومت اسلامی فلسطین در غزه چیست ؟؟ کما این که هیچ کدام از برنامه های صدا و سیما با این هدف طراحی نشده اند که نمایان گر وسعت و عمق دشمنی و کینه استکبار جهانی با نظام جمهوری اسلامی و مردم مسلمان ایران باشد و آسیبهایی را که ملت و کشور ما تا کنون بواسطه عداوت آمریکا و انگلیس و فرانسه و … متحمل شده به مخاطب معرفی کند ! در چنین حالتی عجیب نخواهد بود اگر بخشی از جامعه مفتون این فریب شود که نباید مرگ بر آمریکا گفت و این شعار جز زیان پیامدی برای ملت ما نداشته است !

۷- اگر از مسئولان سازمان پرسیده شود تا کنون چه میزان برنامه با هدف ترویج احکام مهجور شرعی مانند حجاب ، خمس ، زکات و ….. ساخته شده و کیفیت معدود برنامه هایی که با این مقصود ساخته شده اند چیست و چرا تا کنون حتی یک برنامه با کیفیت مطلوب در جهت شناساندن و ترویج این احکام ضروری تولید نشده است ( آن هم پس از گذشت سی و هفت سال از پیروزی انقلاب و استقرار یک نطام دینی در جامعه ! ) چه پاسخی ( جز توجیه !) خواهند داشت ؟ آن هم در حالی که صدا و سیما روزانه ساعت ها برنامه متنوع و جذاب با هدف آموزش آشپزی ، شیرینی پزی و سفره آرایی و امثالهم تولید و پخش می کند!

۸- دقت در مضمون و محتوای اکثر موسیقی های پخش شده از رسانه ملی مشخص می کند که بدبختانه محور اکثر این موسیقی ها عشق های زمینی مبتذل ، یأس و ناامیدی ناشی از شکست در عشق های مذکور و تشویق به شادیهای ناشی از غفلت  و دم غنیمت شمری است ! ( و بدون تعارف مضمون و محتوای اکثر موسیقی هایی که این روزها از صدا و سیما پخش می شود تفاوتی با ترانه هایی که در دوران حاکمیت طاغوت از رادیو تلویزیون پهلوی پخش می شد ندارد ! ) علاوه بر این جنس موسیقی ها و ادا و اطوار خوانندگان ( که در صدا و سیما ارج و قرب بالایی دارند و توسط رسانه ملی به الگویی برای جوانان مملکت تبدیل شده اند ! ) هم تقلیدی است از موسیقی های مبتذل رایج در شبکه های ماهواره ای ترکیه ای ، هندی و نمونه های دست چندم غربی !     بگونه ای که اگر منبع پخش موسیقی مشخص نباشد، شنونده یقین خواهد کرد که در حال شنیدن یک اثر غیر مجاز و لس آنجلسی است ! در اینجا سخن از حلال و حرام بودن این نوع موسیقی نیست ( که اگر بحث حلال و حرام باشد نمایش بدن برهنه آقایان مدیران سازمان در حین شنا هم فاقد محدودیت شرعی است !!) بلکه بحث بر این است که نوجوان و جوان بیگناهی که شنونده این نوع موسیقی از رسانه ملی است جز روحیه زن بارگی ، شهوت رانی ، زود رنجی و یأس و دلمردگی چه نصیب و بهره ای از این نوع موسیقی ها خواهد برد ؟ آیا می توان از این جوان نشانی از روحیه انقلابی ، شجاعت ، رشادت و مردانگی یافت ؟ آیا مدیران سازمان توقع دارند شنوندگان این نوع موسیقی ها مردان کار آمد میدان جهاد و شهادت و رشادت باشند ؟ ( و البته اگر اجبار برخی مناسبت ها نبود هیچ گاه چند سرود حماسی معدود ضدآمریکایی نیز از رسانه ملی پخش نمی شد !!) و بماند که در چند ماهه اخیر حجم ومیزان برنامه هایی که کاملا با هدف ترویج موسیقی های مبتذل غربی(موسیقی پاپ و …)از صدا وسیما تولید و پخش شده، چنان افزایش یافته که می توان نام سیمای جمهوری اسلامی را به سیمای ترویج و توسعه موسیقی غربی تغییر داد( به عنوان نمونه حاکمیت خوانندگی و موسیقی غربی در برنامه های پربیننده ای مانند شب کوک، خندوانه و دورهمی با شیوه کپی برداری مشهود از شبکه های درجه چند ماهواره ای)

