جستجو
آرشیو

رابطه معنویت و سیاست

در دنیای فعلی ما (دنیایی که غربی ها ساختند) سیاست یعنی : کسب بیشترین منفعت برای خود به عنوان شخص حاکم ، یا گروه شما به عنوان گروه و جریان حاکم و یا در بهترین حالت برای جمع شما و به اسم منافع ملی.

یعنی در دنیای به این بزرگی فقط منافع خود را در نظر بگیریم.

یا به عبارتی دیگر سیاست یعنی شما بتوانید کاری کنید که منافع شخصی ویا منافع کسانی که با شما در ارتباط باشند به حداکثر برسد.

اگر یک فرد یا یک گروه حاکم بتوانند برای کشور بیشترین منفعت را از هر راه ممکن (جنگ , آدم کشی ,فروش سلاح و …) کسب کنند اسم آن را سیاست می گذارند. این همان سیاست رایج در دنیاست.

اما انقلاب اتفاق افتاد تا به ما بگوید سیاست یعنی ما بهترین فضا را آماده کنیم تا مردم در آن فضا بتوانند بین بندگی یا خلاف آن را انتخاب کنند و بتوانند مراحل تکامل را طی کنند. آن کسی که سیاستمدار ترین را ائمه خطاب کرده است می گوید :سیاست یعنی در جامعه بشری فضایی فراهم شود تا انسان ها بتوانند بدون هیچ مزاحمتی انتخابی را که خدا فرموده (إما کافرا و إما شکورا) بر گزینند، و بعد از انتخاب عواقب آن را مشاهده نمایند.

انقلاب اتفاق افتاد تا سیاست بدین معنا رایج شود همانگونه که روی سکه های ده تومانی نوشته شده بود “سیاست ما عین دیانت ماست”

از شکافی که بین سیاست و معنویت این روزها احساس می شود لطمه ها خورده ایم و خواهیم خورد.

لطمه های شکاف بین سیاست و معنویت

بی دین شدن مردم

سیاست مداران به دلیل وجود این شکاف از معنویت فاصله گرفتند و بخشی از جامعه به دلیل رفتار سیاست مداران کم کم از دین فاصله گرفت به همین دلیل هر تخلفی که در جامعه اتفاق می افتد به حساب دین می گذارند و می گویند ما حکومت اسلامی شما را دیدیدم اگر این است نمی خواهیم.

اولین چیزی که سیاست ایجاد میکند قدرت است. قدرت یعنی اراده خود را محقق کردن، به خدا میگوییم قادر متعال چون هر چه اراده کند اتفاق می افتد و تحقق خارجی پیدا می کند. ” أن یقول له کن فیکون”

سیاست “علم قدرت” در حد بشری است و سیاست مدار کسی است که یا دارای قدرت است یا به دنبال قدرت است و یا یاد می دهد چگونه باید قدرت به دست آورد .

در افق دینی برای اینکه انسان سیاست مدار قدرت سیاسی را بدست بیاورد و به فساد نیاُفتد چه کار باید انجام دهد؟؟

راه کار دینی این است که هر گاه خواستی سراغ کاری بروی اول ظرفیت آن را بدست بیاور که این ظرفیت جز با معنویت بدست نمی آید . اگر این ظرفیت ایجاد شود مشکلی ایجاد نمی شود. همان گونه که امام علی (ع) می فرمایند :شیعه باید مطالبه گر باشد. یا به معنای ساده تر ما باید از حاکم بخواهیم که در قبال کارهایی که انجام داده ایم پاسخگو باشد. همین پاسخگویی باعث می شود که حاکم فساد نکند یا فساد حاکم کم شود.

امام خمینی (ره) می فرمایند : سعی کنید قبل از پیشزفت در هر امری در انسانیت پیشرفت کنید.

منظور از ایجاد معنویت تعداد رکعت های نماز نیست ، منظور این است که هر مقدار به این معنویت نزدیک تر شوی حوصله ات و گنجایشت بیشتر شود آنقدر زیاد شود که همچون مالک اشتر شوی -هنگامی که آشغال به سمتش پرت میکردند حتی اخم هم نمیکرد- یا مثالی دیگر همچون عباس بابایی ، زمانی که به او بی احترامی میشد اصلا برایش اهمیت نداشت و حتی یادش نبود که پیگری کند.

اینها دلیلی جز داشتن معنویت ندارد معنویتی که صبر و حوصله آنان را زیاد میکرد و ظرفیتشان را بالا می برد.

مثال هایی دیگر از سیاست مداران اهل معنویت

محمد علی رجایی ؛ در بسیاری از مکان ها و مطبوعات به او دشنام می دانند اما جوابی نمیداد.

شهید بهشتی ؛ که معنویت در ایشان ظرفیت بالایی داشت ، با وجود شایعات زیادی که در مورد ایشان پخش میشد ، جواب نمیداد که این دلیلی جز انتقاد پذیری و ظرفیت و صبر بالای ایشان نداشت.

امام خمینی (ره) ؛ ایشان همیشه می فرمودند:” اگر به من خدمتگزار بگویید خیلی بهتر است از اینکه به من رهبر بگویید.”

زمانی که بنی صدر این همه جنایت را انجام می داد امام تحمل میکرد و او را نصیحت به توبه میکرد و حتی در آخرین لحظات نگران هدایت دشمنان خونی خود بود.

در مقابل مردم متواضع ،در برابر دشمن خیرخواه و اگر لازم بود جلوی دشمن می ایستاد و میگفت: “آمریکا هیچ غلطی نمیتونه بکنه”

اینان سیاست مدار پیوند خورده با معنویت هستند. نتایج معنویت نیز صبر وشجاعت به موقع است.

بین معنویت و قدرت باید پیوند باشد ، همانطور که شهید عباس بابایی گفته شد که فرماندهی نیروی هوایی را بر عهده بگیرد میگوید من کسی را می شناسم که بهتر از من است و شما او را نمی شناسید و شهید دیگری را معرفی میکند.

اگر ظرفیت نباشد قدرت وسیله ای برای مقابل به مثل و انتقام گیری و وسیله ای برای منافع شخصی می شود. راه چاره این است که از همان ابتدا ظرفیت ایجاد کنیم ، با این کار این پست و مقام باعث آبادی دنیا و آخرت می شود .

در نتیجه نقش ما به عنوان یک شهروند در اینکه مسئولین ما اهل معنویت باشند بحث مطالبه گری است و از مسئولین بخواهیم که اهل معنویت باشند.

یک نظر بگذارید