جستجو
آرشیو

موضع نظام نسبت به یمن

سوال: چرا ایران در مورد کشتار مسلمانان در برخی مناطق به شدت موضع می گیرد مانند غزه اما در برخی مناطق ما کمترین واکنش را از خود نشان می دهیم مانند پاراچنار،سین کیانگ و اخیرا صعده؟ آیا ماهیت این وقایع با هم متفاوت است؟

دکتر کوشکی : بسم الله الرحمن الرحیم. ببینید واقعیت حوادثی که گفتید واقعا متفاوت است. یعنی اینکه ماجرای فلسطین الان اوج رویاروئی در واقع جبهه حق و باطل در دنیای امروز است یعنی در واقع در صحنه فلسطین دنیای استکبار و تمامیت باطل یک سو ایستاده اند و جبهه حق سوی دیگر ایستاده اند . جائیست که منازعه حق و باطل و استکبار و استضعاف است.

من مثال می زنم فرض کنید ، ما در دورانی که جنگ احد و بدر را داشتیم در جاهای دیگری هم مستضعفینی به دست ظالمین و مشرکین مکه اذیت می شدند، آزار می دیدند اما وظیفه همه بود که توجهشان متوجه جنگ بدر باشد چرا که جنگ بدر اوج رویاروئی جبهه باطل و جبهه حق بود.

حالا اگر مثال دقیق تری بزنم ما می بینیم که خواجه ربیع می آید و از منازعه اصلی حق و باطل که بحث جنگ با معاویه است عذر خواهی می کند از حضرت امیر و در خواست می کند که او را برای جنگ با کفار و مثلا بت پرستان به منطقه خراسان بفرستند. این در واقع نشان می دهد که ما واقعا اولویت بندی داریم. بحث فلسطین اولویت اول ماست،بحث رژیم صهیونیستی اولویت اول ماست اما از آن طرف این به معنی بی اعتنائی به سایر نقاط نیست ما باید با هوشمندی سایر نقاط را هم به عنوان ایران اسلامی و پایگاه دفاع از مستضعفین رصد کنیم.

آنچه در پاراچنار اتفاق افتاد واقعا یک مبالغه شیطنت آمیز برخی رسانه ها و جریانات سیاسی داخلی برای تضعیف کلیت جمهوری اسلامی بود . والا در پاراچنار مشکل مشکل قبایلی بود . در پاکستان جنگ بین قومیت شیعه و سنی مال امروز و دیروز نیست بارها اتفاق افتاده بود ، به شکل خونینی هم اتفاق افتاده اما صحنه اصلی جبهه حق و باطل نیست. صحنه جبهه جهالت است ، یعنی این قوم کشی و در واقع کشتار شیعیان از سوی سنی ها و باالعکس گاهی وقت ها، این برمیگردد به جهالت، به تفرقه ای که دشمنان انداخته اند، ما در این صحنه باید خواستار توقف کامل جنگ بین شیعه و سنی باشیم . جبهه حق و باطل نیست، ورود جمهوری اسلامی در این صحنه این نیست که از شیعیان طرفداری کند ، به این است که بگوید آقا اصلا جنگ تمام بشود. اما در صحنه منازعه بین فلسطین و رژیم صهیونیستی نمی گوئیم جنگ تمام شود بلکه می گوئیم که باید اسرائیل نانبود شود.

یا در بحث سین کیانگ اصلا ماجرای اسلام مطرح نبود ، این باز هم شیطنت رسانه ای بود. در ماجرای سین کیانگ ماجرا قومی بود ،یعنی قوم هان که قوم غالب چینی ها است در واقع مسلط شدند بر منطقه سین کیانگ و در واقع مردم بومی منطقه به خاطر اینکه احساس کردند از لحاظ قومی اقلیت واقع شدند به خاطر بحث قومیتشان قیام کردند. حالا اتفاقا این کسانی که قیام کردند مثلا مسلمان هم هستند اما رهبرشان یک خانم است که از سوی آمریکا کاملا ساپورت می شود و آمریکا رهبر جدائی طلبان سین کیانگ را حمایت می کند که یک آدم سکولار و لائیک است به خاطر اینکه به دولت چین فشار بیاورد. و کسی است که در واقع متحد دالائی لاما است، یک خانمی است ۵۰،۶۰ ساله ، رهبر در واقع جدائی طلبان سین کیانگ ، اصلا بحث اسلام و کفر آنجا مطرح نبوده ، بحث قومی و جدائی طلبی بوده است.

