جستجو
آرشیو

فقدان انسجام و همگنی در حماس از زمان تاسیس تاکنون

فقدان انسجام و همگنی در حماس از زمان تاسیس تاکنون

«محمد صادق کوشکی» استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در گفتگو با خبرگزاری قدس (قدسنا) در خصوص پیامدهای انتشار سند سیاسی حماس گفت: باید بپذیریم حماس از ابتدای تشکیل تاکنون یک تشکل منسجم و مستحکم و همگنی نبوده است. بلکه نام حماس چتری بوده در مجموعه های متنوعی که نزدیکی هایی با یکدیگر داشته اند.

استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی افزود: به نظر می رسد این که این گونه مطرح کنیم حماس یک تشکل کاملا یکنواخت و منسجمی بوده است این گونه نبوده است. طیف ها و تفکرات و متنوعی در زیر چتری به نام حماس حضور داشتند، طیف هایی که در ابتدا نگرش جهادی داشتند و به هیچ عنوان مبارزه سیاسی را کارساز نمی دانستند.

وی ادامه داد: اینکه بخشی از نیروهای حماس استعداد داشته باشند مرزهای ۱۹۶۷ بپذیرند این استعداد در آنها وجود داشت و به شکل متفاوتی سعی می کردند این بحث را مطرح کنند که این مطالبه و بازتاب خواست جامعه فلسطینی است. وقتی آنها با واکنش های منفی مردم فلسطین مواجه شدند بیان کردند پذیرش مرزهای ۱۹۶۷ یک نوع حرکت تاکتیکی است و به هیچ عنوان استراتژی و راهبرد حماس نخواهد بود. شاهد آن بودیم که بعضا در دفتر سیاسی کسانی حضور داشتند که بی میل نبودند که مبارزه را به سمت فعالیت های سیاسی سوق دهند. همچنین برخی از رهبران حماس از پذیرفتن مرزهای ۱۹۶۷ هم تلویحا سخن گفته بودند به همین خاطر اینکه بخشی از نیروهای حماس استعداد داشته باشند که به نوعی مرزهای ۱۹۶۷ را بپذیرند این استعداد در آنها وجود داشت.

کوشکی در ادامه بیان داشت: هر چند که بخش های جهادی و انقلابی حماس مانند گردان های عزالدین قسام یا چهره های جهادی حماس مخصوصا آن بخش هایی که در غزه مستقر بودند بی اعتمادی بیشتری نسبت به مسائل سیاسی داشتند و نگرش و تمرکزشان بر روی حرکات جهادی و انقلابی تر بود. به همین دلیل یک نوع تقابلی را در چند سال اخیر در بروز بحران های تروریستی در سوریه مواجه بودیم که شکاف بین این دو دیدگاه بیشتر شد.

استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران تاکید کرد: بنابراین با ادامه این روند شکاف بین این دو دیدگاه بیشتر شد یعنی آن دیدگاهی که در دفتر سیاسی مستقر بودند مخصوصا آن طیف ابومرزوق و به هر حال حضور در ترکیه و قطر طبیعتا موجب تاثیرپذیری آنها از جریان سازش عربی شد و از سوی دیگر آن جریان هایی که در غزه مستقر بودند مانند شاخه نظامی و چهره های جهادی به نوعی تلاش داشتند که حماس را از نیروهای سازشکار پاکسازی کنند و خودشان عنان حماس را در دست گیرند. طبیعتا این رقابت در چند سال اخیر جدی تر شد و بخش های جهادی حماس توانستند به محور مقاومت نزدیک تر شوند حال آنکه بخش سیاسی حماس گرایش بیشتری به سمت نیروهای سازشکار ارتجاعی عرب پیدا کرده بود. آن هم به صرف حضور در قطر و تاثیر پذیری و نیازی که به نیروهای سازشکار عربی داشت.

وی ادامه داد: این مقوله تلاش برای جا انداختن مرزهای ۱۹۶۷ نتیجه تاثیر آن نیروهایی است که رابطه بیشتری با نیروهای سازشکار عربی پیدا کرده اند و این عده اگر بتوانند تلاش خواهند کرد که این مسئله را به عنوان یک سند رسمی حماس تحمیل کنند و جریان حماس را به نفع خودشان مصادره کنند. آن هم به این دلیل که نیروهای خودگردان و نیروهای سنتی همانند فتح و سازمان آزادی بخش فلسطین دیگر توانی برای مبارزه ندارند و این عده تصور می کنند که به نوعی می توانند میراث دار حکومت خودگردانی باشند که از جناح سازشکار فلسطین به آنها به ارث می رسد هر چند که این تصور ممکن است یک تصور دقیق و منطبق بر واقعیت نباشد اما بخش های جهادی و انقلابی در داخل حماس از گذشته تا به امروز وجود داشته اند و تمایل دارند که با محور مقاومت هم ارتباط داشته باشند. اما اینکه آنها مرزهای ۱۹۶۷ بپذیرند را بسیار بعید است چرا که با رویکرد جهادی آنها منطبق نمی باشد.

کوشکی در پایان گفت: در زمانی که چهره های انقلابی همانند شیخ احمد یاسین، عبدالعزیز رنتیسی و امثاله در راس حماس قرار داشتند طبیعی بود آنها به نابودی اسرائیل بیاندیشند و برایشان مهم باشد. اما هم اکنون با چهره هایی همانند ابومرزوق و حتی خالد مشعل آن هم پس از نزدیکی به ترکیه و استقرار در قطر سکاندار تشکیلات حماس می شوند طبیعی است که از محیط پیرامونی شان تاثیر بپذیرند و تسلیم شوند و بروند به سمت و سویی که مرزهای ۱۹۶۷ را بپذیرند و بحث نابودی اسرائیل را از دستور کار خود کنار بگذارند.

یک نظر بگذارید