جستجو
آرشیو

در اسلام دلیلی برای اصالت آزادی نداریم

ساختار آزادی در اندیشه اسلامی با تمدن غرب متفاوت است. در این زمینه اشاره بر ترجیح یا تسخیر دیگری نداشتم. منشأ لیبرته توافق جمعی است ولی در اندیشه اسلامی صرف اجماع نظر به معنای آزاد یا ممنوع بودن امری نیست. اجماع در مسایلی است که به اصطلاح منطقه الفراغ است یعنی آن جایی که دین دست ما را باز گذاشته است. ما باید برای آزادی اندیشه تمرین کنیم چون عموماً تجربه آن را نداریم. در غیر این صورت تمدن سازی و رسیدن به یک حیات مدنی نخواهیم داشت

نشست دوم از سلسله نشست های «بررسی چالش های انقلاب اسلامی در دهه پنجم» سه شنبه ۲۳ بهمن ماه در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. در این نشست محمد صادق کوشکی و محمود صادقی به سخنرانی پرداختند.

آزادی یک واژه وارداتی در جامعه ماست

محمد صادق کوشکی در ابتدای این نشست گفت: در ابتدا باید پیرامون واژه آزادی مفهوم شناسی انجام دهیم. آزادی یک واژه وارداتی در جامعه ماست. قبل از ورود مدرنیته به ایران این مفهوم را به معنایی که امروز مصطلح است نداشتیم. تا پیش از دوران قاجار، آزاد بودن در مقابل بردگی معنا داشت. همچنین گاهی یک مفهوم ارزشی منفی در چهارچوب تفکر دینی داشت، به معنای این که کسی بنده خداوند نیست. گاهی هم به معنای کسی که در حبس نیست استفاده می شده است.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران سپس عنوان کرد: از عصر قاجار به امروز واژه لاتین لیبرته و مشتقات آن به آزادی ترجمه شد در نتیجه گاهی خلطی صورت می گیرد. مثلاً وقتی از حریت صحبت می کنیم آن را به آزادگی ترجمه می کنیم و احرار را به آزادگان ترجمه می کنیم. در پاریس بارها از امام در مورد آزادی پرسیده شد و ایشان می فرمودند آزادی یعنی آزادی از بند دولت های استکباری؛ یعنی دقیقاً به معنای کسب استقلال.

وی افزود: وقتی در نیمه دوم سال ۵۷ مطبوعات از آزادی صحبت می کردند منظورشان عدم دخالت و اختناق ساواک بود. کسانی مثل جبهه ملی و … منظورشان از آزادی را به معنای آن چه که در اساس تمدنی آن بود – یعنی لیبرته – جستجو می کردند. در نتیجه با اصل ولایت فقیه مخالفت کردند چون آن را محدود کننده لیبرته می دانستند. چپ ها هم آزادی از امپریالیسم و آزادی برای طبقه کارگر را مورد توجه داشتند. اما منظور مردم از آزادی، استقلال و نفی سلطه گری بیگانه و نفی استبداد سیاسی و حق تعیین سرنوشت و جمهوریت در چهارچوب دیانت بود.

محمد صادق کوشکی ادامه داد: جهان بینی امام و شاگردان ایشان از پنجره دیانت شان بود. دین در یک جاهایی حق انتخاب برای انسان متصور است. در پذیرش دین اجبار نیست و برای انتخاب راه انسان مختار است. یا در اصول اعتقادات پذیرش تقلید اصلاً متصور نیست. مثلاً از لحاظ فقهی مورد پذیرش نیست که کسی بگوید من توحید را بر اساس تقلید می پذیرم. بعد از پذیرش دین هم حق انتخاب وجود دارد. همان طور که قرآن می گوید گاهی کسی ایمان می آورد و پس از آن کفر می ورزد و ممکن است افراد چنین مراحلی را طی بکنند. اما این که ما مفهومی برابر نهاد لیبرته در دین داشته باشیم این گونه نیست. این که انسان بر اساس قرارداد اجتماعی برای خود آن چنان که می پسندد محدوده تعیین کند چنین اختیاری برای انسان تحت عنوان ارزشی به نام آزادی پیش بینی نشده است. تقوای انسان در این است که میل خود را کنار بگذارد و آن چه که مد نظر دین و پیامبر است را بپذیرد.