۹- پخش مسابقات ورزشی بانوان ( آن هم با حضور گزارشگر مرد در محل مذکور ) از سیمای جمهوری اسلامی ( مثلا مسابقات کشوری تکواندو از شبکه ورزش) نشان دهنده چیست ؟ آیا پخش این مسابقات ضرورت دارد ؟ آیا پخش این مسابقات به افزایش حیا و عفاف و حجاب در جامعه منجر می شود یا …. ؟ آیا می توان گفت مدیر یا مدیرانی که مجوز پخش این مسابقات را داده اند بهره ای از معارف دینی برده اند ؟ آیا تربیت یافتگان مکتب اهل بیت این گونه نسبت به نوامیس مسلمین حساسیت نشان می دهند ؟

۱۰ – مدیران سازمان باید برای این پرسش پاسخی منطقی ارائه کنند که چرا موضوعات اصلی و محوری نظام که بارها مورد تاکید رهبر انقلاب قرار گرفته ( مانند آزاداندیشی ، تولید علم ، عدالت خواهی و مطالبه گری از مسئولین ، بیداری اسلامی و ….. ) سهمی از برنامه های نمایشی و جذاب سازمان صدا و سیما را به خود اختصاص نداده اند ! چرا جذاب ترین و پر مخاطب ترین برنامه سازمان برنامه ای فوتبالی است و چرا میزان اهتمام مدیران سازمان به پخش فوتبال صدها برابر بیش از توجه این عزیزان به تولید و پخش برنامه هایی با مضامین مورد تأکید امام و رهبر انقلاب است ؟

۱۱ – بدون تردید ریشه اساسی عدم انطباق محتوایی برنامه های صدا و سیما با ارزشها و مطالبات انقلاب اسلامی، نا آشنایی مدیران و سیاستگذاران صدا و سیما با معارف انقلاب اسلامی و اجتهاد آنها در برابر نص صریح احکام الهی و دیدگاههای حضرت امام و رهبر انقلاب است ! البته در محبت این عزیزان نسبت به نظام و انقلاب و رهبری شکی نیست اما محبت جای اطاعت و تبعیت را نمی گیرد ! از سوی دیگر باید پذیرفت  بخش جدی بدنه و برنامه سازان صدا و سیما هم یا از معارف اسلام و انقلاب اسلامی بی بهره اند و یا نسبت به این معارف دغدغه ای ندارند و این بی بهره گی یا بی دغدغه گی در خروجی و برنامه های صدا و سیما به وضوح قابل لمس و مشهود است ! سخن از مقایسه صدا و سیمای جمهوری اسلامی با شبکه های تلویزیونی موجود در جهان و یا رادیو تلویزیون عصر پهلوی نیست ( که در امور فرهنگی و معنوی باید به بالاتر از خود نگاه کرد و نه پایین تر از خود  ) بلکه سخن از فرصت های مغتنمی است که سالهای سال توسط صدا و سیما هدر رفته و اگر جز این بود امروز نگرانی از جنگ نرم و تهاجم فرهنگی و نفوذ همه جانبه دشمن لزومی نداشت . هیچ کس توقع ندارد که صدا و سیما جور همه دستگاه های فرهنگی و آموزشی کشور را بکشد بلکه اشاره بحث به قدرت و ظرفیت  فوق العاده رسانه است، همان قدرتی که حضرت امام با شناخت دقیق آن در اواخر دهه چهل فرمودند اگر ساعاتی از وقت رادیو در اختیار روحانیت انقلابی قرار می گرفت مردم با فرهنگ عمیق اسلامی آشنا می شدند  و همان ظرفیتی که در کلام حضرت امام از آن با عنوان دانشگاه فراگیر یاد شده است .

محمدصادق کوشکی/ مجله پاسدار اسلام

یک نظر بگذارید