جستجو
آرشیو

نقش مدیریت در انحراف صدا وسیما

IMG_0216صدا وسیما در حکومت دینی باید یک ابزار کارآمد باشد. ابزاری در خدمت اهداف حکومت دینی. یعنی حکومت دینی اگر بخواهد ارزشهای دینی را در جامعه پیاده کند، و احکام دین را محقق کند و جامعه را به سمت تکامل سوق دهد باید دارای یک ابزار مهم و کارآمد چون صدا وسیما باشد.

حضرت علی(ع) برای حکومت چهار وظیفه را بیان می کند که از اینها، یکی تعلیم مردم، یکی تربیت مردم، یکی ایجاد امنیت و دیگری تکفل تأمین معیشت مردم عنوان شده است. حالا از این چهار وظیفه دو مورد اول کاملاً با رسانه «صدا وسیما» در ارتباط است و دو مؤلفه دیگر هم رابطه نزدیک و همسانی با رسانه دارد. زیرا معیارهای امنیتی و اقتصادی یک جامعه نسبت مستقیم با آنچه در رسانه ها می گذرد و منعکس می شود دارد که با این مقدمه می توان گفت رسانه نقش بسیار مهمی در انجام و تحقق وظایف حکومت در قبال مردم جامعه خواهد داشت و دارد.

از سوی دیگر می توان به چالشهایی که هم اکنون در کشورمان موجود است نیز اشاره کرد و رابطه این چالش ها را با نوع عملکرد صدا وسیمای جمهوری اسلامی تبیین کرد. باید اعتراف کرد که بسیاری از چالش ها و مشکلات موجود در کشور بر می گردد به عملکردرسانه ملی. اگر رسانه ملی وظایفش را به خوبی انجام می داد، شاهد کمترین چالش ها در کشور بودیم و شاید اصلاً چنین چالش هایی نداشتیم.

مثلاً ما در حوزه اقتصاد، کشور فقیری نیستیم اما به واسطه اینکه بد مصرف می کنیم، مردم فقیری داریم. ما الآن سالانه میلیونها دلار صرف سیگار و مواد مخدر می کنیم. این یک ثروت ملی است که توسط مردم«دود» می شود. ما چند صد میلیون دلار صرف خرید و استفاده لوازم آرایشی در کشور می کنیم که عموماً هم برای سلامتی مضر است. متأسفانه حجم بالایی از درآمدها در راه مصرف مشروبات الکلی هزینه می شود.

از سوی دیگر ما به شدت  کشوری مصرف زده هستیم که هم اکنون کالاهای بسیار فانتزی در کشور ما مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین باید به کالاهای وارداتی همچون البسه و… نیز اشاره کرد که عموماً نیز برای مردم مضر است. حتی می توان به مواد خوردنی و نوشیدنی نیز اشاره کرد.

همه اینها باعث می شود که سرمایه های کشور خارج شود و جایگزین این سرمایه، مصیبت ها و درگیری ها  و مشکلات روحی وجسمی نصیب مردم می شود. فرض کنید صدا و سیما در این مسیر سی ساله از انقلاب تاکنون توانسته بود با استفاده از عمق وجود خودش تلاش کند تا فرهنگی ایجاد شود که الگوی مصرف صحیحی در جامعه ترویج شود. به این معنی که این الگوی مصرف صحیح بتواند مصرف دخانیات در کشور را کاهش دهد، مصرف مواد مخدر در کشور کاهش پیدا کند، مصرف اقلام و لوازمی که با دین و هویت دینی ما انطباق ندارد کاهش پیدا کند. مصرف گرایی به یک ضد ارزش در کشور ما تبدیل شود که اگر این اتفاق می افتاد قطعاً در حال حاضر ما کشوری داشتیم که حتماً ثروتمندتر بودیم و ثروتمان هم صرف سرمایه گذاری و رونق اقتصادی می شد.