البته آنچه که در یمن اتفاق افتاده متفاوت با دو مورد قبلی است. در یمن دولت یمن ظالمانه مردم مستضعف منطقه صعده را زیر فشار گذاشته است. این ماجرا در واقع مال امسال و پارسال نیست ، ده ها سال است که چنین ظلمی وجود دارد و دولت به نوعی می خواهم بگویم بعثی یمن که ما می دانیم در طول جنگ هشت ساله ایران و عراق حامی رژیم بعث بود و سربازان یمنی را گسیل میکرد گردان گردان برای اینکه در مقابل رزمندگان ایران بایستند و از صدام دفاع کنند . و علی عبدالله صالح یک چهره منفور،ضد دین و هوادار بعث است و در واقع به نوعی مزدور درجه دو آمریکا در منطقه است،مزدور عربستان است، یک چهره واقعا منفوری است و به شدت با مسلمانان مشکل دارد. خب این چهره در واقع به واسطه اینکه شیعیان زیدی منطقه صعده را خوشش نمی آمد ، خب زیر فشار گذاشت و مردم این منطقه فقط خواستار احقاق حقشان بودند ، مبارزات سیاسی می کردند و از طرف دولت عبدالله صالح زیر فشار های تهدید،بازداشت،دستگیری و شکنجه و کشتار قرار گرفتند. و برای دفاع از موقعیت خودشان دست به اسلحه بردند و مدافع هم بودند و شروع کننده نبودند از این نظر موقعیتش با دو مورد قبلی فرق می کند ، یعنی از نظر اعتقادی ما با شیعیان زیدی همخوانی نداریم اما از این نظر که یک گروه مستضعفی هستند و برای احقاق حقشان قیام کردند و جبهه مقابل هم جبهه باطل است و جبهه مقابل جبهه سعودی است، آل سعود با تمام پیشینه منفی و سیاهشان و آمریکا که آمریکا از کشتار مردم صعده حمایت می کند و همین باعث می شود که ما واکنش فعال تری باید نشان بدهیم .

اما جمهوری اسلامی دستش در قضیه صعده متاسفانه خیلی باز نیست. می دانید بیمارستانی را که ما سال ها پیش در یمن تاسیس کرده بودیم الان یکی دو سال است به خاطر این مباحثی که می گویند ایران دخالت می کند در این قضیه، بسته اند. امکان کمک به شیعیان صعده واقعا وجود ندارد چون در مناطق صعب العبوری هستند و محاصره اند بین عربستان و دولت یمن، اما جمهوری اسلامی می تواند به واسطه در واقع دخالت ظالمانه عربستان و کشتار مردم بیگناه و زن و بچه هائی که آنجا کشته می شوند، دولت جمهوری اسلامی وظیفه دارد که برای دفاع از مظلوم – در واقع چون ما همخوانی اعتقادی با شیعیان زیدی نداریم – برای دفاع از مظلوم سعی بکند از طریق مجامع بین المللی نظیر سازمان کنفرانس اسلامی، حتی کمیته های حقوق بشری به دولت عربستان و به یمن فشار وارد بکند. یک بسیجی راه بی اندازد که نتیجه این بسیج توقف کشتار مردم مظلوم و زن وو بچه ها با شد.