در اسلام دلیلی برای اصالت آزادی نداریم

محمد صادق کوشکی سپس گفت: عرض بنده این نبود که تنها برابر نهاد آزادی، استقلال است. عرض من این بود که یکی از تأکید های اصلی امام این بود که آزادی را استقلال از استبدادهای بیرونی مطرح کردند. این که در اسلام اصالت با آزادی است دلیل برایش نداریم. برای اصالت اباحه و حلیت نکاتی داریم اما برای آزادی چنین چیزی نداریم که بگوییم تو آزادی مگر آن که محدود شوی. از طرفی حریت در اسلام مصادف با لیبرته نیست. نباید تفکر این همانی داشته باشیم چون از لحاظ روشی نمی توان مفهومی که متعلق به بعد از مدرن است را به اسلام نسبت داد.

وی خاطرنشان کرد: تا امروز اصول قانون اساسی تبدیل به قوانین عادی کابردی نشده اند. مثل حق آزادی تجمعات که گفته شده مخل مبانی اسلام و امنیت نباید باشند. اما می توان تجمعات بی شماری را شکل داد که مخل مبانی اسلام و امنیت نباشد اما به شدت مخل امنیت و زندگی مردم باشد. مثل تجمع برای طرفداری از یک تیم فوتبال یا … . باید این قوانین را کاربردی و منطبق بر زمان می کردیم. گفته شده مجوز از وزارت کشور نیاز است اما گفته نشده که اگر وزارت کشور مجوز نداد، به گونه ای که منع نکرد اما پاسخی هم به درخواست نداد، چه باید کرد؟

محمد صادق کوشکی همچنین گفت: اصول مربوط به آزادی در قانون اساسی تا امروز عملاً بر زمین مانده است و هر کس با سلیقه خود عمل می کند. در تمدن غرب مدام تفاسیر نظری و فلسفی از آزادی به روز می شود و بر اساس آن قوانین تعریف می شود. ما هم باید یک چنین روزآمدی را داشته باشیم. تفاوت های آزادی در نگاه اسلام با لیبرالیسم خیلی بیشتر از شباهت هاست. مثلاً در برخی کشورها می بینیم که اتونازی ممنوع است. پارلمان های اروپایی الان به شدت گرفتار این اند که آیا انسان حق دارد مجوز مرگ خود را صادر کند و هنوز هم به نتیجه قطعی نرسیده اند. حال آن که فرد به کسی آسیب نمی زند و در حال بلوغ عقلی چنین تصمیمی می گیرد.

وی افزود: برخی چیزها در تفکر لیبرته، آزادی و حق است اما در تفکر اسلامی تکلیف است. مثلاً در برخی اندیشه ها نقد حاکمان حق است و می توان آن را انجام داد اما در تفکر اسلامی این نقد تکلیف شرعی است. از طرفی خداوند برای این مسأله مصونیت هم قائل است یعنی حقی برای حکومت برای مجازات این فرد و جرم انگاری قائل نیست. در اسلام آزادی بدون مسئولیت نداریم و حتی حق انتخابی قرار داده شده است و باید پاسخ گویی هم نسبت به آن وجود داشته باشد و عواقب آن پذیرفته شود.