این یک مثال ساده درعرصه اقتصاد است. اگر رسانه ملی می توانست در طی این مدت سه دهه فعالیت، به ترویج و تشریح فعالیتهای اقتصادی، کشاورزی بپردازد قطعاً مردم میل بیشتری نسبت به انجام فعالیتهای سودآوری چون کشاورزی و دامپروری داشتند. در حالی که اکنون تصویری که رسانه ملی از یک کشاورز نشان می دهد، همیشه یک موجود عقب مانده و تحقیر شده هست که همیشه باید به او خندید. در رسانه ما چوپان همیشه مظهر لودگی و دلقک بازی معرفی شده است. در حالی که پر سودترین قشرجامعه ما، کسانی که کمترین هزینه و بیشترین ارزش افزوده را به بار آورده اند، همین دامپروران و عشایر بوده اند. اما می بینیم تصویری که صدا و سیما از دامپروری، چوپانی و زندگی عشایری ارائه داده است، اصلاً تصویر درستی نیست.

به همین خاطر خیلی از مردم خجالت می کشند که کشاورز باشند، دامپروری کنند یا زندگی عشایری داشته باشند. اینها به خاطر تصویری است که رسانه ملی از این قشر جامعه ارائه داده است. که این تصویر اصلاً با واقعیات تطابق ندارد.

در جامعه ما به یک امر رایج تبدیل شده است طبقه ای از مرفهین اسراف می کنند و طبقات ضعیف جامعه هزینه های این اسراف را پرداخت می کنند. تاجری می خواهد زندگی مسرفانه ای داشته باشد،به همین خاطر اقدام به افزایش قیمت کالاها می کند و با این کار موجبات پرداخت هزینه های اسراف خود از جیب مستمندان  را فراهم می کند. اگر رسانه ملی اسراف را تبدیل به یک ضد ارزش فرهنگی می کرد، ما قطعاً شاهد این حجم فشار اقتصادی به مردم نبودیم و از سوی دیگر شاهد انصاف بیشتری هم از سوی کاسب ها بودیم.

اگر صدا وسیما می توانست انصاف و طمع نداشتن را در جامعه ترویج کند و طمع و حرص را به عنوان یک ضد ارزش معرفی می کرد، دیگر امروز ما شاهد مسابقه وحشتناک مردم برای کسب ثروت نبودیم. بلکه می بایست شاهد مسابقه مردم برای افزایش خدمت به همنوع، افزایش مؤسسات خیریه و…می بودیم. این فرهنگ سازی می توانست بخشندگی، گذشت و انصاف را در جامعه رواج دهد.

وقتی در برنامه های صدا وسیما، قهرمان های سریال ها و فیلمهای سینمایی را می بینیم، شاهدیم که رسانه ملی در سایه این قهرمانها، زندگی مصرفی و زندگی اشرافی را تبلیغ می کند. به طوری که جامعه را تشویق و ترغیب می کند به اینکه بیشتر مصرف کنید، به فکر یک شبه پولدار شدن باشید و زندگی خوب یعنی زندگی با ماشین های آخرین مدل، منازل لوکس، لوازم خانگی آخرین… این رویه ای است که صدا وسیما از سال ۶۹ آغاز کرده است و با قدرت تمام دارد این راه را ادامه می دهد. جالب اینکه حرکت صدا وسیما در راه تبلیغ اشرافی گری آهنگ رو به رشدی داشته است.

در بحث امنیت ملی می توانست با تبیین و ترویج ارزشهای ناب اسلامی امنیت اخلاقی را تا حد زیادی در جامعه نهادینه کند. رسانه ملی با تبلیغ این امر، امکان این را داشت که امنیت اجتماعی را هم در بین مردم رواج دهد. با این تفاسیر باید گفت صدا وسیما بزرگترین ابزار فرهنگ سازی در کشور است که متأ سفانه می بینیم این ابزار قدرتمند طوری فرهنگ سازی می کند که امنیت عمومی و اخلاقی خدشه دار می شود.

