جستجو
آرشیو

آمریکا در ماجرای مک‌فارلین هم به دنبال فریبکاری بود

از سال ۶۴ در ایران عده‌ای از افراد و دولت‌مردان ما مانند شخص آقای هاشمی و کسانی‌که تابع ایشان بودند مانند آقای روحانی به دنبال ارتباط با آمریکا بودند. باتوجه به بن‌بستی که در جنگ پدید آمده بود، این افراد به نتیجه رسیدند که ارتباطی با آمریکا داشته باشیم تا ببینند که آیا می‌توان جنگ را خاتمه داد و یا خیر.

دکتر محمدصادق کوشکی در گفت و گو با جام جم آنلاین به موضوع مذاکره و اعتماد به آمریکا با استناد به ماجرای مک‌فارلین پرداخت و گفت: از سال ۶۴ در ایران عده‌ای از افراد و دولت‌مردان ما مانند شخص آقای هاشمی و کسانی‌که تابع ایشان بودند مانند آقای روحانی به دنبال ارتباط با آمریکا بودند. باتوجه به بن‌بستی که در جنگ پدید آمده بود، این افراد به نتیجه رسیدند که ارتباطی با آمریکا داشته باشیم تا ببینند که آیا می‌توان جنگ را خاتمه داد و یا خیر. البته آمریکا هم به طرق مختلف به ایران علامت داده بود و مثلاً از طریق یکی از وابستگان آقای هاشمی که در خارج بود این موضوع مدنظر قرار گرفت.

در این فضا طرف ایرانی درخواست نمود که اسلحه و برخی قطعات مورد نیاز تکنینکی مانند رادارها و یا برخی موشک‌ها به ایران داده شود که از طریق واسطه و دلال‌هایی مانند منوچهر قربانی‌فر درقبال دریافت پول انجام شد. جالب اینجاست که آمریکا در ارسال آن محموله‌ها هم که درقبال دریافت پول بود، اعتمادسازی نکرد و برخی قطعات معیوب و یا ازکارافتاده را ارسال کرد و درهمان‌جا هم در اندیشه کلاهبرداری بودند. پول کلانی هم ازطریق دلال‌هایی مانند منوچهر قربانی‌فر نصیب آمریکا شد که ارتباط با آمریکا در این رابطه کاملاً غیرمستقیم بود و ایران اصلاً با آمریکا مستقیم رودررو نشد.

کوشکی افزود: تمام این فرایند به شکل کاملاً مخفی صورت گرفت و کسانی‌که وارد این کار شدند از رهبری اجازه نگرفتند و مجلس هم بی‌اطلاع بود. فقط خود آقای هاشمی و اطرافیانش که مسبب این اقدام بودند، خبر داشتند. مذاکرات نیز در سطح کارشناسان و کارشناسان ارشد برگزار شد. مک فارلین هم آن‌زمان مشاور امنیت ملی آمریکا بود و وارد گفتگوی مستقیم با آقای هاشمی شد و هدایایی را ازطرف ریگان به ایران آورد. وقتی امام مطلع شدند به‌شدت مخالفت کردند. این مسئله باعث اخراج مک فارلین و سرهنگ اولیور نورث مشاور امنیتی دولت ریگان که با پاسپورت ایرلندی به ایران آمده بودند، شد.

محمدصادق کوشکی در ادامه گفت: آقای هاشمی خود در خاطراتش اقرار می‌کند که آمریکا قابل اعتماد نیست و درباره موضوع تلاش آمریکا برای نجات جاسوسانش در لبنان از ایران کمک خواست. جاسوس‌های آمریکایی در لبنان توسط گروه‌های مقاومت به اسارت گرفته شدند و آمریکا از ایران خواست تا کمک کند. آن‌ زمان اواخر دهه ۶۰ و همزمان با دولت بوش پدر بود. آقای هاشمی هم نهایت تلاش خود را نمود و با لبنان گفتگو کرد و باعث آزادی جاسوس‌های آمریکایی شد. در مقطعی که آنها آزاد شدند، بوش پدر قول داده بود که گام‌های مثبتی برای ایران بردارد. اما وقتی از آزادی جاسوسانش مطمئن شد که خطری آنها را تهدید نمی‌کند، به‌شدت پاسخ منفی به ایران داد و تعهدات خود را زیر پا گذاشت. این موارد در خاطرات آقای هاشمی منعکس شده است.

این فعال سیاسی در پایان گفت: همه این موارد نمونه‌های کوچکی هستند که نشان می‌دهند آمریکا فقط به سود خود می‌اندیشد. قبل ‌از آمدن مک فارلین هم چندین کارشناس آمریکایی وارد ایران شدند و با کارشناسان ارشد ایرانی مشاوره کردند. اما آمدن مک فارلین و سرهنگ اولیور نورث با پاسپورت ایرلندی و بدون اطلاع طرف ایرانی بود. البته طرف ایرانی حاضر به مذاکره بود ولی صراحت امام ره اجازه مذاکره را نداد و مک فارلین و همراهش اخراج شدند. همه کسانی‌که به مذاکره با آمریکا خوشبین هستند، آمریکا را مسلط بر خود می‌دانند. این افراد توان واقع‌بینی ندارند و دچار توهمی در ذهن خود هستند که آمریکا را مسلط بر جهان می‌دانند.

یک نظر بگذارید