محمد صادق کوشکی خاطرنشان کرد: این که در اسلام آزادی اصل است را آقای دکتر صادقی می توانند به عنوان اصول موضوعه خودشان به علم اصول اضافه کنند. اگر بگوییم آزادی در انسان اصل است بر این اساس که «الناس مسلطون علی انفسهم» باید دید حوزه انفس تا کجاست؟ انسان دین دار محدودیت هایی را پذیرفته و آن ها را در جهت آزادی و رشد خود می داند. من از آن روز که در بند تو ام آزادم. در قرآن می فرماید: إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ. یعنی حتی خیالات انسان هم آزاد نیست و باید اگر منجر به گناه می شود آن را مهار کرد. اگر ما آزادی را اصل اصلی بگوییم این رویکرد محصولاتی دارد که آن ها را نمی توانیم توجیه کنیم.

وی اضافه کرد: یکی از مسئولین اخیراً گفته که انسان برای نوع پوشش خود آزاد است. از کجای قانون اساسی ما چنین تفسیری بر می آید؟ در محدوده شخصی این را می توان گفت. اما این را به جامعه تسری دادن قطعاً درک غلط از آزادی است. اگر ما واژه آزادی را مرتباً به دین نسبت دهیم این خلط مبحث و مغالطه اتفاق می افتد که کسی بگوید چرا کسی حق انتخاب پوشش خود را ندارد و این را به دین نسبت دهد با این استدلال که در دین، اصل بر آزادی است.

ساختار آزادی در اندیشه اسلامی با تمدن غرب متفاوت است

محمد صادق کوشکی در ادامه عنوان کرد: ساختار آزادی در اندیشه اسلامی با تمدن غرب متفاوت است. در این زمینه اشاره بر ترجیح یا تسخیر دیگری نداشتم. منشأ لیبرته توافق جمعی است ولی در اندیشه اسلامی صرف اجماع نظر به معنای آزاد یا ممنوع بودن امری نیست. اجماع در مسایلی است که به اصطلاح منطقه الفراغ است یعنی آن جایی که دین دست ما را باز گذاشته است. ما باید برای آزادی اندیشه تمرین کنیم چون عموماً تجربه آن را نداریم. در غیر این صورت تمدن سازی و رسیدن به یک حیات مدنی نخواهیم داشت. اما آزادی اندیشه مربوط به اندیشه ورزان است و یک استانداردهایی برای اندیشه ورزی است. این مسأله بیش از این که دست پارلمان باشد در اختیار خود اندیشه ورزان است.

وی خاطرنشان کرد: ما در موضوعات کلان در بین اندیشمندان و سیاست ورزان مان دچار یک توافق نیستم که نیاز به گفتگو در این زمینه ها داریم. با سرافرازی اعلام می کنیم که رواداری و تحمل در بحث اندیشه یکی از مشخصات اندیشه ماست. در ابتدای هر رساله گفته می شود تا مکلف خودش توحید را درک نکند نمی تواند وارد مباحث بعدی شود. شبیه سازی انسان و بحث سلول های بنیادی تفاوت هایی دارد. خلق انسان جدید با شبیه سازی مورد مجادله فقهی است. اما شبیه سازی در بحث سلول های بنیادی برای مثلاً ترمیم قلب خوب است و پیشرفت هایی در این زمینه داشته ایم. در شبیه سازی حیوانات هم چون اغراض مفید و معقول دارد در فقه شیعی مجاز دانسته شده اما در کلیسای کاتولیک آن را دخالت در خلقت می دانند و موافق آن نیستند.

محمد صادق کوشکی افزود: توقع داشتم آقای صادقی بحث کم کاری دولت و مجلس در راستای تدوین اصول قانون اساسی به قوانین به روز و کاربردی را توضیح دهند. مثل بحثی که برخی تجمعات می تواند مخل اسلام و امنیت نباشد اما مخل آرامش و امنیت و زندگی مردم باشد. اصل ۲۷ قانون اساسی باید تبدیل به یک اصل روزآمد و شفاف شود. یا این که آیا پویش های فضای مجازی را می توان مشمول این تجمعات دانست و کمبودهایی از این قبیل که نیاز است مورد توجه قرار گیرد و الا فرصت ها را از دست خواهیم داد.

منبع:مهر

یک نظر بگذارید