این یک بحث است ، اما از آن طرف هم می دانید مثلا شبکه العالم تنها شبکه ای بود در جهان که بحث ظلم عربستان را تا حدودی و ظلم یمن را در قضیه صعده بازتاب می داد، که می دانید از طریق شبکه لایو ست و عرب ست پخشش در واقع قطع شد. یعنی جمهوری اسلامی از آن طریق داشت در جهان عرب افشاگری می کرد و به نوعی رسانه ای شده بود که فریاد مظلومیت مردم صعده را به گوش جهان می رساند که خب صدای جمهوری اسلامی را سعی کردند از آن طریق خفه کنند. اما جمهوری اسلامی علی رغم اینکه دستش در این قضیه بسته است اگر دیپلماسی فعال تری داشت می توانست یک مقداری لااقل در سطح بین الملل و مباحث حقوق بشری به کمک مردم صعده بشتابد برای توقف تجاوزات و وحشیگری های دولت بعثی یمن.

سوال: آیا دفاع از مظلوم در باور ما حد و مرز دارد؟

دکتر کوشکی : دفاع از مظلوم بله مراتب دارد یعنی یک موقع است که ما از مظلوم دفاع می کنیم به صرف اینکه مظلوم است اما یک موقع است که عرض کردم جبهه بندی حق و باطل است آنجا متفاوت است . وقتی جبهه بندی حق و باطل می شود دیگر اصلا بحث وظیفه پیش می آید و خیلی متفاوت است.

سوال: سیاست خارجی کشور ما در عمل مبتنی است بر ناسیونالیسم،انتر ناسیونالیسم و یا نگاه امت محور اسلامی؟

دکتر کوشکی : نه نه انتر ناسیونالیسم نیست با ید بر نگاه اسلامی استوار باشد، اما نگاه دینی هنوز فراگیر نشده است یعنی دستگاه سیاست خارجی ما تا حدودی در واقع از درک دیپلماسی دینی عاجز مانده است.

سوال: در صورتی که شما عملکرد دستگاه دیپلماسی ما را در برخی از مواردی که مثال زدم تائید می کنید علت کوتاهی در تبیین آن برای مردم چیست؟ در حقیقت با عدم تبیین عملکرد، شرایطی فراهم شد که عده ای از آن سوء استفاده می کنند!

دکتر کوشکی : ببینید درست است، دیپلماسی ما واقعیتش این است که نیروی دیپلمات به اصطلاح متدین، ما بسیار کم داریم. دیپلماسی عمدتا در دست کسانی است که بیشتر به دلار فکر می کنند و به حق ماموریتشان نه به اینکه بخواهند مبلغ دین و نظام باشند. به همین خاطر ما اصلا پدیده ای به نام دیپلمات متدین و انقلابی بسیار کم و نادر داریم.

سوال: در مواردی که دستگاه دیپلماسی ما با محدودیت های دیپلماتیک مواجه است مانند ماجرای صعده رسالت بخش غیر دولتی فعال در این موارد مانند جنبش مستقل دانشجوئی چیست؟

دکتر کوشکی : ببینید اتفاقا من می خواهم بگویم در مورد قضیه صعده ما محدودیت دیپلماتیک نداریم، محدودیت نظامی و اقتصادی داریم.

سوال: نه اینکه بگویند مسئله داخلی است و دخالت در حوزه داخلی کشورها خلاف عرف دیپلماتیک است؟

دکتر کوشکی : ما در امور داخلی مردم یمن که نمی خواهیم دخالت کنیم . ما می گوئیم خواستار این هستیم که کشتار زنان و کودکان بیگناه متوقف شود ما که از کسی جانبداری نکردیم. که یعنی اتفاقا دیپلماسی در قضیه یمن می تواند خیلی فعال عمل کند.

سوال: و رسالت جنبش دانشجوئی؟

دکتر کوشکی : طبیعتا جنبش دانشجوئی به عنوان وجدان بیدار و آگاه جامعه می تواند سرعت عمل و میزان حساسیت نظام را به نمایش بگذارد و باید هم چنین باشد. یعنی اگر بخش هائی از نظام دچار کرختی و واکنش دیر هستند، خیلی فعال نیستند، جنبش دانشجوئی باید چابک باشد و در این زمینه حساسیت بالائی داشته باشد و اساسا حساسیت بالا و انقلابی را به نمایش بگذارد.

یک نظر بگذارید