امنیت اقتصادی تولید کنندگان به سبب تبلیغ روزافزون کالاهای لوکس اشرافی به خطر می افتد. طبیعی است وقتی کالاهای لوکس از رسانه ملی تبلیغ می شود، صنعتگر ایرانی چه سهمی از بازار را در اختیار خواهد داشت؟ در عرصه امنیت اجتماعی صدا وسیما از ابتدا تاکنون تلاش نکرده است رفتارهای زننده اجتماعی چون بد حجابی، اوباشگری و… را منفی نشان دهد، بلکه صدا وسیما ضمن اینکه اینها را ترویج داده، خودش به سکس پنهان نیز در برنامه های تولیدی خود دامن زده است.

اگر صدا وسیما می توانست«مبلغ علمی» دینداری باشد و تولید برنامه هایی را جهت آموزش دین نه به صورت فعلی، در دستور کار قرار می داد (آنچه امروز در خصوص دین و دنیاداری در رسانه ملی است این گونه است که یک شبکه پاستوریزه و پاک به اسم شبکه قرآن و معارف وجود دارد و بقیه شبکه ها آزادند که دین سکولار را به مردم ارائه دهند) وضعیت بهتری در خصوص شاخص های دینی جامعه داشتیم. انتظار این بود که دین در همه برنامه های صدا وسیما جاری و ساری باشد. یقیناً جاری بودن دین در برنامه ها، به معنی آوردن یک کارشناس مسائل دینی به رسانه ملی نیست، به معنی وعظ دائم مردم نیست، بلکه به معنی ترویج ارزشهای انسانی و الهی است. ارزشهایی چون صداقت، ایثار و فداکاری، گذشت، لطف به بندگان خدا. صدا وسیما می بایست با استفاده از قواعد رسانه ای خود اینها را ترویج می کرد. به عنوان مثال می توان به داستان بینوایان اشاره کرد که توجه و احترام به کرامت انسانی به عنوان دو ارزش در این داستان ترویج و تأکید شده است. اینجاست که این اثر بارها و بارها از سوی کمپانی های مختلف رسانه ای به صورت فیلم ساخته و پخش شده است و حتی در تلویزیون خودمان هم نمایش داده شده است. منظور از ترویج دین در رسانه، ساخت چنین آثاری است البته با بستر دینی اسلامی.

منظور ما از دینی کردن رسانه ملی این نیست که از صبح تا شب در شبکه ها از حضور روحانیونی که بعضاً هم قادر نیستند با رسانه به خوبی ارتباط برقرار کنند، استفاده شود. ما از صدا و سیما انتظار پیامبری نداریم، اما معتقدیم همان طور که آثار هنری مغرب زمین مروج ارزشهای غرب می باشد که بسیار خوب هم در این زمینه عمل می کنند، رسانه ملی ما تا حد امکان مروج ارزشهای دینی باشد یا لااقل ارزشهای ضد دینی را ترویج نکند. گاهی وقت ها ناچاریم بگوییم ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان! واقعاً اگر در بعضی جاها صدا وسیما خنثی رفتار کند، خیلی خوب و سودمند است. واقعاً مجبوریم به صدا وسیما بگوییم: شما ارزشهای غیر دینی، اشرافی گری، سکس پنهان را ترویج نکن، نمی خواهیم که صدا وسیما عدالت را ترویج کند. عدالتخواهی را بسط و گسترش دهد. اگر چه همین ها را هم می تواند ترویج کند اگر بخواهد…

صدا وسیما برای نیل به این مطالبات می تواند اما ظاهراً نمی خواهد. این سازمان ابزار تحقق این کارها را در اختیار دارد. یکی از این ابزارها وجود مدیران لایق و متعهد در صدا و سیماست. نیروهایی باید در صدا وسیما مشغول به کار شوند که انقلابی باشند و همچنین ضمن تعهد به ارزشهای انقلاب، رسانه را خوب بشناسند. ما این مدیران و افراد لایق را داریم، اما در رسانه ملی خیلی کم هستند. شاید بیرون از رسانه ملی تعداد این افراد خیلی بیشتر از درون رسانه ملی باشد.

متأ سفانه رسانه ملی، جایی برای این افراد باز نکرده است. در صدا وسیما جا برای هر کسی وجود دارد، غیر از این مدیران و برنامه سازان متعهد انقلابی. چرا؟ چون وجود این مدیران لایق باعث خواهد شد بسیاری از مدیران صدا وسیما نانشان آجر شود. چون بسیاری از مدیران صدا وسیما لایق پست هایی که هم اکنون در آن مشغول به کار هستند، نیستند. این مدیران نالایق که صرفاً به خاطر روابط و دوستی ها و تملق و چاپلوسی به قدرت رسیده اند، اگر به هنرمندان و برنامه سازان متدین و عالم مجال بدهند، یقیناً بی کفایتی خودشان محرز و آشکار خواهد شد.

طبیعی است که با حضور چنین افرادی در بدنه مدیران و برنامه سازان صدا وسیما مخالفت خواهد شد، که می شود. باید بگویم شما در مرام و مسلکی که باشید می توانید در رسانه ملی فعالیت کنید، اما اگر یک هنرمند متدین، متعهد و با سواد باشید، جایی برای شما وجود نخواهد داشت. حتی می توان گفت جا برای برنامه سازان متخصص ولو غیر متعهد هم در رسانه ملی وجود ندارد. چون اگر این گروه متخصص هم در رسانه ملی مشغول به کار باشند، باز هم بی کفایتی آن مدیران برملا خواهد شد. واقعاً خیلی از مدیران سازمان به درد این کار نمی خورند، نه می توانند با نیروهای متخصص کار کنند ون ه با نیروهای متدین. به جای این دو گروه، مدیران از نیروهایی استفاده می کنند که با دین بازی می کنند و دکان دینداری باز کرده اند و نتیجه این فرایند، می شود ساخت برنامه هایی که مذهب و دین مردم را به باد می دهند و آبروی مذهب را خواهند برد و در نهایت مردم را نیز از دین منزجر خواهند کرد.

به مثالی در این خصوص اشاره می کنم: آیا شب های ولادت ائمه اطهار علیهم السلام صدا وسیما می تواند مردم را جذب خود کند؟ نمی تواند، مگر اینکه آثاری از چارلی چاپلین و هنرمندان کمدی غرب را نمایش دهد. که دیگر آن جه نسبتی با صدا و سیمای اسلامی ایرانی دارد؟ به وضوح می توان بی کفایتی و خالی بودن دست صدا وسیما را در شب های ولادت مشاهده کرد. بهترین برنامه ها در این مناسبت های خاص، پخش فیلم های کمدی خواهد بود. همچنین می توان به جشن هایی که به اسم اعیاد اسلامی از رسانه ملی پخش می شود اشاره کرد. عمدتاً این جشن ها تقلیدهای ناشیانه و خیلی مبتذل و سطحی از شوهای ترکیه است. اگر حرکتی در یک شوی ترکیه امروز اتفاق بیفتد دو، سه سال بعد ما در فلان عید مذهبی در صدا وسیما، تقلید نصفه و نیمه اش را خواهیم دید. این عرصه ای است که صدا و سیما بی کفایتی خودش را به تمام و کمال نشان داده است. اینها همه حکایت از این دارد که صدا وسیما به یک خانه تکانی جدی در رده های مدیریتی اش نیاز دارد. روزگاری شهید آوینی به عنوان کارشناس مذهبی رسانه، معتقد بود که یک فرد مذهبی اگر در کاری متخصص نباشد و آن کار را قبول کند، دروغ گفته است که مذهبی است. تعریف ایشان از تعهد چنین چیزی بود. ایشان صدا وسیما را به عنوان ساختمان ۱۳ طبقه بخش تولید معرفی می کرد، اما در آن فضا حضور پیدا می کند و آثار می سازد که این آثار جزء معدود آثار فاخر سینمایی مستند ایران می شود.

ما هنوز هم می توانیم شخصیت ها و برنامه سازهایی چون آوینی داشته باشیم، اما متأ سفانه در رسانه ملی خیلی کم از چنین نیروهایی استفاده می شود. این نیروها مجال ندارند برای حضور در رسانه ملی، مگر اینکه بتوانندنفوذی داشته باشند و از آن طریق به ساخت برنامه در رسانه ملی مشغول شوند. امروزه اگر یک برنامه ساز متعهد بخواهد در صدا وسیما برنامه سازی کند، باید با لطایف الحیل در مدیران صدا وسیما نفوذ پیدا کند و برنامه هایش را بسازد تا پخش کنند. باید بگویم از باب اتفاق است که ما می توانیم یک برنامه خوب را در صدا وسیما ببینیم. مطمئناً یک اتفاق و جرقه می خواهد آن برنامه! اما همین جرقه ها ثابت می کند که اگر صدا وسیما مدیریتش را متحول کند، آن وقت شاهد این روشنی ها در طولانی مدت نیز خواهیم بود.

مثالی در این خصوص بزنم: صدا و سیما می آید و روی سریالی به اسم  یوسف پیامبر(ع) سرمایه گذاری می کند. این سریال در واقع شاید بیست درصد از توانایی های سینمای متعهد ما را به نمایش گذاشت. شاید هم کمتر. اما دیدیم با چه استقبال گسترده ای از سوی مردم روبه رو شد که حتی می تواند خود را در جهان نیز نشان دهد. یا سریالهایی مثل اصحاب کهف، مریم مقدس و برنامه هایی از این دست که به صورت موردی ساخته شده اند. اینها نشان می دهد که ما اگر در عرصه ساخت برنامه های متعهدانه دینی حتی از ده، بیست درصد ظرفیت مان استفاده کنیم، می توانیم کارهای خاص و ارزشمندی را بسازیم و ارائه کنیم.

حتی ما ضعف صدا وسیما در حوزه اخبار و حوزه سیاست را هم می توانیم جزئی تر ببینیم. الآن به راحتی می توان گفت مقصر اصلی اینکه عده ای در تهران شعار نه غزه، نه لبنان جانم فدای ایران را سر می دهند، همین صدا وسیمای خودمان است.  مقصر اصلی صدا وسیماست. صدا وسیما هنوز نتوانسته است به همین مذهبی های کشورمان توضیح دهد که غزه و لبنان چه ربطی به ما دارد؟ چه پیوندی با منافع ملی و اعتقادی ما دارند. چرا باید به اینها کمک کنیم و… اینها ابهام بسیار بزرگی است که به واسطه همین ضعف اطلاع رسانی از سوی رسانه ملی، هم اکنون در کشور وجود دارد. رسانه ملی تاکنون نتوانسته است فلسفه دشمنی ما با آمریکا را تبیین کند. من از مدیران صدا وسیما می خواهم توضیح دهند، تاکنون چند اثر نمایشی به درد بخور در خصوص دشمنی آمریکا با ما ساخته اند که نشان دهنده عمق دشمنی آمریکا با ما باشد. چندتا؟ واقعاً هیچ برنامه یا نمایشی در این حوزه ساخته نشده است یا  اینکه توضیح دهند چند اثر نمایشی در خصوص دشمنی های رژیم صهیونیستی در کشورمان و دنیای اسلام نشان داده اند؟

یک پاسخ به “نقش مدیریت در انحراف صدا وسیما”

  • فاطمه:

    با سلام کاری که هم اکنون صداوسیمای ما به جد دنبال میکند شکستن حریم روابط زنان ومردان است عوض اینکه محتوای اخبارها را کامل کنند تیترهای آغازین آن را که یادآوری کوچکی از آن دوران بود را تغییر داده اند کاش یک بار هم که شده صحیفه نور امام که در رابطه با وظایف صداوسیما بود میخواندند

یک نظر بگذارید